م.صدری
چکیده:
با تأسیس دانشگاه تهران، نخستین فریاد اعتراضها در حوزه دانشجویی برخاست. شاید این از ویژگیهای ذاتی علم باشد که پرسشگری و اعتراض را در دامان خود میپروراند. آنان را از تقلید کورکورانه میرهاند و استبداد و استعمار را به چالش میطلبد. مقاله حاضر روایتی است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجویی.
">م.صدری
چکیده:
با تأسیس دانشگاه تهران، نخستین فریاد اعتراضها در حوزه دانشجویی برخاست. شاید این از ویژگیهای ذاتی علم باشد که پرسشگری و اعتراض را در دامان خود میپروراند. آنان را از تقلید کورکورانه میرهاند و استبداد و استعمار را به چالش میطلبد. مقاله حاضر روایتی است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجویی.
">م.صدری
چکیده:
با تأسیس دانشگاه تهران، نخستین فریاد اعتراضها در حوزه دانشجویی برخاست. شاید این از ویژگیهای ذاتی علم باشد که پرسشگری و اعتراض را در دامان خود میپروراند. آنان را از تقلید کورکورانه میرهاند و استبداد و استعمار را به چالش میطلبد. مقاله حاضر روایتی است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجویی.
">م.صدری
چکیده:
با تأسیس دانشگاه تهران، نخستین فریاد اعتراضها در حوزه دانشجویی برخاست. شاید این از ویژگیهای ذاتی علم باشد که پرسشگری و اعتراض را در دامان خود میپروراند. آنان را از تقلید کورکورانه میرهاند و استبداد و استعمار را به چالش میطلبد. مقاله حاضر روایتی است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجویی.
">م.صدری
چکیده:
با تأسیس دانشگاه تهران، نخستین فریاد اعتراضها در حوزه دانشجویی برخاست. شاید این از ویژگیهای ذاتی علم باشد که پرسشگری و اعتراض را در دامان خود میپروراند. آنان را از تقلید کورکورانه میرهاند و استبداد و استعمار را به چالش میطلبد. مقاله حاضر روایتی است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجویی.
">م.صدری
چکیده:
با تأسیس دانشگاه تهران، نخستین فریاد اعتراضها در حوزه دانشجویی برخاست. شاید این از ویژگیهای ذاتی علم باشد که پرسشگری و اعتراض را در دامان خود میپروراند. آنان را از تقلید کورکورانه میرهاند و استبداد و استعمار را به چالش میطلبد. مقاله حاضر روایتی است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجویی.
">م.صدری
چکیده:
با تأسیس دانشگاه تهران، نخستین فریاد اعتراضها در حوزه دانشجویی برخاست. شاید این از ویژگیهای ذاتی علم باشد که پرسشگری و اعتراض را در دامان خود میپروراند. آنان را از تقلید کورکورانه میرهاند و استبداد و استعمار را به چالش میطلبد. مقاله حاضر روایتی است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجویی.
تاریخ مبارزات دانشجویان از زمان تأسیس اولین دانشگاه یعنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ آغاز شد. به دنبال تأسیس دانشگاه سه جریان اصلی در روند حرکتهای دانشجویی در دانشگاه به تدریج بوجود آمد که عبارتند از: ۱- جریان مارکسیستی ۲- جریان ملی ۳- حرکت اسلامی.
جنبش دانشجویی با این سه جریان، حضور فعال و آگاه خود را در صحنه تحولات سیاسی کشور نشان داد. توجه به حرکتها و اعتراضهای دانشجویان از همان آغاز تا پیروزی انقلاب اسلامی از عمق آگاهی سیاسی آنان حکایت دارد.
دانشجویان در فاصله سالهای 32 - 1320 واکنشهای مختلفی نسبت به رویدادهای کشور نشان دادند از جمله: زمانی که دکتر مصدق مجلس چهاردهم را در اعتراض به سهیلی نخستوزیر وقت و تدین وزیر کشور به جرم دخالت در انتخابات ترک کرد، «دانشجویان به منزل وی رفته و او را با احترام به مجلس آوردند. این اقدام از سوی حکومت خوشایند نبود، به همین دلیل بر روی دانشجویان آتش گشوده شد و در این واقعه رضا خواجه نوری شهید شد.» در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران دانشجویان به بسیج معلمان، دانشآموزان و کارگران پرداختند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد، در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲، دانشجویان در اعتراض به سفر نیکسون معاون رئیسجمهور وقت آمریکا دست به تظاهرات زدند و مردم را به مقاومت فرا خواندند و در این اثنا پلیس در صحن دانشگاه به روی دانشجویان آتش گشود و سه دانشجو به نامهای شریعت رضوی، مصطفی بزرگنیا و احمد قندچی به شهادت رسیدند. این امر موجب بروز واکنش مردم شد که این روز را به نام روز دانشجو نامگذاری کردند.
با مسلط شدن حکومت نظامی بعد از کودتای ۲۸ مرداد توسط فرمانداری نظامی تهران دانشجویان دست به مبارزه نیمهمخفی زدند.
