ابوالقاسم قاسمزاده
گزارش آقای البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی به دبیرکل سازمان ملل انتشار یافت که در آن آمده است: <تهران با نادیده گرفتن قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل، غنی سازی اورانیوم را تعلیق نکرده و در عوض با نصب صدها سانتریفوژ برنامه اش را توسعه بخشیده است.> مهمترین و اصلی ترین موضوع و انتظار از گزارش اخیر آقای البرادعی اعلام نظر رسمی او در مورد اجرا یا عدم اجرای قطعنامه 1737 با عنوان <تعلیق کامل> غنی سازی از سوی ایران بود که مدیرکل آژانس به 35 عضو شورای حکام آژانس و 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل اطلاع داد، تهران با رد تعلیق، قطعنامه 1737 را نپذیرفته است.
پس از انتشار گزارش، بازتاب اولیه آن در رسانه های غربی به گونه ای بود که انگار خبری دور از انتظار نبود و همه آن را می دانستند و تنها تائید رسمی آن از سوی مدیرکل آژانس اعلام گردیده است. رسانه های اروپایی و آمریکایی، با انتشار گزارش و منفی بودن آن درباره نگاه ایران به قطعنامه 1737 از آن با عنوان رد تقاضای جامعه بین المللی از سوی جمهوری اسلامی ایران یاد کردند. اغلب این رسانه ها که بازتاب های گزارش آقای البرادعی را درصدر اخبار خود دارند، پیش بینی کرده اند که حداکثر تا یک یا دوماه آینده، قطعنامه جدیدی با گسترش فضای <تحریم> علیه ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر خواهد شد. آنها همچنین پیش بینی می کنند که در عمل و اقدام، موضوع پرونده هسته ای ایران، بجای طی مسیر، بسوی گشایش، پیچیده تر و بسته تر از گذشته خواهد گردید.
رسانه ها حالتی از انتظار نیز بوجود می آورند که در آن دو جهت گیری، یکی تلاش برای حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای ایران از طریق مذاکره و رسیدن به توافق دوطرف است. تلاش سیاسی که هم اکنون تا حدودی اتحادیه اروپا و کشورهایی مانند روسیه، چین و ژاپن انجام می دهند. آنها میخواهند تا فضای بسته کنونی به مسیری برای مذاکره سازنده سوق داده شود.
انتظار دیگر، تهدید مجدد به تحریم گسترده تر از طریق صدور قطعنامه ای جدید است که بقول رسانه های غربی، موجب تشدید انزوای ایران از جامعه بین المللی خواهد شد. این تحریم ها در اولویت بر محورهای مالی، روابط اقتصادی، تجاری و فنی استوار خواهد بود و سپس شعاع سیاسی آن خود را نشان می دهد. کاری که رسانه های غربی در پیش گرفته اند، زنده نگهداشتن خبری موضوع انرژی هسته ای ایران و انعکاس گسترده فعالیت های دیپلماتیک بصورت منفی یا مثبت درباره آنست. از نوشته ها و گفته های اغلب رسانه ها و صاحب نظران سیاسی غرب چنین برمی آید که آنها موضوع پرونده انرژی هسته ای ایران را نقطه عطفی تاریخی می دانند که به چرخش بحران فراگیر و جدید و یا مصالحه بزرگ و مسیر تعامل وسیع، جهت گیری پیدا خواهد کرد و می انجامد، و هریک از این نتایج مجموعه شرایط در خاورمیانه را دگرگون می سازد.
اما رفت و آمدها، پس از گزارش البرادعی از سوی سیاستمداران و مسئولین دولت ها در جریان است که متفاوت از فضای تبلیغی و رسانه ای است. در این بخش هم، دو جریان دیده می شود.
روز دوشنبه (فردا) قرار است در لندن، کارشناسان وزراء خارجه کشورهای عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل به اضافه آلمان، تشکیل جلسه دهند تا ضمن بررسی کارشناسانه گزارش البرادعی، مفاد پیشنهادی برای صدور قطعنامه جدید را پیشنهاد کنند. از این نشست بعنوان جلسه مقدماتی برای دو موضوع و دستورکار یاد می گردد. اول، همآهنگ سازی مواضع بین اعضاء و کشورها، و دوم، تنظیم روش کار و دستورالعمل برای وزراء خارجه و روسای هریک از کشورها است، مسیری که آنها به توافق کلی نظری و عملی دست پیدا کنند. قرار است تا از پی جلسه دوشنبه آینده در لندن، حداکثر تا یک ماه دیگر، جلسه وزراء خارجه کشورهای عضو دائمی شورای امنیت تشکیل گردد. موازی با این اخبار، رفت و آمدهای دیپلماتیک در اروپا و از اروپا به ایران در جریان است. گفته می شود تا قبل از تصویب قطعنامه ای دیگر، آنها برای گشایش مسیر و بیرون آمدن از بن بست کنونی تلاش دارند. اعلام توافق نسبی برای شروع دور جدیدی از مذاکره، تلاش جریان دیپلماتیک است. خوش بینی و یا بدبینی در شرایط کنونی، با انتشار اخبار مثبت و منفی، در نوسان است. واقعیت این است که بسیاری در اتحادیه اروپا و سیاستمدارانی از کشورهای چین، روسیه، ژاپن، فرانسه و آلمان، زمان را فشرده ومحدود ارزیابی می کنند و امتداد فضای بوجود آمده کنونی را به نفع رسیدن به حل مسالمت آمیز پرونده انرژی هسته ای ایران نمی بینند. آنها طالب اند تا هرچه زودتر با اعلام حداقل توافق ها، فضای زمانی بن بست شکسته شود. در حالیکه دولت کنونی آمریکا، همچنان بر سه محور محاصره نظامی، تحریم اقتصادی و بایکوت سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران پافشاری دارد و هر دو دولت آمریکا و انگلیس خرید زمان می کنند و چندان خود را شایق به برون رفت فوری از موقعیت کنونی نشان نمی دهند. شعار دولت <جرج بوش> و <بلر> جهت دهی بسوی <تحریم همه جانبه> است و برای دستیابی به چنین هدفی زمان میخرند. گزارش البرادعی پایان یک فصل دیگر از این ماجرا است که پس از آن سمت و سوی رفتارهای سیاسی از سوی کشورها آشکارتر می گردد.