تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۴۹۷۶۵


فشار غرب و «ناتو» برای اعلام استقلال یکطرفه در «کوزوو» نخستین پیامدهای خود را تدریجاً آشکار می‌سازد و همانند ترکش‌های سرگردان بمبی عمل می‌کند که هر لحظه ممکن است موازنه نیروها و ثبات و امنیت اروپا را برای همیشه بر هم بزند.

اگر چه از زمان اعلام نظر مجلس نمایندگان کوزوو در خصوص اعلام استقلال این کشور و جدائی آن از صربستان زمان زیادی نمی‌گذرد، لکن روسیه موضوع استقلال آبخازی و اوستیای جنوبی را مطرح کرده و از طرف دیگر موضوع استقلال اسکاتلند، استرالیا و کانادا جدائی این کشورها از انگلیس نیز مطرح است. اسپانیا و فرانسه نیز با موضوع «باسک»، دست و پنجه نرم می‌کنند.

وزارت خارجه روسیه اعلام کرده است که باید تأثیر اعلام یکجانبه و به رسمیت شناختن استقلال کوزوو از سوی برخی کشورها، نسبت به اوضاع در آبخازی و اوستیای جنوبی نیز در نظر گرفته شود.

بلافاصله گرجستان واکنش اعتراض‌آمیزی از خود نشان داده و ضمن احضار سفیر روسیه، مراتب اعتراض رسمی گرجستان را به «ویچسلاوکو والنکو» سفیر فدراسیون روسیه در تفلیس اعلام کرد. مسکو هشدار داده است که اگر اروپا استقلال کوزوو را به رسمیت بشناسد، ‌در اینصورت روسیه نیز استقلال دو جمهوری آبخازی و اوستیای جنوبی را از گرجستان به رسمیت خواهد شناخت و این مسئله باعث بروز بحران تازه‌ای در روابط روسیه، اروپا و گرجستان خواهد بود. کرملین همچنین در هشدار تهدیدآمیز دیگر به گرجستان در خصوص پیوستن به ناتو یادآور شده است که این تصمیم تفلیس ممکن است اوضاع را در مسیر برگشت ناپذیری قرار دهد.

«سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه در پایان مذاکرات پوتین با «ساآکاشوویلی» رئیس‌جمهور گرجستان خاطرنشان کرد که پوتین پیامدهای پیوستن گرجستان به ناتو برای روابط مسکو ـ تفلیس را برای طرف گرجی روشن کرد.

روسیه توسعه ناتو به پشت مرزهای جغرافیائی خود و استقرار ارتش‌های ناتو را در کشورهائی که زمانی حیاط‌خلوت روسیه محسوب می‌شدند، یک تهدید استراتژیک تلقی کرده و علیه این ائتلاف نظامی هشدار داده است.

تقریباً بطور همزمان «الکس سالموند» رئیس دولت اسکاتلند خواستار برگزاری همه‌پرسی برای اعلام استقلال این منطقه از انگلیس شد.

«سالموند» استقلال این منطقه از انگلسی را سبب کاهش تنشها و بهتر شدن روابط دو طرف دانست و با لحن تمسخرآمیزی گفت: «انگلیس یک مستأجر از دست می‌دهد ولی همسایه خوبی نصیبش می‌شود!»

این در حالیست که برخی کشورهای اروپائی و متحدان واشنگتن نگران پیامدهای اعلام یکطرفه استقلال کوزوو در قلمرو امنیت ملی خود هستند. دقیقاً بهمین دلیل است که اتحادیه اروپا مواضع قبلی خود را پس گرفته و تصمیم‌گیری در خصوص به رسمیت شناختن استقلال «کوزوو» را به کشورهای عضو این اتحادیه محول کرده است. اسپانیا رسماً اعلام کرده است که استقلال کوزوو را به رسمیت نمی‌شناسد. در واقع اسپانیا نگران حرکتهای استقلال‌طلبانه‌ای است که از جانب جدائی‌طلبان «باسک» صورت می‌گیرد و در صدد تشکیل کشور مستقلی متشکل از باسک فرانسه و باسک اسپانیا است.

