تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۴۹۷۸۰


نوشته: فرید زکریا

مترجم: فریدون دولتشاهی

دولت بوش اوایل دوره تصدی خود، دو بیانیه قابل توجه در زمینه سیاست انرژی صادر کرد. هر دو بیانیه بسیار جنجالی بودند. اولی این بود که موافقت‌نامه‌های «کیوتو» به شکلی که مورد قبول قرار گرفته بود، مرده است. دومی، سخنرانی سال 2001 «دیک چنی» و اعلام این مطلب بود که محافظت از محیط زیست ممکن است یک نشانه از فضیلت شخصی باشد، اما پایه و اساسی کافی برای یک سیاست دقیق و جامع انرژی نیست. اینطور که در نگاه اول بر می‌آید، هر دو گفته صحیح است و باید در قلب هر سیاست جدید بلندپروازانه برای پرداختن به مساله گرم شدن زمین و استفاده از انرژی، قرار گیرد. اجازه بدهید برایتان توضیح بدهم که منظورم چیست؟

دولت آمریکا برای رد پیمان کیوتو، بعضی دلایل کوته‌بینانه و سنگدلانه داشت و عمدتاً استدلال کرد که چون این پیمان کشورهای در حال توسعه را در بر نمی‌گیرد، در نتیجه بی‌تاثیر است. اما برای اینکه بدانید چرا این درست است، یک آمار ساده را در نظر بگیرید. در چارچوب زمانی پیمان کیوتو (یعنی تا سال 2012) چین و هند برنامه ساخت حدود 800 نیروگاه جدید که با زغال سنگ کار می‌کند را دارند. مجموع اکسید کربن صادر شده از این نیروگاه‌های جدید، پنج برابر کل کاهش اکسید کربن طبق این پیمان است.

فهم علل گرم شدن جهان و درمان آن، در حقیقت بسیار ساده است و در یک کلمه خلاصه می‌شود: زغال سنگ.

زغال سنگ ارزان‌ترین و کثیف‌ترین منبع انرژی در جهان است و در کشورهایی که سریع‌ترین رشد را دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. (این موضوع شامل ایالات متحده که در نظر دارد حدود 80 نیروگاه جدید در پنج سال آینده بسازد نیز می‌شود.) اگر ما نتوانیم از پس مصرف زغال‌سنگ برآییم، هیچ چیز دیگر مهم نخواهد بود.

پیمان کیوتو طرز تفکری کهنه را ارائه می‌دهد: اگر مجموعه غرب دور هم جمع شود و درباره یک راه‌حل توافق کند، جهان سوم مجبور خواهد بود به این حکم تن در دهد، کارها در امور بین‌الملل برای دهه‌های متوالی طبق این شیوه انجام شده‌اند. پیمانی مانند کیوتو عملکرد خود را از جهت عکس آغاز می‌کند. ایالات متحده باید با چین، هند و برزیل که مشارکت‌شان‌ کاملاً حیاتی است، به موافقتنامه‌ای دست یابد. این حرکت به الگویی تبدیل خواهد شد که تعیین می‌کند چه اقدام‌های دیگری لازم است.

«نان‌دان نیلکانی» مدیر اجرایی شرکت «اینفوسیس»، غول فن‌آوری هند و یکی از معدود مدیران آسیایی علاقمند به محیط‌زیست، می‌گوید:‌ «کشورهای صنعتی باید به کشورهای در حال توسعه برای ساختن نیروگاه‌های زغال ‌سنگ پاک، یارانه بدهند. در حال حاضر در هند و تصور می‌کنم در چین، نیروگاه‌ها از طریق مزایده رقابتی ساخته می‌شوند. شما باید یک یارانه برای زغال سنگ پاک ایجاد کنید تا آن‌هایی که آلودگی کمتری دارند، برنده شوند، در غیر این صورت، کثیف‌ترین‌ها برنده خواهند شد.»

