بسماللهالرحمنالرحیم
آمریکایی ها این روزها از صحنه گردانی علیه ایران و باز کردن پای پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل احساس سرخوشی می کنند و دلیل آنرا نزدیک شدن به اهدافی می دانند که از دو سال و نیم پیش تاکنون دنبال می کردند.
شاید آن روزها که پای اروپائیها به مسائل هسته ای ایران به عنوان یک میانجی بیطرف و مستقل از آمریکا باز شد , صدای کسانی که برای اروپائیها , خارج از حیطه قدرت و بازیگری آمریکا موجودیتی قائل نبودند , آنچنان رسا نبود که حقایق را آشکار کند ولی تحولات دو سال و نیم گذشته نشان داد که اروپا هویت و ظرفیت دیگری بجز تبعیت از واشنگتن و پیروی کورکورانه از تمایلات کاخ سفید ندارد.
فقدان اراده کارآمد از سوی اروپائیان و تاثیرپذیری آنها از مدیریت صحنه آمریکائیها در این ماهها تا آنجا پیش رفت که مشارکت مستقیم اروپا در پرونده اتمی ایران نتوانست راه حل مناسب و مورد رضایتی را نه برای ایران و نه برای طرف اروپایی فراهم کند , و این بی کفایتی تا بدانجا ادامه یافت که رفتن گزارش فعالیتهای هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل فقط مایه سورچرانی آمریکائیها و تحقیر اروپائیها شد.
اروپائیها نشان دادند که از توانایی لازم در حل مسائل جدی برخوردار نبوده و قادر نیستند مسائل مهم بین المللی را شخصا مدیریت نمایند و باید همواره در سایه منافع یک بازیگردان صحنه نقش آفرینی کنند. به عبارت دقیق تر , اروپائیها دست بسته , مجری سیاست بازیهای « بازهای » آمریکایی هستند. از این رو هنگامی که « جان بولتون » سفیر آمریکا در سازمان ملل از اینکه تلاشهای دیپلماتیک آمریکا علیه ایران به ثمر نشسته و گزارش پرونده فعالیتهای هسته ای ایران به شورای امنیت رفته احساس رضایت می کند , از بی لیاقتی اروپائیها و یا بهتر بگوئیم بی عرضگی آنها در حل و فصل مسائل بین المللی اظهار غرور و افتخار می نماید که اروپائیها نتوانسته اند با اراده و شعور لازم به توافق با ایران دست یافته و فرصتی را برای نقش آفرینی در صحنه بین المللی بیابند. بنابر این , وضعیت اخیر بیش از آنکه برای ایران نگران کننده باشد , سند روشنی بر ناتوانی اروپائیان و عدم بلوغ سیاسی آنها در مدیریت گفتمان های بین المللی است.
اقدام آمریکا در گزارش پرونده ایران به شورای امنیت علاوه بر این پیام , از چند جنبه دیگر نیز قابل ارزیابی است . نخست آنکه آمریکا سعی دارد این مطلب را به دنیا القا کند که آژانس بین المللی انرژی اتمی در حل و فصل موضوع هسته ای ایران ناتوان است و باید این موضوع فنی و حقوقی در یک ارگان کاملا سیاسی مورد بررسی قرار گیرد و قطعا این چیزی نیست که به نفع آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد.
این حرکت القایی یقینا موقعیت آژانس را به عنوان یک مرجع فنی و حقوقی در رسیدگی به مسائل کشورهای عضو به شدت متزلزل کرده و آنرا از اعتبار ساقط می کند و نشان می دهد که این مجمع به راحتی قابل دور زدن و بی اعتبار کردن است.
بدین ترتیب شورای حکام آژانس با رفتن به زیربار قطعنامه پیشنهادی آمریکا در حقیقت به نوعی « خودزنی » تن داده و دانسته و یا نادانسته , خود را از حیز انتفاع ساقط نموده است.
از سوی دیگر اینگونه اقدامات آمریکا و تشدید فشار بر ایران که با هدف خارج کردن مدیریت پرونده هسته ای ایران از مجامع حقوقی و فنی و سیاسی کردن موضوع انجام می شود , موضع ایران را کاملا غیرقابل پیش بینی نموده و طبعا آمریکائیها باید پاسخگوی تبعات آن باشند.
