شوق و شور حضور در مجالس مذهبی برای کسب معرفت اهل بیت علیهم السلام چنان باپوست و خون ایرانیان عجین شده که سال هاست سیل عظیم مشتاقان را به سوی خود همچنان می کشاند و به گفته شهید مطهری «تا اندوهی نباشد، تا عشق نباشد، تا شوقی نباشد، تا احساسی نباشد گریه نمی آید، این احساس قیمت دارد، خیلی هم قیمت دارد1.»
اما متاسفانه چند سالی است که این گوهر گرانقدر و قیمتی ـ عشق به اهل بیت علیهم السلام ـ در معرض تاراج عده ای مغرض و سودجو قرار گرفته است که این مجالس گرانقدر با رفتارهای خرافی و بدعت های نوین مانند نوردیدن در مجالس و حضورائمه علیهم السلام و اذن دادن (2) از سوی آنها جهت هدایت مردم در معرض خطر قرار گرفته است.
بخصوص هنگامی که با دخالت های بیگانگان و ترویج مسیحیت یا وهابیت آگاهانه خط و جهت می یابند و با شگردهای خاص با سواستفاده از احساسات پاک و اعتقادات خالصانه خانم ها (و بعضا در بعضی مجالس آقایان هم مشاهده شده است) چگونه از فرصت های تبلیغی موجود بهره می برند و به تبلیغ مسیحیت میپردازند.
تاسف از غفلت دستگاه های امنیتی و تبلیغی است. چگونه عده ای با برنامه ریزی دقیق به نام تبلیغ دینی و بدون شناخت و معرفت لازم به نام دین وارد صحنه تبلیغی اسلام شده و به ترویج و تبلیغ مسیحیت می پردازند. با توجه به روش تبلیغ مسیحیت توسط این عده و شیوه های عوام فریبانه آنها و التقاط مبانی دینی جالب است که در اینجا به یک نمونه از تبلیغات عوامفریبانه و رواج بدعت ها و سخنان مغرضانه جهت توجه دادن دستگاه های اجرایی و تبلیغی اشاره میکنیم.
اجاره منزل برای حسینیه!
چند سال پیش خانمی در حوالی مجیدیه شمالی خانه ای را اجاره کرده بود و در اول و پانزدهم هر ماه در آنجا سفره دعا و وعظ برگزار می کرد. همسایه ها می گفتند مراسم خوبی است و بد نیست سری به آنجا بزنیم و ثوابی ببریم، از این روی به همراه خواهرم به این خانه رفتیم. این خانم در جلسه می گفت:
« هر کس حاجتی دارد بیاید و چراغی برای امام حسین علیه السلام روشن کند که انشاالله حاجت روا شود.» نکته جالب این خانه (که اسمش را حسینیه گذاشته بود)این بود که عکس های مختلف امامان علیهم السلام و پرچم های یا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یا حسین و یا زهرالله تزیین شده بود، با این تفاوت که دو عکس بزرگ از حضرت عیسی علیه السلام را نیز به دیوار کوبیده بود.
شگردهای جذب مخاطب
چند جلسه اول کار این خانم این بود که فقط دعا و مرثیه و زیارت عاشورا می خواند و بعد از زیارت عاشورا می گفت می خواهم کلاسهای اخلاق و احکام برگزار کنم، ولی الان نمی توانم زمانش را بگویم و ادعا می کرد که «هر وقت آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دستور بدهند، آن کلاس ها را دایر میکنیم!»
به مرور تعداد خانم های شرکت کننده در مجلس ایشان افزوده می شود. کم کم این خانم ادعا کرد که با آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه معصومین علیهم السلام رابطه دارد و برای جلب نظر بیشتر شرکت کنندگان در مجالس در میان مراسم دعا و خواندن زیارت نامه ناگهان به همراه خواهر خوانده خود(3) بر می خاستند و به دیوار نگاه می کردند و سلام میدادند و گاهی گریه می کردند و بعد از لحظات پرشور و گداز دیدن یار، رو به شرکت کنندگان کرده و می گفتند که مثلا خانم زینب سلام الله علیها یا آقا اباالفضل علیه السلام یا امام حسین علیه السلام ... بودند که در جلسه حضور یافتند و شما پرده گناهان جلوی چشمان تان قرار دارد و نمی توانید آن بزرگواران را زیارت کنید!!
با این روش ها این خانم، مدت ها با شیوه های عوام فریبی، نظر خانم ها را به سوی خود جلب می کرد و به تدریج مریدان پر و پا قرصی را هم پیدا می کرد تا بعد از مدتی گفتند «که آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به ایشان دستور دادند کلاس ها را دایر کنند.»
نکته قابل توجه این است که از میان افراد شرکت کننده 22 نفر را که زودباور و ساده تر از دیگران بودند انتخاب کرد. به نظر می رسد این خانم قبلا در جایی دوره خاص روانشناسی را دیده و کاملا با آموزش و با برنامه ریزی و تله پاتی یا شناخت روانشناسانه به انتخاب افراد دست می زد که به راحتی تحت تاثیر صحبت ها و القائات این خانم قرار می گرفتند. از سوی دیگر نحوه اداره جلسات هم خاص بود، چنان که انسان را به یاد کلیسا میانداخت.
