دکتر سیدرضا میرطاهر
مقدمه:
کشور روسیه طی ماههای اخیر گامهای قابل توجهی را در مسیر بازیابی قدرت و جایگاه بینالمللی خود برداشته است. این امر به ویژه در پی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک روسی بر فراز مناطق دوردست، تلاشهای جدید برای تثبیت حاکمیت روسیه بر مناطقی از قطب شمال، گسترش فروشهای تسلیحاتی روسیه و در کنار آن، استراتژی جدید این کشور برای توسعه همه جانبه صنایع نظامی ـ به ویژه صنایع هواپیمایی ـ و نیز افزایش نقش و اهمیت سازمان همکاری شانگهای ـ که اکنون در گسترههای جدید نظامی و امنیتی شاهد گشترش همکاریهای روسیه و چین برگزاری مانورهای مشترک بین آن 2 کشور است ـ تبلور مییابد. در کنار آن، آزمایش موشکهای قارهپیمای جدید و خروج روسیه از «معاهده کاهش نیروهای متعارف در اروپا» نشاندهنده موضع سرسختانه و چالشگرایانه روسیه در قبال توسعه پیمان ناتو و افزایش نفوذ و حضور ایالات متحده در اروپای شرقی و کشورهای حوزه خارج نزدیک روسیه است. در این نوشته، برآنیم با تحلیل آخرین اقدام روسیه ـ یعنی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک ـ به تحلیل ابعاد و پیامدهای این اقدام بپردازیم.
">دکتر سیدرضا میرطاهر
مقدمه:
کشور روسیه طی ماههای اخیر گامهای قابل توجهی را در مسیر بازیابی قدرت و جایگاه بینالمللی خود برداشته است. این امر به ویژه در پی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک روسی بر فراز مناطق دوردست، تلاشهای جدید برای تثبیت حاکمیت روسیه بر مناطقی از قطب شمال، گسترش فروشهای تسلیحاتی روسیه و در کنار آن، استراتژی جدید این کشور برای توسعه همه جانبه صنایع نظامی ـ به ویژه صنایع هواپیمایی ـ و نیز افزایش نقش و اهمیت سازمان همکاری شانگهای ـ که اکنون در گسترههای جدید نظامی و امنیتی شاهد گشترش همکاریهای روسیه و چین برگزاری مانورهای مشترک بین آن 2 کشور است ـ تبلور مییابد. در کنار آن، آزمایش موشکهای قارهپیمای جدید و خروج روسیه از «معاهده کاهش نیروهای متعارف در اروپا» نشاندهنده موضع سرسختانه و چالشگرایانه روسیه در قبال توسعه پیمان ناتو و افزایش نفوذ و حضور ایالات متحده در اروپای شرقی و کشورهای حوزه خارج نزدیک روسیه است. در این نوشته، برآنیم با تحلیل آخرین اقدام روسیه ـ یعنی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک ـ به تحلیل ابعاد و پیامدهای این اقدام بپردازیم.
">دکتر سیدرضا میرطاهر
مقدمه:
کشور روسیه طی ماههای اخیر گامهای قابل توجهی را در مسیر بازیابی قدرت و جایگاه بینالمللی خود برداشته است. این امر به ویژه در پی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک روسی بر فراز مناطق دوردست، تلاشهای جدید برای تثبیت حاکمیت روسیه بر مناطقی از قطب شمال، گسترش فروشهای تسلیحاتی روسیه و در کنار آن، استراتژی جدید این کشور برای توسعه همه جانبه صنایع نظامی ـ به ویژه صنایع هواپیمایی ـ و نیز افزایش نقش و اهمیت سازمان همکاری شانگهای ـ که اکنون در گسترههای جدید نظامی و امنیتی شاهد گشترش همکاریهای روسیه و چین برگزاری مانورهای مشترک بین آن 2 کشور است ـ تبلور مییابد. در کنار آن، آزمایش موشکهای قارهپیمای جدید و خروج روسیه از «معاهده کاهش نیروهای متعارف در اروپا» نشاندهنده موضع سرسختانه و چالشگرایانه روسیه در قبال توسعه پیمان ناتو و افزایش نفوذ و حضور ایالات متحده در اروپای شرقی و کشورهای حوزه خارج نزدیک روسیه است. در این نوشته، برآنیم با تحلیل آخرین اقدام روسیه ـ یعنی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک ـ به تحلیل ابعاد و پیامدهای این اقدام بپردازیم.
