تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۴۹۲۶۸

رمضانعلی یوسفی
منطقه جنوب آسیا که بوش رئیس‌جمهور آمریکا از دیروز سفر رسمی خود را به دو کشور آن، هند و پاکستان آغاز می‌کند از نظر اقتصادی دارای پتانسیل بالایی است.
امضای قرارداد هسته‌ای بین هند و آمریکا، روابط هند و چین، مناقشه هند و پاکستان برسر مسأله منطقه کشمیر و نیز فعالیت‌های هسته‌ای ایران ازجمله مسائل مورد مذاکره بوش با مقام‌های هندی و پاکستانی است.
بوش پنجمین رئیس‌جمهوری آمریکاست که از هند بازدید می‌کند، اما رویکرد ملت‌های دوکشور و نگاه رهبران آنان با شش سال قبل که «بیل کلینتون» رئیس‌جمهوری سابق آمریکا در اسفندماه 1379 به این منطقه سفر کرد، کاملاً متفاوت است. از هم‌اکنون نگرانی‌هایی در زمینه تحمیل خواسته‌های آمریکا در معامله هسته‌ای با این کشور و نیز درخصوص مسائل سیاسی، روابط دوجانبه و منطقه‌ای و ازجمله روابط دهلی‌نو- تهران، بر افکار عمومی و احزاب سیاسی هند سایه افکنده است.
بوش در این سفر تلاش خواهد کرد توافقنامه همکاری هسته‌ای با هند را که در دست تهیه است، با راهبردهای مختلف ازجمله تطمیع دولتمردان هندی برای قرارگرفتن در مقابل برنامه هسته‌ای ایران پیش ببرد.
انعقاد یک پیمان هسته‌ای ازجمله مسائل مورد مذاکره است، به‌طوری‌که در یک‌سال گذشته مقامات آمریکایی ازجمله «نیکلاس برنز»، معاون سیاسی وزیرخارجه آمریکا و دیگر هیأتهای آمریکایی به‌منظور انجام تبادل‌نظرهای بیشتر در مورد امکان انعقاد یک پیمان هسته‌ای و نیز هموارسازی زمینه دیگر برنامه‌های بوش، دیدارهای متعددی از هند داشته‌اند.
البته انعقاد چنین پیمانی با دیده تردید شخصیت‌های مستقل هندی مواجه شده است، به‌طوری‌که آنها خواستار افشای جزئیات توافق «جورج بوش» و «مان موهان سینگ» نخست‌وزیر هند در تیرماه سال جاری در واشنگتن هستند برخی از شخصیت‌های سیاسی آمریکا نیز در زمینه توافق‌های هسته‌ای این کشور با هند باتوجه به اینکه دهلی‌نو پیمان منع تولید و تکثیر سلاح‌ هسته‌ای را امضا نکرده و آزمایش‌های هسته‌ای متعددی را در سال‌های 1974 تا 1998 میلادی صورت داده است، معترض هستند.
مهمترین مسأله اختلاف‌برانگیز میان دو کشور در مسأله پیمان هسته‌ای، موضوع جداسازی فعالیت‌های هسته‌ای نظامی از غیرنظامی است. این امر با مخالفت احزاب بویژه جناح چپ و شخصیت‌های سیاسی و علمی هند و نیز برخی شخصیت‌های آمریکایی مواجه شده است. بدین‌ترتیب می‌توان گفت که امکان انعقاد یک پیمان هسته‌ای خاص بین هند و آمریکا در زمان حاضر بعید به‌نظر می‌رسد. هماهنگ ساختن مواضع هند با آمریکا علیه ایران نیز ازجمله مسائل عمده‌ای است که در سفر بوش «فتنه‌انگیز» در منطقه، رخ خواهد نمود. «کاندولیزا رایس» وزیرخارجه آمریکا اواخر اسفندماه سال 1383 در یک سفر رسمی به هند به صراحت مخالفت دولتش را با طرح خط لوله گاز ایران به هند از مسیر پاکستان اعلام کرد و با تاکتیکی هیجان‌انگیز اما مقطعی از نیاز جدی و شایستگی هند باری دستیابی به فناوری پیشرفته هسته‌ای به‌منظور رفع نیاز خود در بخش انرژی سخن راند.
پس از آن در 27 تیرماه 1384 در سفر مان موهان سینگ نخست‌وزیر هند به واشنگتن، توافقنامه همکاری هسته‌ای بین سران دو کشور به امضا رسید که البته در طول این سفر جورج بوش رئیس‌جمهوری آمریکا، هند را برای موضع گرفتن علیه تهران، تحت فشار قرار داد. مان موهان سینگ نیز در یکی از اولین سخنان تسلیم‌آمیز از مشکلات مالی طرح خط لوله گاز ایران به هند سخن رانده و عملی شدن آن را مشکل خواند. به‌دنبال این عکس‌العمل مردم عادی، جوامع مدنی، اندیشمندان و جناح‌های مختلف سیاسی به‌ویژه جناح چپ ائتلاف متحد مترقی که حکومت کشور را به رهبری حزب کنگره در دست دارد، بسیار تند و شدید بود. آنها با برگزاری راهپیمایی، گردهمایی و نشست‌های مطبوعاتی فراوان تسلیم شدن در قبال فشار آمریکا را به صراحت محکوم کردند و از دولت خواستار تغییر موضع غلط در مورد ایران شدند.
البته این مهم ناگفته نماند که در درون حزب کنگره نیز بر سر ایران و موضع دولت در قبال مسأله هسته‌ای آن دوگانگی وجود دارد و گروهی که «ناتوار سینگ» وزیرخارجه سابق و «مانی شانکرآیر» وزیر نفت و گاز طبیعی سابق هند در آن قرار دارند، مخالف تسلیم شدن در مقابل آمریکا و خدشه‌دار شدن روابط با ایران هستند. آنچه مسلم است در بخش انرژی، هند به ایران نیاز دارد و آمریکا هم کشوری نیست که به تعهدات خود در توافقنامه همکاری هسته‌ای آمریکا و هند جامه عمل بپوشاند. مواضع قابل تحسین گذشته هند، به‌خصوص در جنبش عدم تعهد و اجرای سیاست خارجی مستقل و ادعاهای این کشور برای ایجاد این تفکر که دهلی‌نو یک قدرت هسته‌ای مسئول جهانی است و هند می‌تواند یک عضو رسمی شورای امنیت باشد، با سفر هدفمند بوش بیش از هر زمانی به چالش کشیده شده است. سفر رئیس‌جمهوری آمریکا به هند خارج از عرف دیپلماتیک، دارای پیام خاصی برای مردم هند و کشورهای منطقه است. شکل گرفتن این پیام که هند می‌تواند به‌عنوان یک قدرت مستقل منطقه‌ای در مجامع بین‌المللی و منطقه‌ای از جمله کنفرانس اسلامی مطرح باشد یا به‌رغم داشتن تمدنی سرشار و تاریخی بسیار غنی دستاویز طرح‌های آمریکایی قرار گیرد با سیاستمداران هندی است. شنیده شدن صدای شکسته‌شدن استخوان‌های هند در نتیجه فشار آمریکا در داخل و خارج بدون شک برای ملت‌های غیرمتعهد و جهان سوم خوشایند نخواهد بود.