در سال ۱۳۳۶ به هنگام حمله اسرائیل به کانال سوئز دانشجویان مخالفت خود را با سیاستهای تهاجمی آمریکا و دولتهای حامی اسرائیل در صحنه مسائل سیاسی بینالمللی با اعتصاب و تظاهرات نشان دادند.
با تأسیس ساواک در روزهای پایانی سال ۱۳۳۵ کنترل دانشجویان زیرنظر این سازمان با شدت بیشتری صورت گرفت. ولی با وجود کنترل شدید دستگاه امنیتی، دانشجویان در مسائل مختلف سیاسی به صورتهای گوناگون مخالفت خود را نشان میدادند. ضرورت اصلاح و دگرگونی امری نبود که با فشار مأموران ساواک حذف شود، بلکه شکل خود را تغییر داد و تا سال ۱۳۵۷ به سه طریق به شرح زیر ظاهر شد: الف ـ در قالب اعتراضهای صنفی که گاه منجر به اعتصاب و تظاهرات میشد. ب ـ تکاپوی متناسب با تحولات سیاسی ج ـ مبارزه مسلحانه.
الف) اعتراضهای صنفی
اعتراضهای صنفی دانشجویان که گاهی نیز به خشونت کشیده میشدند عبارتند از: اعتراض به تدریس چند نفر از اساتید، عدمارائه برخی از دروس، کیفیت غذا، جمعآوری بعضی از کتابها، دستگیری و اخراج بعضی اساتید و دانشجویان، واگذار نکردن خوابگاه در ترم تابستانی و لغو بعضی شهریهها... که ضمن اعتصاب با راهپیمایی، شکستن شیشهها، نوشتن شعارهایی بر روی دیوار، تجمع در محوطه دانشگاه، عدمحضور سر کلاس و خودداری از امتحان نارضایتی خود را نشان میدادند.
ب) تکاپوی متناسب با تحولات سیاسی
با وجود کنترل و خفقان پلیس امنیتی در دانشگاهها، نیروهای فعال دانشجویی در مسائل سیاسی جامعه حضور داشتند و به مناسبتهای مختلف سیاسی حضور فعال خود را به نمایش میگذاشتند، بهعنوان نمونه با نخستوزیری شریف امامی در شهریور ۱۳۳۹ دانشجویان دانشگاه تهران، سازمان دانشجویان را تشکیل دادند. اولین کنگره انجمنهای اسلامی در شهریور ۱۳۴۰ با شرکت ۱۲ انجمن افتتاح شد و مبارزات داخلی در اثر ارتباط با حلقه مبارزان خارج از کشور استوارتر شده و تکیهگاهی مطمئن برای ملت مبارز ایران شد.
دانشگاه و قیام ۱۵ خرداد
در وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ یکی از گروههای فعال و مهم در مبارزه، اقدام دانشجویان بود. دانشجویان دانشگاه تهران به سرعت نسبت به دستگیر امام خمینی(ره) واکنش نشان دادند. بعضی از دانشجویان با سخنرانی و تشویق سایر دانشجویان اقدام به راهپیمایی و تظاهرات در محوطه دانشگاه کردند و ضمن حمل تراکت بزرگی که خبر از دستگیری امام خمینی(ره) میداد با دادن شعارهای ضدحکومتی درصدد راهپیمایی به طرف بازار تهران و حمایت از بازاریان در مبارزه علیه حکومت شدند. بسیاری از دانشجویان در خیابانهای اطراف دانشگاه اجتماع کردند که تعداد زیادی از آنها توسط پلیس دستگیر شدند. در ادامه تظاهرات، دانشجویان با قطع سیمهای تلفن دانشگاه و با سر دادن شعارهایی، پلاکاردهایی از پارچه تهیه و بر سر در دانشگاه نصب کردند. دانشجویان با تکثیر و توزیع نوار سخنرانی روز عاشورای امام(ره) فعالیت خود را در کوی دانشگاه گسترش دادند که منجر به دستگیری و زندانی شدن گروهی از دانشجویان شد و آنان با تجمع خود دانشکدههای مختلف را به تعطیلی کشاندند بهطوری که پلیس به سختی توانست تظاهرات را سرکوب کند.
دانشجویان دانشسرای عالی تهران و دانشگاه پلیتکنیک نیز ضمن تجمع و دادن شعارهایی علیه شاه مردم را به شرکت در تظاهرات ترغیب کردند. پانزده خرداد موضوعی بود که دانشجویان در سالهای بعد به مناسبت بزرگداشت این روز به تظاهرات، تجمعات، اعتصاب و... اقدام میکردند.
آنان در سال ۱۳۴۶ به هنگام مرگ مشکوک غلامرضا تختی، در سال ۱۳۴۸، در مخالفت به افزایش قیمت بلیت اتوبوس حضور خود را در صحنه به نمایش گذاشتند.