">دکتر سیدرضا میرطاهر
مقدمه:
کشور روسیه طی ماههای اخیر گامهای قابل توجهی را در مسیر بازیابی قدرت و جایگاه بینالمللی خود برداشته است. این امر به ویژه در پی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک روسی بر فراز مناطق دوردست، تلاشهای جدید برای تثبیت حاکمیت روسیه بر مناطقی از قطب شمال، گسترش فروشهای تسلیحاتی روسیه و در کنار آن، استراتژی جدید این کشور برای توسعه همه جانبه صنایع نظامی ـ به ویژه صنایع هواپیمایی ـ و نیز افزایش نقش و اهمیت سازمان همکاری شانگهای ـ که اکنون در گسترههای جدید نظامی و امنیتی شاهد گشترش همکاریهای روسیه و چین برگزاری مانورهای مشترک بین آن 2 کشور است ـ تبلور مییابد. در کنار آن، آزمایش موشکهای قارهپیمای جدید و خروج روسیه از «معاهده کاهش نیروهای متعارف در اروپا» نشاندهنده موضع سرسختانه و چالشگرایانه روسیه در قبال توسعه پیمان ناتو و افزایش نفوذ و حضور ایالات متحده در اروپای شرقی و کشورهای حوزه خارج نزدیک روسیه است. در این نوشته، برآنیم با تحلیل آخرین اقدام روسیه ـ یعنی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک ـ به تحلیل ابعاد و پیامدهای این اقدام بپردازیم.
">دکتر سیدرضا میرطاهر
مقدمه:
کشور روسیه طی ماههای اخیر گامهای قابل توجهی را در مسیر بازیابی قدرت و جایگاه بینالمللی خود برداشته است. این امر به ویژه در پی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک روسی بر فراز مناطق دوردست، تلاشهای جدید برای تثبیت حاکمیت روسیه بر مناطقی از قطب شمال، گسترش فروشهای تسلیحاتی روسیه و در کنار آن، استراتژی جدید این کشور برای توسعه همه جانبه صنایع نظامی ـ به ویژه صنایع هواپیمایی ـ و نیز افزایش نقش و اهمیت سازمان همکاری شانگهای ـ که اکنون در گسترههای جدید نظامی و امنیتی شاهد گشترش همکاریهای روسیه و چین برگزاری مانورهای مشترک بین آن 2 کشور است ـ تبلور مییابد. در کنار آن، آزمایش موشکهای قارهپیمای جدید و خروج روسیه از «معاهده کاهش نیروهای متعارف در اروپا» نشاندهنده موضع سرسختانه و چالشگرایانه روسیه در قبال توسعه پیمان ناتو و افزایش نفوذ و حضور ایالات متحده در اروپای شرقی و کشورهای حوزه خارج نزدیک روسیه است. در این نوشته، برآنیم با تحلیل آخرین اقدام روسیه ـ یعنی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک ـ به تحلیل ابعاد و پیامدهای این اقدام بپردازیم.
">دکتر سیدرضا میرطاهر
مقدمه:
کشور روسیه طی ماههای اخیر گامهای قابل توجهی را در مسیر بازیابی قدرت و جایگاه بینالمللی خود برداشته است. این امر به ویژه در پی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک روسی بر فراز مناطق دوردست، تلاشهای جدید برای تثبیت حاکمیت روسیه بر مناطقی از قطب شمال، گسترش فروشهای تسلیحاتی روسیه و در کنار آن، استراتژی جدید این کشور برای توسعه همه جانبه صنایع نظامی ـ به ویژه صنایع هواپیمایی ـ و نیز افزایش نقش و اهمیت سازمان همکاری شانگهای ـ که اکنون در گسترههای جدید نظامی و امنیتی شاهد گشترش همکاریهای روسیه و چین برگزاری مانورهای مشترک بین آن 2 کشور است ـ تبلور مییابد. در کنار آن، آزمایش موشکهای قارهپیمای جدید و خروج روسیه از «معاهده کاهش نیروهای متعارف در اروپا» نشاندهنده موضع سرسختانه و چالشگرایانه روسیه در قبال توسعه پیمان ناتو و افزایش نفوذ و حضور ایالات متحده در اروپای شرقی و کشورهای حوزه خارج نزدیک روسیه است. در این نوشته، برآنیم با تحلیل آخرین اقدام روسیه ـ یعنی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک ـ به تحلیل ابعاد و پیامدهای این اقدام بپردازیم.
">دکتر سیدرضا میرطاهر
مقدمه:
کشور روسیه طی ماههای اخیر گامهای قابل توجهی را در مسیر بازیابی قدرت و جایگاه بینالمللی خود برداشته است. این امر به ویژه در پی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک روسی بر فراز مناطق دوردست، تلاشهای جدید برای تثبیت حاکمیت روسیه بر مناطقی از قطب شمال، گسترش فروشهای تسلیحاتی روسیه و در کنار آن، استراتژی جدید این کشور برای توسعه همه جانبه صنایع نظامی ـ به ویژه صنایع هواپیمایی ـ و نیز افزایش نقش و اهمیت سازمان همکاری شانگهای ـ که اکنون در گسترههای جدید نظامی و امنیتی شاهد گشترش همکاریهای روسیه و چین برگزاری مانورهای مشترک بین آن 2 کشور است ـ تبلور مییابد. در کنار آن، آزمایش موشکهای قارهپیمای جدید و خروج روسیه از «معاهده کاهش نیروهای متعارف در اروپا» نشاندهنده موضع سرسختانه و چالشگرایانه روسیه در قبال توسعه پیمان ناتو و افزایش نفوذ و حضور ایالات متحده در اروپای شرقی و کشورهای حوزه خارج نزدیک روسیه است. در این نوشته، برآنیم با تحلیل آخرین اقدام روسیه ـ یعنی از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک ـ به تحلیل ابعاد و پیامدهای این اقدام بپردازیم.
