بسماللهالرحمنالرحیم
شهادت «عماد مغنیه» از طلایهداران جبهه جهاد و شهادت و از رهبران سرفراز حزبالله لبنان و پیامدهایش، صفبندی نیروهای جبهه حق در برابر جبهه باطل را یکبار دیگر با نمایش تفوق جبهه حق، در انظار جهانیان قرار داده است.
در یکسو جبهه سرخورده سازشکاران در لبنان و فلسطین اشغالی قرار دارد که در آن «ولید جنبلاط» همه را به جنگ داخلی و برافروختن آتش جنگ و نفاق تهدید میکند و خود را مأمور انجام جنایاتی معرفی میکند که تر و خشک، هر دو را یکجا به آتش میکشد. او تصریح میکند که خواهان سازش با اشغالگران صهیونیست است و با اسرائیل مشکلی ندارد ولی حاضر به مصالحه و همفکری با نیروهای مقاومت اسلامی نیست و از این بابت گلایه و شکایت دارد که چرا نیروهای امنیتی حزبالله، هر حرکت توطئهآمیزی را زیر نظر گرفتهاند و توطئهها را در نطفه خفه میکنند. در آنسو، جریان سازشکار فتح و ابومازن هم قرار دارد که مرتباً تقاضای حمایت بیشتر از جانب صهیونیستها دارد که کار مقاومت اسلامی در غزه را یکسره کند ولی اشغالگران معتقدند که سازشکاران فاقد وزن و اعتباری هستند که کاری صورت دهند و معجزهای به نفع صهیونیستها رخ دهد.
در اینسو، نیروهای مقاومت اسلامی قرار دارند که در زیر چتر مشترک امنیتی ـ جاسوسی آمریکا ـ اسرائیل و سازشکاران، همچنان به عزت و اقتدار و سیادت نیروهای مقاومت اسلامی عقیده دارند و هم قسم شدهاند تا انتقام خونهای بناحق ریختهای را بگیرند که دشمن و مزدورانش در هر فرصتی بر زمین ریختهاند و چهرههای برجسته و مقاوم را هدف حملات ددمنشانه قرار دادهاند.
اگرچه آمریکا، رژیم صهیونیستی و مزدوران محلی آنها در مقطع کنونی احساس پیروزی کنند که «عماد مغنیه» را هدف قرار دادهاند ولی این اوج ذلت و حقارت جبهه دشمن انسانیت است که موفقیت خود را حذف چهرههای مردمی و در شهادت سرداران جبهه جهاد و شهادت جستجو میکنند. این برای صهیونیستها و آمریکا ذلت بزرگی است که میخواهند با حذف مغنیهها، به تصور خود شکست خفتبار در جنگ 33 روزه را جبران کنند. حال آنکه این حرکتهای کینهتوزانه، ابعاد عظیم پیروزیهای حزبالله در جنگ 33 روزه و آثار و تبعات شکست سنگین اسرائیل و حامیانش در منطقه را به تصویر میکشد.
مغنیه از نخستین روزهای شکست اسرائیل و ارتشهای ناتو در لبنان، یک هدف برای دشمنان انسانیت بود. او ممکن بود هر لحظه در معرض حملات زمینی، هوائی و دریائی دشمن قرار گیرد و در خون پاک خود بغلتد ولی حضور حماسی او در جبهههای عملیات ضد اشغالگری، به تربیت هزاران مغنیه منجر شد و اکنون جبهه مقاومت اسلامی اگر چه ستارهای تابناک را تقدیم اسلام و ملتهای منطقه کرده ولی آسمان مقاومت اسلامی پر از ستارههای درخشان است. شاید شهادت مغنیه در نخستین سالهای شکلگیری مقاومت لبنان، لطمهای برای جبهه مقاومت محسوب میشد ولی امروزه مقاومت اسلامی، پرچمدار حرکت عظیمی است که استقلال لبنان و اصالت حرکت مردمی حزبالله علیه بیگانگان و مزدوران داخلی آنها را تضمین میکند. شهادت مغنیه در آن روزهای سخت و سرنوشتساز، شاید حتی به توقف عملیات در یک جبهه منجر میشد ولی امروزه مغنیه سمبل مبارزهای تاریخی است که پوزه اشغالگران شرور صهیونیست را بخاک مالیده و عزت و عظمت مقاومت اسلامی را به ثبت رسانیده است. امروز مردم قدرشناس لبنان بهتر احساس میکنند که پیروزی و سربلندی و استقلال آنها به برکت خون شهیدان والاتباری از قبیل عماد مغنیه بدست آمده و خود را مدیون و مرهون این خونهای پاک میدانند.
