مجید صفاتاج
بیش از پنجاه سال است که واژهای جدید به عمد وارد فرهنگ و قاموس سیاسی جهان شده است. واژهای که بیش از آن که بیانگر واقعیت تاریخی خود در یونان یعنی سوزاندن مسیحیان ربانی به دست یهودیان پیامبرکُش باشد، رنگ و صبغهای دیگر گرفت تا از آن به عنوان ابزاری در خدمت منافع صهیونیسم سلطهگر و مظلومنمایی یهودیان استفاده شود. واژهای به نام "هولوکاست" که شاید هنوز هم شمار بسیاری از مردم جهان از معنا و مفهوم حقیقی آن آگاهی ندارند. اما آن چه که در تبلیغات و رسانههای جمعی غرب به ویژه صهیونیستی بر روی آن در رابطه با واژه هولوکاست تبلیغ شده مسألهای است به نام "کورههای آدمسوزی" یا "اتاقهای گاز" هیتلری که به کشتارگاه چندین میلیون یا صدها هزار یهودی معروف شده است. به ادعای صهیونیستها، نازیها شش میلیون یهودی را در اتاقهای گاز خفه میکردند و سپس آنها را در کورههای آدمسوزی میسوزاندند.» این ادعا و اسطورهسازی، در منابع صهیونیستی که وابسته به آژانس یهود است به وضوح دیده میشود.
اما این ادعا تنها برای بزرگنمایی مسأله و مظلومنمایی یهودیان بود تا صهیونیسم بتواند دولت اسرائیل را در سرزمین فلسطین ایجاد کند و زمینههای پذیرش این دولت صهیونیستی را در افکار عمومی جهان به ویژه نزد اروپاییها به وجود بیاورند. زیرا یهودیان تا پیش از این زمان در افکار عمومی غرب به ویژه اروپای شرقی به عنوان افرادی که دارای نقش منفی و مخرب در اقتصاد کشورها هستند معرفی میشدند.
بنابراین طرح کشتار یهودیان با نام "هولوکاست" بیشتر برای جلبنظر افکار عمومی در اروپا و در راستای پذیرش دولت اسرائیل در فلسطین انجام گرفت. کتابها و دائرهالمعارفهای یهودی در این راستا بیشترین نقش را داشتند. این تبلیغات به قدری توسط صهیونیستها گسترده و غلو گردید که حتی برخی محافل صهیونیستی و آثار مکتوب وابسته به آنها تعریف گستردهتری از هولوکاست را مدنظر قرار دادند. از جمله اینکه "شش میلیون یهودی" در یک برنامه از پیش تعیین شدهای، به عنوان "راهحل نهایی" و در "اتاقهای گاز" در "اردوگاههای کار اجباری" به قتل رسیدهاند.
در این تعریف سه مؤلفه به کار رفته، یکی "کشتار شش میلیون یهودی"، دوم "راهحل نهایی" و سوم "اتاقهای گاز" از میان این سه مؤلفه، اولین مورد در مرکز ثقل تبلیغات گسترده صهیونیستها قرار دارد، به طوری که کمتر شنوندهای در آمار ارائه شده تردید میکند. کتابها و دائرهالمعارفهای متعددی هم که بیشتر، یهودیان مؤلف، آنها بودهاند تعریفی را که از هولوکاست ارائه دادهاند مبتنی بر همین آمار و ارقام نجومی و ادعایی صهیونیستی است. مثلاً مارتین گیلبرگ مورخ یهودی انگلیسیتبار در کتاب خود با عنوان «هولوکاست» این واژه را چنین تعریف میکند:
«کشتار سازمانیافته شش میلیون یهودی»
دائرهالمعارف کتاب جهان نیز تعریفی که دربارۀ هولوکاست دارد شبیه تعریف فوقالذکر است. در آن آمده است:
«تا پایان سال 1945، نازیها بیش از شش میلیون مرد، زن و کودک یهودی را قتلعام کردند، یعنی بیش از دوسوم جمعیت یهودیان اروپا»
دائرهالمعارف یهود (جودائیکا) نیز ذیل واژۀ "هولوکاست" همین تعریف را ارائه کرده است.
