">
پروفسور حمید مولانا
در زمان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 1960 (1339هـ.ش) که بین جان افکندی از حزب دموکرات و ریچارد نیکسون از حزب جمهوریخواه صورت گرفت، کندی به مردم آمریکا قول داد اگر به ریاست جمهوری انتخاب شود، شکاف و فاصله موشکی هستهای بین آمریکا و شوروی (سابق) را از بین برده و ایالات متحده را در این مسابقه تسلیحاتی جلو خواهد انداخت. در بحبوحه جنگ سرد «شکاف موشکی» بزرگترین مسئله سیاست خارجی آمریکا در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری شده بود. مردم آمریکا و جهان اطلاعات کافی از میزان تسلیحات موشکی اتمی دو ابرقدرت نداشتند و اینگونه آمار حتی از نظر بسیاری از سران دولت پنهان نگاه داشته شده بود. ادعای شکاف موشکی اتمی که در آن آمریکا را عقب مانده و شوروی را پیشرفته نشان میداد. یکی از بزرگترین فریبکاریهای تاریخ سیاسی بود. حقیقت کاملاً برعکس بود: آمریکا 200 موشک اتمی قاره ای آماده به پرتاب داشت، تعداد موشکهای اتمی قارهای شوروی فقط 67 عدد بود.
در انتخابات ریاست جمهوری آن سال آمریکا، کندی با فاصلهای حدود 60 هزار رأی بر نیکسون پیروز شد و در کاخ سفید مستقر گردید. ولی مردم آمریکا این بار نیز اطلاع نداشتند که این رأی اضافی توسط ریچارد دیلی شهردار شیکاگو که ماشین و موتور سیاست آن شهر و ایالت ایلینویز را سالها به عهده داشت به نفع کندی جمعآوری شده بود. در انتخابات ریاست جمهوری 1960 رقابت بین دو کاندیدای ریاست جمهوری آن قدر فشرده بود که هر کس ایالت ایلینویز (که شهر شیکاگو در آن واقع است) را میبرد به ریاست جمهوری میرسید. من در اواخر دهه 1950 و اوائل دهه 1960 میلادی در شیکاگو در دانشگاه نورت وسترن بودم و موضوع سیاست و اطلاعرسانی در شهرداری شیکاگو یکی از پروژههای تحقیقاتیام بود. جناح بازی، کنترل آرا، فساد سیاسی در این شهر و ایالت سابقه طولانی دارد و سالها مورد بحث و مطالعه ناظران بوده است.
البته کسانی که از تاریخ آمریکا و جنگ سرد اطلاع کافی دارند میدانند که کندی پس از استقرار در کاخ سفید بلافاصله دستور حمله به کوبا و تسخیر آن کشور را توسط مزدوران تربیت شده سیا (سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا) صادر کرد ولی قوای مهاجم آمریکا در «خلیج خوکها» توسط انقلابیون کوبا شکست خوردند و این حادثه در تاریخ به «فاجعه خلیج خوکها» معروف شده است. چندی نگذشت که بحران موشکی بین آمریکا و شوروی به وجود آمد که سناریوی جنگ اتمی بین دو ابرقدرت را محتمل کرد. این بحران با یک معامله پایاپای با خارج کردن موشکهای اتمی شوروی از کوبا و موشکهای اتمی آمریکا از ترکیه خاتمه پذیرفت. کندی در 1963 میلادی (1942 هـ.ش) در سومین سال ریاست جمهوری خود ترور و کشته شد. در زمان ریاست جمهوری کندی بود که آمریکائیها پس از خروج فرانسه از هند و چین وارد جنگ ویتنام شدند.
امروز پس از 48 سال آن ادعا و بازی با حقیقت، در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا توسط نامزدهای هر دو حزب تکرار میشود با این تفاوت که اینبار «شکاف و فاصله موجود در حیثیت و پرستیژ آمریکا در دنیا» جایگزین «شکاف موشکی» دهههای قبلی شده است. از جان مککین نامزد حزب جمهوریخواه گرفته تا هیلاری کلینتون و باراک اوباما نامزدهای حزب دموکرات، همه ادعا دارند و قول میدهند که اگر به ریاست جمهوری انتخاب شوند، آبرو و احترام و حیثیت گمشده آمریکا را مجدداً در دنیا زنده کنند. ولی هیچکدام از این نامزدهای انتخاباتی برنامهای که بتواند این کار را عملی کرده و به حقیقت نزدیک کند ندارند. برعکس، مککین که احتمال انتخاب شدن او بهعنوان نامزد اصلی و نهائی حزب جمهوریخواه بسیار زیاد است با خروج قشون اشغالگر آمریکا از عراق مخالفت داشته و خواهان اعزام قوای بیشتری به عراق و افغانستان است. کلینتون و اوباما نامزدهای حزب دموکرات هم هیچ برنامه و پیشنهاد مشخصی که اصول سیاست خارجی آمریکا را به چالش طلبد نداشته و اختلافات آنها با بوش و جمهوریخواهان در نوع مدیریت جنگ و سیاست خارجی است.
ولی این بار آمار و حقایق «شکاف» در سیاست خارجی آمریکا برای مردم آمریکا و جهانیان باید بسیار واضح و روشن باشد. نظرسنجی اخیر بنگاه تحقیقاتی «پیو» نشان میدهد که فقط 9 درصد مردم ترکیه با سیاستهای امروز آمریکا موافقت دارند، کشوری که سالها با صفآرائی با آمریکا بزرگترین مدافع سیاستهای واشنگتن علیه شوروی به شمار میرفت. بدبینی و نفرت نسبت به سیاستهای آمریکا در خاورمیانه در سایر نقاط دنیا از جمله پاکستان، مصر، لبنان، عربستان سعودی، ایران و... کمتر از ترکیه نیست.
تناقض در نظام آمریکا ریشه بنیادین دارد. در حالی که نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا هم از افول حیثیت آمریکا در دنیا صحبت میکنند، سخنگویان پرورش یافته و مورد حمایت هیئت حاکمه آمریکا در رسانهها، دانشگاهها با مقالات و سخنوریهای خود اینطور جلوه میدهند که حیثیت «رادیکالهای اسلامی»، «انقلابیون و مبارزان اسلامی» و بهطور کلی منتقدان آمریکا بیش از آمریکا در حال افول است و طوفان ضدآمریکائی (ضدسیاست خارجی آمریکا) در اروپا و سایر نقاط جهان به حمایت از آمریکا تبدیل شده است: آنگلا مرکل در آلمان جای گرهارد شرودر را گرفته و نیکلا سارکوزی جانشین ژاک شیراک در فرانسه شده است و در انگلستان گوردون براون همان سیاست تونی بلر را ادامه میدهد!
افول تفکر و بصیرت سیاسی در آمریکا یکی از مشخصات قرن بیستویکم شده است. ولی همین پدیده یک فرصت طلائی برای دیگران، و بهویژه ایران، است که تا میتوانند از طریق رسانه ملی، دانشگاه، حوزههای علمی، فرهنگستانها و زیرساختهای سنتی و بومی مردم خود را از ماهیت و دگرگونی و تحولات تمدن آمریکا و سیستمهای سیاسی غرب آگاهی دهند.