رضا مختاری‌اصفهانی

مقدمه:

حزب جمهوری اسلامی به عنوان اولین حزب مذهبی با حضور پنج روحانی نزدیک به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تجربه نو و مهمی از حضور مذهبیون در قالب یک نهاد مدرن مدنی است. هر چند این حزب نتوانست به حیات خود در نظام جمهوری اسلامی ادامه دهد، اما روحانیون در قالب همین حزب بود که توانستند نیروهای مذهبی را متشکل ساخته و حضور خود را در قوای سه‌گانه به ویژه مجریه و مقننه تضمین کنند. با نگاهی تاریخی به این حزب می‌توان بخش مهمی از تاریخ انقلاب و نظام برخاسته از آن را تبیین کرد. اینک نگاهی اجمالی به سرگذشت این حزب از تأسیس تا تعطیل آن داریم.

">

رضا مختاری‌اصفهانی

مقدمه:

حزب جمهوری اسلامی به عنوان اولین حزب مذهبی با حضور پنج روحانی نزدیک به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تجربه نو و مهمی از حضور مذهبیون در قالب یک نهاد مدرن مدنی است. هر چند این حزب نتوانست به حیات خود در نظام جمهوری اسلامی ادامه دهد، اما روحانیون در قالب همین حزب بود که توانستند نیروهای مذهبی را متشکل ساخته و حضور خود را در قوای سه‌گانه به ویژه مجریه و مقننه تضمین کنند. با نگاهی تاریخی به این حزب می‌توان بخش مهمی از تاریخ انقلاب و نظام برخاسته از آن را تبیین کرد. اینک نگاهی اجمالی به سرگذشت این حزب از تأسیس تا تعطیل آن داریم.

">

رضا مختاری‌اصفهانی

مقدمه:

حزب جمهوری اسلامی به عنوان اولین حزب مذهبی با حضور پنج روحانی نزدیک به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تجربه نو و مهمی از حضور مذهبیون در قالب یک نهاد مدرن مدنی است. هر چند این حزب نتوانست به حیات خود در نظام جمهوری اسلامی ادامه دهد، اما روحانیون در قالب همین حزب بود که توانستند نیروهای مذهبی را متشکل ساخته و حضور خود را در قوای سه‌گانه به ویژه مجریه و مقننه تضمین کنند. با نگاهی تاریخی به این حزب می‌توان بخش مهمی از تاریخ انقلاب و نظام برخاسته از آن را تبیین کرد. اینک نگاهی اجمالی به سرگذشت این حزب از تأسیس تا تعطیل آن داریم.

">

رضا مختاری‌اصفهانی

مقدمه:

حزب جمهوری اسلامی به عنوان اولین حزب مذهبی با حضور پنج روحانی نزدیک به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تجربه نو و مهمی از حضور مذهبیون در قالب یک نهاد مدرن مدنی است. هر چند این حزب نتوانست به حیات خود در نظام جمهوری اسلامی ادامه دهد، اما روحانیون در قالب همین حزب بود که توانستند نیروهای مذهبی را متشکل ساخته و حضور خود را در قوای سه‌گانه به ویژه مجریه و مقننه تضمین کنند. با نگاهی تاریخی به این حزب می‌توان بخش مهمی از تاریخ انقلاب و نظام برخاسته از آن را تبیین کرد. اینک نگاهی اجمالی به سرگذشت این حزب از تأسیس تا تعطیل آن داریم.

">

رضا مختاری‌اصفهانی

مقدمه:

حزب جمهوری اسلامی به عنوان اولین حزب مذهبی با حضور پنج روحانی نزدیک به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تجربه نو و مهمی از حضور مذهبیون در قالب یک نهاد مدرن مدنی است. هر چند این حزب نتوانست به حیات خود در نظام جمهوری اسلامی ادامه دهد، اما روحانیون در قالب همین حزب بود که توانستند نیروهای مذهبی را متشکل ساخته و حضور خود را در قوای سه‌گانه به ویژه مجریه و مقننه تضمین کنند. با نگاهی تاریخی به این حزب می‌توان بخش مهمی از تاریخ انقلاب و نظام برخاسته از آن را تبیین کرد. اینک نگاهی اجمالی به سرگذشت این حزب از تأسیس تا تعطیل آن داریم.