اما معنا و تعریف دیق هولوکاست و پیشینة تاریخی کاربرد آن چیست؟
تعریف:
هولوکاست از یک واژة یونانی holos بهمعنای تمام و kalein بهمعنای سوزاندن است. در کتاب فرهنگ یهود نیز هولوکاست بهمعنای «سوزاندن با آتش که بهطور کامل از میان برود» تعریف شده است. باتوجه به تعریف فوقالذکر میتوان گفت که «هولوکاست، در لغت به معنی قربانی، قربانی بزرگ، با آتش سوزاندن و به معبود رسیدن میباشد» معادل این واژه در زبان عبری کلاسیک «اولم کالیل» و در عبری مدرن «شوآه» است. در زمان تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948 که بن گوریون اعلامیه بهاصطلاح استقلال اسرائیل را قرائت کرد در نسخه عبری بهجای واژه «هولوکاست» از کلمة «شوآه» استفاده شده بود. این واژه یک کلمه عبری بهمعنای فاجعه است و کاربرد آن مورد علاقه کسانی بوده که بر منحصر بودن قتلعام یهودیان تاکید دارند. رژیم صهیونیستی بعدها در تقویم عبری، روزی را به همین نام برای یادبود بهاصطلاح کشتار دستهجمعی یهودیان اختصاص داد.
پیشینه:
اسطوره «هولوکاست» یا کشتار یهودیان بهویژه «اتاقهای گاز» اولین بار در سال 1942 در برخی محافل صهیونیستی آمریکا توسط فردی به نام «الی ویزل» مطرح شد. البته در طی جنگ کسی بدان اعتنا نکرد. اما در اواخر جنگ وقتی متفقین صحنههای دلخراش بعضی از اردوگاهها و اجساد رویهم انباشته اسیرانی که بهعلت بیماری تیفوس یا گرسنگی جان داده بودند را دیدند، زمزمههای «اتاقهای گاز» مجدداً ازسرگرفته شد. یک سال پیش از پایان جنگ نیز (1944) حقوقدان لهستانی «رافائل لمکین» واژهی «نسلکشی» را به کار برد. در پی آن نیز واژهی «یهودکشی» از سوی «آرنومهبر» مورخ پیشنهاد شد و اما واژه «هولوکاست» ازجمله واژههایی بود که در فرهنگ و قاموس سیاسی جهان بهویژه غرب ماندگار شد. بدون اینکه هیچ مورخ و مرکز علمی، تاریخی و یا مطالعاتی و تحقیقاتی در مورد صحت و سقم آن تحقیق کرده و یا آنرا به چالش بکشاند. این وضعیت حدود سیسال ادامه داشت و دربارهی آن، صدها کتاب به رشته تحریر درآمد و صدها فیلم و تئاتر و سریال ساخته شد و به زبانهای مختلف ترجمه و در ممالک مختلف دنیا، بهویژه جهان غرب به نمایش درآمد و بهعنوان یک رویداد تاریخی و واقعیت غیرقابل انکار به افکار عمومی القا شد. در محافل دانشگاهی و دیگر مراکز آموزشی در جهان نیز بهصورت یک رخداد تاریخی غیرقابل تشکیک مورد آموزش قرار گرفت.
در همین راستا فیلمها و سریالهای ساخته شده در جهان غرب بدون هیچ تفسیر، توضیح و یا ملاحظهای، ترجمه و برای اقشار مختلف در کشورهای جهان به نمایش گذاشته میشوند. پخش سریال «دوران طلایی» در سیمای جمهوری اسلامی ایران (شبهای چهارشنبه مورخ اسفند 1371 و 18/1/1372) تنها یک نمونه بارز و بسیار کوچک از آن است.
