محمدرضا نسبعبداللهی
مقدمه:
ردصلاحیتهای نامزدهای جناح اصلاحطلب و حتی افراد مستقل سبب شده است که تحلیلگران سیاسی نسبت به تشکیل مجلسی به دور از کارآیی ابراز نگرانی کنند. عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، معتقد است که ردصلاحیتها باعث میشود تا مجلس از دو وظیفه اصلی «قانونگذاری و نظارت» باز بماند. گفتوگوی ما را با او در ادامه بخوانید.
">محمدرضا نسبعبداللهی
مقدمه:
ردصلاحیتهای نامزدهای جناح اصلاحطلب و حتی افراد مستقل سبب شده است که تحلیلگران سیاسی نسبت به تشکیل مجلسی به دور از کارآیی ابراز نگرانی کنند. عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، معتقد است که ردصلاحیتها باعث میشود تا مجلس از دو وظیفه اصلی «قانونگذاری و نظارت» باز بماند. گفتوگوی ما را با او در ادامه بخوانید.
">محمدرضا نسبعبداللهی
مقدمه:
ردصلاحیتهای نامزدهای جناح اصلاحطلب و حتی افراد مستقل سبب شده است که تحلیلگران سیاسی نسبت به تشکیل مجلسی به دور از کارآیی ابراز نگرانی کنند. عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، معتقد است که ردصلاحیتها باعث میشود تا مجلس از دو وظیفه اصلی «قانونگذاری و نظارت» باز بماند. گفتوگوی ما را با او در ادامه بخوانید.
">محمدرضا نسبعبداللهی
مقدمه:
ردصلاحیتهای نامزدهای جناح اصلاحطلب و حتی افراد مستقل سبب شده است که تحلیلگران سیاسی نسبت به تشکیل مجلسی به دور از کارآیی ابراز نگرانی کنند. عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، معتقد است که ردصلاحیتها باعث میشود تا مجلس از دو وظیفه اصلی «قانونگذاری و نظارت» باز بماند. گفتوگوی ما را با او در ادامه بخوانید.
">محمدرضا نسبعبداللهی
مقدمه:
ردصلاحیتهای نامزدهای جناح اصلاحطلب و حتی افراد مستقل سبب شده است که تحلیلگران سیاسی نسبت به تشکیل مجلسی به دور از کارآیی ابراز نگرانی کنند. عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، معتقد است که ردصلاحیتها باعث میشود تا مجلس از دو وظیفه اصلی «قانونگذاری و نظارت» باز بماند. گفتوگوی ما را با او در ادامه بخوانید.
">محمدرضا نسبعبداللهی
مقدمه:
ردصلاحیتهای نامزدهای جناح اصلاحطلب و حتی افراد مستقل سبب شده است که تحلیلگران سیاسی نسبت به تشکیل مجلسی به دور از کارآیی ابراز نگرانی کنند. عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، معتقد است که ردصلاحیتها باعث میشود تا مجلس از دو وظیفه اصلی «قانونگذاری و نظارت» باز بماند. گفتوگوی ما را با او در ادامه بخوانید.
">محمدرضا نسبعبداللهی
مقدمه:
ردصلاحیتهای نامزدهای جناح اصلاحطلب و حتی افراد مستقل سبب شده است که تحلیلگران سیاسی نسبت به تشکیل مجلسی به دور از کارآیی ابراز نگرانی کنند. عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، معتقد است که ردصلاحیتها باعث میشود تا مجلس از دو وظیفه اصلی «قانونگذاری و نظارت» باز بماند. گفتوگوی ما را با او در ادامه بخوانید.
* مسئله ردصلاحیتها به این شکلی که الان با آن مواجه شدهاید از چه دورهای آغاز شد؟
** این روند به صورت گسترده و فراگیر طبیعتا از انتخابات مجلس هفتم رقم خورد و همچنین در انتخابات مجلس هشتم نیز دنبال شده که البته در دوره جدید این روند بسیار شدیدتر از قبل است. ردصلاحیتها در این دوره، عملکرد هیاتهای نظارت را در انتخابات مجلس هفتم تحتالشعاع قرار داده است. این اقدامات به این صورت سابقهای ندارد اگر چه از مجلس سوم به بعد این حرکتها را با توجه به برخی از سمت و سوها شاهدش بودیم که البته در دوران حیات امام با موارد برخوردی خیلی صریحی که ایشان داشتند ـ از جمله برخوردی که در مورد ردصلاحیت آقای محمد سلامتی به بهانه کمونیست بودن، داشتند ـ باعث هشدار ایشان به شورای نگهبان میشد. به هر صورت این روند، روندی جدیدی است که از مجلس هفتم شروع شد و در مجلس هشتم به شکل شدیدتری در حال دنبال شدن است.