">

رضا مختاری‌اصفهانی

مقدمه:

حزب جمهوری اسلامی به عنوان اولین حزب مذهبی با حضور پنج روحانی نزدیک به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تجربه نو و مهمی از حضور مذهبیون در قالب یک نهاد مدرن مدنی است. هر چند این حزب نتوانست به حیات خود در نظام جمهوری اسلامی ادامه دهد، اما روحانیون در قالب همین حزب بود که توانستند نیروهای مذهبی را متشکل ساخته و حضور خود را در قوای سه‌گانه به ویژه مجریه و مقننه تضمین کنند. با نگاهی تاریخی به این حزب می‌توان بخش مهمی از تاریخ انقلاب و نظام برخاسته از آن را تبیین کرد. اینک نگاهی اجمالی به سرگذشت این حزب از تأسیس تا تعطیل آن داریم.

"> حزب جمهوری اسلامی؛ از تاسیس تا تعطیل
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۴۹۸۳۴
تجربه اولین حزب مذهبی

رضا مختاری‌اصفهانی

مقدمه:

حزب جمهوری اسلامی به عنوان اولین حزب مذهبی با حضور پنج روحانی نزدیک به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تجربه نو و مهمی از حضور مذهبیون در قالب یک نهاد مدرن مدنی است. هر چند این حزب نتوانست به حیات خود در نظام جمهوری اسلامی ادامه دهد، اما روحانیون در قالب همین حزب بود که توانستند نیروهای مذهبی را متشکل ساخته و حضور خود را در قوای سه‌گانه به ویژه مجریه و مقننه تضمین کنند. با نگاهی تاریخی به این حزب می‌توان بخش مهمی از تاریخ انقلاب و نظام برخاسته از آن را تبیین کرد. اینک نگاهی اجمالی به سرگذشت این حزب از تأسیس تا تعطیل آن داریم.


بیش از هفت روز از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که پنج روحانی نزدیک به رهبر کبیر انقلاب بیانیه تاسیس یک حزب با نام جمهوری اسلامی را منتشر کردند. این پنج روحانی به ترتیبی که نامشان در اعلامیه آمده است:‌ حضرات آیات آقایان محمدجواد باهنر، سیدمحمد حسینی بهشتی، سیدعلی حسنی خامنه‌ای، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی و اکبر هاشمی‌رفسنجانی بودند. پنج روحانی‌ای که علاوه بر صبغه علوم دینی از سابقه سیاسی و تشکیلاتی بارزی برخوردار بودند. تاخیر هفت روزه اعلام حضور حزب در صحنه اجتماع و سیاست ایران به جهت جلب رضایت امام خمینی(ره) توسط موسسان حزب بود. همین دو ویژگی کافی بود که حزب نوظهور را از دیگر احزاب سیاسی متمایز سازد.

حضور پنج روحانی در سمت موسسان حزب همچون حضور پنج عالم ناظر در قانون اساسی مشروط بود. اینان نیز چون آنان بایستی بر مصوبات البته این بار حزب، نظارت می‌کردند و از دوری آنها از شرع جلوگیری می‌نمودند. علاوه بر این، موسسان همانگونه که تشکیل حزب خود را به اجازه رهبری انقلاب منوط کردند، به اعضا و هواداران خود همواره این نکته را یادآور می‌شدند که بقای حزب هم منوط به رضایت و اجازت ایشان است. البته این ویژگی و تاکید بر آن از سوی مخالفان حزب جمهوری اسلامی به سوءاستفاده از موقعیت امام خمینی(ره) در میان توده‌های مذهبی تعبیر می‌شد. به اعتقاد آنان، حزب در پناه این وضعیت در پی تحکیم موقعیت خویش است. حتی انتخاب نام جمهوری اسلامی برای حزب یک نوع فرصت‌طلبی تبلیغ می‌گردید. فارغ از این اتهامات، حزب جمهوری اسلامی با درایت موسسانش توانست توده‌های بی‌شکل را متشکل سازد و برای دستیابی به قدرت از این طریق بکوشد، چرا که به اعتقاد موسسان حزب، همین غفلت از تحزب موجب شد روحانیت با وجود نقش مهمی که در پیروزی انقلاب ایفا کرد، از سکانداری اولین دولت انقلاب محروم بماند. از همین رو حزب در متشکل ساختن تمامی نیروهای مذهبی جامعه تلاش کرد و چتری برای تمامی گرایش‌ها، قرائت‌ها و گفتمان‌های درون جریان مذهبی گردید.