از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک
ولادیمیر پوتین ـ رئیسجمهور روسیه ـ در جریان افتتاح نمایشگاه هوافضایی «ماکس ـ 2007» اعلام کرد که روسیه درصدد است جایگاه اول را در جهان در زمینه تولید هواپیماهای نظامی حفظ کرده و فعالانه به بازار هواپیماهای غیرنظامی نیز راه یابد. وی تأکید کرد: «روسیه امروز امکانات اقتصادی جدیدی دارد و بیشترین توجه را به فناوریهای عالی مبذول میکند».(1)
از سوی دیگر، روسیه در اقدامی بیسابقه از پایان جنگ سرد تاکنون، بار دیگر پرواز بمبافکنهای دوربرد خود را همزمان با برپایی مانور مشترک سازمان همکاری شانگهای از سرگرفت که واکنش غرب را به همراه داشت. در این زمینه پوتین ـ رئیسجمهور روسیه ـ در تاریخ 26 مرداد اعلام کرد که به دلیل تهدیدهای خارجی علیه این کشور، مسکو عملیات گشتزنی بمبافکنهای استراتژیک خود در طول مرزهایش را پس از 15 سال از سر خواهد گرفت. وی این سخنان را پس از بازدید از یک رزمایش نظامی مشترک با چین و 4 کشور دیگر آسیای مرکزی (ازبکستات، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان) عضو سازمان همکاری شانگهای در منطقه اورال اظهار کرد. پوتین افزود: «امروز (جمعه 26 مرداد) 14 فروند بمبافکن از 7 نقطه در سطح کشور (روسیه) همراه هواپیماهای سوخترسان و پشتیبانی به پرواز در آمدند و از این پس چنین گشتزنیهایی به طور دائم انجام خواهد شد». وی با اشاره به غربیها از جمله آمریکا ابراز امیدواری کرد که شرکای روسیه این اقدام را درک کنند. پوتین گفت: «هنگامی که روسیه در سال 1992 این پروازها را متوقف کرد، سایر کشورهای اروپایی اقدام مقابلی انجام ندادند و پرواز جنگندههای آنها ادامه دارد و این مشکلاتی برای امنیت روسیه ایجاد میکند».
در واکنش به این اقدام روسیه، شانمککورمک ـ سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ـ گفت: «واشنگتن این اقدام مسکو را تهدیدی برای امنیت آمریکا تلقی نمیکند. با وجود این، برخی کشورهای غربی از این اقدام روسیه نگران شدند».(2) اما سرگئی ایوانف ـ معاون نخستوزیر روسیه ـ روز اول شهریور اعلام کرد که از سرگیری پرواز بمبافکنهای استراتژیک کشورش پس از 15 سال به معنای بازگشت جنگ سرد نیست. وی تصریح کرد: «این اقدام به معنای بازدارندگی یا مقابله نیست، چه برسد به اینکه بازگشت به جنگ سرد باشد. این پروازها در راستای قوانین بینالملل انجام میشود و حدود ارضی هیچ کشوری را نقض نمیکند. این پروازها کاملاً شفاف هستند و شریک آمریکایی ما نیز نباید نگران باشد».