«واکلاو کلاوس» رئیس‌جمهور چک نیز در واکنش به استقلال «کوزوو» نسبت به پیامدها و تأثیرات منفی آن هشدار داد و پیش‌بینی کرد که این اقدام یکطرفه به پیامدهای ناگواری منجر شود.

طرفهای اروپائی نگرانند که نخستین اقدامات برای تغییر نقشه جغرافیائی اروپا به همین‌جا ختم نشود و قدرتهای شرق و غرب در این زمینه برای تغییرات جدی‌تر وسوسه شوند.

شاید جدی‌ترین نگرانیها در این زمینه متعلق به انگلیس باشد که با تلخکامی احساس می‌کند دوران سیاه امپراطوری انگلیس به پایان رسیده و کشورهای نیوزیلند، استرالیا و کانادا برای اعلام استقلال یکطرفه و خروج از زیر سلطه جهنمی انگلیس دست به کار شوند. البته موضوع در کانادا به همین جا هم ختم نمی‌شود بلکه ساکنان فرانسوی‌الاصل «کبک» سعی دارند استقلال این ایالت را از کانادا و خروج از زیر بار سلطه انگلیس را یکجا تجربه کنند. برخی گمانه‌زنیها نشان می‌دهد که ممکن است با اعلام استقلال کانادا، ساکنان فرانسوی‌الاصل کبک هم از اعلام استقلال این ایالت منصرف شوند و حاضر باشند همراه سایر ایالتها به همزیستی در چارچوب استقلال کانادا ادامه دهند.

با اینهمه، بنظر می‌رسد که نیروی محرکه اصلی در موضوع اعلام یکطرفه استقلال «کوزوو» متعلق به آمریکا است که در آن واحد سعی دارد به طیف کشورهای اروپای شرقی که بعضاً هنوز هم بعنوان متحد مسکو ظاهر می‌شوند، فشار تازه‌ای وارد کند و در عین‌حال بطور همزمان اروپا را تحت فشار قرار دهد.

طبعاً سئوال اصلی اینست که چرا آمریکا تا این اندازه برای اعلام استقلال کوزوو اصرار دارد و از تحت فشار قرار دادن اروپا چه نفعی می‌برد؟ مسئله کاملاً روشن است، کشورهای اروپائی در سالهای اخیر و بویژه پس از پایان جنگ سرد،‌ برای انحلال پیمان «ناتو» اصرار داشته‌اند و هیچ دلیلی برای حفظ تقویت ناتو، نمی‌بینند. تلاش واشنگتن برای بحران‌سازی در قلب اروپا و ایجاد یک کانون تنش و بحران در پشت مرزهای کشورهای قدرتمند اروپا می‌تواند به نگرانی آنها درباره «امنیت جمعی اروپا» دامن بزند و فلسفه وجودی تازه‌ای را برای اروپا تدوین کند.

بدین ترتیب اگر تا دیروز سازمان پیمان آتلانتیک‌شمالی (ناتو) برای مقابله با پیمان «ورشو» بوجود آمده و بقای آن موضوعیت داشت، طبعاً امروزه پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، فلسفه وجودی خود را از دست داده است ولی موفقیت تلاشهای آمریکا برای ایجاد ناامنی و فعالیت کانونهای جدید بحران در قلب اروپا، فردا اروپا برای حفظ امنیت و بقای خود همچنان نیازمند «ناتو» با مسئولیت‌ها و تعهدات جدید است.

تصادفی نیست که آمریکا برای ناکام گذاشتن مذاکرات سازمان ملل پیرامون بحران «کوزوو» و عقیم ساختن فضای مذاکرات اصرار می‌ورزید و از هیچ کوششی برای عدم حصول به توافق بهره می‌برد و امروزه برای پیشبرد فرایند استقلال کوزوو سر از پا نمی‌شناسد.

چرا که استقلال کوزوو باعث تحریک دیگران برای پیمودن همین راه خواهد شد و همین امر ناامنی و بی‌ثباتی در اروپا را بوجود آورده و به آن دامن خواهد زد. پدیده‌ای که آمریکا برای وانمود کردن خود به عنوان عامل ثبات اروپا سخت به آن نیازمند است.