تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۴۹۹۸۲

خلیل منصوری
انسان همواره در برابر نیروهای فراطبیعی واکنش های متفاوتی از خود بروز می دهد. یکی از این واکنش ها درباره ترس از مرگ و نیروهایی است که به نظر او ارواح پست و خبیث است، مشهورترین واکنش انسان به صورت انجام قربانی است. از این رو انسان از روزگار کهن به مناسک و اعمالی چون قربانی برای مهار و ارتباط با نیروهای فراطبیعی دست می‌زد.
رسم قربانی از کهن ترین زمان های تاریخ در تمامی اقوام، فرهنگ ها و تمدن ها رایج بوده است. این سنت گاه به صورت اهدای قربانی های خونین و گاه به صورت قربانی های دسته جمعی انسانی و حیوانی و گاه دیگر به صورت هدایای غیر حیوانی از گیاه و سنگ های قیمتی مرسوم بوده است. اشکال متفاوت این عمل درگذشته غیر عقلانی تر بوده و کم کم در طول تاریخ صورت عقلانی تری به خود گرفته است.
نمادسازی را می توان سیر تحول و تکامل ساختاری در نحوه ارتباط با نیروهای فراطبیعی دانست. این شیوه عقلانی گاه متأثر از ادیان الهی به ویژه ابراهیمی آن است. در واکنش نمادسازی به جای انسان، موجودات دیگری قربانی می گردند تا نمایان گر خونریزی باشند که باید در راه نیروهای ماورای طبیعی ریخته می شدند. در برخی از اقوام نمادسازی به گونه ای است که آدمک مومی به عنوان نمادی از قربانی به آتش کشیده می شود، مانند کاری که ما برای بیان یک حادثه رانندگی به وسیله ماشین های اسباب بازی و آدمک ها انجام می دهیم. نمادسازی برای قربانی در اقوام متأخرتر و در شکل عقلانی تر خود به صورت کشتن حیوانات خود را نشان می‌دهد.
قربانی در حقیقت آیینی است که برای ارتباط میان انسان و ماورای طبیعت صورت می گیرد. این رابطه ممکن است برای کسب قدرت معنوی و شرکت در اولوهیت یا در جهت رفع نقایص و ضعف های انسان صورت بگیرد. در تمامی مراسم قربانی و مناسک آن ما با این رفتار و واکنش انسانی رو به رو هستیم که قربانی مورد احترام به شکل تابو مورد توجه انسان است. به این معنا که چیز قربانی شده دارای حرمت و احترام ویژه ای است.
بنابراین قربانی پیشکش شده نباید خورده شود. در برخی از ادیان برای دوری و پرهیز از بی احترامی به قربانی و اینکه خورده شود آن را می سوزانند. قربانی در اصطلاح گرفتن زندگانی موجود زنده چه از انسان، حیوان یا گیاه است که از راه کشتن یا سوزاندن یا دفن کردن یا خوردن به منظورر تقرب به خدایان و جلب نظر نیروهای ماورای طبیعی صورت می‌گیرد.(1)
واژه قربانی در عربی از کلمه قرب به معنای نزدیکی است. این لفظ می رساند که در همه قربانی ها نزدیکی جستن به خدا یا خدایان یا نیروهای ماورای طبیعی منظور بوده است. همین واژه در زبان های اروپایی (که متأثر از فرهنگ یهودی ـ مسیحی هستند) از واژه(Sacrifice) به معنای مقدس ساختن استفاده می‌شود. به نظر ایشان چیز قربانی شده به وسیله آیین و مناسک خاصی ابعاد تقدس و حرمت به خود می گیرد و این تقدس به معنای دوری و پرهیز از استفاده های معمولی از آن چیز است.
به هر حال در همه ادیان قربانی شدن برای خدایان جنبه ای از تقدس احترام و تابو برخوردار است که بدین وسیله قربانی کننده می کوشد تا توجه و محبت نیروهای ماورای طبیعی را به خود جلب نماید.
