احمد تشکر
هر چند پیروزی قاطع سازمان مقاومت فلسطین (حماس) در انتخابات پارلمانی اخیر، برخی سیاستمداران و تحلیلگران سیاسی را در جهان به شگفتی واداشته است و مردم مبارز فلسطین به آیندهای روشن و تحولآفرین دل بستهاند لکن در این پیروزی نقشآفرین نباید از چند نکته پیرامونی غافل شد و لزوم اندیشیدن تدابیر مقتضی برای حفظ مواضع به طور جدی احساس میگردد. در این باره اهم مسائل فراروی جنبش انتفاضه را میتوان به قرار زیر برشمرد.
1- آنچه مسلم است در مرحله پس از انتخابات، حماس به گروه و جناح سیاسی خاص متعلق نیست بلکه سیاست کلی رهبران این سازمان باید به تمام گروههای داخلی و خارجی موافق استقلال سرزمینهای اشغالی معطوف گردد، افزون بر این که حمایت اکثریت ملت فلسطین بزرگترین پشتوانه این سازمان میباشد. انتخابات اخیر این واقعیت را آشکارا نشان داد. بنابراین جنبش مقاومت باید در وهلۀ نخست در حفظ این سرمایه عظیم مردمی تلاش وافر نماید.
2- رهبران حماس همان گونه که انتظار میرفت درصدد هستند تا با جذب دیگر گروههای مبارز فلسطینی راه را برای تشکیل یک دولت ائتلافی هموار سازند. مهمترین این تشکیلات جنبش فتح میباشد که در این انتخابات صاحب 43 کرسی شده است. از طرف دیگر حضور نیروهای محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در عرصه سیاسی آینده نباید نادیده گرفته شود. نگاه اخیر مسؤولان حماس به ویژه خالد مشعل به سیاست وحدت ملی از همین زاویه قابل ارزیابی است. البته حماس نباید ابتکار عمل را در توازن قدرت سیاسی و ایجاد تعادل قوا میان تمام گروههای ذیربط از دست بدهد که در غیر این صورت خود مشکلاتی را در پی خواهد داشت و اساساً حرکت اخیر این سازمان و رأی مردم فلسطین زیر سؤال خواهد رفت.
3- شاید بتوان گفت مشکل عمده پیشروی جنبش مقاومت و دولت آیندۀ بر آمده از آن، رودررویی با رژیم اشغالگر فلسطین و سران افراطی آن میباشد؛ آنهایی که همواره به دنبال خلع سلاح مجاهدین فلسطین بودهاند و آنها را در لیست به اصطلاح تروریستها قرار دادهاند. اما مردان مبارز این سرزمین با توکل بر خداوند میتوانند ضمن مقاومت مستمر در برابر متجاوزان و حامیان آنها با هوشیاری لازم و شناخت توطئههای از پیش طراحی شده، تبلیغات و تمهیدات ضدفلسطینی صهیونیستها را خنثی نمایند. این مهم درحال حاضر با سهولت مضاعفی قابل اجراست؛ زیرا از یک طرف رهبری دولت اسرائیل دچار تزلزل و نابسامانی سیاسی شده و از سوی دیگر اختلاف میان احزاب تندرو و میانهرو صهیونیستی این نابسامانی را تشدید کرده. کما اینکه اخیراً حزب لیکود انشعاب یافته و نتانیاهو دبیرکل این حزب در موضع ضعف و انفعال قرار گرفته است. و این فرصتی مناسب برای پیشبرد اهداف حماس خواهد بود.
4- آستانه سیاست خارجی فلسطین در مرحله کنونی چالشی است که به طور طبیعی کانون توجه نمایندگان خلق فلسطین و جهانیان خواهد شد. مقابله با شیطنتهای خارجی برای ایجاد تفرقه بین گروههای مختلف مبارز، تحریم و تهدید در زمینههای گوناگون از سوی قدرتهای جهانی و میزان جلب اعتماد سازمانهای بینالمللی ازجمله سازمان ملل را میتوان از اهم مسائل موجود برای دولت ائتلافی آینده به شمار آورد. بیگمان در این کشاکش سیاسی آمریکا تمام تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا جنبش مقاومت و فضای عمومی برای طراحی و تدوین برنامههای راهبردی سیاستمداران حال و آینده فلسطین را به مسیر انحراف و التهاب سوق دهند. حتی تاخیر در تنظیم یک برنامه کاربردی و مؤثر در سرنوشت ملت فلسطین برای آمریکا و ارباب یک امتیاز به شمار میآید و با توجه به انقضای عمر سیاسی بوش و کابینه وی در حاکمیت آمریکا اجرای این پروسه در سیاست خارجی این کشور طی ماههای آینده دنبال خواهد شد. بیشک نقش همپیمانان ایالات متحده و بهویژه دولت انگلیس در این فرآیند اثرگذار خواهد بود.
انتظار میرود اتحادیه اروپایی در این زمینه لحن ملایمتری نسبت به پروژه ادامه اشغال و پیشرفت به سوی تشکیل یک دولت فراگیر و ملی بدون اسرائیل در سرزمینهای اشغالی داشته باشد واکنش دولتها و ملتهای دنیا به وضعیت موجود در خاورمیانه و نوع رفتار و عملکرد رهبران حماس و دیگر گروههای مؤتلفه در آینده این موضوع را روشنتر خواهد کرد.
5- دیپلماسی پویندگان انتفاضه علاوه بر ایفای نقش فعال در دو جبهه مقابله با توطئههای رژیم صهیونیستی و غرب باید نمود برجستهای در برقراری روابط منطقی با حفظ اصول خود با دولتهای عرب و سازمان کنفرانس اسلامی و جلبنظر اعضای آنها دامنه شناسایی دولت آینده فلسطین را از سوی سازمانهای جهانی گستردهتر خواهد کرد. بهنظر میرسد رویکرد جدید خاورمیانهای در شرایط کنونی فرصت خوبی است که هم گروههای مبارز فلسطینی با ظرفیت بالا میتوانند از آن بهرهمند شوند و هم ملتها و بعضی دولتهای منطقه را با خود و روی کار آوردن دولت ائتلافی در فلسطین همراه سازند؛ چرا که در حال حاضر کمترین امیدی به موفقیت سردمداران کاخ سفید او در افغانستان، عراق و لبنان برای دوستان قدیم و جدید آنها وجود ندارد و نتایج انتخابات پیدرپی در این کشورها حاکی از این حقیقت مطلق میباشد.
از سوی دیگر طرح مدعیان مبارزه با تروریسم در خاورمیانه آنقدر بیاثر و بیخاصیت تلقی شده که نه تنها ملتها و دولتهای کشورهای ذیربط که حتی بعضی کشورهای عربی و کارشناسان آنان آن را برنمیتابند بلکه مُسمای آن به یک طنز سیاسی و محفلی مسخره تبدیل شده است.