از اواخر دهه ۱۳۴۰ فعالیت دانشجویان بیشتر سیاسی بود و فعالیتهای صنفی نیز رنگ سیاسی به خود گرفت. درخواستهای دانشجویان از امکانات آموزشی و رفاهی به مسائل سیاسی تغییر کرد و شعارهای ساده جای خود را به شعارهای آزادی زندانیان سیاسی، مرگ بر شاه، اتحاد، مبارزه...» بر روی دیوار دانشکدههای ادبیات حقوق... داد.
ج) مبارزه مسلحانه
با رشد کمی و کیفی مبارزات دانشجویی از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه با دو حرکت همسو مواجه هستیم: «حرکت اول جنبش مسلحانه که از سال ۵۰ علنی شد و در معرض قضاوت افکار قرار گرفت. دانشگاهها محل جذب نیرو برای جنبشهای مسلحانه بودند و یک تحول بسیارعمیق کیفی در حرکتهای دانشجویی بوجود آمد. حرکت دوم مربوط به انقلاب فرهنگی بود که بسیاری از اندیشمندان اسلامی با تکیه بر امکانات بالقوه دانشجویی راهی نو پیش روی جوانان گشودند. از جمله دکتر شریعتی، آیتالله مطهری، آیتالله طالقانی و... با تأسیس کانونهای فکری مانند حسینیه ارشاد تلاشهای گستردهای را جهت پیریزی بیداری اسلامی آغاز کردند. در مقابل حکومت نیز دست به اقداماتی نظیر: ایجاد سرگرمی، تفریح، ترتیب دادن کلوپهای رقص و موسیقی و... زد.
یکی از وقایع مهمی که در تاریخ مبارزات دانشجویی تأثیر بسزایی گذاشت واقعه ۵ و ۶ اسفند ۱۳۵۱ دانشگاه تبریز بود که درخواست صنفی دانشجویان با دخالت پلیس تبدیل به اعتصاب شد و بسیاری از دانشجویان زخمی شدند و دهها تن روانه زندان شدند. مهمترین عامل این حرکت مخالفت با ریاست دانشکده فنی قید شده است.
گسترش فضای باز سیاسی و حرکتهای دانشجویی
با تغییر سیاستهای محمدرضا شاه بعد از به روی کار آمدن کارتر از حزب دموکرات آمریکا، شدت سانسور کاهش یافت و در زندانها به روی هیأتهای بین المللی گشوده و سرکوب محدودتر شد. به دنبال این تحولات به عمر ۱۲ ساله دولت هویدا خاتمه داده و یک تکنوکرات تحصیلکرده آمریکا (جمشید آموزگار) مأمور تشکیل کابینه شد. در چنین فضایی فعالیت دانشجویان نیز شکل تازهای به خود گرفت و دانشجویان در مبارزه با هدف سرنگونی حکومت علاوهبر شعارنویسی، تجمع، اعتراض، اعتصاب و حمله به مأموران گارد... تظاهرات را به خیابانهای اطراف دانشگاه کشانده و شکل تازهای به روند مبارزه دادند.
سال تحصیلی ۵۷-۵۶ برای دانشجویان با بحث در مورد مرگ دکتر شریعتی آغاز شد و به همین دلیل دانشگاهها محل برگزاری حادترین افشاگریها از طریق برپایی نمایشگاهها، سخنرانیها، کنفرانسها و آموزشهای سیاسی بود.
دانشجویان ضمن برگزاری مراسم شعرخوانی، سخنرانی توسط کانون نویسندگان ایران همسو با رخدادهای سیاسی روز به مبارزه خود ادامه دادند. مانند صدور بیانیه و تحصن به مناسبت سالگرد وقایع مختلف، گسترش مجالس یادبود، ختم برای درگذشت نابهنگام دکتر شریعتی، حاجآقا مصطفی خمینی، عکسالعمل به انتشار مقاله توهینآمیز نسبت به امام(ره) در روزنامه اطلاعات به امضای رشیدی مطلق، قیام ۱۹ دی قم و ۲۹ بهمن تبریز.
در بین دانشگاههای ایران، دانشگاه تبریز و جنبش دانشجویی آن از اهمیت خاصی برخوردار است. نقش دانشگاه تبریز جدای از نقش تبریز و آذربایجان در تاریخ معاصر ایران نیست. دانشجویان مذهبی دانشگاه تبریز پیش از سایر دانشگاهها موفق شدند هویت اسلامی خود را منسجم کنند و مبارزات سیاسی خود را از دانشجویان چپی جدا کنند. این دانشجویان در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در دو حرکت مهم حضور یافتند: ابتدا در قیام تاریخی ۲۹ بهمن مردم تبریز که در اعتراض به سرکوب خونین مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ صورت گرفت و دیگر واقعه ۱۸ اردیبهشت دانشگاه تبریز که به لحاظ اهمیت از واقعه ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ مهمتر است. پس از این واقعه دانشگاه تبریز تا پیروزی انقلاب فعالیت آموزشی نداشت. اهمیت دیگر جنبش دانشجویی تبریز در کادرسازی نیروهایی است که مدیریت مسائل بعد از انقلاب را بر عهده گرفتند بویژه دفاع مقدس.