همچنین ژنرال الکساندر زلین ـ فرمانده کل نیروهای هوایی روسیه ـ روز 29 مرداد در پاسخ به این پرسش که آیا ناوگان دور پرواز روسیه به هنگام پروازهای خود مجهز به سلاح هستهای خواهد بود یا خیر، گفت: «ناوگان استراتژیک نیروهای هوایی روسیه پروازهای خود در مناطق دوردست را مجهز به سلاح واقعی از سرگرفته است». وی افزود که مطابق دستور رئیسجمهور، ناوگان دورپرواز فدراسیون روسیه بر مناطق دوردست از جمله بر فراز اقیانوس آرام، اقیانوس اطلس، اقیانوس هند و اقیانوس منجمد شمالی به پرواز در آمده است. سخنان وی در واقع واکنش به نوشتههای برخی مطبوعات غربی در این باره بود که ممکن است این هواپیماها مجهز به سلاح هستهای نباشند.(3)
واکنشهای روسی و غربی
نشریات و محافل روسی از این اقدام دولت روسیه پشتیبانی کردند. از جمله پاولوفسکی ـ رئیس بنیاد «سیاستکارا» ـ مشتاقانه از آغاز پرواز دوباره ناوگان استراتژیک روسیه استقبال کرد. وی میگوید: «روسیه خود در سال 1992 با امتناع از [پرواز] آنها، خلئی را ایجاد کرد که آمریکا بلافاصله آن را پر کرد». این بخشی از سیاست معقولانه محدودسازی و جلوگیری از افزایش نیروهای نظامی تنها آمریکایی است زیرا کاملا بیاساس است که نیروهای مسلح آمریکا و از جمله نیروهای هوایی آن تقریبا در تمامی نقاط جهان به طور دائم حضور دارند. هیچکس هم نمیپرسد که برای چه؟ و تنها بدان عادت کردهاند، همانند عادت کردن به بخشی از ساختار جهانی، همانطور که به حضور نیروهای پلیس در کوچههای شهر عادت میکنند. اما این پلیسها تنها متعلق به یک کشور هستند. به گفته این کارشناس، «روسیه که تا حدی مسئول شکلگیری جهان تکقطبی در اوایل سالهای دهه 90 است، هشدار بسیار مهمی میدهد که در جهان حتی به طور نظری ساختار تکقطبی وجود ندارد و پلورالیسم نظامی ـ استراتژیک در آسمان نیز وجود دارد».
ژنرال پاول زولو تاریف ـ معاون مدیر «انستیتو آمریکا و کانادا» آکادمی علوم روسیه ـ نیز میگوید که نظامیان باید طبق وظایف ویژه خود بتوانند ماموریتهای تاکتیکی و استراتژیکی را بودن وابستگی به اوضاع سیاسی انجام دهند و حداقل اینکه سرزنش کردن آنان به خاطر این درست نیست.(4)
در مقابل موضعگیری طرفداران مطبوعات و کارشناسان روسی، رسانهها و کارشناسان نظامی غربی دیدگاهی بدبینانه نسبت به اقدامات نظامی جدید روسیه ابراز داشتهاند. از جمله روزنامه فرانسوی لوموند یادآور شد که بمبافکنهای «تولیف ـ 95» در سال 1979 در نیروی هوایی روسیه به کار گرفته شدهاند و استفاده از آنها در حال حاضر نشان از نزول توان و سطح ناوگان استراتژیک روسیه دارد که از اتحاد شوروی سابق به ارث باقیمانده است.(5)
مجله تایم ـ چاپ آمریکا ـ درباره تفسی رفتار روسیه در عرصه بینالمللی نوشت: «از سرگیری رقابت بین واشنگتن و مسکو شگفتانگیز نیست، با در نظر داشتن اینکه روسیه تنها در سالهای دهه 90 ضعیف شده بود».
اما نرخ 70 دلاری برای هر بشکه نفت به کرملین اجازه داد که خزانه خود را پر کرده و بودجه را صرف صنایع نظامی کند. افزایش هزینههای نظامی به دنبال گامهای غیردوستانه از سوی واشنگتن دیده شد؛ توسه ناتو، برنامه ساخت سپر ضدموشکی در جمهوری چک و لهستان و جنگ در عراق. روسیه در پاسخ به این اقدامها، چندی پیش پرچم خود را در قطب شمال نصب کرد، موشک قارهپیمای جدیدی را آزمایش کرد که میتواند از سپر ضدموشکی واشنگتن بگذرد و نیز اقدامات سازمان ملل متحد را در رابطه با اعطای رسمی استقلال به کوزوو از صربستان ـ که متحد روسیه است ـ متوقف ساخت.
واشنگتن از اقدامات روسیه ابراز نگرانی نمیکند اما در دولت آمریکا حس میکنند که روابط با روسیه بدین علت خدشهدار شده است که دولت آمریکا مشغول «جنگ جهانی با تروریسم» و «مناقشه در عراق» است. آریل کوهن ـ کارشناس امور روسیه در «بنیاد هریتیج» واشنگتن ـ اظهار میدارد که آمریکا مدتی طولانی ارزیابی نادرستی از روسیه پس از فروپاشی داشت. آنها گمان میکردند که روسیه همانند فرانسه خواهد بود؛ کشوری که اغلب معترض میشود، زیاد حرف میزند و هیچ کاری نمیکند.
روزنامه گاردین در مقالهای به قلم «آناماتوبو!» ـ نویسنده روستبار خود ـ به نام «پوتین قدرت را به نمایش میگذارد» مینویسد: «گامهای کنونی در راستای احیای مجموعههای نظامی ـ صنعتی و از سرگیری کشیک ناوگان استراتژیک هوایی در کل اقداماتی قانونمند هستند. این واکنش به تحقیر سالهای دهه 90 است».
