تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۴۹۵۹۶
مرتضی حاجی:

فرزانه آئینی
اشاره:
هنوز عرق احزاب از رقابت در انتخابات مجلس هشتم در 24 اسفند ماه گذشته خشک نشده است که بحث انتخابات ریاست جمهوری دهم در تیر ماه سال آینده ضربان قلب احزاب را شدت بخشیده است، بنابراین احزاب به دنبال یافتن گزینه های مناسب خود برای حضور در این رقابت تاثیرگذار مدام سابقه چهره هایشان را مرور می کنند تا شاید بتوانند در این رقابت سهمی از پیروزی را به نام خود ثبت کنند، اگرچه بنا به گفته منتقدان دولت نهم تنها پیروزی احزاب در انتخابات این دوره مهم نیست بلکه جایگزین شدن فردی توانا به جای رییس دولت نهم برای جبران تصمیمات پرخطای او ارجح تر از پیروزی حزب مشخصی خواهد بود.
در همین راستاست که مرتضی حاجی مدیرعامل بنیاد باران مدام به امیدواریش برای حضور محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری تاکید می کند و در مصاحبه اش با بیان این که مردم باید بخواهند تا خاتمی وارد صحنه شود، امیدوار است تا شاید خاتمی در برابر ابراز علاقه مردم اعلام بازنشستگی سیاسی اش را پس بگیرد و به میدان رقابت بیاید!
*  سوالاتم را با یک انتقاد به چهره های شاخص جریان اصلاحات آغاز می کنم و آن این که چرا صاحب نظران و کارشناسان این جریان که برای مردم آشنا هستند مدتی است (البته به استثنای فصل تبلیغات انتخاباتی) از حضور و سخنرانی و ارتباط با رسانه ها به عنوان نماینده مردم طفره می روند و به بهانه های مختلف سعی می کنند کم تر حضور داشته باشند، علت این گوشه گیری سیاسی چیست؟
** قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم با وعده هایی که داده شد، برای هر آدمی که کشور را می شناسد و با وضع عمومی دنیا آشناست، معلوم بود که وعده های داده شده، پایه ای ندارد و قابل تحقق هم نیست و نه تنها کشور مسیر رشد و توسعه را طی نمی کند، بلکه با چالش های خیلی جدی هم روبه رو خواهد شد، بنابراین برای این که اصلاح طلبان متهم نشوند که مانع تحقق وعده های رییس جمهوری جدید می شوند و بهانه ای برای ناکارآمدی های افراد جدید ایجاد نشود، اصلاح طلبان ترجیح دادند که مدتی نسبتا طولانی ساکت باشند تا کسانی که در بسته امور قرار گرفته اند، هنر مدیریتی خودشان را برای تحقق وعده هایشان نشان دهند، این سکوت، سکوت معنی داری بود، سکوت انفعال نبود، سکوت فعال بود برای خالی کردن دست رقبا از بهانه جویی برای توجیه ناکارآمدی ها، چیزی که همین امروز هم شاهدیم. 
* اشاره کردید که اصلاح طلبان میدان را باز گذاشتند تا مدیران جدید آزادی عمل داشته باشند، اما این طور به نظر می رسد که اصلاح طلبان برای در امان ماندن از سیل انتقادات میدان را خالی کردند!
** البته امروز فرق می کند، صحبت های من در پاسخ به سوال شما مربوط به آغاز فعالیت دولت نهم بود، طبیعتا در مقطع انتخابات زمانی است که هر کسی پذیرای انتقادات نقادانه نسبت به عملکردها و بیان برنامه های نامزدهای انتخاباتی را دارد و این دیگر تلقی کارشکنی و یا چوب لای چرخ گذاشتن نیست، اگرچه آن هایی که نتوانستند به برنامه هایشان عمل کنند، هر بهانه ای را مستمسک قرار می دهند، اما به لحاظ موقعیت زمانی و ضرورت فعالیت تبلیغات انتخاباتی، زمان انتخابات وضعیت متفاوتی دارد، نسبت به زمان شروع به کار دولت، این فضای عمومی کار اصلاح طلبان است، اما انتظاری که از احزاب می رود، این است که در همه زمان ها فعال باشند. گاهی فعالیت علنی و عملی و رسانه ای است، اما گاهی فعالیت آن ها برای ساختن و پرداختن خود در درون تشکیلات و سازماندهی افراد و آموزش های لازم و مطالعه و تدوین برنامه هایی که باید انجام شود که این ها خیلی سر و صدای رسانه ای ندارد.
