تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۴۹۸۹۳

احمد تشکر
اعتراض جهانی علیه اقدامات نظامی و جنایت بار رژیم صهیونیستی و شکست های پی درپی سران این رژیم در جنوب لبنان و نوار غزه نقطه عطفی است در تاریخ معاصر که می رود تا در آینده ای نه چندان دور بنا به فرمایش امام عظیم الشأن انقلاب(ره) اسرائیل از صفحه روزگار محو شود. اینک این رژیم سخت در موضع انفعال قرار گرفته است برای سرپوش نهادن بر جنایات خود و انحراف اذهان عمومی نسبت به حساسیت جهانی در مورد داشتن هزاران کلاهک هسته ای اسرائیل و کشتار بی رحمانه ملت فلسطین دست به تاکتیک های سیاسی زده که آخرین آن معطوف به مواضع به حق ملت ایران از زبان رئیس جمهور کشورمان است. لکن مردم ایران و جهان اکنون دریافته اند که دیگر نمی توان ملت ها را در پشت پرده نیرنگ و حربه های ناکارآمد تجربه شده به سیاق گذشته در بی اطلاعی محض نگه داشت و به مشی تفرعنی به حیات خود ادامه داد. باید گفت هرچند صهیونیسم بین المللی از بدو تولد شوم خود داعیه سیطره جهانی را داشته و در مبانی ایدئولوژیکی خود بدان تصریح کرده ولی به خوبی می داند که نه تنها در شرایط ایجاد شده راه ورودش به این عرصه مسدود شده بلکه بقای این رژیم مورد تردید جدی کارشناسان بین المللی و از جمله حامیان او قرار دارد. از این رو نگارنده نیز به منظور افشای بخشی از مرام و ماهیت یهود صهیونی که خود منشأ شکل گیری رژیم اسرائیل است به مواردی از آن اشاره می‌کند.
از جمله اقدامات توسعه طلبانه صهیونیست ها تشکیل حزب مخفی «ماسونی» از بدو تشکیل رژیم اسرائیل تاکنون بوده است. به طوری که در کنفرانس مرتبط با این حزب تأکید شده: 1- حزب «ماسونی» نباید به یک دولت یا دو دولت اکتفا کند بلکه تمام دولت های جهان را باید تحت سیطره خود قرار دهد. برای رسیدن به این هدف در ابتدا لازم است دین و علماء دین را که یگانه دشمن ما هستند، نابود کنیم(1) «ماسونیسم» حزبی است مخفی که هدفش نشر افکار و عقاید خود با هدف چیره شدن بر جهان و جهانیان است(2) 2- برادران عزیز! علمای دین می خواهند بر امورات دنیوی ما نیز چیره شوند و این وظیفه ماست که تز آزادی مذهب را در اذهان مردم بگنجانیم و آنها را از دور علما پراکنده کنیم و دین را که یگانه دشمن بشریت است باید نابود کرد چون باعث جنگ ها، جدال ها، کشتارها و همه کشمکش های مردمی است! 3- برادران عزیز! تا می توانید قانون و مقرراتی جعل کنید تا این که مجالی برای دستورات و قوانین دین و مذهب باقی نماند. زیرا حاکمیت علمای دین را می توانیم از بین برده و کار دین و دین داران و مؤمنین را با خدا یکسره کنیم.(3) 4- افراد این حزب (ماسونی) نباید به هیچ دینی معتقد باشند(4) 5- ماسونیسم یگانه حزبی است که با ادیان، عقاید و مقدسات دینی سخت مبارزه می کند.(5) 6- هدف ما این است که دولت ها و ملت ها را بر پایه افکار خدا تأسیس کنیم(6) 7- هدف ماسونیسم برپایی نظام جمهوری لامذهب بودن در جهان است(7) 8- هدف تنها این نیست که بر متدینین غالب شویم بلکه هدف ما نابود ساختن آنهاست(8) 9- فراموش نکنید ما از دشمنان حقیقی ادیان هستیم.(9) 10- به زودی باید مؤمنین، دینداران و متدینین را اعدام کرد و بدین وسیله بر عقاید باطله آنها پیروز شد(10) 11- نتیجه جنگی که بر علیه دین آغاز کرده ایم جدایی دین از سیاست است(11) 12- انطباعات دوران کودکی هرگز فراموش نمی شود و باید افکار خود را در آن دوران به جوانان تزریق کنیم و آنها را دور از دین و خدا و مقدسات تربیت کنیم(12) گفته می شود «موشه دایان» نخست وزیر اسبق اسرائیل در جنگ «حزیران» در سال 1967 و در روز اشغال بیت المقدس، با خوشحالی اظهار می کند: «اینک راه ما به سوی مکه و مدینه گشوده شد!»(13)...
