تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۴۹۷۱۶

عطاء‌الله مهاجرانی
جنگ مقدس یک اصطلاح یهودی ـ مسیحی است. جنگ برای تصرف سرزمین موعود از سوی یهودیان مقدس تلقی می‌شد. شاید بدان جهتکه سرزمین موعود مقدس خوانده می‌شد این جنگ‌ها را به هم تبع آن مقدس خواندند. در قرآن با همین عنوان مقدس، سه بار به سرزمین فلسطین اشاره می‌کند.(مائده /21؛ طه و نازعات /19) مسیحیان نیز که با شعار جنگ مقدس، جنگ‌های صلیبی را برپا کردند، مرادشان آزادی همین سرزمین یعنی بیت‌المقدس بود. پژوهشگران یهودی و مسیحی این اصطلاح را در مورد «جهاد » به کار بردند. برخی نویسندگان مسلمان هم بدون توجه به تاریخ و مناسبت این اصطلاح، از آن استفاده کردند، مثل واژه «اسلامیست» که در دهه اخیر برای گروه بن لادن و زرقاوی استفاده می‌شود. ریشه و سابقه این واژه را جست‌وجو می‌کردم که از کجا شروع شده است. دیدم نخستین بار هفته‌نامه جروزالم‌پست این واژه را به‌کار برده است. می‌توان گفت اساسا جهت گیری جهاد در اسلام با جنگ مقدس متفاوت است.د در جهات تصرف سرزمین هدف نیست. هدف دفاع از دین و مسلمانان و سرزمین است. از این‌رو می‌توانیم به عنوان نمونه غزوات پیامبر اسلام، جنگ با ایران و روم و مصر یا جنگ‌های داخلی مثل جنگ با خواج و صفین را از یک طرف و از سوی دیگر جنگ‌های مطرح در کتاب مقدس را با یکدیگر مقایسه کنیم. کشتن، عنصر اصلی جنگ است. هر طرف می‌خواهد طرف دیگر را از میان بردارد اما انتقامجویی و کینه کشی امر دیگری است. کشتار اریحا و اورشلیم نمونه روشنی از کینه است. استراتژی جنگ، استراتژی زمین سوخته بوده است. هیچ‌چیز را باقی نگذاشتند.
در سال 1209 در جنوب فرانسه، کشتاری از مردم به فرمان پاپ اینوسنت سوم صورت گرفت که همان حال و هوای کشتار اریحا و اورشلیم را داشت. یک گروه نو اندیش مسیحی با رویکردی انتقادی به کلیسای کاتولیک پدید آمده بود که به سرعت گسترش می‌یافت. پاپ اینوسنت ـ معصوم سوم! ـ تصمیم گرفت آن جمعیت را سرکوب کند. همه را، جمعیتی بین 10 هزار تا 20 هزار نفر را کشتند؛ زن و مرد کاتولیک هم زندگی می‌کردند. آنان را هم کشتند. آرنود آموری از فرماندهان صلیبی‌ها گفته بود: «همه را بکشید، خداوند آنها را می‌شناسد و سهم خودش را سوا می‌کند.»
(http://xenophpongroup.com/monjtoie/albegens.htm)
کشیشی که خود شاهد این کشتار بوده است، 10 سال بعد کتابی نوشت به نام «تاریخ آلبی جنس». در این کتاب می‌توان عمق کینه صلیبی‌هارا نسبت به مسیحیان دگراندیش مشاهده کرد. مسلمانان که حسابشان جدا بوده است.
گویی نگاه جنگنده در جنگ مقدس معطوف به این بوده است که بکشد. چه کسی و چرا؟ مطلقا مطرح نبوده است.
