">
علیاکبر اعتمادی
اشغال عراق به دست آمریکا و متحدانش را میتوان تشدیدکننده اختلافات فرانسه و آمریکا در عرصه جهانی دانست که بیش از چهار سال به طول انجامید. ژاک شیراک رئیسجمهور پیشین فرانسه از جمله پیشگامانی بود که جنگ عراق را برگرفته از جاهطلبی واشنگتن دانسته لذا از هرگونه همکاری با آن خودداری کرد. پاریس که در ائتلاف ضدجنگ افغانستان شرکت فعالی داشت به رغم خواست واشنگتن از صحنه عراق کنار رفت و به منتقدان آن پیوست. نکته مهم در قبال نگاه فرانسه به تحولات عراق، رویکرد دولت سارکوزی رئیسجمهور جدید این کشور میباشد. بهرغم آنکه فرانسه بیش از چهار سال در جمع مخالفان جنگ قرار داشت و در شرایطی که جهانیان اعترافات خود را به جنگ افزایش دادهاند، برنارد کوشنر وزیر خارجه فرانسه به عنوان اولین مقام رسمی این کشور به عراق وارد گردید تا باب تازهای در مناسبات طرفین برداشته شود. این اقدام فرانسویها در حالی صورت میگیرد که:
1- سارکوزی رئیسجمهور فرانسه اساس سیاستهای خود را بر محور حضور فعال در معادلات جهانی تدوین نموده است. در استراتژی وی احیای امپریالیسم فرانسه در اقصی نقاط جهان و بازگشت به مناطق نفوذ در اولویت قرار دارد. بازیگری در اروپا، مناطق نفوذ در آفریقا، آمریکای لاتین، خاورمیانه، حضور در معادلات جهانی به عنوان ناجی صلح و امنیت، از محورهای طرح وی میباشد. در این راستا از راهکارهای اتخاذ شده در استراتژی سارکوزی گرایش به آمریکا میباشد. آنها امید دارند تا در سایه حرکت با آمریکا به منافعی در عرصه جهانی دست یابند چنانکه پیش از آنها انگلیس و آلمان این اقدام را صورت دادند.
2- در نقطه مقابل ایالات متحده دورانی سخت را سپری میکند. افزایش انتقادهای داخلی و خارجی به سیاستهای کاخ سفید در عراق در کنار ناکامیهای گسترده در این کشور، تاکید بسیاری از کشورها بر خروج از ائتلاف که آنها را از عراق خارج کرده است، شکست واشنگتن در اجرای استراتژی حمله پیشدستانه براساس اصل فعالیت تکقطبی و... سبب شده تا بار دیگر ایالات متحده به دنبال متحدانی جدید باشد هر چند که در شرایط کنونی هزینههای بسیاری برای آن میپردازد.
3- با توجه به سیاستهای جدید آمریکا و فرانسه و با عنایت به اینکه سفر وزیر خارجه فرانسه به عراق پس از رایزنیهای بوش و سارکوزی در واشنگتن و تاکید آنها بر همگرایی بیشتر صورت میگیرد، این اقدام فرانسویها میتواند با چند هدف اجرا شده باشد اولا این اقدام را میتوان گامی مهم در جهت تحکیم مناسبات پاریس و واشنگتن دانست که میتواند در آینده ابعاد جدیدتری به خود بگیرد. ثانیا فرانسویهای که روزی اولین بازیگر صحنه عراق قلمداد میشدند. اکنون در شرایطی که بسیاری از بازیگران انگلیس در حال ترک این کشور هستند تلاش دارد تا در سایه رابطه با آمریکا به حداقل منافع خود در عراق دست یابد. بویژه اینکه اکنون مساله نفت عراق و چگونگی حضور پیمانکاران خارجی در بازسازی عراق مطرح شده است.
ثالثا از محورهای سیاست خارجی فرانسه احیای قدرت در عرصه جهانی است. آنها پس از بازیگری در لبنان، فلسطین، سودان و... برآنند تا حوزه فعالیت خود را به حل بحران عراق گسترش دهند در حالی که منافع سیاسی و اقتصادی خود را نیز تامین میکنند رابعا ایالات متحده که در عراق شکست را پذیرا شده، تلاش دارد تا ائتلاف جهانی برای ادامه اشغالگری به دست آورد. روی آوردن به بازیگران منطقهای حتی ایران و سوریه، رویکرد به سازمان ملل، تشویق کشورها به حضور در عراق بیانگر این استراتژی آمریکا است که با آمدن فرانسه به صحنه تکمیلتر میگردد. البته حضور نظامی فرانسه در عراق در شرایط کنونی دور از ذهن مینماید اما در بعد حمایت سیاسی و احتمالا تشویق ناتو برای حضور در عراق میتواند تحرکاتی انجام دهد.
در نهایت سفر وزیر خارجه فرانسه به عراق در شرایطی که سرآغازی برای نقشآفرینی دوباره این کشور در عراق است، بیشتر تحرکی در چارچوب توسعه روابط و همکاری با آمریکا است که برگرفته از توافقات سارکوزی و بوش میباشد. البته دیدگاه منفی مردم فرانسه و اعتراضات جهانی به متحدان آمریکا در عراق، موانعی هستند که میتوانند از توسعه فعالیت فرانسه در عراق بکاهند هر چند که آنها تحرکاتی برای آغاز این تحولات در پیش گرفتهاند.