این ادعای دروغین و اسطورهسازی صهیونیسم چنان به افکار عمومی جهان القاء شد که حتی امروزه در برخی کشورها و محافل، هر جنایتی با آن مقایسه میشود. حتی برخی مورخان و پژوهشگران تاثیر این اسطورهسازی صهیونیسم در تشکیل رژیم صهیونیستی در فلسطین را غیرقابل انکار میدانند. «شماری از مورخان و محققان بر این عقیده هستند که اگر ماشین تبلیغاتی صهیونیسم چنین سوژهای را در دست نمیداشت، نهتنها در راستای استراتژی خویش شکست فاحشی را متحمل میشد که شاید امروز پدیدهای به نام «رژیم اسرائیل» در عرصههای سیاست، جغرافیا و تاریخ خودنمایی نمیکرد و مشکلی بنام «اشغال فلسطین» با تمامی ابعاد بغرنج آن در جهان امروز وجود نمیداشت.»
سؤالهای اساسی:
1- اتاقهای گاز چیست؟ چگونه جایی است؟ آیا «اتاقهای گاز» هیتلری واقعاً وجود داشته است؟، از چه نوع گازی در آن استفاده میکردند؟ چگونه گاز را در آن وارد میکردند؟ چگونه میتوان برای خارج کردن اجساد به اتاقهای گاز وارد شد؟ و کورههای آدمسوزی اردوگاههای آلمان هیتلری چیست؟
2- آیا اصلاً کشتاری از یهودیان در اردوگاههای هیتلری صورت گرفته است؟ تعداد قربانیان یهودی جنگ دوم جهانی چقدر بوده است؟ اگر طبق ادعای صهیونیستها شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم توسط نازیها کشته شدهاند پس آمار کلی جمعیت یهودیان در اروپا چقدر بوده است؟
برای پاسخ به سؤالات فوقالذکر و دهها سؤال بیپاسخ دیگر تبیین واقعیت موجود و بازنگری تاریخی ادعای کشتار شش میلیون یهودی توسط نازیها ضروری است.
واقعیت موجود:
پروفسور «روبر فوریسون 20» متخصص و کارشناس عالیرتبه فرانسوی بررسی، ارزیابی و شناخت اسناد و مدارک تاریخی، پس از دهها سال مطالعه و تحقیق بر روی اسناد جنگ جهانی دوم، در مراکز و مؤسسههای بزرگ مطالعاتی و پژوهشی، به این واقعیت دست یافت که مسأله «اتاقهای گاز» و قتلعام یهودیها (هولوکاست) دروغ و افسانهای است که از سوی بعضی مجامع و سازمانهای یهودی و کانونهای صهیونیستی، با اغراض کاملاً سیاسی و بلکه اقتصادی ساخته و پرداخته شده است. وی درباره فقدان هرگونه شاهد و سند در اثبات وجود اتاقهای گاز نوشته است:
«در مورد "اتاقهای گاز" مجاور کورهها، نه دستور ساخت، نه مطالعه، نه سفارش، نه صورت هزینه و حتی یک عکس وجود ندارد. در صدها محاکمه (اورشلیم، فرانکفورت و غیره...) هیچ سندی در این باره ارائه نشده است.»
«من در آشویتس بودم. در آنجا هیچ "اتاق گازی" وجود نداشت.»
پس از جنگ، سازمان صلیب سرخ جهانی (که دربارة "زمزمههای آشویتس" تحقیق کرده بود. واتیکان (که اطلاعات بسیاری از لهستان داشت)، نازیها و سازشکاران (کسانی که با آلمانیها همکاری داشتند) همگی اعلام کردند:
"اتاقهای گاز"؟ ما نمیدانستیم.
