* به عنوان یک چهره سابق پارلمانی ارزیابی شما از تعامل فراکسیون اکثریت مجلس هفتم با دولت نهم چیست؟
** من بعد از پایان دولت آقای خاتمی، به مجلس نرفتم و ارتباط مستقیمی با کارکردهای روزمره مجلس ندارم لذا داوری در خصوص عملکرد فراکسیونها زمانی میسر میشود که انسان در متن اخبار باشد. البته احساسم به عنوان کسی که براساس علایق فردی اخبار مجلس را پیگیری میکند این است که جناح اکثریت مجلس با دولت تعامل مثبتی توام با نوعی استقلال دارد.
لذا همانطور که ترکیب کابینه برای بسیاری از جریانات سیاسی در بیرون مجلس ترکیبی ناآشنا و غافلگیرکننده بود احساس میشد در داخل مجلس نیز چنین برداشتی وجود داشت، چون بحثهایی که در زمان طرح کابینه توسط فراکسیون اکثریت مطرح شد حکایت از آن داشت که یک تعامل قبلی و رایزنی قبلی نسبت به وزرا وجود نداشت در حالی که در گذشته اینچنین نبوده و حداقل نمایندگان اکثریت اظهار بیاطلاعی نمیکردند. این نشان میداد که دستکم در بحث کابینه، دولت نتوانست یک ارتباط و رایزنی قبلی را با مجلس سامان دهد و همین موضوع نیز موجب عدم احراز آرا توسط چند وزیر شد و بعدها دیدیم که در بحث وزیر نفت این چالش جدیتر شد.
در مجموع میتوانم بگویم که نوع برخورد فراکسیون اکثریت مجلس هفتم با دولت نهم برخوردی مناسب با جایگاه پارلمان و مجلس بود.
یعنی نه به دلیل همسویی سیاسی با دولت دربست هر چه آمده را پذیرفتهاند و نه به دلیل عدم هماهنگی قبلی از مواضع لجبازی و گروکشی وارد شدهاند. البته فکر میکنم یکی از میدانهای جدی ارزیابی تعامل مجلس با دولت لایحه بودجه کل کشور باشد.
* نظر شما به عنوان لیدر فراکسیون اقلیت مجلس پنجم که یک اقلیت تاثیرگذار بود، در خصوص عملکرد فراکسیون اقلیت مجلس هفتم چیست؟
** عملکرد فراکسیون اقلیت در هر دوره را باید با توجه به شرایط حاکم بر مجلس آن دوره، تعداد نمایندگان اقلیت و شرایط عمومی کشور ارزیابی کرد؛ لذا نمیتوان اقلیتهای مجالس را با هم مقایسه کرد. در دوره پنجم ما اقلیت نیرومندی بودیم که کف تعداد ما 74 نفر بود که گاهی تا 115 نفر افزایش پیدا میکرد.
در این دوره تعداد دوستان ما در فراکسیون اقلیت مجلس خیلی کمتر از آن دوره است. شرایط سیاسی امروز با آن دوران نیز تفاوت زیادی دارد. آن موقع نه تکثیر مطبوعات به این صورت بود و نه این نوع نقد به دولت که در دوره ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی رایج گردید به این شکل وجود داشت. به هر حال من عملکرد فراکسیون اقلیت مجلس هفتم را مثبت و نجیبانه ارزیابی میکنم. شاید گاهی دوستان در خارج از مجلس از نجابت بیش از حد فراکسیون اقلیت داشته باشند، ولی من به عنوان کسی که از محذورات مختلف اقلیت را در مجلس میشناسم، احساس میکنم که دوستان فراکسیون اقلیت ما در مجلس با هوشمندی و تعهد انقلابی و دینی خود عمل میکنند.
اینطور که از اظهارات خود آنها برمیآید، احساس کردهاند مدتی را باید نسبت به دولت جدید سکوت کنند. این سکوت نیز سکوت عاقلانهای است؛ به این دلیل که به هرحال دولت جدید وقتی برای اکثریت مجلس نیز هنوز ناشناخته و بدیع است، برای اقلیت که به طریق اولی این قضیه وجود دارد؛ لذا باید ابتدا صبر پیشه کرد تا انتقادات حمل بر کارشکنی نشود و دولت هم در فضایی آرام به برنامهریزی امور و سازماندهی خود بپردازد طبعا بعد از گذشت زمانی قابل قبول مثلا 6 ماه یا 9 ماه امکان ارزیابی عملکردها، انتصابها و نقد آن فراهم خواهد شد.
ولی من اقلیتی را میپسندم که فعالتر وارد شوند و تصور میکنم نجابت هم حدی دارد. به هر حال نباید مرزهای نجابت و مرزهای انجام وظیفه وکالت به هم خرج شود. البته به این معنا نیست که دوستان ما اینطور هستند، چون خودشان نیز اعلام کردهاند سکوتشان، 5، 6 ماهه خواهد بود و در همین مدت نیز در مسائل اساسی و مهم که به حقوق اساسی مردم و با سرنوشت کلی کشور مربوط میشده، اقلیت مجلس فعال ظاهر شده است مانند لوایح اقتصادی، برداشتهای نگرانکننده از حساب ذخیره ارزی و اصلاحات ناموجه در برنامه توسعه چهارم، مساله سقوط هواپیمای نظامی و…
* آقای انصاری شما به عنوان عضو شاخص مجمع روحانیون مبارز در جریان انتخابات ریاست جمهوری برخلاف بقیه اعضا، از آقای کروبی حمایت نکردید و رسما به حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی پرداختید. به نظر شما آیا این کار تخطی از اساسنامه مجمع روحانیون مبارز نبود؟
** در جریان انتخابات مسائلی گذشت که من فعلا مصلحت نمیدانم به کالبدشکافی آنها بپردازیم و فعلا باید بر روی وفاق و همکاری و همدلی نیروهای خط امام و اصلاحطلبان واقعی متمرکز بود.