برای پوتین این اقدامات، «تلافی» برخورد غیرعادلانه غرب با روسیه در زمانی است که این کشور ضعیف شده بود. پایان یافتن جهانی دوقطبی به آمریکا این حس را داد که مسئول جهان است و این به حس حکمرانی بیحد تبدیل شد. روسیه در عدم موافقت خود با چنین مدل جهانی تنها نیست و مسکو میتواند کاری کند که حرف او را بشنوند. شاید بد نبود که با پایدار شدن چنین مهرههای جدیدی مانند روسیه و چین دستدرازیهای آمریکا پایان مییافت.(6)
روزنامه واشنگتن تایمز مورخ 28 مرداد 1386 در تحلیلی راجع به پرواز مجدد هواپیماهای بمبافکن استراتژیک روسیه پس از 15 سال نوشت: «پیامی که مسکو از این قبیل اقدامات خود به غرب مخابره میکند، بسیار روشن است. در حقیقت، کرملین این پیام را به غرب ارسال میکند که روزهای نادیده گرفتن روسیه به عنوان یک نیروی تمام شده، دیگر به پایان رسیده است». به نوشته این روزنامه، تجهیزاتی که در نمایشگاه بینالمللی تجهیزات هوایی مسکو (موسوم به ماکس 2007) به نمایش گذارده میشود، فقط بخشی از پروژه 200 میلیارد دلاری روسیه برای قدرتمندتر ساختن ارتش خود است. روسیه قصد دارد تا سال 2025 میلادی ـ تولید هواپیماهای جنگنده ـ بمبافکن خود را به 2 برابر میزان کنونی برساند و این افزایش شامل تولید بیشتر موشکهای هستهای و تانک نیز میشود. این اقدامات روسیه باعث میشود قدرت نظامی این کشور پس از جنگ سرد به بیشترین میزان خود برسد. این روزنامه میافزاید: «روسیه با رهبری پوتین و بهره گرفتن از منابع غنی انرژی خود دیگر از بحرانهایی که پس از فروپاشی شوروی سابق با آن مواجه بود، رهایی یافته و هم اکنون بار دیگر به عنوان قدرتی قابل تأمل در برابر آمریکا ایستاده است».
همچنین روزنامه گاردین در مطلب دیگری درباره افزایش توان نظامی روسیه در تاریخ 31 مرداد 1386 نوشت: «روسیه میخواهد بار دیگر قدرت نظامی خودرا به جهانیان نشان دهد». این روزنامه با اشاره به سخنان پوتین در مراسم افتتاح نمایشگاه هوا ـ فضایی ماکس 2007 که گفته بود صنعت هوایی و تولید جنگندهها به اولویت نخست روسیه تبدیل میشود و مسکو پس از سالها ایستادن پشت سر غرب یکباره میخواهد بزرگترین تولیدکننده هواپیماهای جنگنده در جهان باشد، میافزاید: «اگر صحبتهای پوتین را به تصمیم هفته گذشته وی مبنی بر اعلام پروازهای هواپیمایی استراتژیک روسیه ـ هواپیماهایی که به راحتی توانایی بمباران هستهای آمریکا را دارند ـ اضافه کنیم به راحتی متوجه میشویم که تصمیم روسیه برای ایستادن در قله تولید جنگندههایی با توانایی حمل موشکهای هستهای جدی است». در همین رابطه نزدیکان رئیسجمهور روسیه اعلام کردند: «مسکو تولید هواپیماهای بمبافکن «توپولف ـ 160» و «توپولف ـ 95» ـ که از نوع بمبافکنهای استراتژیک با قابلیت حمل موشکهای هستهای هستند را نیز در دستور کار دارد و از این نوع بمبافکنها به عنوان «نیروهای بازدارنده استراتژیک» استفاده خواهد شد. همچنین الکساندر بوروتین ـ از مشاوران نزدیک پوتین ـ در مصاحبه با خبرگزاری اینترفکس، تصمیم روسیه برای تولید این نوع بمبافکنها را تایید کرد. گاردین در ادامه مطلب خود نوشته که پوتین در صحبتهای خود به این نکته نیز اشاره کرد که روسیه هدف بسیار مهمی را دنبال میکند و آن، رهبری جهان در تولید تجهیزات نظامی است. بر همین اساس، اگر لفظ بازدارندههای استراتژیک و رهبری جهان در تولید تجهیزات نظامی را کنار یکدیگر قرار دهیم، بیاختیار به یاد نظریه جنگ ستارگان و اقدامات آمریکا برای تولید موشکهای ضد بالستیک میافتیم. در همین رابطه برخی کارشناسان معتقدند اگر تصمیم روسیه در این امر جدی باشد و آمریکا نیز همچنان بر تصمیم خود مبنی بر استقرار سیستم سپر ضدموشکی در اروپای شرقی پافشاری کند، دیری نخواهد پایید که جهان با تولید روزافزون سلاحها و جنگافزارهای فوق پیشرفته مواجه میشود و این امر صلح جهانی را تهدید میکند.(7)
همچنین روزنامه دیلی تلگراف در تاریخ 31مرداد گزارش داد که در پی افزایش اقدامات نظامی روسیه مبنی بر آزمایش زیر دریایی جدید هستهای و پرواز مجدد هواپیماهای استراتژیک این کشور پس از 15 سال، ناتو نیز به منظور ارزیابی دقیق تواناییهای نظامی مسکو، پیمایش نقاط حساس روسیه ـ بهویژه تمرینهای نظامی آن در دریای بالتیک ـ را بیش از گذشته مدنظر قرار میدهد. بر همین اساس، علاوه بر هواپیماهای شناسایی ناتو، زیردریاییها و کشتیهای این سازمان نیز کنترل خود را در مورد تجهیزات روسی افزایش دادهاند.
