تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۴۹۵۵۵
مشاور شش وزیر خارجه آمریکا در گفت‌‌‌‌‌‌‌و‌‌‌‌‌‌‌گو با فارین پالیسی بررسی کرد
ترجمه: کاوه شجاعی مقدمه: مناقشات داخلی در مناطق فلسطینی در روزهای اخیر آرام گرفته بود اما دیروز درگیری‌های تازه میان هواداران حماس و فتح در خان یونس 3کشته و 20زخمی برجای گذاشت. در گیری‌های جدید پس از آن رخ داد که سازمان فتح حماس را مسئول قتل یکی از فرمانده‌‌‌‌‌‌‌هانش در روز جمعه معرفی کرد. در همین هال کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده برای احیای روند صلح خاورمیانه – پس از 7 سال بن بست – راه دشواری را پیش رو دارد. نشریه معتبر فارین پالیسی در این مورد با آرون دیوید میلر گفت‌وگو کرده است. میلر بین سالهای 1988 تا 2003 به 6 وزیر امور خارجه آمریکا در مسأله مذاکرات اعراب و اسرائیل مشاوره داده است. او هم اکنون عضو مرکز تحقیقاتی وودروویلسون است و کتابی درباره آمریکا و مذاکرات اعراب و اسرائیل می‌‌‌‌‌‌‌نویسد.

*چرا در طول ماه های اخیر گروه های فلسطینی با یکدیگر درگیر شدند؟
**برای اولین بار بعد از بازگشت فلسطینی‌ها به کرانه غربی و غزه و تشکیل دولت خودگردان، سیاست فلسطینی به امری «واقعی» و البته حالا تفرقه انداز و خشن تبدیل شده است. وقتی عرفات قدرت را در اختیار داشت به شدت برنحوه استفاده گروه های فلسطینی از سلاح و سرمایه نظارت می‌‌‌‌‌‌‌کرد. او بین سالهای 1994 تا آغاز انتفاضه دوم و پایان دوره کلینتون در روند صلح نقشی حیاتی بازی می‌‌‌‌‌‌‌کرد. عرفات به عنوان چهره مشروع تاریخی نزد غربی‌ها و مردم فلسطین هرگاه حس می‌‌‌‌‌‌‌کرد گروهی برخلاف منافع دولت خودگردان عمل می‌‌‌‌‌‌‌کند، به تهدید بسنده نمی‌‌‌‌‌‌‌کرد و دست به اقدام می‌‌‌‌‌‌‌زد.
با مرگ عرفات و ظهور محمود عباس و همچنین بی‌میلی دولت جدید آمریکا به روند صلح، حماس که با کمکهای ایران به گروهی سازمان یافته و عاری از فساد تبدیل شده بود توانست انتخابات را ببرد. حماس شمار زیادی از مردم فلسطین را مجذوب خود کرد. آنها نیازهای مردم را بهتر از دولت ناکارآمد خودگردان درک می‌‌‌‌‌‌‌کردند و مقاومتشان علیه اسرائیل برای اکثر فلسطینی‌ها ارزشمند بود. برای اولین بار دو دیدگاه متفاوت در جامعه فلسطین رودرروی هم قرار گرفته بودند. در دوران عرفات مشروعیت دولت خودگردان به موفقیت روند صلح فلسطین و اسرائیل با میانجی گری آمریکا گره خورده بود، اما بعد از توقف روند صلح، حماس برای مردم فلسطین تبدیل به بهترین گزینه شد. آنها در طول یک سال اخیر با وجود کم کاری ها، نبود حمایت بین المللی و تحریم سیاسی و اقتصادی غرب اصلاً بد عمل نکرده‌‌‌‌‌‌‌اند.
*درباره توافق مکه صحبت کنیم که اخیراً با میانجی گری عربستان میان ابومازن و حماس صورت گرفت. شماری از تحلیلگران مدعی‌‌‌‌‌‌‌اند که عربستان سعودی به خاطر ترس از تأثیر فزاینده ایران تلاش کرده کنترل دولت خودگردان را در دست بگیرد. نظر شما چیست؟
**من مخالفم .به نظر من سعودی‌ها با درک خطر سیاسی و روحی آغاز یک جنگ داخلی در غزه تلاش کرد میان فتح و حماس آشتی برقرار کند تا شاهد تکرار بحران کنونی عراق در جای دیگری نباشیم. هدف این توافق شروع دوباره مذاکره با اسرائیل نبود. قصد آنها فقط و فقط داخلی بود: ابومازن باید جلوی خشونت های گروهی را در غزه می‌‌‌‌‌‌‌گرفت. دو طرف نمی‌‌‌‌‌‌‌توانستند عربستان را به خاطر اهرم مالی و اهمیت سیاسی‌اش بدون رسیدن به توافق ترک کنند. آمریکایی‌ها و رژیم اسرائیل امیدوار بودند که توافقنامه باعث شود حماس سه شرط گروه چهارگانه را بپذیرد تا روند صلح از بن‌بست خارج شود. این سه شرط عبارت بودند از: به رسمیت شناختن اسرائیل ، پایان خشونتها و پذیرش تمامی توافقات پیشین دولت خودگردان با اسرائیل من فکر می‌‌‌‌‌‌‌کنم توافق مکه دولت بوش و اسرائیلی‌هارا به شدت ناامید کرد.
*فکر نمی‌‌‌‌‌‌‌کنید توافقنامه مکه با اختیاردادن دوباره به حماس باعث شد که مذاکرات اخیر رایس با اولمرت و عباس بی نتیجه تمام شود؟
**اینطور فکر نمی‌‌‌‌‌‌‌کنم. حتی اگر مسأله حماس نبود رایس مأموریت بسیار دشواری را پیش رو داشت. مشکلات بسیاری وجود دارند که دورنمای یک توافق میان اسرائیل و فلسطینیان را تیره و تار می‌‌‌‌‌‌‌کنند.