از هیات‌های موتلفه اسلامی تا طرفداران شریعتی درون حزب جمهوری اسلامی گرد آمدند و بیشتر تشکلی جبهه‌ای به آن بخشیدند تا حزبی، تا آنجا که محمدعلی رجایی با وجود نزدیکی به موسسان حزب، آن را شرکت سهامی نامید و در آن شرکت نجست. شاید از همین منظر بتوان غیبت استاد مطهری را از جمع موسسان حزب جست‌وجو کرد. هر چند برخی روایات به عدم اعتقاد وی به فعالیت‌های حزبی توسط روحانیان اشاره دارد، اما در مقابل افرادی چون حبیب‌الله عسگر اولادی و مصطفی حایری‌زاده از انتقاد او به حضور برخی افراد و جریان‌های فکری در حزب سخن می‌گویند. در این باره البته آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی سخن قابل تاملی دارد و آن این است که دکتر بهشتی برای جلوگیری از تجدید اختلاف مطهری ـ شریعتی در حزب از استاد مطهری دعوت نکرد. گرچه در آن زمان شریعتی در صحنه اجتماع ایران حضور فیزیکی نداشت، اما حتی بعدها در غیاب مطهری این دعوا توسط مدعیان تجدید و پردامنه شد.

با این همه، حزب جمهوری اسلامی به سرعت توانست سازمانی گسترده در سراسر کشور فراهم آورد و با وجود کناره گرفتن برخی روحانیون از آن، به دلیل حمایت رهبر فقید انقلاب و حضور پنج روحانی برجسته در راس آن از همراهی بعضی از علمای بلاد برخوردار شد. اگر ممانعت امام خمینی از کاندیداتوری دکتر بهشتی برای ریاست جمهوری نبود، شاید قرعه اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران به نام کاندیدای حزب بود. بعد از آن تشکیک در ایرانی‌الاصل بودن جلال‌الدین فارسی، کاندیدای حزب، عرصه را برای ابوالحسن بنی‌صدر مهیا ساخت تا حتی اعلام حمایت حزب جمهوری اسلامی از کاندیداتوری حسن حبیبی در آخرین لحظات نتواند او را در کسب این مقام ناکام سازد. البته پیش از آن حزب توانسته بود با موتلفین‌اش اکثریت مجلس خبرگان قانون اساسی را در دست گرفته و در تدوین آن نقشی مهم و تاثیرگذار ایفا کند. این موفقیت در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی نیز تکرار شد و رویارویی حزب جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور بر سر انتخاب نخست‌وزیر را موجب گردید. با وجود برگزیده شدن محمدعلی رجایی، فردی خارج از کادر حزب اما همسو با آن، این اختلافات پایان نپذیرفت و دامنه آن هر روز ابعاد جدیدی می‌یافت. سرانجام با نزدیکی بنی‌صدر به سازمان مجاهدین خلق که خود روزگاری آنان را منافقین نامیده بود، رئیس‌جمهور پیش از آنکه توسط مجلس به عدم کفایت نواخته شود، از صحنه سیاست کشور حذف شد.

حزب جمهوری اسلامی در کمتر از سه سال موفق شد سه قوه را در اختیار بگیرد و اعضای آن در نقاط مختلف کشور نمایندگان مرکزیت سیاسی نیز بودند. راز این موفقیت را می‌توان در نزدیکی حزب به امام خمینی و جذب توده‌های مذهبی به آنان بدین واسطه جست. همچنین نبایستی از همراهی روحانیت شهرهای کوچک و بزرگ و همسویی نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران، کمیته انقلاب اسلامی و جهاد سازندگی با آن غافل شد.

