محمدحسین باقی
سرانجام انتخابات پاکستان برگزار و حزب طرفدار مشرف پذیرای شکست شد. این بدین معناست که حزب مسلم لیگ (شاخه قائداعظم) از این پس نه در قامت حزب حاکم که در جامه اپوزیسیون به ایفای نقش میپردازد. حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) بسیار اصرار میورزد که مشرف از قدرت کناره گیرد. هرچند که رقابت یا به بیانی بهتر کینهای دیرینه میان شریف و مشرف حاکم است، اما اصرار و پافشاری بر کنارهگیری مشرف البته میتواند تبعاتی در پی داشته باشد، چرا که این مشرف بود که نوازشریف را از قدرت خلع و روانه تبعید به عربستان کرد و در نهایت با فشار ایالات متحده و همکاری عربستان، شریف دوباره به پاکستان بازگشت. نباید از نظر دور داشت که مشرف علاوه بر نفوذ در ساختار ارتش همچنان به عنوان یکی از متحدان غرب به حساب میآید و از پشتیبانی ایالات متحده برخوردار است. بیتوجهی شریف به واقعیات ساخت قدرت میتواند دولت آتی را به مثابه «دولتی مستعجل» و ائتلاف او با حزب مردم را «ائتلافی شکننده» سازد. به این معنا که پافشاری زیاد به حذف مشرف میتواند ارتش را وارد معرکه سازد.
ارتشی که در تاریخ 60 ساله پاکستان همواره یکی از پایههای قدرت در این کشور بوده است و کنارهگیری مشرف از فرماندهی ارتش را نمیتوان حمل بر این کرد که ارتش دیگر نقشی در تحولات پاکستان ندارد. اعتزاز احسن، یک وکیل معروف حقوق بشری، میگوید: «مشرف باید آماده واگذاری قدرت شده و به ترکیه بازگردد». مشرف بخشی از دوران کودکی خود را در ترکیه گذرانده بود. به هر روی حضور ارتش در کارزار مبارزات سیاسی میتواند دموکراسی «نیمبند» در پاکستان را با خطر مواجه سازد. از سوی دیگر به رغم اختلافاتی ریشهدار میان دو رقیب دیرین یعنی شریف ـ زرداری اما در نبود کاندیداهای مستقل و مردمی، رای مردم به این دو نامزد رای از سر ناچاری بود، چرا که آصفعلی زرداری یک زمیندار بزرگ و یک مرتشی سابقهدار است که نه با پشتوانه مردمی، بلکه با توسل به محبوبیت همسرش بوتو توانست رای مردم را کسب کند. رای مردم به او لزوما نه به معنای رای به محبوبیت زرداری بلکه رای به بوتو و به نوعی قدردانی از او بود که آرای مردم را به سوی زرداری روانه کرد. همچنین شریف نیز از این قاعده مستثنا نیست چرا که تبعیدیای است که در نهایت با زدوبندهای پنهانی میان عربستان، پاکستان و آمریکا به کشور بازگشت. در واقع ائتلاف زرداری ـ شریف نه ائتلافی پایدار که ائتلافی شکننده است و بنا به نظر کارشناسان و تحلیلگران پاکستانی سه حالت پیش روست:
1ـ حزب مردم و حزب نواز دست به ائتلاف (هر چند شکننده) میزنند که در بلندمدت این ائتلاف شکننده میتواند سببساز تقویت جریان پرویز مشرف و در نهایت باعث فروپاشی ائتلاف شود.
2ـ سعی در ائتلاف با احزاب کوچکتر دیگر همچون حزب عوامی ملی، متحده عمل و... دارند تا بتوانند موفق به کسب دو سوم آرا شوند.
3ـ احتمال اندک اینکه حزب زرداری و حزب نواز به رقابت با یکدیگر پرداخته و احتمال ائتلاف یکی با حزب مشرف برای کنار زدن دیگری نیز میرود.
نکته مهم دیگر در انتخابات اخیر پاکستان شکست مطلق احزاب اسلامی بود. مجلس متحده عمل (MMA) متحد اصلی احزاب اسلامی تنها موفق به کسب سه کرسی در پارلمان ملی شدند. در سال 2002 متحده امل 63 کرسی در پارلمان کسب کرد. جماعت علمای اسلامی (مولانا فضلالرحمان) نیز در حوزه انتخاباتی خود بازنده شد. انتظار میرفت که اسلامگرایان در شمالغرب پاکستان (جایی که نیروهای پاکستانی در حال نبرد با طالبان و القاعده هستند) آرای بیشتری کسب کنند که در آن مناطق نیز ریشسفیدان قوم مانع حضور بسیاری از زنان در انتخابات و لذا موفق به کسب کمتر از 5 درصد آرا شدند. با تمام این احوال باید دید پس از فروکش کردن گردوغبار انتخاباتی در پاکستان، نتیجه آرا مردم را به کجا خواهد برد؟