نکته دوم اینکه آمریکائیها قصد دارند با تغییر محل بررسی پرونده به نیویورک , یک درجه بر حساسیت پرونده ایران بیفزایند و از طرف دیگر میزان نفوذ خود را بر پرونده هسته ای ایران بالا ببرند. بدین معنا که ترکیب شورای امنیت برای آمریکا از ترکیب شورای حکام یکدست تر بوده و باطبع آمریکائیها موافق تر است و مقامات آمریکایی بهتر می توانند آنها را با نظرات خود همداستان کنند.
سومین نکته ای که در میان تغییر و تحولات اخیر به روشنی آشکار شد این بود که نقش آمریکا را در صحنه گردانی علیه پرونده هسته ای ایران هویدا کرد و آمریکائیها مستقیما از پشت اروپا و روسیه خارج شده و شخصا رهبری عملیات سیاسی ـ تبلیغاتی علیه ایران را برعهده گرفتند تا به تعبیر خود از این طریق بتوانند به اعمال مجازات ایران بپردازند.
چهارمین نکته آنکه روزهای گذشته فرصت خوبی برای ملت و مسئولین جمهوری اسلامی ایران بود تا به ماهیت روس ها پی برده و جایگاه روسیه را در عرصه بین المللی مورد ارزیابی قرار داده و میزان صداقت این کشور را در ترازوی آزمون قرار دهند.
روس ها نشان دادند که هرگز طرف مورد اعتمادی در یارگیری های سیاسی نبوده و از قابلیت « اعتمادپذیری » برخوردار نیستند و هرجا که منافع شان ایجاب کند , اقدام به چرخش 180 درجه ای و زاویه گیری از مواضع قبلی خود می کنند.
نکته پنجم آنکه بوش همزمان جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدیدی امنیتی برای آمریکا خوانده است . این اظهارات که در راستای ادامه جنگ روانی و تبلیغاتی علیه ایران انجام می شود برای ما اصلا تازگی نداشته زیرا از 27 سال پیش که ایران از حوزه کشورهای اقماری آمریکا خارج شد , ما همواره در معرض تهدیدات و تهاجمات آمریکا بوده و به آن عادت کرده ایم مردم و مسئولین ما نیز راه حل مدیریت این فشارها را به خوبی آموخته و برای مقابله با این توطئه ها آبدیده شده اند.
نکته پایانی آنکه هرچند آمریکا پرونده هسته ای ایران را به سمت « بردو باخت » هدایت می کند و با یک هجوم وسیع تبلیغاتی ایران را به عنوان « بازنده » بازی قلمداد می نماید ولی اندکی صبر , وضعیت برنده و بازنده بازی را مشخص خواهد کرد. بدون اینکه بخواهیم درباره نتیجه این بازی پیشداوری کنیم , برخی کارشناسان و تحلیل گران غربی هرگونه حرکت علیه ایران را به ضرر غرب خوانده و آنرا عامل تشدید انسجام مردم ایران دانسته اند. براساس این پیش بینی ها هرگونه تهدید علیه ایران هزینه سنگینی را متوجه غرب خواهد کرد ودر نهایت اروپاو آمریکا بازنده اصلی گزارش پرونده ایران به شورای امنیت خواهند بود.
از سوی دیگر ملت ایران معتقدند هرچند این فشارها که با هدف تخلیه روحی و ایجاد جنگ روانی علیه ملت ایران انجام می شود ممکن است زحماتی را برای آنان ایجاد کند ولی هرگز نخواهد توانست در پیمودن راه روشنی که برای خود انتخاب کرده اند , خللی ایجاد نماید. مردم ایران بارها ثابت کرده اند برای حفظ آرمانهای خود هرگز کوتاه نخواهند آمد و از هیچ توپ و تشری نمی هراسند و با حفظ یکپارچگی درمسیر ادامه فناوری هسته ای , تبلیغات سحرآمیز دشمن را باطل خواهند کرد.