علی تتماج
روابط لیبی با غرب در سالهای اخیر با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است. در حالی که پس از کنار گذاردن برنامه هستهای و نیز پذیرش تخلفات درباره ماجرای لاکربی، لیبی توانست تا حدودی به بهبود مناسبات با غرب بپردازد اما همچنان در انزوای جهان باقیماند تا مزد همکاری با غرب را دریافت کند. در شرایطی که در ماههای اخیر قذاقی تلاش کرده تا با انتقاد از اعراب به دلیل گرایش به غرب و رژیم صهیونیستی و تاکید بر اتحاد آفریقا جایگاهی منطقهای و جهانی برای خود کسب کند، پرونده پرستاران بلغاری به چالشی جدید برای این کشور مبدل شد. 5 پرستار بلغاری و یک پزشک فلسطینی که در سال 1999 بیش از 400 کودک لیبایی را به ویروس ایدز مبتلا کرده بودند، پس از سالها کشمکش میان غرب و طرابلس سرانجام با پذیرش پرداخت 400 میلیون دلار برای هر قربانی برای گذراندن محکومیت حبس ابد ـ براساس توافق استرداد مجرمان ـ به بلغارستان انتقال یافتند. نکته مهم آنکه رئیسجمهور بلغارستان با عفو این افراد به نوعی با اهانت آشکار به دولت لیبی اقتدار خود را در این زمینه به نمایش گذاشت. در این میان چند نکته قابل تامل است اولاً گرایش کشورهای غربی به اهدای جوایز و مشوقهای سیاسی، نظامی و اقتصادی به لیبی به دلیل آزادی پرستاران ثانیاً تحرکات قذافی پس از این امر که خواستار لغو روابط اعراب با بلغارستان شد در حالی که مشوقهای غرب را پذیرفت مهمترین ابعاد این پرونده میباشند. با توجه به این تحرکات مساله لیبی با غرب میتواند چند سناریو را متبادر سازد.
1- لیبی در ماههای اخیر از سوی غرب به دلیل مسائل حقوقبشر و عدم آزادی بیان تحت فشار قرار داشت. در همین حال آمریکا نیز با اقدام نظامی علیه سومالی و سپس تحرکات خصمانه در قبال سودان به نوعی هشدارهایی به لیبی مبنی بر عواقب عدم همکاری، ارسال داشت. بر این اساس میتوان گفت که قذافی برای خروج از این بنبستها به آزادی پرستاران مبادرت ورزید در حالی که در نهایت غرب نیز به وعدههای خود عمل نکرد. به عبارتی دیگر وی تحت فشارها، فریبخورده وعدهها و تهدیدها شد و خلاف خواست مردم اقدام به آزادی پرستاران بلغاری کرد.
2- سناریوی دیگر را میتوان در توافقات لیبی با غرب دانست. لیبی که در سالهای اخیر در انزوا بوده است از سوی دیگر قذافی نیز سیاست خود را بر اصل مقابله با رژیم صهیونیستی و سازشکاران با آن قرار داده بود، برای توسعه مناسبات با غرب به دنبال بهانهای بود. اکنون او با آزادی پرستاران بلغاری از یک سو چهرهای دموکراتیک از خود به نمایش گذاشت از سوی دیگر از آن به عنوان ابزاری برای کسب امتیازات از سایر کشورها بهرهبرداری کرد اکنون بسیاری از کشورها بر اعطای کمیتههای اقتصادی و مالی، حمایتهای سیاسی و حتی مشوقهای هستهای به این کشور تاکید کردهاند که پیروزی برای قذافی شمرده میشود. با تمام این تفاسیر اقدام قذافی و مواضع غرب با هر سناریو و سیاستی که صورت گرفته باشد و پیام که در پی داشته است، اولا لیبی نشان داد که برخلاف ادعاهایش توانایی مقابله با زیادهخواهی غرب را ندارد و در برابر مشوقها کوتاه میآید. این امر میتواند جایگاه این کشور در جهان عرب و آفریقا را در شرایطی که قذافی داعیه سردمداری آنها را دارد متزلزل سازد ثانیاً این امر را آشکار میسازد که حقوق بشر برای غرب یعنی آزادی و حق حیات برای اروپاییها و آفریقاییها بدون احترام به حق حیات سایر انسانها آنها نشان دادند که برای حقوق انسانها ارزش قائل نمیباشند چنانکه در برابر کشتار غیرنظامیان در عراق، افغانستان، سومالی، فلسطین به امت اشغالگران سکوت میکنند و در نقطه مقابل برای آزادی جنایتکارانی که بیش از 400 کودک را با ویروس ایدز به کام مرگ بردهاند به هر اقدامی حتی مشوقهای گسترده متوسل میشوند. غرب نگرش گزینشی به حقوق بشر را بار دیگر به نمایش گذاشت تا کشورهای تحت اشغال بدانند که تنها راه تحقق اهداف و احقاق حقوقشان مقابله با اشغالگری بدون دلبستگی به غرب و ناظران حقوق بشر است چرا که این دلبستگی تاکنون نتیجهای جز مرگ میلیونها غیرنظامی نتیجهای برای آنها در بر نداشته است.