مشکل اول: رهبران ضعیفی بر سرکار هستند . هم ابومازن و هم اولمرت زندانی حوزه های انتخاباتی‌‌‌‌‌‌‌اند! صلح میان اعراب و اسرائیل با وجود رهبران قدرتمند هم به شدت دشوار است، چه برسد به این دو. پنج سال طول کشید که بگین و سادات پیمانی میان اسرائیل و مصر را به سامان رساندند.
دوم: شکاف میان فلسطینیان و اسرائیلی‌ها در مسائلی که کاندولیزا رایس توجه‌‌‌‌‌‌‌اش را به آنها معطوف کرده – مانند بیت المقدس، مرزها و آوارگان – بسیار عمیق است. در همین حال مشکلات دو طرف بر سر این مسائل از آخرین باری که هفت سال پیش عرفات، باراک و کلینتون در کمپ دیوید بر سر آن بحث کردند گسترده‌تر شده است.
و در آخر؛ شما ظهور بازیگرانی غیردولتی را شاهدید که در محیط غیردولتی رشد کرده‌‌‌‌‌‌‌اند، مثل حماس و جهاد اسلامی در غزه و حزب الله در لبنان. این گروه‌هانه فقط ظرفیت آسیب زدن به دولت های مرکزی را دارند، که می‌‌‌‌‌‌‌توانند مشکلات عدیده‌‌‌‌‌‌‌ای برای قدرت‌های بزرگ نظامی ایجاد کنند.
*در کل دیدار رایس با عباس و اولمرت پیامد مثبتی داشت؟
**وضعیت در حال حاضر از یک ماه پیش دشوارت شده است. درگیری های گروهی میان فلسطینیان پایان یافته است. اما مانورهای سیاسی نه . بخشی از فلسطینیان و اسرائیلی‌ها به روند صلح معتقدند. اما شما نمی‌‌‌‌‌‌‌توانید یک واقعیت مهم را نادیده بگیرید: حماس بخشی مشروع از دولت خودگردان است و تلاش برای شکست دادنش در خیابانها یا منزوی کردن و تحریم اقتصادی این گروه در طول یک سال اخیر موفقیت‌آمیز نبوده است. 20 سال طول کشید که غرب توانست سازمان آزادی بخش فلسطین و فتح سکولار را پای میز مذاکره بنشاند. حالا فکر می‌‌‌‌‌‌‌کنید حماس مذهبی بعد از چند سال راضی به چنین کاری شود؟! از طرفی بدون شک دولت آمریکا و اولمرت هم طرف‌هایی نیستند که در آینده نزدیک با حماس وارد مذاکره شوند.
*فکر می‌‌‌‌‌‌‌کنید سعودی‌ها امیدوارند که آمریکا با حماس به توافق برسد؟
**این آرزویی واقعگرایانه نیست. دولت بوش بارها اعلام کرده با دولت‌ها و گروه هایی که آنها را حامی خشونت می‌خواند مذاکره نخواهد کرد. کاخ سفید دولت‌های ایران، سوریه، گروه‌های حزب الله، جهاد اسلامی و حماس را در این دسته قرار داده و بدون شک با آنها گفتگوی مستقیم انجام نخواهد داد. این به شدت اشتباه است. علاوه بر این اولمرت پس از جنگ تابستان گذشته علیه لبنان، آن قدر ضعیف شده که نمی‌‌‌‌‌‌‌تواند بدون درگرفتن بحران تازه با حماس مذاکره کند.
*رایس حالا باید چه کند؟
**ما به جای استراتژی دو روزه، به استراتژی دو ساله نیاز داریم. کاخ سفید باید تصمیم بگیرد آیا صلح میان فلسطین و اسرائیل جزو اولویت‌های اصلی‌اش است یا نه . اگر چنین است باید نوع دیگری از تلاش‌ها را آغاز کنیم که به این روش کژدار و مریز کنونی شبیه نیست. ما به سه «نقشه راه» نیاز داریم:
اول، نقشه راه فلسطینی – اسرائیلی که طبق آن آمریکا برای آغاز آتش‌بس، میانجی‌گر می‌‌‌‌‌‌‌کند، به دولت خودگردان کمک می‌‌‌‌‌‌‌رساند و نوعی گفت‌‌‌‌‌‌‌و‌‌‌‌‌‌‌گوی سیاسی را شروع می‌‌‌‌‌‌‌کند تا اسرائیلی‌ها مسئولیت حفظ امنیت در مناطق کرانه غربی را به فلسطینی‌ها واگذار کنند.
دوم، نقشه راه اعراب که ایالات متحده وزرای خارجه عرب و اسرائیلی را دور هم جمع می‌‌‌‌‌‌‌کند. در صورت آغاز روند صلح اعراب باید برای اعطای کمک مالی به فلسطینیان آماده باشند و روابط سیاسی و دیپلماتیک را با رژیم اسرائیل گسترش بخشند.
سوم، نقشه راه آمریکا. ایالات متحده باید برای راه حل نهایی آمده شود. ما نباید برای انجام مذاکره بدون توجه به شرایط موجود – به طرفین فشار بیاوریم. ما به یک کمپ دیوید دیگر نیاز نداریم، چون دوباره شکست خواهد خورد. مهمترین کاری که کاخ سفید می‌‌‌‌‌‌‌تواند بکند آماده کردن شرایط برای انجام مذاکره نهایی است. در صورت شکست در یکی از این نقشه های راه بن بست ادامه خواهد یافت. جهان راه دیگری ندارد.