از آن سو اما حزب جمهوری اسلامی در خشونت‌های سال 60 نقطه اصلی مورد هجوم بود. به طوری که در ششم تیر آن سال آیت‌الله  خامنه‌ای ترور و مجروح گردید و یک روز بعد، دبیر کل حزب، آیت‌الله  بهشتی، به همراه تعداد زیادی از اعضای حزب به شهادت رسیدند. دومین دبیر کل، محمدجواد باهنر نیز به سرنوشت سلف خود دچار شد و به شهادت رسید.

فاجعه هفتم تیر 60 بزرگترین آسیب را به حزب وارد ساخت. هر چند حزب بعد از این حادثه و شهادت رجایی و باهنر توانست حضور خود را در سه قوه حفظ کند، اما غیبت آیت‌الله بهشتی در حزب و همچنین شهادت عده زیادی از اعضا در این فاجعه موجب ورود عده‌ای دیگر به شورای مرکزی گردید که موازنه میان دو جناح حزب را به هم زد. این اختلاف به درون دولت نیز کشیده شد. در حالی که نخست‌وزیر از حزب جمهوری اسلامی بود، جناح راست حزب با او اختلاف داشت و دل در گرو جانشینی آیت‌الله مهدوی‌کنی در مقام وی داشت. این جناح با جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم همسویی داشت. چنانچه جناح چپ حزب با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دفتر تحکیم وحدت همنوایی داشت. این اختلافات در انتخابات دومین دوره مجلس رخ نمایان ساخت. اختلاف برخی از واحدهای حزب با جامعه مدرسین و جامعه روحانیت بر سر معرفی کاندیداهایشان آن اتحاد در انتخابات مجلس اول را خدشه‌دار کرد.

در غیاب گروه‌هایی چون نهضت آزادی ایران، جبهه ملی و... جناح چپ و راست مذهبیون در قالب حزب جمهوری اسلامی و گروه‌های نزدیک به آن دچار اختلاف شده بودند. اگر چه جناح چپ در مجلس و دولت دست بالا را داشت، اما در حزب وضع از لونی دیگر بود. پایان انتخابات اما پایان اختلافات نبود. پس از آن بود که پنج تن از اعضای شورای مرکزی، جواد اژه‌ای، محمدرضا بهشتی، ابوالقاسم سرحدی‌زاده، میرحسین موسوی و مسیح مهاجری در نامه‌ای به دبیرکل حزب، آیت‌الله  خامنه‌‌ای، از به بن‌بست رسیدن حزب و بی‌خاصیت شدن آن در اثر جناح‌بندی‌ها و کارشکنی‌های جناح مقابل گلایه نمودند. در واقع اختلاف حزب فراتر از یک اختلاف حزبی بود و با توجه به حاکمیت آن در قوای سه‌گانه گستره‌ای به وسعت ایران داشت. برخی از ائمه جمعه نیز با حزب جمهوری وابستگی داشتند و این اختلافات به سطح جامعه کشیده می‌شد. این وضعیت با وجود قرار داشتن کشور در حال جنگ با دشمن خارجی بر نگرانی‌ها می‌افزود. این نگرانی‌ها موجب شد که امام خمینی از ائمه جمعه بخواهد میان حزب و نمایندگی وی، یکی را انتخاب کنند. شاید این فرمان اشاره‌ای به آیات خامنه‌ای، موسوی اردبیلی و هاشمی رفسنجانی نیز بود که امامت جمعه تهران را به عهده داشتند.

در نهایت در خرداد ماه 1366 آیت‌الله خامنه‌ای به همراه آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در نامه‌ای به امام خمینی تعطیلی فعالیت حزب جمهوری اسلامی را پس از نزدیک به یک دهه اعلام کردند. حزبی که با اجازه رهبر کبیر انقلاب تاسیس شده بود، با اشاره ایشان حکم به تعطیلی خود داد.