تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۴۹۵۷۵


عباس سلیمی نمین

مواضع نه‌ چندان کم اهمیت اخیر دو چهره حزبی هر چند در محافل مطبوعاتی و سیاسی بازتابی اندک داشت اما با سکوت ترجیحی جریانهای همگون با آنها مواجه شد. آقای حسین مرعشی عضو برجسته حزب کارگزاران سازندگی نظری در مورد اسلام عرضه داشت که هر چند به ‌نوعی شناخت از شمول تعالیم الهی پیامبران اولی‌العظم را روشن می‌ساخت، اما چنانچه حزب مزبور موضع وی را شخصی اعلام نکند (که تاکنون اعلام نکرده است) بدان معناست که این حزب با وجود یدک کشیدن نام یکی از روحانیون برجسته و صاحب‌ منصب به عنوان پدر معنوی خود، به لحاظ باورها در وادی عاریت‌گیری از نظامات فکری غیرهمگون غلتیده است. از آنجا که این امر مسبوق به ‌سابقه بوده جا دارد مورد عنایت جدی شخصیتهای احیاگر اندیشه‌ دینی قرار گیرد و از تکرار تجربه‌های تلخ تاریخی در مورد احزاب و گروه‌های سیاسی و بطور کلی نخبگان مدیریتی به عنوان سرمایه‌های انسانی ارزشمند، جلوگیری شود.

البته باید اذعان داشت بدون تحول جدی در مراکز تولید اندیشه همچون حوزه و دانشگاه نمی‌توان اقدام مبنایی در این زمینه صورت داد. با گذشت سه دهه از تحول بزرگی که انقلاب اسلامی در حوزه اندیشه دینی و فرهنگی صورت داده، هنوز این کانونهای مولد فکر آنگونه که شایسته مطالبات عرصه‌های نظری است، درگیر مسایل و نیازهای جامعه‌ای مولد و پرشتاب نشده‌اند. علیرغم رهنمودهای رهبری از اوائل نهضت اسلامی باز هم بخشهایی از حوزه و دانشگاه ترجیح می‌دهند در حصار انجمادی خود باقی بمانند. بدون تردید این وضعیت تاثیرات سوئی را بر آن دسته از نیروهای حزبی و سیاسی باقی می‌گذارد که با محفوظات ذهنی اندکی از اسلام وارد عرصه‌های اجرایی‌، اعم از اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شده‌اند. در شرایطی که حوزه و دانشگاه آن‌ گونه که بایسته است نیروهای گسیل شده به عرصه‌های عملی را پشتیبانی نظری و تئوریک نمی‌کنند نباید انتظاری جز این داشت که برخی از این احزاب در برابر پاسخهای آماده سایر نظامات فکری جهان معاصر به نیازهای روز، دچار نوعی انفعال شوند. استخراج مسایل مبتلا به روز و تطبیق سریع آنها با مبانی و اصول ‌کلی اسلام از وظایف مبرم حوزه و دانشگاه است، اما متاسفانه کارنامه کانونهای تولید اندیشه آنگونه نیست که بتوانند لغزشگاهها را کم‌ خطر سازند.

در سالهای گذشته ترس و نگرانی از بروز خطا در امر نوآوری مانع از هموار شدن بستر تولید اندیشه بوده است. باید پذیرفت تا به هزینه‌های تولید فکر، گردن ننهیم و بر ظرفیت تحمل خطاهای احتمالی در این مسیر نیافزاییم تحول جدی را در عرصه شاهد نخواهیم بود و خسارتهای غیرقابل جبران در زمینه نیروی انسانی همچنان تداوم خواهد یافت.

ادعای آقای محمدجواد لاریجانی مبنی بر آن که خود را تئوریسین جریان اصولگرای قلمداد کرده، موضوع دیگری است که متاسفانه این ادعا نیز با سکوت مطلق مواجه شد. عدم انطباق مواضع ایشان با حکم صادره از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی در مورد سلمان رشدی و یا زیر سوال بردن حرکت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و... از جمله مواردی بود که در گذشته مدعی را از اصولگرایان متمایز می‌ساخت. متاسفانه سکوت رسانه‌های این جریان به ویژه روزنامه ‌رسالت در قبال این موضع، نشانه چندان مناسبی نیست. علی‌القاعده شرط اول اصولگرایی آن است که دوری و نزدیکی سیاسی با یک فرد براساس معیارهای قبیله‌گرایی نباشد. عدول از این موضع اصولی نوعی بازگشت به عقب خواهد بود. فراموش نکنیم تقویت روحیه آرمانگرایی به‌ ویژه در میان نیروهای جوان گروههای منسوب به چپ و راست، موجب پیدایش طیفی جدید شد و جریان اصولگرایی را شکل داد. اما بروز مجدد این ‌گونه شاخص‌های غیراصولگرایانه به‌ طور قطع نزدیکی‌ها را ناپایدار خواهد ساخت.