تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۴۹۳۰۲

علی مومن‌دوست
هر چند بهائیت دارای ریشه‌های عمیق در بین مردم نبود و طرفداران زیادی را هم در میان شیعیان به ‌دست نیاورده بود اما فعالیت‌های سران این فرقه و حمایت‌های خارجی، عاملی بود که باعث شد که این فرقه به حیات خود ادامه دهد و در زمان پهلوی جریان بهائیت به ‌خاطر تسامح رژیم بیش از پیش پایه‌های خود را در ایران محکوم کند و رژیم به آنها اجازه داد تا «محافل» بیت‌العدل‌های خود را دایر سازند و البته حمایت‌های خود رژیم هم به ‌خاطر توصیه‌هایی بود که از سوی انگلیسها انجام می‌شود لذا این فرقه در آن زمان از دو کانال خارج و داخل مورد حمایت قرار می‌گرفت و همین مساله باعث شده بود که این فرقه گستاخی را از حد بگذراند و دست به اقدامات مختلفی در برخی مناطق که نفوذی در آنجاها داشت بزنند و از جمله این اقدامات:
- ایجاد خرابکاری‌ها و توهین علیه مسلمانان شیعه
- برخورد جدی و گستاخانه با علماء شیعه
- سوزاندن کتاب‌های اسلامی و انتشار «کتب قصص خارجی و کتب ضاله به جای آن»
- استفاده از مبلغه‌های زن برای ترویج عقاید بهائیت
- تحریک مردم برخی مناطق علیه شیعیان
- ایجاد اختلاف و تفرقه‌افکنی در میان شیعیان و دامن زدن به برخی اختلافات برای بهره‌برداری از آنها
به‌عنوان مثال «محمدحسین ارسنجانی» در قسمتی از خاطرات خود در کتاب «تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی»: ضمن اشاره به توهین‌های بهائیان در ماه صفر نسبت به «آیت‌الله ربانی» و استفاده از مبلغ زن توسط آنها و همچنین هتک حرمت‌هایی که نسبت به مقدسات و مساجد مسلمین داشتند در ادامه می‌گوید: «وقتی ماه رمضان همان سال (سال 1309) به سروستان رفتم دیدم اوضاع خیلی متشنج است مثلاً وقتی مردم در مسجد مشغول عزاداری بودند یک عده‌ای می‌ریختند توی مسجد و به مردم اهانت می‌کردند و ... خلاصه آنکه در آن منطقه تا این اندازه در بین مسلمانان به آتش فتنه و اختلاف دامن زده شده بود از این‌رو بهائیان این منطقه اقتدار عجیبی داشتند، مثلاً هر کدخدائی درگیری پیدا می‌کرد، بهائیها به او کمک می‌کردند، متقابلاً کدخدا می‌رفت به کمک بهائیها، با این ترفند بهائیها عملاً مسلمانان را سرکوب می‌کردند» علاوه‌بر تمام طغیان‌ها و ایجاد ناامنی‌هایی که از سوی بهائیان در آن دوران صورت می‌گرفت بهائیان نفوذ فراوانی را هم در ادارات دولتی کسب کرده بودند که تمام این مسائل در کنار همدیگر باعث برانگیخته شدن احساسات شیعیان بر علیه این فرقه ضاله و حامیانش شد رسول جعفریان در کتاب جریان‌های سازمان‌های مذهبی- سیاسی ایران» به این اعتراضات اشاره می‌کند.
شاید اولین اشاره، در این باره، مطالبی است که در مجله آیین اسلام انتشار یافته است. برای مثال از تعدادی بهائی یاد شده که در زاهدان کتاب‌های اسلامی را می‌سوزاندند به‌ جای آن «کتب قصه خارجی و کتب ضاله» را در انظار منتشر می‌کردند در نشریه یاد شده نامه‌ای از سوی برخی از شخصیت‌های شهر قم درج شده که در آن آمده است چون عده‌ای از بهائیان در قم مشغول به تبلیغات و توهین به مذهب مقدس اسلام شده‌اند و این عمل موجب بغض و نگرانی شدیدی در روحیه مردم شده و بدیهی است که این موضوع مخالف با آرامش و باعث انقلاب است لذا از مقامات محترم تقاضای قلع‌وقمع ماده فساد را می‌نمائیم.» مشابه همین شکایت در همان شماره از سنندج درج شده است «بعد از شهریور 1320 طغیان بهائیها در ایران بیشتر شده و در دوایر دولتی پست‌های حساسی را اشغال نموده و به تبلیغات خود ادامه می‌دهند (آئین اسلام، س 2، ش 23، ص 10) نمونه دیگری شکایتی است که اهالی نهاوند نوشته‌اند و ضمن آن از حضور چند نفر بهائی که پست‌های مهم اداری را در شهر اشغال کرده‌اند سخن گفته‌اند. طرف خطاب شاکیانی که از شهرها مبادرت به فرستادن این قبیل نامه‌ها می‌کردند، مقامات دولتی، علمای تهران و شهرستان‌ها و اندکی بعد حضرت آیت‌الله بروجردی بود. در واقع هراس مردم متدین از آن بود که بهائیان آزادانه وارد دستگاه اداری و آموزشی کشور شده و حتی به دربار نیز نزدیک شده‌اند. طبیعی بود که آنان با استفاده از این موقعیت بهتر می‌توانستند به کار تبلیغ بهائی‌گری بپردازند. در شکایتی که از مردم نهاوند رسیده با اسم و مشخصات نام بهائیانی را که رئیس بانک ملی، متصدی انحصاء تریاک، بازرس دخانیات و معلم بوده‌اند درج شده است.