تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۴۹۵۹۴
شیعه و سنی از دیدگاه:

حجت‌الاسلام و المسلمین سیدهادی خسروشاهی / تهران 29/10/85
مسئله شیعه و سنی، مسئله روز شده و دشمنان اسلام با توطئه ای گسترده درصدد ایجاد اختلاف و یا جنگ میان این دو جناح اسلام هستند. اکنون بی مناسبت نیست که دیدگاههای رهبری فدائیان اسلام و اخوان را به طور اجمال مورد بررسی قرار دهیم:
... یک خبرنگار پاکستانی در سفری به ایران با شهید نواب صفوی دیدار و گفتگو کرده که در ضمن نشر آن، چنین نقل می کند: از شهید نواب صفوی درباره فرقه گرایی و اختلاف شیعه و سنی در دنیای اسلام، سؤال کردم و او در پاسخ گفت: <... متأسفانه گویا هنوز آن زمان فرانرسیده که مسلمانان حقایق را درک کنند و جناح بندی شیعه و سنی را کنار بگذارند و همگی به کتاب خداوند چنگ بزنند. بدون تردید قرآن می تواند آنها را متحد سازد تا جبهه ای نیرومند و یکپارچه در برابر دشمنان در کمین نشسته شان، تشکیل دهند...>
وی درباره <اخوان المسلمین> مصر که در آن ایام سرکوب آنها آغاز شده بود با ناراحتی و تأسف شدید گفت:
<در این روزها که برادران ما در مصر دستگیر و مورد ستم قرار می گیرند، دلهای ما پر از اندوه و غم شده است. هنگامی که طغیانگران در نقطه ای از جهان، بر مردان اسلام ستم روا می دارند، بی تردید همه مسلمانان اختلاف های مذهبی را به فراموشی می سپارند و با برادران خود احساس همدردی می کنند و البته شکی نیست که ما در مبارزه خود، در راه اسلام، می توانیم توطئه های دشمنان را که خواستار تفرقه افکنی بین مسلمانها هستند، خنثی کنیم.
البته وجود مذاهب اسلامی اشکالی ندارد و هیچ کس هم نمی تواند آنها را لغو کند؛ اما بهره وری دشمنان از این امر، باید توسط همه ما، سرکوب شود.> (مجله <المسلمون> چاپ دمشق، سال پنجم، شماره اول مورخ رمضان 1375ه-)
شهید نواب صفوی، طبق نوشته شهید فتحی شقاقی در کتاب خود: <السنه والشیعه ضجه مفتعله > غوغای ساختگی شیعه و سنی - نقل می کند که: <وقتی نواب صفوی در دمشق با دکتر مصطفی السباعی، رهبر اخوان المسلمین سوریه ملاقات کرد و از او شنید که بعضی از جوانان شیعه به جای همکاری با حرکت اسلامی سوریه، به سازمانهای قومی و لائیک می پیوندند، در سخنرانی خود در دمشق و در حضور جمع کثیری از شیعیان و اهل سنت فریاد زد: <هرکسی که می خواهد یک شیعه جعفری راستین باشد، باید در کنار حرکت اخوان المسلمین قرار گیرد.> (السنه والشیعه ... چاپ چهارم، رم، ایتالیا ص 20) و استاد محمدعلی الضنادی در کتاب معروف خود درباره حرکت های اسلامی مصر، از <برنارد لویس> نقل می کند: <فداییان اسلام با اینکه شیعه هستند، ولی خواستار وحدت اسلامی می باشند و در واقع اندیشه آنها به طرز تفکر اخوانی ها در مصر نزدیک است؛ چرا که آنها معتقدند اسلام یک نظام کامل برای زندگی است و از طرفی، فرقه گرایی در بین مسلمانان و جدایی شیعه و سنی، مفهومی ندارد.>و سپس از قول شهید نواب صفوی نقل می کند:<همه باهم، متحد شویم و جز جهاد در راه خدا، هر چیز دیگری را فراموش کنیم و جدایی بین شیعه و سنی را کنار بگذاریم.> (کتاب:کبری الحرکات الاسلامیه فی العصرالحدیت صفحه 150 چاپ قاهره).