فقط در یک جمله میگویم که برخی پیشداوریها که دوستان از روی کملطفی یا عدم آگاهی به تمام جوانب و مسائل کردند، درست نیست و اگر همه واقعیت گفته شود، شلید حقایق دیگری از قضایا روشن شود.
* الان ارتباط شخصی شما با آقای کروبی چگونه است؟
** جناب آقای کروبی سرور ما بوده، هستند و خواهند بود و هرگز اختلافنظرهای سیاسی مقطعی نمیتواند غباری بر این ارادات بنشاند. بعد از انتخابات چندین بار خدمت ایشان رسیدهام و از محضرشان استفاده کردهام و همچنان بر ارادت خود به ایشان پایبند و مفتخر خواهم بود.
* پس از جدایی آقای کروبی و 3 تن از اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون، به نظر میرسد فعالیتهای مجمع نسبت به گذشته کمتر شده و این تشکل به سکون نزدیکتر میشود. آیا ممکن است روزی فرا رسد که مجمع روحانیون مبارز منحل شود؟
** به هیچ وجه اینگونه نیست بلکه جلسات مجمع و برخی کمیتههای آن منظمتر و فعالتر از گذشته تشکیل میشوند و حضور منظم اعضای برجسته مجمع همچون آقایان خاتمی و موسوی خوئینیها و دیگر بزرگان، دلیل این فعالیت است.
مجمع روحانیون مبارز هیچگاه به دنبال کسب نام و مقام نبوده و نیست. ما عضویت در این تشکیلات را به مثابه انجام یک تکلیف دینی و انقلابی میدانیم، زیرا دین را از سیاست جدا نمیدانیم. همچنین روحانیت را از متن مسوولیتهای اجتماعی جدا نمیدانیم. بنابراین مجمع نه تنها کمتر از گذشته فعالیست نمیکند، بلکه فعالیتهای مضاعفی را در پیش گرفته است. ما در اساسنامه خود اصلاحاتی به عمل آوردهایم که با اصلاحات اساسنامه راه فعالیت بیشتر بخصوص در عرصههای فرهنگی بیشتر خواهد شد و امیدواریم با نهایی شدن و اجرایی شدن این اصلاحات فعالیتهای این تشکل به لحاظ کمی و کیفی افزایش پیدا کند.
انشاءالله هیچگاه زمانی نخواهد رسید که مجمع روحانیون احساس کند نمیتواند فعالیت کند یا نیازی به آن نیست که فعالیت کند. به هرحال فعالیت سیاسی یک تکلیف دینی است و ما معتقدیم همانطور که نماز میخوانیم، باید در عرصه سیاست نیز فعال باشیم.
* به عنوان کسی که نماینده کمیسیون اقتصاد کلان در کمیسیون نظارتی مجمع تشخیص مصلحت نظام هستید، به طور کلی روند لایحه بودجه کشور را چطور میبینید؟
** من شخصا در کل نگرانی جدیای از روند امور اقتصادی و بودجهنویسی کشور نسبت به اهداف بلندی که در سند چشمانداز پیشبینی کردهایم دارم.
دستیابی به هدف بزرگ چشمانداز در افق 20 ساله که در آن ایران باید کشوری توسعه یافته و دارای قدرت اول منطقه باشد، الزاماتی دارد؛ الزامات سند چشمانداز وقتی به شاخصهای کمی تبدیل میشود، هشداردهنده است.
به هرحال منابع سرمایهگذاری و تامین ما محدود است. یکی از احکام سند چشمانداز 20 ساله این است که ظرف مدت 10 سال باید وابستگی بودجه جاری کشور به نفت قطع شود و درآمد نفت فقط صرف سرمایهگذاری شود. این امر صرفنظر از الزامات سند چشمانداز مسالهای کاملا عقلانی است چرا که ما کشوری هستیم که مهمترین سرمایه ملیمان نفت است و عاقلانه نیست سرمایه ملی صرف هزینههای جاری شود و بعد از پایان این منابع کشور روی خاکستر فقر و فلاکت بنشیند. باید به سرعت سرمایههای حاصل از درآمد نفت را تبدیل به سرمایه مولد اقتصادی کنیم.
لذا برداشت از حساب ذخیره ارزی برای هزینهها باید با حداکثر صرفهجویی و احتیاط انجام شود نه با دست و دلبازی. آن هم در امور جاری با عمرانی غیرضروری و خارج از برنامه و من فکر میکنم لایحه بودجه سالم، لایحه بودجهای است که حتما نشانههای روشن از کاهش هزینههای دولت به معنای عام کلمه و هزینههای جاری کشور و افزایش بودجههای عمرانی و افزایش سرمایهگذاری و توسعه اشتغال پایدار در آن موجود باشد.
ولی در مجموع به نظر من ساماندهی امور بودجهای کشور به ارادهی قویتر و هماهنگی بیش از ظرفیت لایحه یکساله بودجه نیازمند است. یک عزم ملی نیاز دارد و همه نظام باید روی این موضوع تمرکز داشته باشند.