با این اوصاف و توضیحات آیا جای تردید باقی می ماند تا شعار محوری حذف رژیم غاصب اسرائیل از جغرافیای سیاسی زمین به یک اعتقاد قلبی و برنامه عملی و ملی در سراسر گیتی مبدل شود؟ از سوی دیگر علاوه بر تجاوزات آشکار و پنهان دولت صهیونیستی در سرزمین های تحت اشغال خود و طرح های توسعه طلبانه این رژیم از قبیل طرح افزایش جمعیت یهود و تسهیل در مهاجرت آنان از کشورهای دیگر به سرزمین فلسطین و اقدامات لازم برای کاهش جمعیت مسلمانان و حتی مسیحیان ساکن بیت المقدس از طریق اخذ مالیات های سنگین و تخریب خانه های آنان به عنوان اصلاح و توسعه معابر و شهرسازی، از بین بردن دهکده ها و شهرک های مسلمان نشین اطراف بیت المقدس و ازدیاد شهرک های یهودی نشین به جای آنها، قرار دادن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل و تهیه طرح و اجرای تخریب مسجدالاقصی و حرم شریف در نقشه های درازمدت آنان نیز حاکی از خوی برتری طلبی این قوم است. که نمادهایی از آن را در بعضی کتب و نوشته ها من جمله در کتاب حیرت انگیز «پروتکلهای حکمای یهود» می توان جستجو کرد.(14) برخی از این ادعاها به قرار زیر است: اخلاق و سیاست جمع نمی شوند. بنابراین حاکمی که خویش را مقید و پای بندی به دستورات اخلاقی می داند در واقع مغز سیاسی ندارد و هرگز حکومتش پایدار نمی ماند. حقوق ما در پس «قوه مخفی» است. در حقیقت «حق» یعنی آنچه در دست داری به من بده تا ثابت کنم من پرزورتر از تو هستم. حیا، عفت و ناموس را به وسیله قهرمانان، آموزگاران و کلاً آموزش و پرورش از مغزها بیرون آورید زیرا که این چیزها در اجتماع مفهومی ندارد، دروغ و سرنیزه و خدعه یگانه شعار ماست. (پروتکل شماره یک) از بین مردم افرادی کوتاه فکر و بی رأی را انتخاب خواهیم کرد تا هرچه به آنها دستور بدهیم بدون چون و چرا اجرا کنند. به خاطر داشته باشید ما بودیم که زمینه را برای داروین و مارکس و نیچه آماده ساختیم و به اصطلاح به آنها سروسامان دادیم. روزنامه یکی از بهترین و مهمترین وسیله نشر افکار ماست (پروتکل شماره 20) انقلاب فرانسه که آن را انقلاب کبیر می نامیم به دست ما انجام گرفت. اعلامیه حقوق بشر تراوشات یهود است. اسرار این اعلامیه برای ما خیلی روشن و واضح است زیرا ما آن را تنظیم کرده ایم. (پروتکل شماره 3) اجتماع در موقعی سعادتمند خواهد بود که به رهبری روحانیت گام بردارد ولی هرچه مردم از دین دور شده و به اصطلاح متمدن تر شوند به نفع ما خواهد بود. بدین سبب ما باید عقیده خداپرستی را از اذهان مردم بیرون کرده و آنها را به سوی مادیت سوق دهیم (پروتکل شماره 4) خداوند ما را نابغه های جهان خلق کرده است تا از عهده حکومت بر دنیا به خوبی برآییم. باید عقاید و آراء متضادی را در اجتماع ایجاد کنیم تا کسی نتواند حق را از باطل تمیز دهد و خلاصه دریچه فهم بر مردم بسته شود (پروتکل شماره 5) در اروپا و آسیا باید جنگ، فتنه و آشوب به پا کرد و این کار در حقیقت دو فایده دارد. یکی از بین رفتن آنها دیگری تسلط ما بر آنها (پروتکل شماره 7) هرگاه سوزن آزادی را در جسم مملکت فرو بریم درواقع او را مبتلا به وبا نموده و سبب هلاکتش را فراهم کرده ایم (پروتکل شماره 