این نمونه ای از دیدگاه شهید نواب صفوی در مسئله اختلاف بین شیعه و سنی است و اکنون اشاره ای می کنیم به دیدگاههای رهبری اخوان المسلمین درباره این موضوع حساس و حیاتی:
استاد شیخ عمرالتلمسانی، دیدگاه شهید شیخ حسن البنا موسس نخستین مرشد اخوان المسلمین را درباره شیعه و سنی، چنین بیان می کند:<امام شهید رضوان الله علیه توجه خاصی برای ایجاد وحدت اسلامی داشت و اخوان المسلمین در گذشته و امروز، و در آینده نیز در راه این وحدت خواهند کوشید، ولو اینکه در این هدف بزرگ، دچار مشکلاتی بشوند.
مسلمانان طبق نص صریح قرآن امت واحدی هستند: :وان هذه امتکم، امه واحده > من به خاطر دارم که در سالهای 40 آقای قمی که یک عالم شیعی بود، در ساختمان مرکزی اخوان، به عنوان میهمان اقامت داشت و در آن هنگام امام شهید، به طور جدی در راه تقریب بین مذاهب اسلامی می کوشید تا دشمنان نتوانند از دوری و جدایی مسلمانان،سوءاستفاده کرده و وحدت امت امت اسلامی را، از بین ببرند.
روزی از امام درباره مسئله اختلاف بین شیعه و سنی سؤال کردیم. ایشان ما را از ورود در این قبیل مسائل منع کرد و گفت که مسلمانان نباید خود را با این قبیل مسائل مشغول کنند و باید متوجه باشند که دشمنان اسلام، از این قبیل مسائل برای آتش افروزی و ایجاد فتنه بهره می گیرند!
به حضرت ایشان گفتیم: ما از روی تعصب و یا گسترش دامنه اختلاف بین مسلمانان، این موضوع را مطرح نکردیم، بلکه هدف آگاهی از حقیقت است؛ چون مطالبی که در کتابها درباره شیعه و سنی مطرح است، قابل شمارش نیست و ما به طور طبیعی نمی توانیم به بررسی این کتابها و منابع بپردازیم؟!
امام حسن البنا رضوان الله علیه فرمود:بدانید که اهل سنت و شیعه همگی مسلمانند و کلمه توحید: لااله الاالله و اشهد ان محمداً رسول الله همه آنان را گرد هم می آورد و در این اصل اساسی عقیدتی، شیعه و سنی یکسانند و به هم می رسند؛ اما اختلاف در میان این دو جناح، در فروع و در مسائلی است که می توانیم آنها را به هم نزدیک کنیم.
پرسیدیم: می توانید نمونه ای ذکر کنید؟
امام گفت: شیعه نیز مانند مذاهب چهارگانه اهل سنت، دارای فرقه های گوناگونی است؛ مثلاً شیعه امامیه مسئله امامت را یک اصل ضروری در اسلام می دانند که حتماً باید تحقق یابد برای اینکه امام حافظ شریعت است و سخن او درباره احکام شرعی، کلمه فصل و حکم نهایی است و اطاعت وی به طور مطلق، واجب است.
در بعضی مسائل فقهی هم اختلاف هست که می توان آنها را برطرف کرد؛ مانند مسئله ازدواج موقت و یا تعداد همسران در نزد بعضی از فرق شیعه و امثال اینها، که ما نباید اینها را وسیله ای برای جدایی بین اهل سنت و شیعه قرار دهیم، بلکه باید توجه داشته باشیم که هر دو مذهب، صدها سال در کنار همدیگر و بدون هیچ گونه برخوردی، مگر در کتابها و نوشتجات، با یکدیگر نداشته اند. و باز می دانیم که امامان و پیشوایان شیعه آثار بسیاری از خود به یادگار گذاشته اند که در واقع ثروت گرانبهایی در کتابخانه های مسلمانان است.