یک مشکل آشکار در این الگو وجود دارد. اینکه پول یارانه‌ها از کجا خواهند آمد؟ اما یک مشکل کوچک دیگر نیز وجود دارد. فن‌آوری زغال‌سنگ پاک، هنوز به شکلی که بتواند به طور گسترده مورد استفاده قرار گیرد، واقعاً وجود ندارد. طرح‌های آزمایشی مختلفی وجود دارند، اما هیچ چیزی که از نظر اقتصادی عملی باشد، هنوز بوجود نیامده است. هر دو مشکل می‌توانند با یک فکر ساده حل شوند: ‌«وضع مالیات روی پخش کربن در جو». وقتی شما روی تولید کربن مالیات گذاشتید، کار را برای تولید انرژی پاک، ارزان‌تر خواهید کرد. با این شیوه، کشورهای صنعتی نیز به درآمدهای مالیاتی دست خواهند یافت که می‌تواند به نوبه خود، برای یارانه انرژی پاک جهان در حال توسعه، مورد استفاده قرار گیرد. این تنها راه برای حل این مشکل در سطح جهان است؛ یعنی تنها سطحی که این راه‌حل را سودمند می‌سازد.

به جای اعمال یک مالیات ساده روی تولید کربن، کنگره ایالت متحده در حال بررسی وضع یک رشته مالیات‌های پنهان از طریق نظام سیاست مشترک کشاورزی و بازرگانی است. اروپاییان چنین نظامی را انتخاب کرده‌اند و این نظام دارد ثابت می‌کند که یک نظام بیهوده با دامنه‌ای وسیع و مستعد قمار و نیرنگ است. این نظام هم‌چنین اگر برزیل، چین و هند به آن نپیوندند، قابل دوام نیست.

مالیات تولید کربن این پیام روشن و قوی را به بازار می‌فرستد که دنبال توسعه انرژی‌های جایگزین و شیوه‌های پاک باشد. «دانیل استای» کارشناس محیط زیست دانشگاه «بیل» و نویسنده کتاب هوشمندانه «از سبز تا طلا» استدلال می‌کند: «شیوه‌ای که ما با آن درباره این مسائل فکر می‌کنیم، قدیمی شده است. ما هنوز سعی داریم آن را محدود، مرتب، کنترل و بازرسی کنیم. این امر نمی‌گذارد نوآوری اتفاق افتد. ما نیاز داریم بیشتر با بازار مهربان شویم، تعدادی مقررات ساده را اعمال کنیم و اجازه دهیم مردم با هزاران راه‌حل جلو بیایند. ما هنوز ده درصد یک چنین راهی را هم نپیموده‌ایم.»

در آخر، ‌نوآوری تنها راه‌حل واقعی برای مشکل گرم شدن جهان است.

محافظت از محیط زیست ارزشمند است، اما کافی نیست. در آمریکا طی سه دهه گذشته تقریبا همه ماشین‌آلات و تجهیزات که ما برای قدرتمند کردن زندگی‌مان به کار گرفته‌ایم، به طور چشمگیری کارآتر شده‌اند (به استثنای خودروها). ولی با این حال، ما سه برابر آنچه 30 سال قبل انرژی مصرف می‌کردیم، انرژی مصرف می‌کنیم. چرا؟ چون بالا رفتن معیارهای زندگی به معنای بالا رفتن مصرف انرژی است. ما می‌توانیم رشد را کند کنیم، اما گونه‌ای افزایش اجتناب‌ناپذیر است. ما تهویه‌های مطبوع بسیار کارآتری داریم، اما اکنون هوای همه خانه‌مان، تا زیرزمین را تهویه می‌کنیم. چراغ‌های خواب ما ممکن است انرژی را حفظ کند، اما ما دو تلفن، یک چراغ تزئینی بزرگ و سه آباژور را نیز به برق می‌زنیم.

با این حال، سابقه دولت بوش در زمینه انرژی و محیط زیست، شرم‌آور است. آن‌ها در شرایطی که ممکن است انتقادشان از پیمان کیوتو درست باشد، از این پیمان به عنوان بهانه‌ای برای کم‌کاری استفاده کرده‌اند. آنها تلاش کردند تا سیاست انرژی را به منافع خاص تسلیم سازند، به آلوده‌کننده‌ها کمک مالی بکنند و هر تدبیری را که می‌توانست موجب نوآوری و ایجاد یک چارچوب جدید انرژی در آینده شود بکشند یا تضعیف کنند. آنها رهبرانی ضعیف، سیاستگذارانی بد و مسئولانی ناتوان برای اجرای سیاست‌های درست زیست‌محیطی در جهان بوده‌اند. این امر نه یک نشانه از مظاهر شخصی بلکه برعکس یک زشتی عمومی است.