به گزارش این روزنامه، دلیل اصلی این اقدام ناتو، واکنش به اقدام روسیه در به پرواز درآوردن هواپیماهای استراتژیک خود در نزدیک حریم هوایی کشورهای عضو ناتو است که هنوز خاطرات دوره جنگ سرد بین 2 بلوک شرق و غرب را به یاد دارند. هرچند سخنگوی نیوری هوایی روسیه روز 31 مرداد اعلام کرد که هدف روسیه از این پروازها به هیچوجه تحریک کشورهای عضو پیمان ناتو نبوده است.(8)
در تازهترین تحول در این زمینه دفتر اطلاعات و اخبار نیروی هوایی روسیه روز دوشنبه 12 شهریور 1386 اعلام کرد که 12 فروند بمبافکن استراتژیک این کشور در روزهای دوشنبه و سهشنبه در رزمایشهایی در شمال، روسیه و قطب شمال شرکت خواهند کرد و به شلیک موشکهای کروز خواهند پرداخت. در این بیانیه تأکید شده است که برگزاری این رزمایش سال گذشته میلادی برنامهریزی شده است و اقدامی استثنایی نیست.(9)
پس از روی کار آمدن پوتین در سال 2000 میلادی، وی و تیم همراهش، هدایت سیاست خارجی روسیه را از دست نیروهای آتلانتیکگرا که موضع تمایل به غرب داشتند، خارج ساختند. پوتین و تیم همراهش محور عملکرد خود را اتخاذ موضعی عملگرا در سیاست خارجی قرار داده و به تدریج از سیاست پیروی جانبداری از غرب فاصله گرفت. پوتین طی 2 دوره ریاست جمهوری خود سعی داشته است در اغلب موارد بودن وارد شدن به تنش و جنگ سرد، با غرب به گونهای در ظاهر مدارا کرده اما در پشت پرده به شیوهای دیگر به رقابت بپردازد. اما طی ماههای اخیر وی به این رقابت حالتی آشکار بخشیده است. بدین معنا که روسها احساس کردند به رغم همراهی آنها در جنگ علیه تروریسم (به ویژه پس از واقعه 11 سپتامبر)، آمریکا و اروپا با آنها صادق نبوده و از این موضوع در راستای تضعیف جایگاه روسیه سوءاستفاده کردهاند. میزان واکنش روسها نسبت به این امر، بازیابی توان اقتصادی و نظامی این کشور به مرور رو به افزایش بوده است. بدین لحاظ سخنان تند پوتین در کنفرانس مونیخ و حمله وی به سیاستهای کاخ سفید و تکرار این مواضع تند در نشست وین، حکایت از علنی شدن اختلاف روسیه و آمریکا دارد. میتوان موضوعاتی را که به ویژه پس از واقعه 11 سپتامبر به وجود آمده و یا تشدید شده و روسیه آنها را در تعارض با منافع ملی خود تلقی میکند، چنین بر شمرد:
1ـ تلاش مستمر پیمان ناتو برای گسترش به سوی شرق و اقدامات متعدد در راستای پیوستن کشورهای بلوک شرق سابق و حتی برخی جمهوریهای شوروی سابق به این پیمان و در نتیجه محاصره و محدودسازی روسیه و حضور در منطقه «خارج نزدیک روسیه» که روسیه آن را در تباین آشکار با امنیت ملی و منافع خود تلقی میکند.
2ـ حضور نظامی مستمر آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز و تلاش برای انعقاد قراردادهای نظامی با این کشورها که شامل استقرار پایگاه، رزمایشهای مشترک، آموزش نیروها و فروش سلاح و تجهیزات نظامی بوده و بدین ترتیب، حضور نظامی روسیه در این کشورها به تدریج کمرنگتر میشود؛ در حالی که از دیدگاه روسها، این کشورها حیاط خلوت روسیه به شمار میآید.