تا اینجا سخن از امام شهید حسن البناست و من هم عقیده دارم که خیر دنیا و آخرت، در آن است که هرگز دنبال اموری که موجب اختلاف بین شیعه و سنی می گردد، نرویم؛ زیرا که این، هدف مهم دشمنان اسلام است.>(از کتاب: ذکریات لا مذکرات - خاطرات شیخ تلمسانی، چاپ قاهره، 1405ه-)
بی تردید شهید نواب صفوی با سفر خود به کشورهای عربی و ملاقات با شخصیت های معروف اهل سنت، نقش اساسی در ایجاد روابط بین حرکت اسلامی ایران و اخوان المسلمین داشت تا آنجا که استاد شیخ راشدالغنوشی، رهبر نهضت اسلامی تونس، می گوید: <جرکت فداییان اسلام در ایران، در واقع امتداد اندیشه و تفکر اخوانی در این سرزمین بود.> (کتاب:مقالات حرکه الاتجاه الاسلامی بتونس، چاپ پاریس دارالکروان)
و همین پیوند فکری وحدت طلبانه بود که رژیم شاه را نگران نمود و در اتهامات خود، علیه شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام، آنها را وابسته به <اخوان المسلمین> اعلام کردند!
نواب صفوی و رهبری اخوان
علاوه بر رهبران حرکتهای اسلامی اردن، لبنان، سوریه و عراق که تحت تاثیر شجاعت و شهامت و غیرت دینی شهید نواب صفوی قرار گرفته اند، رهبران اخوان المسلمین مصر هم، هرکدام به نوبه خود، از نواب صفوی به نیکی یاد می کنند.
خلاصه گفتار بعضی از آنها را که در دیدارهای این جانب بیان داشته اند، در اینجا نقل می کنم.
در ربیع الاول 1406 ه- . ق با مرحوم شیخ عمر التلمسانی، سومین مرشد اخوان مصر، در <لوگانو> محلی بین سوئیس و ایتالیا که برای معالجه به آنجا آمده بود، دیدار کردم و با وی گفتگوی مفصلی داشتیم که نخست در محله <العالم> چاپ لندن شماره 91 مورخ نوامبر 1985م درج گردید و سپس به طور مستقل هم در ایتالیا - رم منتشر شد و بعدها ترجمه فارسی آن در روزنامه اطلاعات منتشر شد، وی ضمن تاکید بر اینکه: <من همواره، مانند امام شهید حسن البنا گفته ام که اختلاف بین شیعه و سنی هرگز در اصول و ریشه نیست و مادامی که هر دو جناح در مسئله توحید و نبوت، عقیده واحدی دارند، مسائل دیگر اهمیتی ندارد...>، در مورد شهید نواب صفوی گفت: <من او را در قاهره در منزل استاد سعید رمضان که اکنون در ژنو به سر می برد، دیدم و در کنارش نشستم و با او گفتگو کردم و او را شخصیتی دلسوز اسلام و دارای شهامت اسلامی یافتم.> (کتاب آراء فی الدین والسیاسه ، چاپ دوم، ایتالیا، 1406ه-، ص14 و 16)
دردیداری با مرحوم دکتر سعید رمضان، داماد شهید حسن البنا، در ژنو، همراه آقای طالع - سرکنسول وقت ایران در ژنو او با شور و شوق خاصی از شهید نواب صفوی نام برد و گفت: شهید نواب به دعوت سید قطب به قاهره آمد و در دفتر مجله <المسلمون> که من منتشر می ساختم، میهمان اخوان بود و ملاقاتهای او با شخصیت های اسلامی هم در همان جا انجام گرفت و پس از آنکه سخنرانی وی در دانشگاه قاهره توسط ناصری ها به هم خورد، و جمعیت اخوان المسلمین از طرف ناصر <منحله> اعلام گردید، او یک لحظه هم آرام و قرار نداشت و با ژنرال نجیب و سرهنگ عبدالناصر تماس گرفت و با آنها ملاقات کرد تا بلکه بتواند مشکل را حل کند... و با اینکه او میهمان بود و برای دولت مصر پذیرش درخواست های او کمی سخت به نظر می رسید، اما شهیدنواب از آنها قول گرفت که این حکم ظالمانه را لغو کنند و اخوان بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. البته این کار برای مدتی انجام گرفت، ولی چون هدف، سرکوب حرکت اسلامی در مصر بود، بعدها به طرز وحشیانه و ضدانسانی به سرکوب حرکت و اعدام رهبران اخوان، پرداختند که همه چگونگی آن را می دانیم.
