تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۴۹۸۵۳


سیدمحمدسعید مدنی

1- به گواهی تاریخ یکی از اصلی‌ترین رمزهای موفقیت رهبران و روشنفکران راستین و در یک کلام مصلحان حقیقی و در رأس همه پیامبران و اولیاء الهی(علیهم‌السلام) که درد و دغدغه مردم را داشته و برای هدایت و نجات جامعه کمر همت بسته و در جهت حاکمیت عدالت و تامین معاش و تضمین معاد مردم علیه ظالمان و ستمکاران قیام کرده‌اند، ایجاد رابطه صمیمی و تنگاتنگ با توده‌های مردم بوده است، آنان که مسیر دعوت و ابلاغ پیام خود را از متن جامعه شروع کرده‌اند، یکی از ابزارهای مهمی را که برای ایجاد رابطه با توده‌ها به کار گرفته‌اند، زبانی همه فهم و بیانی قابل درک برای همه مردم بوده است.

همه نیز حرف و محتوی و جوهره پیام و سمت و سوی دعوت آنان را درک می‌کردند، حتی آنان که به دلایل مختلف مثل ترس از به خطر افتادن منافع نامشروع و یا از دست دادن جایگاه و مناصبی که به‌ناحق غصب کرده بودند و یا حتی از ترس اربابان و شیوخ‌ باند و قبیله، دست ‌به تجاهل می‌زدند و جرأت اعتراف ‌به «فهمیدن» نداشتند! در مقابل یکی‌ از حربه‌هایی که دشمنان مردم و ابوجهل‌های زمانه برای کمرنگ‌کردن و از نفس انداختن حرکت‌های رهایی‌بخش مصلحان حقیقی به کار می‌گرفتند، تمسخر و متهم کردن آنان به عوام (امی) بودن و برای کسب قدرت عوامانه سخن گفتن و اقدام کردن و بالاخره به‌ خاطر نوع و مخاطبان آنان که از میان طبقات ستمکش و تازیانه‌خورده و فرودست جامعه برمی‌‌خاستند، بود. این است که می‌بینیم وقتی در سال سوم پس از بعثت، خداوند، پیامبر گرامی اسلام(ص) را فرمان می‌دهد که دعوت خود را علنی و با صدای بلند با «همگان» در میان بگذارد، این وعده را هم به آن منجی خلق می‌دهد که او را از شر مسخره‌کنندگان حفظ می‌کند. (فاصدع بما تؤمر... انا کفیناک المستهزئین)! که این آیات بیانگر این نکته هم هست که خطر «مسخره‌چی‌ها» چقدر برای دعوت‌های حق‌طلبانه خطرناک است، تا آنجا که مصلحی بی‌بدیل همچون پیامبر گرامی اسلام در این باره احساس نگرانی می‌کند و خداوند با نزول این آیات به ایشان دلگرمی و وعده حمایت و حفظ او از گزند مسخره‌چیان را می‌دهد... و صد البته وعده خدا  در عمل هم محقق شد و تشخیص، قضاوت و رویکرد مردم و همچنین گذر زمان خیلی زود آشکار ساخت که دلسوز و حامی و خادم مردم کیست و قدرت‌پرست عوام فریب چه کسی و در کدام صف قرار دارد...

2- روش مصلحان و رهبران حقیقی در ایجاد ارتباط با مردم در واقع فراتر از روش، یک اصل در بحث نهضت‌ها و تغییرات اجتماعی است و بنابراین منسوخ شدنی نیست و در هر عصر زمانی در صورت رعایت آن، کارآمد است. چنانکه در جریان انقلاب اسلامی مردم ایران هم دیدیم که سخنان عمیقی که با لحنی ساده و همه فهم از زبان امام راحل(ره) که در اوج فقه و اجتهاد و عرفان قرار داشت، خارج می‌شد همان قدر که به راحتی با مردم ارتباط برقرار می‌کرد و به راحتی به قلب و ذهن توده‌ها می‌نشست و عامی و تحصیلکرده، شهری و روستایی و... را مجذوب و به حرکت وا می‌داشت به همان اندازه و از فرط صراحت و روشنی دشمن را گیج و متحیر می‌کرد! این در حالی بود که رژیم طاغوتی و سخنگویان و شبه روشنفکران وابسته به آن و حامیان خارجی آن، در برخورد با سخنان ساده و بی‌پیرایه که تمسک می‌جست، تمسخر و متهم کردن امام به عوامانه حرف زدن و نشناختن واقعیت‌های زمان و جهان بود و... اما با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم وابسته و برچیده شدن بساط تاراج و غارت ثروت و سرمایه‌های این ملت توسط قدرت‌های سلطه‌گر، مشخص شد آرمان‌های متعالی و استقلال‌خواهی به حرکت درآورد و چه کسی از مرحله و نیازهای زمان و دردهای مردم پرت بود و... قصد فریب مردم را و تداوم آن وضعیت ویرانگر و ضدایران و ایرانی را داشت.

