بهروز افخمی
جشنواره همین است دیگر! هفت هشت سال پیش رفته بودم جشنواره کن. فیلم نداشتم و بیکار بودم و ول میگشتم. توى یک مجلسى مرا با یک فیلمساز جوان آمریکایى آشنا کردند که میگفتند فیلم خوبى ساخته و توى جشنواره گل کرده. فکر کردم یک چیزى بگویم که خوشش بیاید. گفتم: من هنوز فیلمت را ندیدهام، اما تعریف زیاد شنیدهام و همه میگویند فیلم خوبى درآمده. گفت: بهتر که ندیدى. اینجا جاى فیلم دیدن نیست. اینجا سیرک است. حالا اگر من همین را درباره جشنواره خودمان بگویم خیلىها عصبانى میشوند. اما خوب که حسابش را بکنید، سیرک هم چیزى بدى نیست. همه بچهها و خیلى از بزرگترها سیرک را دوست دارند و آدمهاى سیرک را دوست دارند.
«فلینى» هم عاشق سیرک و آدمهاش بود... جشنواره یک چیزى مثل سیرک است. جایى که مردم جمع میشوند و نمایش میبینند و همدیگر را میبینند و خودنمایى میکنند و معاشرت میکنند و اظهارنظر میکنند و اظهار وجود میکنند و از همدیگر تعریف میکنند و همدیگر را دست میاندازند و این کار را چندین و چند روز ادامه میدهند و کم وبیش خوش میگذرانند. جشنواره همین است دیگر! حالا یک شرطهایى هم میگذارند و کمیته انتخاب تعیین میکنند و هیات داوران منصوب میکنند و جایزههایى هم میدهند، اما شما خیلى جدى نگیرید.
جشنواره کن را جدى نگیرید. جشنواره خودمان را هم جدى نگیرید. سینماى واقعى جاى دیگر است و تماشاگر واقعى که کودکانه و عاشقانه فیلم تماشا میکند، جاى دیگر است. جشنواره هم چیز بدى نیست. مراسم است و تبلیغات است و گرماى خودش را کم و بیش دارد، اما جاى تماشاى فیلم به معناى فیلم نیست. چند هفته پیش نمیدانم در کدام کانال تلویزیون یا ماهواره به طور اتفاقى «دلشدگان» على حاتمی را از نیمه دیدم و با تعجب ملتفت شدم که از این فیلم خوشم میآید. نمیخواهم بگویم که فیلم خوبى بود، اما به نظرم آرام و صمیمی آمد و یک جور متانت و نجابت ایرانى داشت که به دلم نشست.
خلاصه طورى بود که نمیشد ندید و ندیده گرفت. بعد یادم آمد که چند سال پیش خودم داور جشنواره فجر بودم و همین «دلشدگان» در مسابقه بود، اما من اصرار داشتم که فیلم بدى است و باید ندیده گرفته شود. ما «دلشدگان» را ندیده گرفتیم و گذشت… نکته جالب اینکه تا چند سال بعد هر جا که صحبت از داورى در جشنواره میشد، من لاف میزدم که داورى جشنواره در دورهاى که خودم داور بودم، داورى خوبى بوده و از سیاست بازى دور بوده و فقط سینماى ناب را در نظر داشته است.