10) کتاب هایی با سبک شیوا و ارزان تألیف کرده و بدین وسیله افکار مسموم خود را به خورد مردم می دهیم (پروتکل شماره 12) در تمام کشورهای بزرگ ما عقاید دینی را ریشه کن خواهیم کرد و مطالب مسموم را به وسیله نویسندگان عالی مقام همان کشور به مردم تزریق می کنیم. (پروتکل شماره 14) پیروی از علما را ارتجاع و کهنه پرستی قلمداد خواهیم کرد، تا بدین وسیله از یگانه دشمنی که ممکن است در مقابل ما ایستادگی کند آسوده شویم زیرا دیگر مردم به دور آنها نخواهند رفت (پروتکل شماره 16)
چگونگی سیطره ما در یک جمله خلاصه می شود: تمام ملت های جهان «کودک» و یهود «مادر» آنهاست. (پروتکل شماره 15) «موسی مونتفیوری» صهیونیست معروف متوفی 1885 در توصیه نامه اش گفته است «برای صهیونیسم حرجی نیست که با اموال فراوان و استفاده از کلیه وسایل اهداف خویش را به ثبوت برساند. اکثر حکومت های جهان امروز خواسته یا ناخواسته آگاه و یا غیر آگاه در قبضه حکومت صهیونیزم قرار دارند. زیرا این حکومت تمام ارزش ها را به دست خود می گیرد و اقطار جهان چون شهری از املاک یهود است و جهانیان به مقداری مرهون خدمات یهودند که با هیچ قیمتی قادر به پرداخت و جبران آن نیستند. کلیه امور از تجارت و صناعت و دیپلماسی در دست حاکمیت صهیونیزم قرار دارد و این حکومت می تواند با مصادره اموال کلیه ملل را به انقیاد و اطاعت خویش درآورد» وزیر اوقاف اسرائیل نیز در یک کنفرانس مذهبی که در تاریخ 12/8/67 در قدس تشکیل شده بود اظهار می دارد «آزاد کردن بیت المقدس این فرصت را به ما دادکه کلیه اماکن مقدس مسیحیان و قسمتی از اماکن مسلمانان در زیر سلطه اسرائیل قرار گیرد. حال به خوبی می توان دریافت که طبع بی مقدار و خوی تجاوزکارانه این رژیم نه تنها هرگونه خردورزی و تصمیم گیری منطقی را از آنان سلب کرده است بلکه با تکیه بر استدلال های مالیخولیایی و تفکرات قرون وسطایی هم چنان بر طبل تئوری سیطره جهانی می کوبند. تأسف بارتر اینکه بعضی به اصطلاح رهبران مذهبی مسیحی و یهودی بازیچه سیاست های پوچ و بی اساس تاریخی شده اند و یا برای خوش خدمتی به اربابان خود دست به تحریف برخی کتاب های آسمانی مانند تورات و انجیل زده اند و به نام عقاید مذهبی آنها را به ذهن مردم القا کرده و می کنند. گفتنی است بعضی خاخام های یهودی طی سال های متمادی شرح و تفسیرهای خودسرانه و گوناگونی بر تورات نوشته اند که همه آنها را خاخام «بوخاس» در سال 1500 میلادی جمع آوری کرده و به اضافه چند کتاب دیگر که در سال های 230 و 500 میلادی نوشته شده بود به نام «تلمود» یعنی تعلیم دیانت و آداب یهود جمع آوری کرد و شاید بتوان ادعا کرد که مبانی سیاسی سران قبایل و طوایف قوم یهود متأثر از همین لاطائلات است که نهایتا منجر به گردهمایی یهودیان افراطی و تشکیل حکومت اسرائیل تحت حمایت برخی دولت های غربی مانند آمریکا و انگلیس در قرن گذشته شد. مطالب این کتاب بعضا آن قدر کفرآمیز و ضداخلاقی است که قلم از تحریر آن شرم دارد! لکن برای شاهد این مکتوب نمونه هایی چند ذکر می گردد. 1-هرگز خداوند از کارهای ابلهانه و غضب و دروغ برکنار نیست! 2-ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است