* پس از ردصلاحیتهایی که توسط هیاتهای اجرایی و هیاتهای نظارت صورت گرفت، شورای نگهبان قبل از انتشار لیستهای جدید تایید صلاحیتشدگان اعلام کرد که قصد دارد اخبار خوشی را منتشر کند. این مسئله در رفتار نهادهای نظارتی چگونه توجیه میشود؟
** این کار از قبل مهندسی شده است. اما به هر حال معتقدم که همه اینها از پیش طراحی شده بوده است و اتفاق خاصی هم نخواهد افتاد. این رقمهای چند ده نفری و چند صد نفری هیچ اتفاق اساسی در جبهه اصلاحات صورت نداده است. ما با همه احترامی که برای تایید صلاحیتشدگان اخیر قائل هستیم اما چهرههای شاخص اصلاحطلبان که در سراسر کشور رایآور بودند و در یک مبارزه واقعی سیاسی و یک رقابت معنادار میتوانستند حضور داشته باشند از تعداد انگشتان دو دست هم در سراسر کشور تجاوز نمیکند. بنابراین مردم باید شفاف و روشن بدانند که در جبهه اصلاحات اتفاق خاصی نیفتاده است و ما هنوز فضا را در کل کشور، فضایی غیررقابتی میدانیم.
* آیا به نتیجهبخش بودن رایزنیها امیدوار هستند؟
** من اساسا معتقدم چون از چند ماه و شاید یک سال قبل یک فعالیت مهندسی شده صورت گرفته و کاملا مهندسی شده برنامهای برای جلوگیری از ورود اصلاحطلبان به مجلس تنظیم کردهاند لذا با این برنامهریزی از قبل تعیین شده این اتفاقاتی که الان افتاد، خیلی روند آنچنان متفاوتی را طی نخواهد کرد. ممکن است این روزها روی آمار کمی خیلی مانور داده شود که این تعداد تایید شده است و تا 14 اسفند تعداد دیگری تایید میشوند، اما واقعیت این است که چهرههای شاخص اصلاحطلبان و رایآوران در تهران و سایر شهرستانها مورد تایید قرار نخواهند گرفت چون بحث رایآوران و عدم ورود چهرههای اصلی اصلاحطلب به مجلس در میان است. خصوصا بعد از ناکامیهای مجلس هفتم در نحوه قانونگذاری و نظارت بر رفتارهای دولت که باعث شکلگیری مشکلهای اقتصادی اجتماعی در کشور شد عملا زمینه برای اقبال جدید به مجلس و جایگاه قانونگذاری در کشور مشهور بود و اقبالی که متعاقبا به اصلاحطلبان شد که ما وجه بارز آن را در سفرهای شهرستانی و استانی آقای خاتمی شاهد بودیم.
* اگر وضع به همین منوال باقی بماند و تغییر محسوسی در بررسی صلاحیتها ایجاد نشود، ردصلاحیتهایی که صورت گرفته چه تاثیری میتواند بر کارآیی مجلس داشته باشد؟
** مجلس دو وظیفه اصلی «قانونگذاری و نظارت» دارد. قانونگذاری، تجربه و دانایی لازم دارد و نظارت هم دانایی و شجاعت میخواهد. واقعیت این است که باید سه مشخصه «دانش، تجربه و شجاعت» را داشت تا مجلس بتواند ظرفیت کاملی را از خود نشان دهد. این مشخصات بیشتر در نیروهایی تبلور داشت که قریب سه دهه در عرصههای مختلف قانونگذاری و اجرایی کشور بودهاند و در مجموع این ظرفیت را از خود نشان دادهاند. در مجلس هفتم جلوی این ظرفیت گرفته شد وقتی این فاکتورهای اصلی نمایندگان را در یک مجلس نداشته باشید طبیعتا ماموریت اصلی مجلس از قلم افتاده و حذف شده است. وقتی افرادی با مشخصاتی که گفتم از گردونه انتخابات حذف شوند شاهد مجلسی ضعیفتر از مجلس قبل خواهیم بود. ما با این وضعیت پیشبینی میکنیم که با شرایط بسیار حادتری در کشور مواجه شویم و دو وظیفه اصلی قانونگذاری و نظارت را در مجلس هشتم به مراتب خیلی ضعیفتر ببینیم.