3- تلاش ایالات متحده آمریکا جهت استقرار سیستم سپر دفاع ضد موشکی در کشورهای لهستان و جمهوری چک و پافشاری در اجرای آنکه مسکو این مسئله را تهدیدی علیه امنیت ملی خود تلقی کرده و در واقع آن را نمایانگر تلاش آمریکا برای خنثیسازی توانمندی موشکی استراتژیک روسیه و اقدامی جهت کاهش توان بازدارندگی این کشور تلقی میکند؛ کما اینکه مقامات روسی از جمله وزیر خارجه روسیه آن را اقدامی به شمار آورده که توازن استراتژیک جهان را برهم میزند. روسها برای عدم اجرای این سیستم، پیشنهاد استفاده مشترک از ایستگاه راداری قبله در جمهوری آذربایجان یا استگاه راداری در جنوب روسیه را به آمریکاییها در جریان اجلاس سران جی ـ 18 ارائه دادند که به رغم بررسی این پیشنهاد، بوش ـ رئیسجمهور آمریکا ـ تأکید کرد که همچنان قصد برپایی این سیستم دفاعی ضد موشکی را در اروپای شرقی دارد که این امر با ناخرسندی روسیه و در اقدامی واکنشی با خروج روسیه از «پیمان تعدیلی نیروهای متعارف اروپا» مواجه شد که خود نشانگر جدیت روسیه در زمینه مقابله با طرحهای فزونخواهانه آمریکا و ناتو است.
4ـ تلاش غرب ـ به ویژه آمریکا ـ از طریق بنیادهایی مانند بنیاد سوروس و مانند آن برای بسط نفوذ در جمهوریهای مشترکالمنافع (آسیای مرکزی، قفقاز و جمهوریهای اروپایی شوروی سابق) به منظور به راه انداختن انقلاباهی مخملی که ضمن روی کار آمدن دولتهای هوادار غرب در این کشورها، موجب تضعیف مستقیم نفوذ و جایگاه روسیه در آنها میشود.
5ـ انتقادهای متعدد غرب ـ به ویژه ایالات متحده ـ از وضعیت دموکراسی و حقوق بشر در روسیه مخصوصاً در آستانه انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری این کشور و کمکهای مالی و فکری به گروههای مخالف پوتین در روسیه. همین امر هم باعث شده تا پوتین و دیگر مقامات روس ناخرسندی عمیق خود را از دخالت آمریکا در امور داخلی روسیه بیان کنند.
6ـ حمایت غرب ـ به ویژه آمریکا ـ از استقلال کوزوو (بخشی از صربستان که دارای اکثریت مسلمان است) به رغم مخالفتهای روسیه و عدم توجه به منافع این کشور در حوزه بالکان. روسها بر این گماناند که غرب تلاش دارد تا با استقلال کوزوو هرچه بیشتر کشور صربستان را ـ که دارای جمعیت اسلاو است ـ تضعیف کرده و در این راستا، به طور غیرمستقیم از میزان حضور و نفوذ روسیه در شبه جزیره بالکان کاسته شود.
7ـ یکجانبهگرایی آمریکا در صحنه بینالملل و ایفای نقش ژاندارم جهانی. پوتین در سخنرانی خود در اجلاس امنیتی مونیخ 2007 به شدت از این موضوع و استفاده افراطی از زور توسط آمریکا در امور بینالملل انتقاد کرد. به ویژه اینکه آمریکا قصد دارد هرچه بیشتر از میزان حضور و نفوذ روسیه در مناطقی مانند خاورمیانه بکاهد.
موارد مذکور و به ویژه موضوع استقرار سپر دفاع ضدموشکی در مرزهای غربی روسیه، مسکو را به پیگیری سیاسی فعالتر و تهاجمیتر در قبال ایالات متحده آمریکا ترغیب کرده و موجب اقدامات واکنشی روسیه شده است؛ کما اینکه موضوع خروج از روسیه از معاهده تعدیلی نیروهای متعارف در اروپا (که موجب محدودیت برای روسیه در زمینه استقرار نیروها و تجهیزات نظامی در منطقه غرب کوههای اورال شده بود) را میتوان در حقیقت پاسخی به آمریکا برای خروج از پیمان «ای.بی.ام» (در سال 2002) و نیز استقرار سپر دفاع ضد موشکی در اروپای شرقی دانست.
از سوی دیگر، روسیه تلاش گستردهای را برای نزدیکی به چین و هند ـ یعنی 2 قدرت اتمی آسیا ـ آغاز کرده است و در کنار آن فروش تسلیحات پیشرفته به این 2 کشور را در گسترهای بیسابقه سرعت بخشیده است. هدف روسیه تقویت مناسبات و پیمانهای دفاعی با این 2 کشور، به ویژه چین (به عنوان ابرقدرت جهانی رو به ظهور) است. تأکید بر جنبههای دفاعی سازمان همکاری شانگهای و انجام مانورهای مختلف را میتوان در این راستا برشمرد که در آخرین مورد آن شاهد مانوری 10 روزه با شرکت واحدهای هوایی و زمینی روسیه و چین در ابعادی بیسابقه بودیم. این امر موجب شده برخی ناظران، سازمان همکاری شانگهای را به منزله پیمان ورشوی دیگری برای روسیه تلقی کنند که این کشور سعی دارد با گسترش دامنه و ساختار وظایف آن جلوی پیشرفت نفوذ آمریکا در مناطق اطراف خود (موسوم به منطقه خارج نزدیک) را بگیرد. اصولا تقویت گرایشهای ضدآمریکایی در میان اعضای سازمان همکاریهای شانگهای موضوع قابل کتمانی نیست. این امر بدان اندازه محسوس است که میتوان گفت پیگیری اهدافی نظیر خارج کردن نظامیان آمریکایی از آسیای مرکزی و کاهش میزان دخالت این کشور در ترتیبات امنیتی منطقه به مراتب بر اهداف اولیه این سازمان در مورد غیرنظامی کردن مرزها و مبارزه با نیروهای جداییطلب منطقه ارجحیت پیدا کرده است.