و در جای دیگری میگوید:
«من از اردوگاههای "آشویتس" و "بیرکناو"- که در آن اتاقهای گاز بازسازی شده و بقایایی از "کورههای آدمسوزی" وجود دارند- چندین مرتبه بازدید کردم. در اردوگاههای "اشتراتهوف" (آلزاس- فرانسه) و مایدانک (لهستان) مکانهایی را که بهعنوان "اتاق گاز" معرفی میشدند بررسی کردم. در مرکز اطلاعرسانی معاصر یهود در پاریس، آرشیوها، دستنویسها، عکسها و شهادتهای کتبی و هزاران سند دیگر را مطالعه کردم. برای یافتن پاسخ، بیوقفه از متخصصان و تاریخدانان پرسش کردهام. سالها، اما بیهوده، بهدنبال فقط یک بازمانده از تبعیدیان جنگ بودم که با چشم خود "اتاقهای گاز" را دیده باشد، بهویژه به کثرت مدارک ادعایی در این مورد وقعی نمیگذاشتم. به حتی یک مدرک، فقط یک مدرک راضی بودم، اما همین مدرک را هم نیافتم. درمقابل، آنچه یافتم، تعداد بیشماری مدارک مجعول، شایستة محاکمه جاوگران و مایه شرمساری برای قضاتی است که آنها را پذیرفتهاند.»
خاطرات دکتر "یوهان پل کرمر" پزشک اردوگاه آشویتس که از تاریخ 29 اوت تا 18 نوامبر 1942 به این اردوگاه اعزام شده بود نیز حاکی از این واقعیت است که اصلاً اتاق گازی برای کشتار یهودیان وجود نداشته بلکه آنچه که کشتار میکرده بیماری تیفوس بوده نه آلمانیها. روبر فوریسون ضمن اثبات ساختگی بودن افسانه کشتار یهودیان در اتاقهای گاز در این باره میگوید:
«در سال 1945 و در آخرین ماههای جنگ، یک اپیدمی در اردوگاه برگن بلسن شیوع یافت، بهنحوی که، آلمانیها نتوانستند آن را مهار کنند؛ البته در آن زمان، اوضاع عمومی آلمان بسیار ازهمپاشیده و غمانگیز بود. هیچگونه موادغذایی و دارویی به اردوگاه نمیرسید. نیروی هوایی متفقین از ماهها قبل جادهها و راههای زمینی را بمباران میکرد. صحنههای وحشتناکی که انگلیسیها پس از دستیابی به این اردوگاه دیدند، مربوط به همین شیوع تیفوس بود. عکسهایی که توسط متفقین از اجساد این اردوگاه گرفته شده، مربوط به ضعف و لاغری ناشی از تیفوس بود و کشتاری درمیان نبوده است. انگلیسیها خود نیز در مهار آن دچار مشکلات بسیار شدند؛ آنچنان که بسیاری از اسیران میمردند و این تقصیر انگلیسیها هم نبود. بنابراین آلمانیها و انگلیسیها نبودند که در برگن بلسن میکشتند، بلکه این تیفوس بود که کشتار میکرد.»
اظهارات فوقالذکر از روبر فوریسون و نیز خاطرات دکتر یوهان پل کرمر بیانگر این واقعیت تاریخی است که اصلاً اتاقهای گاز بهمنظور از بین بردن پشه ناقل بیماری تیفوس با هدف مبارزه با این بیماری مهلک مورد استفاده قرار میگرفته است. وی در تاریخ 13 اکتبر 1942 مینویسد:
«در آشویتس، کوچههایی بهطور کامل از تیفوس نابود شدهاند» خود وی نیز به "بیماری آشویتس" مبتلا شد. حتی خود آلمانیها هم بر اثر آن میمردند، وی در جای دیگری میگوید:
«پزشکان نیز باج خود را به تیفوس پرداختهاند. دکتر "ماریان یسیلووسکی" از ورشو عهدهدار وظیفه رسیدگی به اسرای جنگی شوروی بود که در اثر بیماری تیفوس جان باخت. دکتر “Caser” نیز به تیفوس مبتلا شد. همسر او چند روز پیش (13 اکتبر 1942) از این بیماری فوت کرد و...»
