">
علی صالحآبادی
روزنامهنگاران هفته گذشته در روز خبرنگار مورد تحلیل و تقدیر قرار گرفتند. درباره وظیفه خطیر این گروه اندک، اما تاثیرگذار در چرخه تولید خبر، گزارش، تحلیل وقایع و رویدادهای خرد و کلان که مسئولیت کسانی است که در حوزه رسانههای صوتی، تصویری، دیداری، شنیداری و مکتوب فعال هستند، کمتر سخن به میان آمد. نویسنده این سطور در این یادداشت به نقش و جایگاه خبرنگاران، تحلیگران، گزارشگران، فیلمسازان و نویسندگان از منظر تاثیرگذاری و معجزه رسانههای نوین در رفتار و زندگی افراد میپردازد. همچنین رسانهها میتوانند با همگامی با حاکمان و یا نقد رفتار و عملکرد آنان در راستای دفاع از حقوق شهروندان که اصلیترین وظیفه رسانههای حرفهای و پرمخاطب است، عمل کنند. رمز ماندگاری رسانهها، نگاه واقعبینانه و خیرخواهانه به حوادث، سیاستها، برنامهها و تحلیل درست آنان است. کارکرد چنین رسانههایی علاوه بر آن که تحسینبرانگیز است، موجب میشود که مردم نقش و جایگاه رسانه را در زندگی خود مشاهده کنند و خود را جزو رسانهها بدانند. رسانهها در صورتی قادرند اعتماد مردم را جلب کنند که خواستهها و مطالبات خود را در آنها ببینند و یا بخوانند. رسانه خوب، کمک میکند تا مخاطبان، گمشده خود را پیدا کنند. به همین خاطر است که میگویند مردم با رسانهها زندگی میکنند. نقش رسانه در دنیای مدرن آنقدر اهمیت دارد که برخی کشورها به جای استفاده از اصطلاح دیپلماسی سیاسی در برنامهریزی ملی و فراملی از دیپلماسی رسانهای، کمک میگیرند.
1- رسانهها میتوانند در تقویت فرهنگ، هنجارها، آداب، رفتار، جهتگیری نوع زندگی و حکومت نقش مثبت و یا منفی ایفا کنند. رسانهها ابزاری برای انتقال فرهنگ و موضوعات سیاسی و اقتصادی هستند. "ژوزف نای" و "دبلیو اون" که هر دو از استراتژیستهای بنام آمریکا هستند درباره نقش رسانهها میگویند: "در عصر اطلاعات نفوذ و تاثیر دیپلماتها و قدرت نظامی، کسانی بالا میرود که توان انتشار اطلاعات معتبر در جهت تأمین منابع را داشته باشند و با تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی بر رهبران سایر کشورها فشار وارد آورند." با همین استراتژی است که جهانیشدن و یا جهانیسازی سالها است که از طریق رسانههای ملی و فراملی مورد توجه غرب قرار دارد.
2- تولیدات تصویری بهتر و تأثیرگذارتر از دیگر پیامهای رسانهای هستند. در حال حاضر رسانههای سمعی و بصری مهمترین تغذیهکننده مردم در سراسر جهان میباشند. در علم ارتباطات در این باره سه نظریه در خصوص ارایه تصویر از جهان هستی وجود دارد.
الف: انعکاس (Reflex)
ب: بازنمایی (Representation)
ج: وانمایی یا شبیهسازی (Simulation)
استراتژیستهای رسانهای اهمیت تأثیرگذار نظریههای بازنمایی و شبیهسازی را بسیار زیاد و با اهمیت میدانند. آنان بر این عقیدهاند که "در جهان پست مدرن، تصویر مهمتر و تعیینکنندهتر از واقعیت است و انسانها در عرصه مافوق واقعیت بهسر میبرند و در این جهان خیرهکننده، تصویر جانشین واقعیت میشود." رسانهها قادرند با شبیهسازی، واقعیتها را تغییر داده و آن را چنان که خود طالب آن هستند به خورد مردم دهند. صاحبان رسانههای برتر برای پیروز شدن به جای استفاده از ابزار نظامی از قلم و تصویر بهره میگیرند و بر این باورند که در دنیا صدای کسانی بیشتر به گوش میرسد که رسانه قویتری را در اختیار داشته باشند.
3- اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلماتهای آن در سال 1358 توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام باعث شد تا آمریکا رابطه دیپلماتیک با ایران را قطع کند. از آن زمان تاکنون از تنش میان تهران - واشنگتن نه تنها کاسته نشده، بلکه تیرگی روابط و ریشههای اختلاف رو به تزاید است. آمریکا علاوه بر فشار دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی از جنگ رسانهای بیشترین بهره را در جهت منزوی کردن ایران برده است. استفاده از روزنامهها، رادیو و تلویزیون و نقش بسیار تاثیرگذار هالیوود از طریق ساخت فیلم، ایران را در محاصره رسانهای قرار داده است. دکترین کاخ سفید، فضاسازی رسانهای درباره خطر تروریسم و کشورهایی که از نظر آمریکا حامی تروریستها هستند بهگونهای تبلیغ میشود که انگار این پدیده بر زندگی مردم سایه افکنده است. استراتژیستهای آمریکایی در راستای دکترین مبارزه با تروریسم با بهرهگیری از رسانههای فراملی خود، ریشه تروریسم را در کشورهای تروریستپرور نظیر ایران، عراق، عربستان و... میدانند. آنان با همین بهانه فضای جهانی را برای برخورد نظامی با ایران آماده میکنند! آخرین تلاش رسانهای آمریکا، بهرهگیری از هالیوود برای به تصویر کشیدن خطر تروریسم و ارتباط آن با ایران است.
3- اگر به فیلم 300 که ساخته "زاک اسنایدر" است به دقت نگاه کنید به اهداف پیدا و پنهان و پشت صحنه این فیلم صددرصد ایرانی پی خواهید برد. این فیلم جزو پربینندهترین فیلمهای آغازین قرن 21 است. فیلم مذکور در سه روز اول اکران 700 میلیون دلار فروش کرد که بهنوبه خود در تاریخ هنر هفتم بیسابقه بوده است. هر چند این فیلم عمق ندارد و برداشتی ناصحیح و سطحی از فرهنگ ایرانی است، اما آمریکا با بهرهگیری از جنگ رسانهای در کنار جنگ روانی که علیه ایران به راه انداخته است این فیلم را آنقدر پربیننده کرده است که برخی سینماها حتی از ساعت 2 بامداد به بعد اقدام به نمایش این فیلم کردند. تحلیلگران معتقدند فیلم 300 با هدف زمینهسازی برای حمله به ایران صورت گرفته و صحنههای فیلم بهگونهای است که فرمانده نظامی آتنی که در فیلم، شجاعانه در برابر ایرانیان خطرناک و ضدصلح میجنگد به جرج دبلیو بوش شبیهسازی شده است که در حال حاضر در برابر ایران ایستاده است. فیلم 300 را میتوان نماد دیپلماسی رسانهای کاخ سفید علیه ایران دانست که به جای استفاده از زور، پول و... از پتانسیل هالیوود استفاده کرده و با ساخت فیلم 300، اذهان عمومی مردم آمریکا و دیگر کشورها را نسبت به ایران مخدوش کرده است. نگارنده ضمن تبریک روز خبرنگار به همکاران رسانهای خود در ایران، توصیه میکنم از فرصتی که رسانهها در اختیار نویسندگان، تحلیلگران قرار داده است در جهت پویایی فرهنگ ایرانی و اسلامی مسئولانه قلمفرسایی کنند و با شناسایی قواعد جنگ رسانهای، رسانههای تاثیرگذار و فراملی در ایران را پایهگذاری نمایند. بیتردید رسانههای کنونی میتوانند با ارتقای کیفیت به رسانههای ماندگار و پرمخاطب تبدیل شوند. شرط لازم برای این کار، ایجاد فضای امن برای اندیشیدن، نوشتن، تولید فیلم و نقد سیاستهایی است که با نقادی میتوانند در راستای تأمین مطالبات مردم، تغییر جهت دهند. نگارنده بر این باور است که داشتن رسانههای خوب در جهت تقویت منافع ملی و تحقق مطالبات شهروندان است. در مقابل، چنانچه رسانهها تهدید شوند و یا فضای فعالیت باز برای آنها وجود نداشته باشد، هر چند ممکن است عدهای از آن سود ببرند، اما در نهایت کشور زیان میبیند، بنابراین بهترین هدیه در روز خبرنگار به دستاندرکاران رسانهای، آزادی بیان و قلم است.