از سوی دیگر، نکتهای که موجب نگرانی آمریکا و متحدان آن شده، این است که روسیه نه تنها قصد دارد برخی تولیدات نظامی خود را به فهرست فروش تجهیزات نظامی خود اضافه کند و آن را در اختیار کشورهای مسئلهدار از نظر غرب بگذارد بلکه روسیه خود نیز در حقیقت با اعاده اقدامات دوره جنگ سرد، پرواز بمبافکنهای استراتژیک خود را در نقاط دوردست؛ ـ اقیانوس آرام، اطلس، هند و قطبشمال ـ از سرگرفته که با واکنشهای هواپیماهای جنگنده غربی مواجه شده است.
کارشناسان سیاسی و نظامی معتقدند که روسیه از این اقدامات خود چند هدف را دنبال میکند. مهمترین این اقدامات را میتوان از بعد داخلی در انتخابات آتی پارلمانی و ریاست جمهوری، تقویت موضع طرفداران و کاندیداهای مورد حمایت پوتین و افزایش احتمال پیروزی آنان و از بعد خارجی نشان دادن این نکته به غرب که روسیه کماکان یک قدرت جهانی بزرگ است، خلاصه کرد. کما اینکه در اینباره روزنامه واشنگتن تایمز در مقالهای نوشته است که روسیه با رهبری پوتین و بهرهگرفتن از منابع غنی انرژی خود دیگر از بحرانهایی که پس از فروپاشی شوروی سابق با آن مواجه بود، رهایی یافته و هم اکنون بار دیگر به عنوان قدرتی قابل تامل در برابر آمریکا ایستاده است. پیشبینی میشود روابط روسیه و آمریکا در چند ماه باقیمانده از زمامداری پوتین، سرد و پرتنش باقی بماند، روابطی که از آن به عنوان جنگ سرد جدیدی میان غرب و روسیه تعبیر میشود و توقف یا ادامه آن تا حدود زیادی بستگی به نتیجه انتخابات مارس 2008 در روسیه خواهد داشت. میتوان پیشبینی کرد که با روی کار آمدن نامزد مورد نظر پوتین و انتصاب وی به ریاست جمهوری، او همچنان مسیر پوتین را ادامه خواهد داد که نتیجه آن به طور مشخص مقابله با اقدامات غرب، به ویژه آمریکا و تشدید سردی روابط خواهد بود. کما اینکه مؤسسه «هریتیج» آمریکا اعلام کرده روی کار آمدن پوتینی دیگر در روسیه، موجب پیچیدگی بیشتر روابط غرب با این کشور خواهد شد. بنابراین کشورهای غربی و به ویژه آمریکا باید تلاش مضاعفی برای جلوگیری از این وضعیت به عمل آورند، به ویژه اینکه آمریکا در حال حاضر با وضعیت پیچیده و بغرنجی در عراق و افغانستان روبهروست و توان چندانی برای مقابله با قدرتطلبی روزافزون روسیه (که اکنون در ادعای روسیه برای حاکمیت بر قطب شمال تبلور یافته است) ندارد.
یکی از تحلیلگران دستاوردهای سیاست خارجی پوتین را اینگونه بر شمرده است:
1ـ موفقیت نسبی در متوقف ساختن روند گسترش سریع ناتو به سوی شرق
2ـ تثبیت موقعیت روسیه در بازار مبادلات انرژی؛ به نحوی که این کشور به منبع مهمی برای تأمین نیاز اروپا بدل شده است.
3- بهبود و ارتقای جایگاه روسیه در میان جمهوریهای مستقل مشترکالمنافع
4ـ تثبیت اوضاع سیاسی و امنیتی روسیه و حل و فصل مناقشات در جمهوریهای خودمختار قفقاز شمالی
5ـ بهبود وضعیت اقتصادی روسیه؛ به نحوی که امروزه بیش از 300 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد
6ـ ایفای نقش فعال در مناقشات فرامنطقهای، همچون موضوع فلسطین و موضوع هستهای کره شمالی
7ـ تحکیم موقعیت روسیه در گروه جی ـ 8 (8 کشور بزرگ صنعتی جهان)(10)