اسرائیل و مزدورانش تصور نکنند که در این بازی بدفرجام، چیزی نصیبشان شده است. اگر تا دیروز در جنوب لبنان و حومه جنوبی بیروت با حزبالله میجنگیدند، امروز ناچارند در جبههای به وسعت دنیای معاصر در حالت آماده باش قرار گیرند و هر لحظه در انتظار دریافت ضربههای مرگبار انتقام نیروهای مقاومت اسلامی باشند. اسرائیل از این بابت هم زیان کرد زیرا جبههای عظیم را علیه خود گشود که توان تهاجمی اسرائیل را به تحلیل میبرد و صهیونیستها را در موضع انفعالی قرار میدهد. این یک اشتباه استراتژیک بود که رژیم تلآویو مرتکب شد و عوامل شبکههای جاسوسی و نیروهای خود را در هر گوشه از جهان، وارد فضای ناامنتری کرد. از این پس نظامیان و جاسوسان و ماموران اعزامی رژیم صهیونیستی در هر لباسی و در هر موقعیتی که باشند، به یک هدف متحرک و شدیداً آسیبپذیر تبدیل شدهاند. رژیم صهیونیستی این موج وحشت را علیه خود و مزدورانش سازماندهی کرده و با ورود به مرحله جدیدی از جنگ علیه نیروهای مقاومت اسلامی، به عملیات تلافیجویانه علیه خود، مفهوم تازهای بخشیده است.
سئوال اینست که پس از درهم شکستن افسانه شکستناپذیری اسرائیل، چه سرنوشتی در انتظار صهیونیستهاست؟ اکنون که رژیم صهیونیستی به اندازهای ناتوان شده که در یک جنگ متمرکز علیه حزبالله نمیتواند کاری از پیش ببرد و در جنگ 33 روزه شکست عظیمی را تجربه میکند، با گسترش دامنه عملیات به کل جهان، چه دستاوردی خواهد داشد؟
از این پس حزبالله حق خواهد داشت در هر گوشه از جهان به شکار صهیونیستهای اشغالگر بپردازد و جنایات دشمن خود را تلافی کند. آمریکا هم با حمایت از صهیونیستها دچار اشتباه در تصمیمگیری شده و از این اقدام خود سریعاً پشیمان خواهد گردید چون دشمنان اسرائیل را در یک اقدام نابخردانه، به دشمنان آمریکا نیز مبدل کرده است. از این پس هیچ شهروند صهیونیست در هیچ جای این دنیای پهناور، احساس امنیت نخواهد کرد. این بزرگترین اشتباهی بود که صهیونیستها میتوانستند مرتکب شوند و مرتکب شدند، اشتباهی که ممکن است نقطه پایان موجودیت ننگین و نامشروع اسرائیل باشد.
«ایهود اولمرت» برای فرار از نتایج انتشار گزارش نهائی کمیته تحقیقات دولتی «وینوگراد» سعی کرد نظرها را به خارج از مرزهای فلسطین اشغالی منحرف سازد اما از این حقیقت بزرگ غافل ماند که رژیم صهیونیستی در خارج از مرزهایش ضربهپذیرتر است.