تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۴۹۳۰۷

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدرضا تقوی
اصالت فرهنگ اسلامی
بحث از این‌که چه فرهنگی اصالت دارد و یا این‌که معیارهای اصالت فرهنگی چیست؟ کاری است بس دشوار، چرا که "اصل" به معنای ریشه و بنیان می‌باشد و کندوکاو درباره ریشه‌ها و جستجو در بنیان‌های یک فرهنگ و معرفی آنها به دیگران، هر جوینده‌ای را با مشکلاتی روبه‌رو می‌کند.
بررسی اصالت فرهنگی، یعنی این‌که ریشه‌های فرهنگی موردنظر را از جهات مختلف شناسایی کنیم که مثلاً با انسان چه رابطه‌ای دارند، دارای چه توانایی‌هایی هستند. در فرازونشیب روزگار و در برابر تندبادهای فرهنگی تا چه اندازه مقاومت داشته‌اند و تا چه مقدار، رابطه خود را با شاخه‌ها حفظ کرده‌اند؟
ما را اعتقاد بر این است که فرهنگ‌ها، در زمین افکار و ضمیر افراد دارای ریشه‌هایی هستند که از آن تغذیه می‌شوند و این ریشه‌ها اصالت دارند؛ بنابراین اصالت فرهنگی یعنی بنیان‌ها و ریشه‌های فرهنگی.
حال باتوجه به این توضیح، اصالت فرهنگ اسلامی را به‌گونه‌ای فشرده و فهرست‌وار ارزیابی می‌کنیم:
1- فطرت
از دیدگاه اسلامی طبیعت انسان همانند ظرفی خالی و تهی آفریده نشده است که هرگونه و به هر شکل که بخواهیم آن را درآوریم، بلکه در سرشت و طبیعت انسان مجموعه‌ای از نیروها و استعدادها و خصوصیاتی قرار داده شده است که از آن به "فطرت" یاد می‌شود و در معنای فطرت گفته‌اند: "الفطره هی الصفه التی یتصف بها کل مولد فی اول زمان خلقته"؛
"فطرت صفتی است که هر فرزندی در آغاز آفرینش خود به آن متصف می‌شود."
برخی از صاحب‌نظران مانند "امیل دورکیم" معتقدند که انسان فاقد طبیعت اولیه و فطرت است. طبیعت انسانی در آغاز حیات همانند ظرفی خالی و ماده‌ای بی‌شکل و صفحه‌ای بی‌رنگ است و هر آن‌چه خود و جامعه در آن بریزد می‌پذیرد و براساس آن شکل می‌گیرد. او انسان را ساخته‌شده محیط اجتماعی خویش دانسته و اموری مانند قضاوت و استدلال، اندیشه‌های اخلاقی، احساسات مذهبی و گرایش‌های زیباجویانه انسان را معلول اجتماع می‌داند. ولی اسلام برخلاف دورکیم اعتقاد دارد که در وجود انسان نیازها و گرایش‌هایی نهفته است که او براساس آنها زندگی می‌کند؛ مانند فطرت خودآگاهی که براساس آن به خود، آگاهی دارد و یا فطرت اخلاقی که با آن خیر و شر، فضیلت و رذیلت، تقوا و فجور را درک می‌کند و نیز فطرت خداجویی که از نهاد و درونش گرایش به خدا و توجه به معشوق برتر می‌جوشد. برای روشن‌تر شدن بحث و تفاوت مفهوم فطرت با غریزه می‌توان گفت که غریزه از خصوصیات مشترک میان انسان و حیوان است؛ درحالی‌که امور فطری مختص به انسان می‌باشد. غریزه مبنای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی دارد، ولی امور فطری چنین نیستند. فطرت، مطلق‌طلب است و مظهر تمایلات عالی ولی غریزه مظهر تمایلات دانی می‌باشد. با توجه به مطالب یاد شده،‌ فرهنگ اسلامی که فرهنگ دینی است ریشه در فطرت دارد؛ چون اساس و محور افکار و اعمال دینی چیزی جز "قرب الی‌الله" و توجه به تنها خالق هستی یعنی ذات باری‌تعالی نیست، که این معنا از اصیل‌ترین نیازهای فطری بشر است: (فطره‌الله التی فطرالناس علیها)(1) فطرت خدایی که انسان را براساس آن به ‌وجود آورد. ما اصالت فرهنگ اسلامی را در این می‌دانیم که مایه از فطرت می‌گیرد و هر فرهنگی که از فطرت تغذیه کند بر تسهیلاتی که در امور جاری زندگی ایجاد می‌نماید، به رشد و بالندگی سرعت بیشتری خواهد داد.