">
جابر عظیمی
کوزوو منطقهای در جنوب کشور صربستان است که حدود دو میلیون نفر جمعیت دارد. صربها قبل از شکست از امپراطوری عثمانی در شش قرن پیش اکثریت جمعیت این منطقه را تشکیل میدادند. اما به تدریج آلبانیاییهای مسلمان جای آنها را گرفتند.
در زمان کنونی 90 درصد جمعیت کوزوو متعلق به آلبانیتبارهاست. 100 هزار صرب نیز در مناطق مختلف بویژه در شمال این منطقه (در همسایگی صربستان) زندگی میکنند.
در سال 1974 دولت یوگسلاوی سابق با خودمختاری محدود و نسبی کوزوو موافقت کرد اما از اواخر دهه 80 میلادی یوگسلاوی اختیارات پریشتینا- مرکز کوزوو- را کاهش داد که با واکنش منفی آلبانیاییها روبرو شد.
در سال 1996 شبهنظامیان صرب با حمایت آشکار ارتش بلگراد به پاکسازی قومی در کوزوو دست زدند و هزاران نفر را به خاک و خون کشیدند. این کشتار در اروپا سه سال طول کشید و بالاخره در سال 1999 نیروهای ناتو به فرماندهی آمریکا با حمله به صربستان، نظامیان صرب را از کوزوو عقب راندند و از همان زمان تاکنون کوزوو تحت اداره سازمان ملل درآمد تا جامعه بینالمللی در مورد آینده آن تصمیمگیری کند.
استان خودمختار کوزوو هفته گذشته اعلام استقلال سیاسی کرد. این رویداد از مدتها قبل قابل پیشبینی بود اما پیآمدهای آن هنوز نامشخص است.
این تصمیم باعث چه پیچیدگیهایی در جامعه جهانی خواهد شد و شناسایی آن از سوی برخی از کشورها چه آثاری در پی خواهد داشت؟
اول آن که این مسئله باعث پیدایش یک رویه غیرقانونی خواهد شد. نبود مصوبه شورای امنیت سازمان ملل در این مورد باعث شده این پروسه خارج از حیطه قوانین بینالمللی به سرانجام برسد.
براساس قطعنامه 1244 شورای امنیت در سال 1999 این استان به طور رسمی تحت قیمومیت سازمان ملل متحد در آمد، اما در عمل سازمان ملل این مسئولیت را بر عهده نگرفت و در واقع قدرت و اختیار عمل به نیروهای اتحادیه اروپا واگذار شد.
در حالی که بر اساس قطعنامه 1244، سازمان ملل مسئول حل بحران کوزوو معرفی شده اما اتحادیه اروپا به شکل مداخلهجویانهای خود را موظف به دخالت در این مسئله میداند.
هماکنون کوزوو با مسائل گوناگونی از جمله نرخ بالای بیکاری، معضلات اقتصادی و افزایش جرائم اجتماعی روبرو است و اعلام استقلال به حل این مسائل کمکی نخواهد کرد. در ضمن بدون شک بلگراد فشارها و تحریمهای اقتصادی را نیز علیه پرپشتینا اتخاذ خواهد کرد که این موضوع مشکلات کوزوو را دو چندان خواهد کرد.
اقتصاد کوزوو تا مدتها وابسته به کمکهای اتحادیه اروپا خواهد بود کمکهایی که قطع آنها مانند بریدن شاهرگ کوزوو است.
مسئله دوم احتمال بروز درگیری و جنگهای داخلی است. همان طور که ذکر شد 100 هزار صرب در کوزوو زندگی میکنند که استقلال این منطقه آنان را با وضعیت دشواری روبرو خواهد کرد و احتمال بروز درگیری میان آنان و اکثریت آلبانیتبار متصور است. در صورت بروز چنین درگیریهایی بلگراد نیز ساکت نخواهد نشست و به نفع صربها وارد عمل خواهد شد و آن وقت است که بارها دیگر آتش جنگ بالکان را فرا خواهد گرفت.