3- امروز هم تکلیف هر کسی که می‌خواهد در تداوم رسالت آن بزرگواران، به جامعه و مردم خدمت کند، چه  دولتمرد باشد و چه روشنفکر و چه... روشن است. آنان نیز باید با مردم ارتباط صمیمی و نزدیک برقرار کنند و با به کار گرفتن زبان و لحنی همه فهم، اعتماد مردم را به خود جلب و قلوب و افکار آنان را با خود همراه کند، به آنان آگاهی ببخشد و ایمان آنها را در خدمت آرمان‌ها و دستیابی به شرایط بهتر و زندگی مطلوب‌تر و انسانی‌تر به کار بگیرد و همت و اراده آنان را در مسیر خدمت و اصلاح و هدایت بسیج کند و... صد البته منتظر این هم باشد که از این سو و آن سو، به زبان‌ها و بهانه‌های مختلف و از طرف جناح‌های مخالف مردم که همگی در کوبیدن مصلحان راستین و تخطئه و هو کردن خادمان واقعی، هدف مشترک دارند، مورد تهاجم و تمسخر قرار بگیرد و... اما چون آن راهبران راستین و روشنفکران حقیقی که خود را وارث مصلحان و پیامبران می‌دانند، از جنس مردم و خاک نشین‌اند و برج عاج‌نشین نیستند. مظلومانه و شجاعانه تحمل کنند و در راه و مسیری که در پیش گرفته‌اند تزلزل و تردید به خود راه ندهند. اتفاقا یکی از ملاک‌های سنجش که آنان را در مسیری که در پیش گرفته‌اند، مطمئن می‌سازد، کسانی هستند که با آنان دوستی و دشمنی می‌کنند. اگر دوستان آنان «مردم» بودند و دشمنانشان مسخره‌چی‌ها و شبه‌روشنفکران و... باید در ادامه دادن مسیر ذره‌ای شک و تردید به خود راه ندهند.

4- از صفاتی که برای رئیس‌جمهور فعلی برمی‌شمارند و آن را از دلایل موفقیت او در انتخابات قلمداد می‌کنند، این است که او قبل از آن که وابسته به جناح یا گروه خاصی باشد، از «جنس مردم» است و با زبان آنها سخن می‌گوید و... جالب است که یکی از حربه‌های تبلیغاتی که از آغاز شکل‌گیری دولت‌ نهم و رئیس‌جمهور منتخب مردم - و اخیرا بیشتر - از سوی مغرضان و منتقدان بی‌انصاف به کار گرفته شده است، متهم کردن ایشان به عوامزدگی یا به قول فرنگی‌ها اظهارات و اقدامات پوپولیستی و عدم شناخت واقعیت‌های زمان و نیازهای واقعی مردم است. بر همین اساس است که نحوه سلوک و منش رئیس‌جمهور کنونی از نوع لباس پوشیدن گرفته تا نحوه حرف زدن و ادبیات به کار گرفته شده از سوی ایشان و... و حتی اقدامات او مثل سفرهای استانی و با مردم مناطق مختلف کشور از نزدیک ارتباط پیدا کردن و آشنا شدن و... مورد طعنه و تمسخر مغرضان و روشنفکر نمایان در اینجا و آنجا و در این و آن روزنامه زنجیره‌ای، آن هم با زبان و به اصطلاح امروزی و روشنفکری قرار می‌گیرد.