به هرحال شهید نواب صفوی در همان چند روزی که میهمان ما بود، به خوبی نشان داد که یک مسلمان با اخلاص و یک مومن فداکار، با روحیه ای سرشار از عشق و علاقه به اسلام و مسلمین، بود. رحمه الله علیه>
شیخ مصطفی مشهور
از جمله رهبران اخوان المسلمین، مرحوم <شیخ مصطفی مشهور> بود که پنجمین مرشد جمعیت، پس از: حسن البنا، حسن الهضیبی، عمر التلمسانی و حامد ابوالنصر بود. <مشهور> یک شخصیت مسلمان با اخلاق و روش اسلامی به تمام معنی کلمه بود و حتی نماز صبح خود را هم به <جماعت> در مسجد محله خود، با امام مسجد اقامه می کرد، چندین بار در مصر و خارج با او ملاقات داشتم که در یکی از آنها سخن ما درباره، <نواب صفوی> و در دیگری بحث درباره مسئله تقریب بین مذاهب اسلامی بود.
مصطفی شهور آنچه را که مربوط به تقریب بین مذاهب است، به طور مکتوب در پاسخ نامه من نوشته که در آن آمده است:
<موضع اخوان المسلمین درباره سنی و شیعی و تقریب بین مذاهب روشن است.دعوت اخوان المسلمین از روز نخست پیدایش توسط مرشد اول، الامام حسن البنا، دعوت برای وحدت مسلمانان، علی رغم اختلاف مذهبی است. عامل اصلی شکست و بدبختی مسلمانان تفرقه و دشمنی و نفرت است.ما هیچ مسلمانی را که شهادتین را برزبان آورد، تکیف نمی کنیم و <تعاون در امور متفق علیه و معذور داشتن یکدیگر در امور اختلافی> یک اصل طلایی در میان ماست.
روابط عملی اخوان المسلمین با شیعیان ایران و جاهای دیگر، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بعداز آن، روشن است
امروز مسلمانان نیاز مبرم به وحدت کلمه و کنار گذاشتن تفرقه و جدایی است که موجب سلطه دشمنان می گردد. اختلاف میان اهل سنت و شیعه زیدبه یا اثنی عشریه، منحصر در بعضی از فروع و همگان به وحدانیت خداوند و نبوت پیامبر شهادت می دهند. و امروز، وقت آن فرارسیده که آتش این فتنه خاموش شود و از بین برود...> (نامه شیخ مصطفی به این جانب در تاریخ 22 رحب 1422 ه- - ق در قاهره نوشته شده که متن کامل آن یا ترجمه کامل، بعداً منتشر خواهد شد).
اما در دیدار دیگری که با شیخ مصطفی مشهور داشتم او درباره نواب صفوی و عظمت این مرد سخنانی گفت که تقریباً مشابه سخنان دکتر رمضان بود و خلاصه آنچه قبلاً یادداشت کرده ام به قرار زیر است: <نواب صفوی به دعوت اخوان، پس از مؤتمر قدس در عمان، به مصر آمد و میهمان اخوان بود و در دفتر مجله <المسلمون> نشریه فکری - فرهنگی اخوان اقامت گزید. او به دعوت جوانان اخوان در دانشگاه قاهره به سخنرانی پرداخت که من هم حضور داشتم... سخنرانی او آنچنان پرشور و آتشین بود که فضای دانشگاه و خیابانهای اطراف را به لرزه درآورده بود؛ اما ناگهان در وسط سخنرانی وی که به وحدت مسلمانان و جهاد برضددشمنان دعوت می کرد، نیروهای دولتی به دانشگاه ریختند و با تیراندازی و آغاز زدوخورد با جوانان و دانشجویان، آن اجتماع بزرگ را به هم ریختند و نواب صفوی را هم که میهمان ما بود، با خود بردند و با توجه به توطئه از پیش تنظیم شده، جمعیت اخوان المسلمین را هم منحله اعلام کردند...