دعای کلیسایی
«در اولین جلسه های کلاس این خانم، همه را به صورت دایره وار دور هم جمع می کرد و می گفت همه دست هایمان را زنجیروار بهم دهیم و چشمانمان را ببندیم و هر چه ایشان می گوید تکرار کنیم.» همه این عمل را انجام دادیم. ذکری که در آن جلسات گفته می شد تماما حروف مقطعه قرآنی به علاوه یک سری دعاهای مسیحیت بود، این خانم تاکید می کرد هر کس حتی کلمه ای از برنامه های این کلاس های خصوصی را به کسی حتی همسر یا فرزندانش بزند با آقا طرف است و چوبش را می خورد!!»
از آن به بعد در بیشتر جلسات از آقا صحبت می کرد، به گونه ای که همه باور کرده بودیم ایشان در کوچکترین مساله زندگی هم از آقا دستور می گیرد. از آن به بعد کم کم شروع کرد به صحبت از حضرت عیسی که ما باید خیلی دقیق و درست ایشان را بشناسیم و به تدریج دعاهای انجیل را در جلسات می خواند و می گفتند حضرت عیسی علیه السلام به زمین رجعت کرده و دارند یارانشان را جمع میکنند.
این خانم ادعا داشت که 14 نفر به همراه خودش، جزو آن 50 نفر یاران امام زمان هستند. هر گاه در جلسات خصوصی صحبت از آقا و ارتباط با ایشان می کردند، همه تحت تاثیر قرار می گرفتند و ارادت شان نسبت به خانم بیشتر میشد!!
نزدیک بودن زمان ظهور
پس از گذشت چندماه در یکی از شب های ماه رمضان، همه شاگردان خاص خود را نگاه داشت و تاکید کرد که «حتما تا صبح اینجا باشید و الا مورد غضب آقا قرار می گیرید» و بعد از رفتن دیگران گفت: «می خواهم مطلبی را بگویم و حواس تان خیلی جمع باشد، ظهور بسیار نزدیک است و حضرت عیسی در حال جمع آوری یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و بر خلاف این که همه تصور می کنند، حضرت عیسی(علیه السلام) پشت سر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نماز می خواند، اینطور نیست بلکه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پشت سر حضرت عیسی نماز می خواند، چون مقام نبوت از مقام امام خیلی بالاتر است»!! و باز سفارش میکرد که در این مورد با کسی صحبت نکنیم.
بعد از مدتی عده ای از خواص شاگردان مخصوص خود را جمع کرد و گفت: «آقا شما را به مکان بسیار خوب و مقدس دعوت کرده است» و با کمال تعجب مشاهده کردم که روز یکشنبه ما را به کلیسا برد و مراسم مذهبی مسیحی را به ما نشان داد و گفت: «هر حاجتی !! دارید از حضرت مریم و حضرت عیسی علیه السلام بخواهید.» خانم ها هم تحت تاثیر حرف و القائات این خانم به سادگی حرف ها را باور کرده و گریه می کردند و نکته جالب این بود که افراد کلیسا، این خانم را به خوبی میشناختند.
رفتن به کلیسا
از آن روز به بعد این خانم ضمن اینکه خانم ها را در روزهای یکشنبه به کلیسا می برد، می گفت: «همچون این روز، روز تولد حضرت مسیح و روز تولد حضرت علی (علیه السلام )!!!است.» دعاها را در آن روز انجام دهید و از خانم ها می خواست «با آوردن یک شاخه گل مریم در روزهای یکشنبه حضرت عیسی را شاد کنند» اگر کسی با باور قلبی خود و عشق به ائمه علیهم السلام اعتراض می کرد که تا زمانی که ما ائمه علیهم السلام خود را خوب نشناخته ایم و آمده ایم آنها را بشناسیم، چه لزومی دارد که عیسی علیه السلام را خوب بشناسیم، مورد غضب واقع می شد و می گفت:
«برای شما و افکار پلید و شیطانی شما تاسف می خورم.» اگر دیگر آن فرد خود به جلسات نمی آمد می گفت: «آقا! ایشان را از کلاس اخراج کرده است» و از سوی دوستان هم مطرود واقع میشد.
از کارهای دیگر این خانم این بود که حتی یک بار هم در حسینیه نماز برگزار نکرد و همیشه مردم را از دو بعدازظهر تا 11 شب نگاه می داشت و اگر یادآور می شدیم که آلان نمازمان قضا می شود، می گفت قضا یعنی چه نماز را هر وقت بخوانی درست است و خودش را هم کسی ندید که نماز بخواند.
این خانم به شاگردانش میگفت: «هر کس امام زمان عج الله تعالی فرجه را دوست دارد، من را هم دوست دارد و باید ایمانش به حدی برسد که اگر یک روز من شخصی!! را به شما معرفی کردم و گفتم این امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، شما قبول کنید و هر کس می خواهد رستگار شود باید بدون چون چرا و سئوال و جواب حرف های من را بپذیرد، در غیراینصورت با خود آقا طرف است!!»
این تنها یک نمونه از فعالیت افراد تعلیم دیده است که با سواستفاده از عشق ائمه در مجالس که به اسم آنها بر پا می کنند و به مرور با هدف تغییر اعتقاد مسلمانان و جذب آنها به سوی مسیحیت، اهداف مغرضانه خود را عملی می سازند و به عرصه تبلیغ، آسیب های جدی وارد می کنند. حال سئوال این است که مسئولیت برخورد با چنین مبلغینی با کیست دستگاه های امنیتی سازمان های تبلیغی وزارت ارشاد ... براستی چه کسی پاسخگوی آسیب های وارده به اعتقادات و احساسات پاک جامعه بخصوص مجالس بانوان خواهد بود آیا تا به حال به این امر اندیشیدهایم!!