یکی از راهحلهای ارائه شده در این مورد، پیوستن شهرهای شمالی کوزوو به صربستان است اما مقامات پرشتینا به شدت با این موضوع مخالفند و معتقدند این طرح باعث شعلهور شدن تنشهای نژادی در بالکان میشود.
البته این استدلال رهبران کوزوو منطقی به نظر نمیرسد چرا که اقدام اخیرا آنان نیز نژادی و تجزیهطلبانه است.
به عنوان مثال میتوان به وضعیت بوسنی و هرزگوین اشاره کرد. این کشور از سه قومیت آلبانیایی، صرب و کروات تشکیل شده و دامن زدن به مسائل قومی در بالکان میتواند این کشور را با دردسرهای جدی مواجه کند. همان طور که آلبانیاییهای صربستان اکنون اعلام استقلال کردهاند. ممکن است در آیندهای نه چندان دور صربهای بوسنی نیز تقاضای استقلالطلبی کنند. سوم آنکه مورد کوزوو میتواند باعث تأثیر منفی بر سایر نقاط مشابه جهان به خصوص در اروپا شود.
کشورهای زیادی در جهان وجود دارد که شامل اقلیتهای مختلف قومی نژادی و حتی مذهبی هستند. جنبش جداییطلب باسک در شمال شرق اسپانیا و آبخازیا و اوستیای جنوبی در روسیه از این جملهاند. یونان، جمهوری آذربایجان، چین، اسلواکی، رومانی و اسکاتلند نیز کم و بیش از وضعیتی مشابه دارند.
اعلام استقلال یک جانبه از سوی کوزوو و پذیرش آن از طرف برخی کشورها مثل آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و... رویهای است که باعث تضعیف حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای جهان خواهد شد و تنشهای داخلی را در مناطق مستعد شعلهور ساخته و افزایش خواهد داد.
نکته چهارم در این رخداد تضعیف نهادهای معتبر بینالمللی و در رأس آنها سازمان ملل متحد به عنوان مرجع تصمیمگیری در مورد مسائل بحرانهای جهانی است.
در حالی که قرار بود مسئله کوزوو از طریق توافق طرفهای مختلف و با تصمیم شورای امنیت حل و فصل شود اما گفتوگوها و مذاکرات در این مورد به سرانجام نرسید و پس از کشمکشهای فراوان بالاخره کوزوو به صورت یکجانبه و بدون در اختیار داشتن مجوز معتبر بینالمللی اعلام استقلال کرد. بدون شک این موضوع چالشی جدی برای آینده سازمان ملل خواهد بود.
البته چنین ساختارشکنیهایی پیش از این نیز که در صحنه جهانی تجربه شده است که مورد اخیر و پر سروصدای آن حمله آمریکا و انگلیس به عراق در سال 2003 بدون مجوز از شورای امنیت سازمان ملل بود.
اما استقلال کوزوو حداقل از یک جهت اهمیت بیشتری دارد چرا که در موارد قبلی قدرتهای بزرگ قوانین بینالمللی را نقض کرده و نادیده میگرفتند اما اینک یک منطقه کوچک و خودمختار دست به چنین حرکتی زده است. البته لازم به توضیح نیست که اقدام پرشتینا مبنی بر اعلام استقلال بدون حمایت و پشتیبانی واشنگتن غیرممکن بود اما به هر حال این استان کوچک جنوبی صربستان است که علیرغم تمام موانع قانونی بینالمللی اعلام استقلال کرده است. در پایان میتوان گفت اینک کوزوو خطی است که جهان را به دو نیم تقسیم کرده است. آنهایی که تولد کشور کوزوو را به رسمیت شناختهاند و آنان که هنوز آن را یکی از استانهای صربستان میدانند. شدیدترین نقطه تقاطع این دو جناح میان واشنگتن و مسکو است. اعلام استقلال کوزوو در موقع حرکت واشنگتن در این بازی بود. حال نوبت مسکون رسیده تا حرکت خود را انجام دهد.