تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۴۹۳۰۹
گفت‌وگو با دکتر محمدامین قانعی‌راد

گفت‌وگو از یوسف ناصری
* نسل جدید استادان چه نقشی در تحول فکری دانشگاه دارند؟
** نسل جدید استادان علیه استادان خود به‌پاخاستند و آنها را محکوم کردند. اما الان رفتار این نسل جدید از استادان بسیار عقلانی‌تر شده است. اگرچه انگیزه بومی کردن علم در بین آنها همچنان ماند ولی آن فضای تقابل سیاسی و تقابل دینی کاهش یافته و شرایط بهتری برای توسعه دادن دانش در کشور فراهم گردیده است و همین استادان هستند که امروزه نقش بیشتری در تولید علم دارند.
* آن افرادی که وارد جریانات سیاسی نشدند ولی بعداً استاد شدند چگونه نگرشی دارند؟
** همه دانشجویان در فضای انقلاب مشارکت داشتند. ممکن است بعضی مشارکت‌ فعال داشته‌اند و برخی دیگر مشارکت معمولی. فضای به‌وجود آمده نه‌تنها باعث باروری علم و فناوری در کشور نشد، بلکه باعث ایجاد یکسری عوارض منفی شد ولی هم‌اکنون این نسل جدید استادان از آن حالت ایدئولوژیک فاصله گرفته‌اند.
در مجموع، یک گروه از آن افراد همان انگیزه‌ها را حفظ کرده‌اند و برخی دیگر به‌کلی اعتقاد دارند کار آنها در آن زمان اشتباه بوده است و دقیقاً الان سراغ همان چیزی رفته‌اند که سال‌ها پیش آن را طرد و رد می‌کردند. بنابراین همان منابع را می‌خوانند و به دانشجویان انتقال می‌دهند. البته من معتقدم که این کار، فعالیتی مولد نیست و دانش بدون نهادینه شدن نمی‌تواند تحول ایجاد کند و به باروری برسد.
* چه شد که آنها صددرصد تغییر مسیر داده‌اند و رفتار همان استادان خود را تکرار می‌کنند؟
** انتظاراتی که داشتند در این فرایندها برآورده نشد. حتی تنش‌های نامناسبی را به‌وجود آورد و خود اینها چوب آن عوارض به‌وجود آمده را خوردند و به این اعتقاد رسیدند که مسیر استادان خودشان است بوده است. در اقتصاد هم همین وضعیت پیش آمده اگر قبلاً برخی صنعت مونتاژ را محکوم می‌کردند، الان همان افراد در توسعه صنعتی، سراغ مونتاژ می‌روند. درحالی‌که با تغییر روش دادن می‌توانیم به همان اهداف دست یابیم. یعنی اینکه روش‌های بهتری باید انتخاب کنیم.
* نسل جدید دانشجویانی که وارد دانشگاه‌ها می‌شوند، چه نوع نگرشی دارند؟
** این نسل در دعوای بین استادان خود مشارکت نداشته و اصلاً چنین دعوایی را درک نمی‌کند ولی مشکلات به‌وجود آمده به‌خاطر شکاف بین دو نسل از استادان را در پیرامون خود می‌بیند و سرخوردگی ناشی از آن تنش‌ها را مشاهده می‌کند. این نسل جدید حتی سعی می‌کند پیوند بین دو نسل قبل را به شکلی برقرار کند. چون جنبه‌های ایدئولوژیک فکری را ندارد، لذا با یک حالت واقع‌گرایانه‌تری به دنیای اطراف خود توجه می‌کند. این نسل ممکن است از فعالیت‌های سیاسی سرخورده شده باشد ولی جنبش دانشجویی از بین نخواهد رفت.
امکان دارد این جنبش تغییر جهت بدهد ولی قابل حذف نیست و کنار نمی‌رود.
بلکه از جهت طرح برخی شعارها و جهت‌گیری‌ها و کانون‌های توجهش یکسری تغییر ایجاد خواهد کرد.
* پیامدهای ورود نسل جدید به دانشگاه چیست؟
** نسل جدید از حیث تولید علمی وضعیت خوبی دارند و تولیدات علمی قابل‌توجهی در حد پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها انجام می‌دهند و از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات هم با منابع جدید دنیا ارتباط دارند و کتابخانه‌های دانشگاه‌ها هم در چند سال اخیر منابع خود را تقویت کرده‌اند. اما مشکل این افراد نداشتن چشم‌انداز امیدوارکننده در داخل کشور است که ناشی از کاهش قدرت جذب بخش‌های اجتماعی و اقتصادی است و این بخش‌ها قادر به جذب فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیستند. لذا آنها به‌رغم علاقه خود در فرآیندهای خروج از کشور درگیر شده‌اند.
البته مسؤولان و دولت باید ظرفیت‌ها را برای جذب این نیروها فراهم کنند و الگوی توسعه صنعتی و تکنولوژیک را دگرگون نمایند. به‌طوری‌که سهم نیروی انسانی تحصیلکرده در بخش اقتصادی افزایش یابد. الان شاغلان تحصیلکرده در بخش خصوصی چیزی حدود 3-2 درصد کل شاغلان این بخش را تشکیل می‌دهند. یعنی بیش از 95 درصد شاغلان این بخش دیپلمه و زیردیپلم هستند. بنابراین بخش خصوصی ما دانش‌بر نیست و نمی‌تواند نیروهای جدید را جذب کند.
* تأثیر این نسل بر جامعه چطور خواهد بود؟
** نوع نگاه آنها تاحدود زیادی واقع‌گرایانه‌تر شده. اما به‌لحاظ مشکل اشتغال، کسانی که در حوزه‌های فنی و مهندسی هستند غالباً تمایل دارند به خارج از کشور مهاجرت کنند. دانش‌آموختگان علوم انسانی و علوم اجتماعی به‌ لحاظ تقاضای کمتر، مجبورند در داخل کشور بمانند و به کار در عرصه مطبوعات و یا در حوزه‌های سینما، هنر و تولید نظریه و اندیشه و یا تألیف و ترجمه روی بیاورند. چون اینها از وضع شغلی خود ناراضی هستند، ممکن است به‌ دنبال اندیشه‌های جایگزین بگردند. نارضایتی این افراد در کنار فقدان فضای چپ در کشور ممکن است از یک جهت مزیت باشد و آنها به تولید اندیشه روی بیاورند و از درون علوم انسانی کشور را دچار یک نوع تحول و دگرگونی سازنده کنند.
به ‌عبارت دیگر افرادی که در کشور می‌مانند یا نارضایتی آنها در عین فقدان فضای چپگرایانه تشدید می‌شود و یا آن ‌که به تولید نظریه و اندیشه و یکسری فعالیت‌های فکری روی‌ بیاورند. من شخصاً خوش‌بینانه به وضعیت خودمان نگاه می‌کنم و معتقدم که این گروه باعث می‌شوند تولید اندیشه را در کشور به‌ پیش ببرند. ما الان با تولید فرهنگی در بخش مطبوعاتی، بخش سینما و بخش کتاب مواجه هستیم و به اعتقاد من در آینده میزان این نوع تولید افزایش پیدا خواهد کرد.