گروههای پزشکی در اردوگاهها برای مسدود ساختن و جلوگیری از گسترش بیماری تیفوس، تنها چاره را در سوزاندن اجساد آن عده از اسرایی که بر اثر ابتلاء به بیماری تیفوس جان خود را از دست داده بودند و نیز البسه و اشیاء متعلق به آنها، تنها راه و متد علمی تجویز شده و مؤثر آن زمان بود که میتوانست از سرایت بیشتر بیماری تیفوس جلوگیری کند.
افزونبر اظهارات فوقالذکر، نتایج تحقیق یک افسر یهودی سازمان ضداطلاعات آمریکا (C.I.C) در سال 1949 گویای این واقعیت است که اصلاً در اردوگاههای نازیها صنعت سوزاندن و یا خفه کردن بهوسیلة گاز وجود نداشته است. لوئیس مارشالکو در این باره میگوید:
«یکی از افسران یهودی ضداطلاعات آمریکا در سال 1949 براساس اطلاعاتی که از یک لهستانی رشوهداده شده بهدست آورده بود در باغ سبزیجات اردوگاه، در سطحی وسیع اقدام به حفاری و کاوش کرد. اما علیرغم همة زحمات سنگین و خستگیناپذیر و بودجة زیادی که خرج این کار کرد هیچگونه اثری از خاکسترهای فوقالذکر و یا اجساد یهودیان بهدست نیامد، که البته جای تعجبی هم نبود بهویژه اینکه یکی از کورههای اردوگاه را اصلاً پس از جنگ و برای فیلمبرداری صحنههای فیلم "آسیاب مرگ" ساخته بودند.»
اما در پاسخ به این سؤال که آیا کشتاری از یهودیان در اردوگاههای هیتلری صورت گرفته و شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و در اردوگاههای آلمان نازی قتلعام شدهاند باید گفت که:
اولاً؛ «هیچ دستور یا فرمانی از سوی سران حزب نازی مبنیبر قتلعام یهودیان در اردوگاههای هیتلری و حتی در مسیر حرکت نازیها بهسوی لهستان، بالکان و شوروی سابق وجود ندارد.
ثانیاً؛ قربانیان جنگ جهانی دوم و قتلعامهای نازیها تنها یهودیان نبودهاند، بلکه همه آحاد مردم کشورهای اروپایی اعم از یهودی و غیریهودی بودند. واحد کشتار نازیها علاوه بر یهودیها، اقدام به قتلعام کولیها، کمونیستها، رهبران سیاسی و اندیشمندان، معلولان جسمی و عقبماندههای ذهنی و قشرهای دیگری از غیرنظامیان کردند.»
ثالثاً؛ تجدیدنظرطلبان تاریخی معتقدند که روش مورداستفاده در جمعآوری آمار کشتهشدگان، کاملاً غیرفنی و غیرعلمی بوده است. از اینرو عدد نمادین "شش میلیون یهودی" فاقد اعتبار علمی است.
لوئیس مارشالکو دربارة جعلی بودن و یا صحت ادعای صهیونیستها مبنی بر قتلعام یهودیان میگوید:
«کسانی که در دادگاه نورمبرگ محکوم شدند، مکرراً و با وجدانی آسوده میگفتند که در تمام دوران جنگ، آنها چیزی راجع به قتلعامهای جمعی یهودیان و یا اردوگاه "آشویتس" و یا "تربلینکا" نمیدانستند و اولین باری که نام آنها را شنیدند از دهان دادستان همین دادگاه بوده است.»
