سعدالله زارعی
«تغییر رویکرد در تلآویو یک ضرورت است.» این جمله مشترکی است که این روزها از متن گفتوگوهای سیاسی چهرههای مؤثر رژیم صهیونیستی شنیده میشود و عین همین کلمات در عبارات جرج بوش رئیسجمهور و رایس وزیر خارجه آمریکا وجود دارد و مطابق سند محرمانه هفتهنامه انگلیسی «ساندی تایمز» توی بلر (نخستوزیر) و استراو (وزیر خارجه انگلیس) هم آن را به مقامات آمریکایی و اسرائیلی گوشزد کردهاند.
تغییر رویکرد اسرائیل در مواجهه با حقوق تاریخی فلسطینیها برخلاف گذشته یک روند انتخابی نیست که گروهی آن را انتخاب کند و گروههای دیگر در مقابل آن بایستند. از این رو به طور همزمان آریل شارون از حزب لیکود جدا میشود و حزب «مسئولیت ملی» را برای تسهیل روند تغییر در سیاستها به وجود میآورد. در درون حزب در آستانه فروپاشی لیکود از «موفاز» به عنوان دبیر کل جدید سخن گفته میشود که بیش از شارون به عقبنشینی از سرزمینهای 1967 (1346) به بعد معتقد است. در همان حال در حزب کار «امیر پرتز» به دبیر کلی رسیده و سعی دارد با شعار مبارزه با فقر و فساد قدرت را به دست بگیرد. او ماهها بیش از این گفته است اسرائیل باید تا مرزهای قبل از 1346 عقبنشینی کند.
حزب لیکود که 30 سال پیش با شعار تحقق «اسرائیل بزرگ» به وجود آمد و در اکثر سالهای این دوره نخستوزیری را در اختیار داشته است، امروز فرو میپاشد چون آن رؤیا تمام شده است. در این چرخش سیاسی نیروهای جدیدی مثل پرتز و موفاز میداندار میشوند.
که برخلاف گذشته از کهنهکاران نظامی بودهاند و بر حل و فصل ساسی موضوع تاکید دارند.
واقعیت این است که تغیر کنونی محصول تغییر در شرایط منطقهای و بینالمللی است. همه انتخاباتی که طی 10 سال گذشته در کشورها «خاورمیانه اسلامی» برگزار شده است، مخالفان سیاستهای آمریکا رأی آوردهاند. انتخابات لبنان، فلسطین، مصر، عراق، افغانستان، جمهوری آذربایجان، کویت و ترکیه نمونههای این موضوع هستند و ایران اسلامی که جای خود دارد. از آـن سو کشورهای مهم عرصه بینالمللی که پیش از این قاطعانه از تداوم سیاست «اشغال و سرکوب» حمایت میکردهاند، آماج اعتراضات شدید مردم در سراسر دنیا شدهاند. این کشورها هم نمیتوانند با سیاست گذشته به حمایت از رژیم صهیونیستی بپردازند.
انتفاضه فلسطین بخصوص در دوره سوم که از تداوم پیوستگی بیشتری نسبت به دو انتفاضه دیگر برخوردار بوده است، جامعه صهیونیستی را از درون با مشکل جدی مواجه کرده و کاسه صبر آنان را لبریز کرده است. در این روند اسرائیل پوست میاندازد تا از مهلکه بگریزد اما آیا این تغییر سیاسی که در متن خود فقط به بخشی از حقوق فلسطینیها اذعان دارد، فلسطینیها را قانع خواهد کرد؟
آمریکاییها و اسرائیلیها همزمان با اتخاذ رویکرد جدید و تبلیغ آن، کشورهای عربی منطقه را تحت فشار قرار داده تا وارد معادله فلسطینی ـ اسرائیلی شوند و در عمل بخشی از یک روند را تشکیل دهند که در مسیر آن شعلههای انتفاضه خاموش شود.
تجربه تاریخی ما میگوید درک آمریکاییها و اسرائیلیها از واقعیات تجربیات خاورمیانه همواره، ناقض بوده و در مسیر خود شکستهای فراوانی را برای آنان رقم زده است. قدر مسلم، مردم فلسطین که این بسیار با «درک سالهای دهه 1350» فاصله گرفتهاند و برخلاف آن مقطع اسرائیل را شکستناپذیر نمیدانند، برای به دست گرفتن سرزمینهای که از 1346 به بعد به تصرف اسرائیل درآمده، نمیجنگند. آنان فلسطین را میخواهند نه فقط نوار غزه، کرانه باختری رود اردن و بیتالمقدس غربی.