منشأ قربانی: برخی از مردم شناسان و پژوهشگران به ویژه فیلسوفان ادیان و جامعه شناسان براین عقیده اند که قربانی را باید در رسوم برخی از ملت های کهن دانست که هدایای خوراکی و نوشیدنی را همراه مرده دفن می کردند. به اعتقاد ایشان با گذشت زمان ارواح نیاکان مورد احترام بیشتری واقع می شدند تا آنجا که حتی به مقام الوهیت نیز ارتقا می یافتند و به دنبال آن خوراکی و سایر قربانی ها به مردگان به طبع به عنوان هدایا و پیش کشی برای خدایان بدل می‌گردید.
برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند که بسیاری از اقوام خدا را ذات قادر مطلق حاضر و ناظر در همه جا نمی دانستند و معتقد بودند که یک رشته شباهت هایی میان آدمیزاد و جانوران و گیاهان و نیز اشیای بی جان دیگر وجود دارد که این ارتباط از طریق قربانی تقویت می گردد. قربانی دادن بخشی از مناسکی در جهت نزدیکی به طبیعت و ارتباط با آن تلقی می شد. به بیان وی مفهوم ابتدایی قربانی عبارت از هدیه ای بود که به خدایان و نیروهای طبیعت تقدیم می شد تا موجبات آشتی میان قربانی دهنده و آن نیروها فراهم گردد.(2)
به نظر می رسد که انسان میان خود و جانوران ارتباط نزدیکتری را احساس می کرد، از این رو به جای قربانی کردن انسان حیوانات را به قربانگاه می برد تا به نحوی نشان دهد که میان آنها و جانوران قرابتی وجود دارد که با کشتن جانور در حقیقت انسانی را ذبح نموده و به خدا هدیه نموده است. در برخی از اقوام این ارتباط میان انسان و حیوان ملحوظ شده به گونه ای که میان خدا و جانوران قرابت خونی وجود دارد؛ از این رو ذبح حیوان مقدس با تشریفات خاص در حقیقت احترام گذاشتن به خدایان است و خوردن گوشت قربانی به صورت تقویت رابطه میان انسان و خدا قلمداد می‌شود.
فاجعه قربانی کردن انسان‌ها
از زمان خلقت حضرت آدم(ع) موضوع قربانی کردن وجود داشته است و به خلاف مطالب یهودیان، اختلاف هابیل و قابلی فقط بر سر قربانی کردن رخ داد؛ قربانی هابیل را خداوند قبول کرد و قربانی قابیل مورد قبول خدا واقع نشد. در آن زمان، اگر قربانی مورد قبول واقع می شد نشانه ویژه ای به همراه داشت. همین موضوع موجب حسد به هابیل شد که در نهایت، به کشته شدن او منجر گشت. بعدها مراسم قربانی کردن در طول حیات بشری انحرافات زیادی پیدا کرد؛ به گونه ای که حتی قربانی کردن به انسان ها نیز تسری یافت که برخی از آن ها بیشتر به افسانه شبیه است. تنها برای روشن شدن گوشه کوچکی از این انحراف بزرگ، به چند مورد اشاره می‌شود:
«در بین سامی های آسیای غربی، پادشاه در مواقعی که مملکت در معرض خطری بود، پسر خود را فدای قوم خویش می کرد. وقتی پادشاه «موآب» (Moab)(3) مورد هجوم اسرائیلیان قرار گرفت و حلقه محاصره تنگ شد، دستور داد پیکر پسر ارشدش را، که قرار بود جانشین وی شود، در قربانگاه شهر ـ به عنوان فدیه ای به حضور خدایان بسوزانند.»(4)
در حالی که قربانی های پیشین فقط شامل پسران ارشد می شد، به تدریج نوبت به کودکان رسید؛ برای تسکین دل خدایان و شیاطین، آنها را می کشتند و می سوزاندند. در چنین شرایطی است که رب النوع جنگ به عنوان حریص ترین خدایی که بیش از همه قربانی می طلبد، وارد صحنه می شود. در حالی که مثال مزبور قربانی انفرادی بود، قربانی گروهی نیز رسم رایجی بود:
«هنگامی که اهالی کارتاژ(Carthage)(5) مورد هجوم آگاتوکلز (Agathocles)(6) قرار گرفتند و شکست خوردند، مصایب خود را به خشم و قهر منتسب کردند؛ زیرا در ایام پیشین، راه و رسم ایشان چنین بود که اولا خود را قربانی او کنند، ولی بعدا تغییر روش دادند و عادتشان بر این جاری شد که دیگران را خریداری کنند و آنها را برای قربانی شدن پرورش دهند.