* به نظر شما این تعبیر که اصلاح طلبان از حضور در عرصه رقابت دلزده شده اند صحیح است؟
** عمومیت ندارد، ولی خیلی ها هم همین طور شده اند که شما می گویید، اصلاح طلبان همیشه تاکیدشان بر این بوده است که در چارچوب قانون اساسی کشور و با رعایت منافع و مصالح ملی کشور با مشی اصلاح طلبان برنامه هایشان را پیش ببرند چون اصلاح طلبان با رعایت همه این احتیاط ها و پایبندی کامل به حدود قوانین و مسایل ملی وارد عرصه سیاست شده اند، انتظارشان این است، حاکمیت از این تلاش و فعالیت استقبال کند، چرا که برنامه چشم اندازی که برای کشور تعریف کرده اند قطعا با یک همکاری گسترده همه جانبه ملی قابل تحقق یافتن است و نمی شود، بخش عظیمی از نیروهای کاردان و کارآمد و متعهد و علاقه مند به سرنوشت کشور را به بهانه های واهی کنار گذاشت.چیزی که در انتخابات مجلس شاهد بودیم، رد صلاحیت های گسترده و غیرقابل توجیه است و متاسفانه خیلی ها هم از این نوع برخورد با نیروهای کشور دفاع کردند.
وقتی در مرحله اول انتخابات شهر تهران بیش از 70 درصد شرکت نمی کنند و باز هم ما احساس می کنیم حماسه ای اتفاق افتاده... خب حق دارند کسانی که دلشان برای کشورشان می سوزد احساس نگرانی کنند، بعضی ها منزوی می شوند، قهر می کنند و پای صندوق رای نمی روند، خودشان را مطرح نمی کنند و بیش تر دنبال زندگی شخصی و فردی خودشان می روند. 
* اما به نظر می رسد دلزدگی سیاسی در میان سران اصلاح طلب عمومیت یافته است، چرا که وقتی سید محمد خاتمی اعلام بازنشستگی می کند فضایی جز این نمی توان از این امر برداشت کرد.
** بدون شک، آقای خاتمی نمی تواند بازنشسته سیاسی شود، به خصوص با آن امید و علاقه وافری که مردم به ایشان دارند و انتظار و مسوولیتی که به دلیل علاقه مردم متوجه آقای خاتمی است ایشان به راحتی نمی تواند خودش را کنار بکشد چرا که هیچ مسوولی نمی تواند خودش را کنار بکشد، من گمان می کنم این یک عارضه موقت باشد، آقای خاتمی در انتخابات مجلس خیلی جدی حضور پیدا کرد، اگر چه از آن طرف هم با بی مهری مواجه شد، چرا که یک درخواست خیلی ساده را مطرح کرد، برای این که آرا بازشماری شود کسی که در دوره متوالی رییس جمهوری بود و سمت های مهم دیگری را در کارنامه اش دارد با بی اعتنایی با درخواستش برخورد شود، فکر می کنم یک عارضه موقتی ایجاب می کند به همین دلیل من صحبت های آقای خاتمی را موقتی می دانم اگر چه بازنشستگی که آقای خاتمی مطرح کرده به معنای تعطیل کردن فعالیت های سیاسی اش نیست، بلکه در جواب این سوال که شما می خواهید نامزد انتخابات ریاست جمهوری بشوید این صحبت را بیان کرده است که در واقع می شود این طور تلقی کرد، ایشان خودش را از ریاست جمهوری بازنشسته کرده اند. از فعالیت های سیاسی ...، اگر واقعا برای آقای خاتمی زمینه و امیدواری برای فعالیت سیاسی وجود نداشته باشد پس برای چه کسی وجود دارد. به همین دلیل اعلام بازنشستگی از سوی آقای خاتمی به نظرم یک عارضه موقت است که انتظار مردم آن را رفع خواهد کرد. 
