تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۴۹۹۵۷

در ژوئن 2005 (خرداد 84) اصلاحاتی در روند پرونده هسته‌ای ایران به وجود آمد.
در چنان وضعتی، ‌برداشتن گام نخست،‌ طراحی و به این ترتیب، یک "بازی جدید" و "متفاوت از بازی پیشین دو ساله" آغاز شد. اروپایی‌ها که بارها سخن از مختومه شدن پرودنه ایران رانده بودند، باید واقعیت‌های جدیدی را از طرف مقابل می‌دیدند. بر این اساس بود که نامه ایران به آژانس بین‌االمللی انرژی اتمی ارسال و در آن، ‌خبر از آغاز به کار دوباره مجتمع "UCF" اصفهان داده شد.
غربی‌ها برآشفتند، ‌آشفتگی آنان، به خاطر آغاز به کار "UCF" نبود، چرا که اساسا فعالیت این مجتمع در تعریف غنی‌سازی نمی‌گنجید، بلکه نگرانی آنان، از تغییر اساسی رویکرد ایران به پرونده بود و خبر از آن می‌داد که ادامه مسیر برای اروپایی‌ها به سادگی سال پیش از آن نخواهد بود، ‌به ویژه آن که در پس دو سال وعده دست اروپایی‌ها برای ایرانیان درو شده بود و حنایشان دیگر رنگی نداشت.
بنابراین آنان،‌ واکنش به تصمیم ایران نشان دادند و تصریح کردند که آغاز فعالیت "UCF" به معنای پایان مذاکرات و ارجاع پرونده به شورای امنیت خواهد بود. ولی ایران تصمیم قاطعانه خود را گرفته بود.
گام نخست: سرانجام در برزخ دولت خاتمی و دولت احمدی‌نژاد،‌ آن "تصمیم بزرگ" عملی شد و در دهم مرداد، مجتمع "UCF" اصفهان، کار خود را آغاز کرد. پس از آن،‌ کشورهای غربی در نشست شورای حکام، پای شورای امنیت را به میان کشیدند و در قطعنامه پیشنهادی خود، مدعی شدند که رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران، نیازمند صلاحیت‌هایی فراتر از صلاحیت‌های شورای حکام است و به این ترتیب، خطر شورای امنیت را روشن‌تر از هر زمان دیگری به رخ ایران کشیدند.
اما مقاومت ایران باعث عقب‌نشینی اروپایی‌ها شد. ‌آنان که در ابتدا، ادامه مذاکرات را بسته به تعلیق دوباره "UCF" کرده بودند، پس از مدتی کوتاه آمدند و سخن از مذاکرات بی‌قید و شرط به میان آوردند. البته هرچند اروپایی‌ها واکنش‌های تندی نسبت به تصمیم ایران داشتند، اما اگر می‌توانستند تصمیم ایران را در بازگشایی "UCF" محدود کنند، باز هم پیروز میدان بودند، زیرا "UCF" همان‌گونه که گفته شد ـ بخشی از غنی‌سازی به شمار نمی‌رود.
گام دوم: ایران در مسیر باز پس‌گیری برگ برنده‌هایش قرار گرفته بود و این بار، لازم بود، امتیاز دیگری که داده شده بود، بازگردانده شود؛ بنابراین، ‌با اطلاع قبلی به آژانس و با حضور بازرسان آن، فعالیت‌های تحقیقاتی ایران نیز پس از وقفه‌ای طولانی، از سرگرفته شد، ‌این تصمیم،‌ برای غرب،‌یک پیام بسیار مهم داشت: "بازی واقعا عوض شده است و تصمیم به بازگشایی "UCF" قطعا یک اتفاق نبود." روشن بود که از سرگیری تحقیقات، نمی‌توانسته است خطری برای امنیت جهانی باشد و این را اروپایی‌های دارای صنعت هسته‌ای نیز به خوبی می‌دانستند،‌ ولی ترس آنان، از این بود که ایران، به این روند ادامه دهد.
بنابراین،‌ این بار نیز علیه این "حق" ایرانیان موضع گرفتند و خواستار تعلیق تحقیقات دانشگاهی شدند. آنان برای این که جلوی حرکت جدید ایرانیان را بگیرند، حتی تا ماه آینه میلادی هم صبر نکردند تا پرونده ایران را در اجلاس آتی شورای حکام بررسی کنند، بلکه خواستار تشکیل جلسه اضطراری شورا شدند و طی آن، پس از رایزنی‌های فراوان، ‌توانستند گزارش فعالیت‌های هسته‌ای ایران به شورای امنیت" را به تصویب شورا برسانند.