برای اینکه این برداشت القا نشود که تحلیل خطی میکنم از آقای دکتر عماد افروغ نام میبرم. ایشان به جبهه اصولگرایان وابسته است اما لااقل از یک دلسوزی، تعهد و شجاعت برخوردار است و زبان تند و هشدار دهندهای نسبت به رفتار دولت و برخی از جناحهای حاکم بر کشور دارد. حتی زمینه را برای او چنان تنگ میکنند که هیچ امکانی را برای خودش ندید که برود ثبتنام کند. بنابراین اتفاقی که در روند ردصلاحیتها صورت گرفته، میتواند مجلسی کاملا دور از دانایی، تجربه و شجاعت را به ارمغان بیاورد که البته امیدواریم مردم هوشیاری کنند و به تعبیر آقای خاتمی با حضور گسترده و انتخاب چهرههایی که تجارب و داناییهایی را دارند بتوانند شجاعانه در مجلس انجام وظیفه کنند و مجلس هشتم را شکل دهند. هر چند با اقدامی که شد، طلیعه مجلس هشتم طلیعه ناامیدکنندهای است.
* در صحبتهایتان اشاره کردید که روند ردصلاحیتها از انتخابات مجلس هفتم آغاز شد. این ردصلاحیتها چه تاثیری در مجلس هفتم داشت؟
** مجلس قرار است تبلور رای و تاثیرگذاری مردم در حاکمیت کشور باشد. وقتی مجلس را مهندسی کنند و این اختیار از مردم گرفته شود و به تعبیر رئیسجمهوری و رئیس مجلس 190 نماینده از 290 نماینده از قبل تعیین شده باشند، دیگر برای قوه اصلی کشور که به تعبیر امام راس امور است، عملا جایی نمیماند.
بنابراین مجلس هفتم نتوانست کار قانونگذاری خود را انجام دهد،هیچ توجهی به قانون برنامه توسعه و سند چشمانداز نکرد و اصلا از مولفههای لازم برخوردار نبود که در برابر رفتارهای دور از سند چشمانداز 20 ساله و غیرقانونمند دولت بتواند مقاومت کند. دولت نهم اصلا مجلس هفتم را تحویل نمیگرفت واین نقطه عطف لااقل در تاریخ پارلمان کشور پس از انقلاب بود که اینقدر مجلس در برابر قوه مجریه ضعیف شود. لذا این نوع ردصلاحیت بیسابقه در کشور عملا چنین مجلسی را در تاریخ قانونگذاری کشور ثبت کرد.
* در نهایت چه کسانی باید هزینه ردصلاحیتها را بپردازند؟
** جناح اصلاحطلب به عنوان نزدیکترین تفکر به آرمانها و اندیشههای امام و جناح خط امامی به رغم همه محرومیتها و جفاهایی که در سالهای متمادی دیده هیچ وقت با نظام و مردم قهر نکرده است و هزینههای زیادی را در عرصههای مختلف پرداخت کرده است تا راه فلاح و صلاح مردم وکشور را تثبیت کند. آقای خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری سنگینترین هزینهها را در عرصه ملی و بینالمللی پرداخت کرد یا مجلس ششم که الان بخشی از هزینههایش همین ردصلاحیتهایی است که صورت گرفته و بخش عظیمی از نمایندههای مجلس ششم ردصلاحیت شدهاند. کسانی که این هزینهها را دادهاند معتقدند که برای تثبیت آرمان اندیشه و خط امام که همان آمیختگی و التزام و پیوستگی جمهوریت و اسلامیت با همدیگر است باید هزینه بدهند. اما از این هم نباید غافل بود که نظام سیاسی هزینه بسیار سنگینتری را خواهد داد. بنابراین هزینه اصلی روندی را که بخشهایی را خواهد داد. بنابراین هزینه اصلی روندی را که بخشهایی از قدرت در پیش گرفتهاند ملت باید بپردازد. امیدواریم مردم با هشیاری در مراحل مختلف بتوانند تصمیمی بگیرد که این هزینهها را به حداقل برسانند.