اما تا آنجا که ما اطلاع داریم و دوستان ما گزارش دادند، نواب صفوی در مقابل آنها مقاومت کرد و با تندی و منطق اسلامی به آنها پاسخ داد و اخطار کرد که در غیر این صورت، پس از برگشت به ایران، حقایق را برای همه مسلمانان بیان خواهد نمود.
همین تهدید جدی باعث شد که <حکم اخراج فوری نواب صفوی> را دولت لغو کرد و او را به عنوان میهمان دولت نگه داشت وشیخ باقوری پذیرایی از وی را به عهده داشت و حتی برای دلجویی از توقیف و اهانتی که به وی شده بود، او را در رژه رسمی ارتش در مقابل ژنرال نجیب و عبدالناصر وعبدالحکیم عامر و حسین الشافعی و دیگر افسران آزاد، در کنار افسران آزاد نشاندند و به احترام و تجلیل به او پرداختند.
اما نواب صفوی دنبال احترام ظاهری و تشریفات نبود. او، همان طور که بعدها به ما گزارش شد، خواستار ملاقات خصوصی با نجیب و ناصر گردید و در این ملاقات طولانی ، به آنها هشدار داد که مخالفت با اخوان المسلمین ، به صلاح کشور مصر نیست. اخوان، نیروی فعال و رزمنده بر ضد دشمنان داخلی و خارجی است و <نظام خاص> که من هم عضو آن بودم، نیروهای مبارزی را تربیت کرده که می تواند در مقابل هجوم احتمالی دشمن مقاومت کند و به کمک و یاری دولت بشتابد...
این مذاکره با افسران آزاد باعث آزادی برادران دستگیر شده و اعلام لغو انحلال جمعیت گردید، ولی پس از مراجعت نواب صفوی به ایران، این بار با نقشه جدیدتر و کاملتری وارد میدان شدند و به سرکوب کامل حرکت اخوان پرداختند که داستان چگونگی آن را دوست و دشمن می داند.
به هر حال من شخصاً نواب صفوی را مردی با عظمت و شجاعت و شهامت اسلامی یافتم ... او مرد ایمان و عقیده بود و خود را یک <فدایی اخوانی> می دانست که حاضر است در راه اسلام و آزادی قدس شریف و جهاد علیه دشمنان، جانش را فدا کند و همان طور که می دانیم سرانجام نیز چنین شد و او به درجه شهادت رسید.
من شهادت می دهم که نواب صفوی در همان حالی که یک شیعه با ایمان و محکم و استوار بود، برادران سنی خود را هم مثل خود می دانست و فرقی میان اهل سنت و شیعه قائل نبود.او در ایامی که میهمان ما بود، نماز جماعت را در دفتر <المسلمون> اقامه می کرد که گاهی او امامت جماعت را به عهده داشت و در نمازی دیگر، یکی از برادران ما...
او در ملاقات با شیخ الازهر، عبدالرحمن تاج هم خواستار وحدت اسلامی و نزدیکی مذاهب اسلامی گردید. و ماجرای این ملاقات را شیخ حسن باقوری، وزیر اوقاف وقت و عضو سابق مکتب ارشاد اخوان، برای ما تعریف کرد و از وسعت اطلاع و غیرت و حمیت او تمجید کرد ... افسوس که عبدالناصر این میهمان ما را ربود و نگذاشت که جوانان اخوان روحیه سلحشوری و شجاعت را بیش از پیش از او یاد بگیرند.
او مسلمانی واقعی بود و هدفی جز عزت اسلام و آزادی و استقلال مسلمانان نداشت و سرانجام هم مانند امام شهید حسن البنا، او هم به قافله شهدای اسلام پیوست. رضوان الله تعالی علیه>.
این خلاصه ای از گفته های شیخ مصطفی مشهور به این جانب درباره شهید نواب صفوی بود که برای ثبت در تاریخ زندگی نواب صفوی، در این یادواره نقل گردید.
... سخن مشروح درباره تأثیر سفر کوتاه مدت شهید نواب صفوی به کشورهای : اردن، سوریه، لبنان، مصر، نیاز به فرصت دیگری است.