در عین حال، کشورهای "5+1" (اعضای شورای امنیت و آلمان) که در نشست لندن، دستور جلسه شورای حکام را تعیین کرده بودند،‌ اعلام داشتند که این گزارش، صرفا "‌جهت اطلاع" به شورای امنیت می‌رود و این شورا تا فوریه، هیچ اقدامی در این باره نخواهد کرد تا گزارش بعدی شورای حکام را درباره رفتار ایران دریافت کند. این اقدام،‌ تندترین رویکرد نسبت به پرونده هسته‌ای تاکنون بوده است و اروپا و آمریکا، ‌امیدوارند با فرستادن یک گزارش به شورای امنیت،‌ ایران نه تنها گام سوم را برندارد، بلکه از پیشروی‌های خود نیز عدول کند و به نقطه صفر بازگردد.
تجربه سی‌ماه گذشته، نشان داده است که آمریکا و اروپا مرزی برای کوتاه آمدن‌های ایران نمی‌شناسند و اگر همین امروز هم ایران بپذیرد گام‌های پیش گذاشته‌اش را پس بکشد، باز هم موتور بهانه‌ تراشی‌های آنان،‌خاموش نخواهد شد. چه آن که ارجاع یا عدم ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت اساسا هیچ ارتباط واقعی با رفتار ایران در پرونده هسته‌ایش ندارد و صرفا تابعی از منافع کشورهای غربی و صاحبان حق و توست بدیهی است اگر قرار است امتیازی بگیریم، ‌باید امتیازی بدهیم و بالعکس، ‌لذا لازم است برگ برنده‌هایی در دست داشته باشیم؛ بنابراین در اوضاع کنونی و در آینده حساسی که پیش رو داریم،‌ هیچ چیزی به اندازه برگ‌های برنده یاری‌مان نخواهد کرد.
در ماه‌های آینده و در دیپلماسی‌های پیدا و پنهان آتی، هیچ‌کس به خاطر این که ما" پسران خوبی هستیم و از غرب تمکین می‌کنیم، به ما امتیاز نخواهد داد، بلکه بر اساس برگ‌های برنده‌ای که داریم، با ما تعامل خواهند کرد. بنابراین، ‌انفعال از گزارش پرونده به شورای امنیت،‌ دقیقا همان چیزی است که طراحان قطعنامه‌ای اخیر شورای حکام، درصدد آنند. در مقابل "زهر" باید "پادزهر" تولید کرد و این یک "قانون مستحکم و همیشگی" است. از سرگیری پروسه غنی‌سازی که البته با توجه به مقتضیات فنی، اداری و مالی می‌تواند تا حدی، زمان برهم باشد، می‌تواند طرح‌ها و نقشه‌های جبهه ضد ایرانی را با چالش‌های جدی روبه‌رو سازد.
همچنین، ‌غربی‌ها روی بازرسی‌های سرزده از تاسیسات هسته‌ای و غیر‌هسته‌ای ایران،‌حساب ویژه‌ای بازکرد‌ه‌اند. لغو همکاری‌های داوطلبانه با آژانس و بسنده کردن به تعاملات متعارف در حد "UCF" همانند دیگر کشورها نیز اقدام مناسب دیگری برای مقابله با تندروی غربی‌ها و ارسال یک پیام واضع به آنهاست.
بی‌گمان،‌ غربی‌ها نمی‌خواهند، ‌وارد یک بازی پر‌هزینه و یا آینده‌ای نامعلوم شوند؛ بنابراین، پیامی که در این مقطع از ایران به غرب باید مخابره شود،‌ باید به روشنی، حامل این گزاره باشد که ادامه تندروی‌های غرب، هرچند می‌تواند برای ایران هزینه‌زا باشد،‌ ولی ایران،‌تنها کشوری نخواهد بود که این هزینه‌ها را می‌پردازد؛ بنابراین،‌بهتر است به مشی میانه روانه و منطبق با بازی برد ـ برد بازگردند،‌ زیرا این ماجرا،‌ یا به "باخت ـ باخت" منتهی می‌شود و یا به "برد ـ برد" و حالت سومی وجود ندارد که بنا بر آن،‌غربی‌ها به باخت ایران و برد خود دلخوش کنند.