زیرا ارواح یهود جزء خداوند است! همچنان که فرزند جزء پدرش می باشد، روح های یهود نزد خدا عزیزتر است زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است 3-نطفه غیریهودی مثل نطفه بقیه حیوانات است 4-بهشت مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آنها داخل آن نمی شود ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است 5-پیامبری به نام مسیح نیامده است و تا غیر یهودی منقرض نشود ظهور نخواهد کرد 6-بر یهود لازم است که املاک دیگران را خریداری کنند تا آنها صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد 7-پیش از آنکه یهود نفوذ و سلطه کامل خود را به دست آورند لازم است جنگ جهانی برپا و دو ثلث بشر نابود شود... و کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ماست و پیمان بستن با او یهودی را ملتزم به ادا نمی کند 8-کلیساهای نصاری که در آن سگ های آدم نما ]با عرض پوزش نویسنده از هموطنان عزیز مسیحی به منظور انعکاس اصل نوشته[ به صدا درمی آیند به منزله زباله خانه است 9-اسرائیلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است 10-اجانب (غیریهودی) مانند سگ هستند و برای آنها عیدی نیست زیرا عید برای اجنبی و سگ خلق نشده است 11-خانه های غیریهودی به منزله طویله است 12-اجانب دشمن خدا و مثل خنزیر و قتلشان مباح است 13-اجانب ( غیریهودیان) برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شده اند 14-هلاک کردن مسیحی ثواب دارد 15-تعدی کردن به ناموس غیر یهودی مانعی ندارد زیرا کفار مثل حیوانات هستند و حیوانات را زناشویی نیست 16-اگر یهود نبودند برکت از روی زمین برداشته می شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمی بارید 17-حیات و زندگی دیگران ملک یهود است چه رسد به اموال آنها 18-اگر یکی از اجانب را بکشیم مثل این است که در راه خدا قربانی کرده ایم 19-ما ملت برگزیده خداوند هستیم و لذا برای ما حیوانات انسانی خلق کرده است و برای آنکه ما بتوانیم از آنها سواری بگیریم ما را در دنیا متفرق کرده است. متأسفانه می توان گفت تمام این تعلیمات در تجاوزات سال های گذشته صهیونیست ها بر مردم مسلمان و حتی مسیحیان فلسطین و لبنان عملی شد و مجامع بین المللی و مسیحیان و مسلمانان جهان در هاله ای از سکوت، شاهد و ناظر این اعمال ننگین هستند و اکثر دولت ها حداکثر در حد صدور بیانیه و محکوم کردن لفظی این جنایات اکتفا کرده اند! گرچه طی چند سال اخیر بیداری عمومی در میان ملت ها رخ کرده است که همین حرکت های توده های انسانی رژیم اشغالگر فلسطین و حامیانش را به وحشت انداخته و از همین رو سران این رژیم را به واکنش واداشته است و اینک بیشتر از گذشته به مفهوم سخن حکیمانه حضرت امام خمینی(ره) پی می بریم که چرا فرمود: اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود. بدون تردید یهودیان هموطن ما در ایران و سراسر جهان مبرا و منزه از نوع اندیشه تحریف شده ای هستند که بدان اشاره رفت. چنانکه حضور در صحنه های مختلف آنها و همراهی شان با دیگر شهروندان ایرانی در دفاع از کیان انقلاب اسلامی و کشور مؤید این ادعاست.