در مورد تعداد شش میلیون یهودی، تجدیدنظرطلبان تاریخی معتقدند که این رقم را صهیونیستها تعیین کردهاند و اگرچه جنگ جهانی دوم تبعات بسیاری برای مردم همه کشورهای درگیر جنگ ازجمله یهودیان داشته اما بههیچروی قتلعام یهودیان در چنین مقیاس وسیعی و با امکانات سالهای 47-1943 امکانپذیر نیست. آنها درباره شمار کشتهشدگان یهودی که از سوی صهیونیستها ارائه شده است معتقدند از یکسو رقم "شش میلیون" برای قربانیان یهودی در طول جنگ جهانی دوم، عددی از پیش تدارک دیده شده، یا بهعبارتی "عددی نمادین" است. و از سوی دیگر آمار و ارقام ارائه شده تنها براساس شهادت شفاهی (و تنها در یک مورد شهادت کتبی از متهمان دادرسیهای نورنبرگ [به نام "ویلهم هوتل"] که سپس بهعنوان شاهد در جایگاه شهود دعوت شدند، تهیه شده است.
روژه گارودی اندیشمند مسلمان فرانسوی نیز که رقم شش میلیون یهودی را تا سال 1971 واقعی میپنداشته در اینباره چنین میگوید:
«در اینجا میخواهم بازگو کنم که چگونه به غیرواقعی بودن رقم شش میلیون قربانی پی بردم، چون من هم تا سال 1971، آن را واقعی میدانستم.
آقای "ناحوم گلدمن"، رئیس کنگره جهانی یهود، یکی از دوستان من است. حتی در خانهاش در بیتالمقدس مهمان او بودهام. یک روز در پاریس برایم تعریف میکرد که چگونه بهخاطر قربانیان یهود، توانسته است غرامت سنگینی از رئیسجمهور "آدنور" بگیرد.
آقای ناحوم گلدمن افزود: "من رقم رسمی شش میلیون را تعیین کردم".»
"دیوید ایرونیگ"، مورخ تجدیدنظرطلب انگلیسی نیز در کتاب خویش به نام "نورمبرگ آخرین نبرد" درخصوص آمار قربانیان هولوکاست به نکات جالبی اشاره میکند. وی در این کتاب مینویسد: «برخی از سران صهیونیست از اوایل ژوئن 1945 توانستند علیرغم آشفتگیهای آن زمان که عمداً هرگونه آمارگیری را غیرممکن میساخت، شمار دقیق قربانیان- یعنی رقم شش میلیون نفر- را اعلام کنند.»
در بخش دیگری از این کتاب، ایرونیگ به ملاقات وکیل یهودی، نمایندگان مهمترین سازمانهای یهودی وقت در آمریکا با "روبرت جکسون"، سربازرس کل در جریان دادرسی نورمبرگ اشاره میکند که در سال 1945 و در شهر نیویورک آمریکا رخ داد. در این ملاقات، جکسون از سه وکیل میپرسد چه تعداد یهودی در سرزمینهای تحت اشغال نازیها جان خود را از دست دادهاند و پاسخ میگیرد: شش میلیون نفر.
نکته دیگری که قابلتوجه است و دروغ بودن هولوکاست را اثبات میکند آمار جمعیت یهودیان، قبل و بعد از جنگ جهانی است. در سال 1939 آمار یهودیها را اعلام کرده است. همین سالنامه که توسط سالنامههای آمریکا قبل و بعد از جنگ اعلام شده تغییر پیدا نکرده است.
در کل اروپا در زمان جنگ سه میلیون و یکصد و بیست هزار یهودی ساکن بودند. حالا نکته بعدی اینجاست که این شش میلیون از کجا آمده است و چطور دوبرابر [جمعیت] یهودیان ساکن در اروپا در جنگ کشته میشوند؟ نکته جالب توجه دیگر هم اینکه از جمعیت 600 هزار یهودی که در آلمان ساکن بودند، 400 هزار نفرشان به دستور هیتلر از آلمان اخراج شده بودند و این مسأله قبل از جنگ اتفاق افتاده بود. یعنی در آلمان، تنها 200 هزار یهودی ساکن بودند. نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که آمار یهودیها قبل و بعد از جنگ تغییر پیدا نکرده است.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.