">
محمد ملازهی
وزیران خارجه و هیأتهای نمایندگی شصت کشور جهان، معتبرترین سازمانهای بینالمللی و منطقهای، دبیرکل سازمان ملل متحد، کنفرانس اسلامی، اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و سرانجام وزیران خارجه 5 کشور عضو دایمی شورای امنیت و کشورهایی نظیر ژاپن و مصر بعد از نشستی دو روزه حاصل گفتگوها را در بیانیهای انتشار دادند. این که آنچه در شرمالشیخ روی آن توافق شده است، عیناً قابلیت اجرایی در شرایط کنونی عراق دارد یا نه بحث دیگری است، ولی به نظر میرسد خود عراقیها از آن برداشت تا حدی خوشبینانهای دارند. با این حال واقعیت آن است که اختلاف برداشتهایی که درباره وضعیت عراق از قبل وجود داشت، در پایان اجلاس برطرف شده به نظر نمیرسند. دو دیدگاه قبلی که عراق را چگونه میتوان به صلح و ثبات رساند همچنان در رقابت نه چندان پنهانی باقی ماندهاند.
1- دیدگاهی که صلح و ثبات عراق را در گرو خروج ارتشهای خارجی و واگذاری تمامی قدرت به دولت منتخب مردم عراق میداند.
2- دیدگاهی که صلح و ثبات عراق را در گرو قطع هر نوع همکاری سیاسی، مالی و نظامی از نیروهای مخل امنیت در عراق میداند.
محور اصلی در بیانیه شرمالشیخ نیز حول این دو موضوع متمرکز شده است که این خود نشان میدهد دستیابی به صلح و پایان بحران عراق تا چه اندازه پیچیده است و با وجود خوشبینیهای اولیه این احتمال وجود دارد که مصوبات شرمالشیخ حداقل در کوتاهمدت جنبه عملی پیدا نکنند. درباره ضرورت خروج ارتشهای خارجی که شرط اول از منظر دیدگاه اول است به این اکتفا شده است که حضور ارتشهای خارجی دایمی نخواهد بود. معنای روشن این سخن آن است که دیر یا زود شرایط به گونهای متحول خواهد شد که ارتشهای خارجی از عراق عقبنشینی نمایند و قدرت به دولت منتخب عراق واگذار شود. این بند از بیانیه با استقبال برخی از کشورهای منطقه و همسایگان عراق روبروست.
اما مشکل این بند در آن است که طوری وانمود شده که این قدرتهای خارجی هستند که عراقها را هشدار میدهند که ممکن است از عراق خارج شوند و آنها را تنها بگذارند. بنابراین عراقیها باید هرچه زودتر و تا پیش از وقوع چنین اتفاقی برای مشکلات داخلی خود چارهاندیشی نمایند. این در حالی است که این باور قوی است که نفس حضور ارتشهای خارجی با صلح و ثبات عراق مغایرت دارد و اگر آنها هرچه زودتر خارج شوند، ملت عراق میتواند بر مشکلات کنونی فایق آید. هر چند ممکن است چنین برداشتی عمومیت نداشته باشد و کسانی هم باشند که خلاف این را باور داشته باشند.
اما مهمترین و در عین حال بحثانگیزترین ماده در بیانیهای که در شرمالشیخ انتشار یافت، در ارتباط با دیدگاه دوم است، درخواست از کشورهای منطقه و همسایه عراق که کمکهای سیاسی، مالی و نظامی خود را از کسانی که تروریست ارزیابی شدهاند و به خشونتها و فرقهگرایی در عراق دامن میزنند قطع نمایند. جالب توجه است که نوریالمالکی نخستوزیر عراق و «بانکیمون» دبیرکل سازمان ملل متحد هر دو در اظهارات صریحی درخواست کردند که همسایگان عراق با مسدود کردن مرزهایشان هرگونه همکاری سیاسی، مالی و نظامی با جریانهای مخل امنیت در عراق را قطع نمایند. سؤال این است که وقتی اصل چنین ادعایی را کشورهای همسایه نمیپذیرند، چگونه میتوان از آنها درخواست کرد که از این به بعد چطور رفتار نمایند؟
بنابراین به نظر میرسد اختلافنظر بین دو دیدگاه مذکور همچنان باقی مانده است و تا زمانی که این اختلافنظرها برطرف نشود، دشوار میتوان تصور کرد که وضعیت در عراق بهبود قابل توجهی بیابد. با اینحال بحران امنیتی در عراق به سطحی رسیده است که تداوم آن میتواند کل منطقه را با مشکل روبرو کند. از اینرو گمان میرود که انتظارات طرحشده در بیانیه، کشورهای منطقه را به فکر واخواهد داشت. احتمالاً جنبه از موضوع است که دولت عراق را خوشبین کرده است.
در هر حال ترکیب گسترده شرکتکنندگان در اجلاس بینالمللی امنیت عراق به انتظاراتی دامن زده است که اگر نتایج آن را در قالب کاهش مشکلات عراق شاهد نباشیم، این نگرانی وجود خواهد داشت که عراقیها در کوتاهمدت نتوانند قدرت ملی و اسلامی مستقل خود را به وجود بیاورند و شاهد پایان اشغال خارجی، پایان تضادهای داخلی و حفظ وحدت و یکپارچگی ملیشان شوند. در چنین نگاهی با وجود خوشبینی دولت عراق، دورنمای صلح و ثبات این کشور چندان روشن نیست.