* چه عاملی باعث شده که بنا به گفته شما آقای خاتمی خودش را نامزدی ریاست جمهوری بازنشسته اعلام کند؟ آیا آقای خاتمی هم از ردصلاحیت شدن می ترسند؟
** من نمی بینم کسی مثل آقای خاتمی اینچنین در قلب مردم ایران باشد... به همین دلیل با توجه به وسعت علاقه مردم به آقای خاتمی بعید می دانم کسی بتواند ایشان را ردصلاحیت کند. 
* با توجه به قدرت گرفتن جریانی که قصد منزوی کردن جبهه پیروان خط امام و در قالب بزرگ تر اصلاح طلبان را دارد به نظر شما اصلاح طلبان مجددا قدرت را در دست می گیرند؟
** اصلاح طلبان را باید با اصلاح طلبی تفکیک کنیم، اصلاح طلبان موجود بالاخره یک دوره ای آمدند و کارهایی که به نظرشان به نفع کشور بود انجام دادند، بنابراین اصلاح طلبانی که حاکم بودند تمام شد، اما دوره اصلاح طلبی تمام نشده است، قطعا اصلاح طلبان به حاکمیت برمی گردند و در این انتخاباتی که برگزار شده پیامی که وجود داشت جز این نیست، برخورد شدید ردصلاحیتی که در این دوره انجام شد و همه باور دارند از ردصلاحیت های انتخاباتی مجلس هفتم هم سخت تر بود و حتی بزرگواری مثل کروبی که همه وجودش خوش بینی به رفتار حاکمیت است او هم به این نتیجه رسید که رفتاری که شد در تمام ادوار گذشته بی سابقه بود، این نشانه عمق نگرانی آن ها از نفوذ اصلاح طلبان و پایگاه و جایگاه آنان در بین مردم است، بنابراین تفکری که پایگاهی به این وسعت در بین مردم دارد، نمی شود برای همیشه از عرصه قدرت کنار بماند، حتما اصلاح طلبانی که ممکن است امروز در عرصه قدرت مطرح نباشد اما از نسل جوانان اصلاح طلب هستند، مورد توجه مردم و در راس قدرت قرار می گیرند برای مدتی خیلی طولانی نمی شود جلوی آن و نظر مردم ایستاد. 
* می شود این طور از صحبت شما استنباط کنم که دیگر نباید انتظار داشت آقای مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش باشند یا آقای مصطفی تاج زاده در وزارت کشور حضور یابند؟
** نه، من این حرف را نمی زنم، چون روزی که رییس جمهوری از جبهه اصلاحات داشته باشیم، باید دید چه کسانی برای انجام چه کارهایی شایسته تر و تواناتر هستند، البته این امر که من می گویم نسل جوان و پرنشاط به صحنه می آیند باید بگویم که اولا ما که هنوز پیر نشده ایم و جوانیم و پرنشاط، ثانیا در دوره های مختلف زمانی افراد جدیدی رشد و پرورش پیدا می کنند که نسبت به آدم هایی که دوره هایی مسوولیت داشتند توانایی بیش تری به دست می آوردند، ما اصلا نباید محدود به این اسامی که شما گفتید باشیم، اگرچه آن ها را هم نباید نادیده بگیریم. 