روشنفکرنمایی این جماعت بش از هر جا آنجا آشکار می‌شود که از ایجاد ارتباط با متن توده و قلب جامعه عاجزند و از سوی مردم تحویل گرفته نمی‌شوند، مردم حرف‌هایشان را نمی‌فهمند و با خود آنها احساس بیگانگی و دورافتادگی می‌کنند و... و همین در وجود آنان «عقده» و حسادت ایجاد کرده‌ است، تا آنجا که چون اسلافشان مدتی است به فحاشی و ناسزاگویی علیه مردم و خدمتگزاران مردم و روشنفکران راستینی که بر خلاف آنها جامعه را و مردم و درد مردم را می‌شناسند، روی‌ آورده‌اند. اینان نیز دقیقا همان انگ و تهمت‌های مختلف و از جمله در روزگار جاهلیت اولی ابوجهل‌های زمان که اتفاقا خود را خیلی هم روشنفکر و جهاندیده و زمان‌شناس می‌دانستند، به راهبران راستین خلق و توده‌های تشنه عدالت و مجذوب‌ سخنان آن بزرگواران نثار می‌کردند. اینان نیز مردم را به خاطر رأی و نظر و انتخابی که کرده‌اند، متهم می‌کنند به این که «نمی‌فهمند»، و مردمی بودن خدمتگزاران مردم را به اتخاذ سیاست‌های عوامفریبانه و عوامگرایانه نسبت می‌دهند و روشنفکران دردآشنا را می‌کوبند به این جرم که مطابق با سلیقه عوام حرف می‌زنند و... البته در  این که عوامفریبی همواره حربه‌ای بوده است در دست تشنگان ثروت و باندهای قدرت و صاحبان تزویر، بحثی نیست، اما قضاوت درباره این که چه کسی عوامفریب است و چه کسی خادم مردم، نباید از فهم و تشخیص مردم چنان که شبه روشنفکران منکر آنند، غافل شد و این اصل را که گذر زمان خیلی چیزها را ثابت می‌کند و خیلی پرده‌ها را کنار می‌زند و چهره خادم را از خائن مشخص می‌سازد، نباید منکر شد. تا اینجای کار هم مردم و زمانه تکلیف خیلی چیزها و خیلی جریانات و افراد از جمله مزدوران و شبه‌روشنفکران که همواره جاده‌صاف‌کن باندهای ثروت و قدرت و ماله‌کش خرابکاری‌ها و فسادهای آنان بوده را، معلوم و قضاوت خود را درباره آنها انجام داده‌اند. می‌ماند کسانی که هنوز فرصت عمل و امتحان پس دادن دارند، بحث دولت نهم و رئیس‌جمهور منتخب مردم بود.

رئیس‌جمهوری که منتخب مردم است و شعار عدالت و مبارزه با متکاثران و مترفان و باندهای قدرت و ثروت و در یک‌ کلام خدمت به جامعه و نوکری ‌مردم را - که از شعارهای اصلی انقلاب ‌اسلامی به‌ حساب می‌آیند و از دلایل ‌اصلی گرایش‌ و رای قاطعانه مردم به وی بود - محور برنامه‌ها و سیاست‌های خود اعلام کرده، رئیس‌جمهور و دولتی که حتی دشمن نیز با زدن انگ «پوپولیست» به آن در مردمگران بودن آن حرفی ندارد - و اگر حرفی هست بر سر نیت‌ها و انگیزه‌های سردادن این شعارها و اقدام‌هاست - نیز باید از فرصت در اختیار نهایت استفاده را ببرند و همچنان که طی این دو سال عمل کرده، با اقداماتی شجاعانه‌تر، مدبرانه‌تر و کارسازتر، در راه تحقق شعارها و اهداف خود که همانا خدمت به ملک و ملت انقلابی است، گام‌های محکم‌تر بردارند و... تا بار دیگر معلوم شود که خادمان راستین مردم چه کسانی هستند و عوامفریبان از مرحله پرت و قدرت‌طلبان انصاف‌ستیز، چه کسانی و در صف کدام جریان قرار دارند و مطمئن باشند که مردم خوب قضاوت می‌کنند و به قول آن معلم مهاجر، زمانه نیز مردان پاک را تنها نخواهد گذاشت و در برابر هجمه‌های ناجوانمردانه، از آنان دفاع و در مقابل انگ‌ها و تهمت‌های مغرضانه آنان را تبرئه و سربلند معرفی خواهد کرد.