تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۴۹۶۳۸

صحنه سیاسی لبنان و سوریه در سالی که گذشت شاهد حوادث و رخدادهای گسترده و تا حدودی غیرمنتظره بود که اگر همه این تحولات ناشی از تبعات ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان دانسته شود , دور از واقعیت نیست.
سرفصل رخدادهای یکسال گذشته لبنان و سوریه را که از تبعات ترور حریری می باشند به این شرح قابل ذکر است.
خروج نیروهای سوریه از لبنان و گسست پیوند سنتی بیروت و دمشق به عنوان یک جبهه متحد ضدصهیونیستی , سقوط دولت عمر کرامی در لبنان , به قدرت رسیدن گروههای طرفدار غرب در مجلس لبنان , بازگشت چهره های مطرود و ورشکسته سیاسی به صحنه لبنان , از جمله میشل عون و سمیر جعجع که هر کدام پرونده ای مالامال از خیانت دارند , ایجاد دو دستگی در جامعه لبنان , ایجاد بحران داخلی در صحنه سیاسی سوریه که خودکشی وزیر کشور را باید حاصل این بحران دانست , اظهارات به اصطلاح افشاگرانه « عبدالحلیم خدام » , سیاستمدار پرسابقه سوری علیه دولت دمشق , انتشار گزارش جهت دار تیم تحقیق ترور حریری با هدف تشدید فشار به دمشق , تشدید فشار به جنبش حزب الله در راستای وارد ساختن این جنبش به خلع سلاح و قطع ارتباط با سوریه به عنوان متحد سنتی خود و ترور چندین شخصیت سیاسی لبنان , از جمله حوادثی هستند که رابطه مستقیم با حادثه ترور حریری پیدا می کنند.
در این میان آنچه قابل تامل است اینست که با گذشت یکسال , هنوز هویت عامل و یا عوامل این حادثه فتنه انگیز همچنان در هاله ابهام قرار دارد.
این در حالی است که هیات تحقیقی که از سوی سازمان ملل برای بررسی علت و معرفی عوامل قتل حریری تشکیل شد در گزارش مسئله دار سه ماه قبل خود , بدون ارائه شواهد و مدارک مستدل کوشید دولت سوریه را به دخالت در این قتل متهم سازد. این درحالی است که بسیاری از ناظران , همان زمان , با اشاره به محتوا و لحن گزارش ارائه شده , آن را متاثر از اعمال نفوذ قدرتهای خارجی دانستند که برای تشدید فشار علیه دولت دمشق تنظیم شده بود.
این گزارش توسط فردی تهیه شده و به منابعی استناد گردیده بود که از توان تامین اعتماد لازم برای پذیرش آن برخوردار نبودند.
انتخاب « دتلف مهلیس » قاضی آلمانی که تمایلات صهیونیستی وی محرز بود به ریاست این کمیته تحقیق و اظهارات شهودی که خصوصیات عمده آنها , ضد دولت سوریه بود , اعتبار گزارش مذکور را به شدت مورد تردید قرار داد.
همزمان با انتشار این گزارش هدفدار , حادثه دیگری به وقوع پیوست تا محاصره دولت دمشق برای تسلیم در برابر شرایط غربی ها تکمیل شود.
عبدالحلیم خدام که مدت سه دهه از مردان قدرتمند سوریه محسوب می شد در اظهاراتی غیرمترقبه و البته با انگیزه های قدرت طلبانه , اتهام صهیونیستها و حکومت های سلطه طلب غرب علیه دولت بشار اسد را تکرار کرد. خدام نیز در عین حال بدون اینکه سند و مدرک قابل قبولی ارائه دهد دمشق را به دست داشتن در ترور حریری متهم ساخت.
واقعیت این است که عامل ترور حریری را نه در لبنان ویا سوریه , بلکه باید در میان صهیونیستها جستجو کرد. اتهامات علیه سوریه و طرفداران دمشق در لبنان , یک نشانی انحرافی است که دست های پشت پرده آن را مطرح کرده اند تابوسیله آن اهداف خود را در پوشش این ترور هدفمند مرحله به مرحله به اجرا بگذارند.
سوری ها می گویند صهیونیستها حریری را ترور کردند تا به اهداف خود که از راه نظامی موفق به رسیدن به آن نشده بودند تحقق بخشند. دلیل آن نیز بسیار روشن و مستدل است . با تامل در پیامدهای بسیار گسترده این ترور باید گفت بیشترین نفع را در این ماجرا صهیونیستها برده و شدیدترین ضررها را سوریه و جریان متحد دمشق در لبنان متحمل شده اند. بدیهی است این نتیجه از قبل از حادثه مذکور نیز قابل پیش بینی بود و در زمان وقوع آن , بسیاری از ناظران به آن تاکید کردند.
هرگز پذیرفتنی نیست که پیش از ترور حریری , صهیونیستها از منافع بسیار مهم و حیاتی این ترور برای اهداف خود آگاه نبودند و یا سوریها از خسارات احتمالی آن ناآگاه بوده باشند.
از اینرو باید ترور حریری را یک بازی بسیار هوشمندانه و مزورانه از سوی صهیونیستها به حساب آورد که دامنه تبعات آن روز به روز آشکارتر می شود.
اکنون با در نظر گرفتن این واقعیت , و اوضاع ملتهبی که تحت تاثیر حادثه ترور حریری در منطقه ایجاد شده , روزهای آینده باید منتظر مراحل تازه ای از این صحنه سازی مفسده انگیز در منطقه , به خصوص در صحنه لبنان و سوریه بود.