* ترکیب نمایندگان تهران در مجلس هشتم را چگونه ارزیابی می کنید؟
** تاکید ما همیشه بر این است که انتخابات باید در یک اتاق شیشه ای برگزار شود، یعنی همه مردم تمام مراحل انتخابات را ببینند و هیچ چیز از دید خبرنگاران مخفی نباشد و هیچ چیز محرمانه ای نباید وجود داشته باشند، ... این که می آیند صلاحیت ها را رد می کنند و یک کلی روی آن می گذارند و هرکس هم می پرسد چرا؟ هیچ کس هم جواب نمی دهد چرا؟ این بی اعتنایی به اذهان عمومی در حداقل یک علامت سوال بزرگ را در ذهن ایجاد می کند که این ها در یک اتاق دربسته چه کار می کنند؟ چطور می شود که افرادی با شرایط و عناوین مشابه یکباره رد صلاحیت می شوند و بعد هم در تجدیدنظر مثلا چهار تایشان را تایید می کنند و بقیه باز هم رد باقی می مانند، مثل قضیه استانداران دولت سابق که به علت استعفای آن ها در اعتراض به عملکرد شورای نگهبان در بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس هفتم رد صلاحیت شدند. پس از اعتراض به شورای نگهبان چند نفر از آن ها تایید می شوند و برخی دیگر رد صلاحیت باقی می مانند به دنبال این اقدام شورای نگهبان این سوال به وجود می آید که این عمل برای همه آن ها مشابه بوده است اما چطور شد که چند نفر تایید شدند و بقیه رد باقیماندند به همین دلیل وقتی رویه شفاف نیست سوالاتی را از این دست همیشه باقی می ماند و این عمل همیشه مبهم خواهد بود، چرا که وقتی ضابطه به طور دقیق نشود و نحوه عملکرد پیش روی مردم نباشد همه جور حرف ممکن است توی آن دربیاید و چون ادله کافی هم برای رونق نیست همان طور مبهم در اذهان باقی می ماند. بنابراین پیش بینی ترکیب محلی هم غیرممکن است. 
* اصلاح‌طلبان چقدر به عملکرد فراکسیون اقلیت مجلس هشتم دل بسته اند؟ اصلا شما به اقلیت این مجلس امیدواری دارید؟
** امیدواری که داریم، اما میزان تاثیرگذاری آن ها آنجایی که صف بندی فکری و جناحی می شود خیلی کم است، اگر فضای اداره مجلس به گونه ای باشد که قدرت استدلال تعیین کننده باشد و قدرت استدلال گوش شنوایی داشته باشد و اکثریت مجلس گوششان را به روی نظرات اصلاح طلبان نبندند و فرصت بدهند نظرات اصلاح طلبان هم مورد بررسی قرار گیرد و چک سفید حمایتی ندهند دست مسوولان اجرایی که هر کس هر کاری خواست انجام دهد، اگر این طور نباشد، اشخاص جدی در بین نامزدها می بینیم که شناخت خوبی نسبت به مسایل کشور دارند و ما هم حاضریم با آن ها کار مشاوره ای درباره لوایح و طرح ها انجام دهیم، اگر فضای اداره مجلس فضای گفت وگو، تعامل و اعتماد به آیندگان باشد، اصلاح طلبان تاثیرگذاری خوبی خواهند داشت. 
* آیا اعلام کاندیداتوری محمدرضا عارف با سران اصلاحات هماهنگ شده بود یا ایشان خودشان شخصا اعلام کردند؟
** ایشان خودشان باید دراین باره توضیح بدهند، من نمی دانم اما در جریان هستم که در مجموعه اصلاح طلبان هنوز درباره موضوع ریاست جمهوری بحثی آغاز نشده است، همیشه اول داوطلبان مشخص می شوند و بعد در مجموعه روی آن ها بحث می شود، البته باید درنظر داشت که آقای عارف هم تاکید کرده اند آقای خاتمی شایسته ترین و مناسب ترین فرد برای این سمت هستند اما اگر آقای خاتمی نیاید آقای عارف هم گزینه خوبی هستند. 
* اصلاح طلبان برای جلب تمایل آقای خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری برنامه ریزی کرده اند؟
** همه ما باید تلاش کنیم تا آقای خاتمی را به صحنه انتخابات بیاوریم، مردم باید با پیام و پیغام هایشان و واسطه گری هایشان تمایلشان را به حضور مجدد آقای خاتمی در ریاست جمهوری نشان دهند، درواقع ما و مردم باید آقای خاتمی را وادار به حضور در انتخابات ریاست جمهوری کنیم چون ایشان در برابر خواست و علاقه مردم نمی توانند سکوت کنند.