جهاد، مفهومی کاملا متفاوت است. رزمنده در درون خود با خویشتن خویش هم باید بجنگد تااز ساحت عدالت خارج نشود، عدالتی که به تعبیر قرآن باید معیار رویارویی با دشمن باشد. اتفاقا جنگ بزرگ‌تر ـ جهاداکبر ـ همانی است که در درون اتفاق می‌افتد. جنگ بیرونی که ابزارش شمشیر و مانند آن است جنگ کوچکتر ـ جهاد اصغرـ نامیده می‌شود. در آغاز کتاب الجهاد، وسائل الشیعه این روایت نقل شده: مسلمانان از جهاد برگشتند، پیامبر اسلام به آنان گفت: «مرحبا بقوم قضواالجهاد الاصغر وبقی علیهم جهادالاکبر» آفرین بر مردمی که از جهاد کوچک باز گشتند و جهاد بزرگ‌تر برایشان باقی مانده است. وقتی از پیامبر پرسیدند جهاد اکبر کدام است؟ گفت جهاد با نفس. نمونه نابش هم نبرد علی‌(ع) با عمروبن عبدود که هر دو جهاد در یک تابلو ترسیم شده است. نمی‌توان با ادعای خشونت، جنگ و جهاد را مطلقا نفی کرد. اگر کس دیگری را به عمد به قتل رسانید و تعمدش اثبات شد، وقتی او را برای قصاص می‌برند، اگر در میانه راه کسی او را کتک بزند، مثلا از خانواده مقتول به قاتل تعرض کنند، این امر خشونت است و قابل دفاع نیست اما قصاص او خشونت نیست. انسانی را کشته است. اگر او را عفو نکنند می‌بایست قصاص شود. چرا مفهوم جنگ در مسیحیت و یهودیت ، مبهم و متضاد جلوه می‌کند؟ به ویژه در مسیحیت که این دوگانگی بیشتر است.
اول: خداوند در کتاب مقدس، در عهد عتیق چهره‌های متعدد و متنوعی دارد. شاخص‌ترین خدا که یهوه است، خدایی که انتقامجو و کینه‌توز است. واقعا بر یوشع و یهودا نمی‌توان خرده گرفت. در پس این کشتارها یهوه ایستاده است. در انتقامجویی آنچه قربانی می‌شود، اخلاق و معنویت است.
سه تن از مهم‌ترین متفکران تاریخ اندیشه غرب، ولتر و نیچه و راسل، از همین زاویه مسیحیت را نقد کرده‌اند. نیچه که آب پاکی روی دست همه ریخت و گفت: «آخرین مسیحی، مسیح بود که مصلوب شد.» ولتر در نامه‌ای که به فردریک کبیر نوشته است، به همین موضوع اشاره می‌کند. تاریخ مسیحیت را خونین‌ترین تاریخ همه ادیان می‌داند.
Letters of Voltaier and Frederick the Greet, New York, Berentano, s (Letter.No156.1927)
انیشتن هم همین باور را داشت. معتقد بود خدای تورات انتقام‌جو و کینه‌توز است. البته او تعابیر دیگری هم دارد، که نمی‌نویسم.
همین خدای توراتی به عبارتی به وسیله پولس رسول که در آغاز یک خاخام یهودی بسیار متعصب بود به همراه تغلیظ شریعت یهود که به مسیحیت منتقل شد و تناقض‌های بسیاری را به ارمغان آورد که نمونه‌اش همین جنگ مقدس است. یهوه یک خدای ترسناک و مهیب است. در ماجرای برادرکشی میان هابیل و قابیل، گویی در موضوع دفاع از قابیل قرار می‌گیرد. اخطار می‌دهد که هرکس قابیل را بکشد « هفت چندان انتقام گرفته شود» (پیدایش / 4 آیه 16). حکم قابیل بر اساس شریعت اسلامی قصاص بود! «الله» در اسلام می‌گوید برادرکش را باید قصاص کرد. سرود موسی در باب 15 سفر خروج، چهره یهوه را به عنوان خدای جنگ به خوبی می‌نمایاند. این ویژگی، بدیهی است که به پیامبران او هم تسری می‌یابد. خدای قرآن خدای عادل است نظام هستی را عادلانه بنیاد نهاده است. «دور فلکی یکسره بر منهج عدل است». پیامبر او نمی‌تواند ستم کند. در آستانه مرگ؛ پیامبر اسلام در مسجد، مسلمانان را جمع می‌کند و می‌گوید هر کس حقی بر پیامبر دارد بگوید، اگر ستمی بر او رفته است، بگوید. پیامبر آماده است تا قصاص شود، زیرا پیامبر هم باید در همین مدار عدالت قرار گیرد.
وقتی در جمع اسیران می‌بیند دختر حاتم طایی سرش را پایین انداخته است پیامبر جلو می‌رود و عبای خود را بر سو دوش او می‌اندازد. وقتی برای علی که در بستر در آستانه مرگ است شیر می‌برند اشاره می‌کند که برای ابن ملجم ببرند. جهاد یعنی جنگ بی‌کینه، به همین دلیل تمامی عملیات به اصطلاح جهادی که به مرگ انسان‌های بی‌گناه می‌انجامد، نه جهادی است و نه اسلامی و نه انسانی.