چنین بود که برای تسکین قهر خدایی، که بر ایشان غضب کرده بود، دویست طفل از زبده ترین خانواده های مملکت را برای قربانی گرد آوردند و سیصد طفل دیگر نیز، که خودشان داوطلب مرگ شدند، بر غلظت ماجرا افزودند و آن ها یکایک بر دست های لغزنده پیکره برنجین بت قرار گرفتند و از آن جا یکسره به گودالی از آتش سرنگون شدند و بدین سان، قربانی راه وطن گردیدند.
رسم قربانی انسانی اندکی پیش از آن که به زوال گراید، به اوج شدت خود رسید. حتی اطفال مؤنث به گودال آتشین افکنده می شدند. در قاره آمریکا نیز قربانی های بی رحمانه ای در اقوام گوناگون صورت می گرفت. این موضوع حتی در اقوام پیشرفته ای همچون آزتک ها(7)(Aztec) و اینکاهای(8)(Inca) کشور پرو مشهود بود. «کیش و آیین قربانی کردن بچه ها در پرو ـ مکزیکوی قدم- رواج عظیمی داشته است. قبایل کیتو در دوران ماقبل اینکا هر بچه ای را که اول به دنیا می آمد، قربانی می کردند. در پرو ادعا شده است که با تشکیل حکومت و روی کار آمدن هر اینکای جدید، تا هزار طفل قربانی می شدند.(9)
هومر و اسمیت در همین باره می نویسند: اعتقاد بر این است که قربانی کردن انسان ها با آزتک ها به کامل ترین مرحله تکامل خود رسید. کورتز (Cortez) از وجود پنج هزار جمجمه در معبد بزرگ خبر داد و پرسکوت (Prescott) تخمین زده که رقم سالانه قربانیان در سراسر این امپراتوری از بیست هزار تجاوز می کرده است.
وی ای.تامس فقط چند سال بعد، جریان یک قربانی دسته جمعی را به شرح ذیل روایت کرده است:
«هنگامی که معبد بزرگ (Huilsilopochtli) در 1486 وقف قربانی شد، صف طویل قربانیان بالغ بر پنج کیلومتر می شد، در این کشتار وحشتناک بالغ بر هفتاد هزار موجود بشری قربانی خدایان شد!»(10)
با گذشت زمان و متمدن تر و با فرهنگ تر شدن مردم، این قبیل کشتارها و قربانی های وحشتناک پایان یافت، به گونه ای که امروزه این گونه مراسم فاجعه بار را تنها باید در کتب تاریخی جست‌وجو کرد.
آیین قربانی در شریعت یهود
شریعت یهود را به حق می توان سرآمد شرایع الهی در اجرای آداب و رسوم دینی، به خصوص سنت قربانی، دانست. این سنت نزد قوم عبری یکی از عبادات مهم به شمار می رفت. آداب و رسوم قربانی در کتب مذهبی یهود، در فصل قداشیم (مقدسات) مطرح است؛ زیرا قربانی برای یهود در شمار مقدس ترین خدمات به شمار می رفته، پیروان یهود طی مناسکی ویژه، برای توبه و اعتراف و تقدیس و کفاره و شکر، به انجام قربانی های خونی و غیرخونی، در مذبح های خصوصی یا در معبد کوچک بالای تپه ها مبادرت می ورزیدند.(11)
در آیینه یهود قربانی های مختلفی وجود دارد از آن جمله قربانی های سوزاندنی، قربانی های پیشکشی، قربانی های جنباندنی، افراشتنی و قربانی خطا و گناه.
.1 قربانی های سوزاندنی برای کفاره گناهان بود که می بایست نرینه بی عیب گاو و یا گوسفندان را در نهایت رغبت و میل قربانی کنند.(12) یهودیان به این نوع قربانی «اولاه» به معنای آنچه که بالا می رود گویند؛ زیرا با سوختن آن، دودش به مشام یهوه می رسد. آن ها به دود قربانی «رایحه آرام بخش» می گویند.(13)
2- پیشکشی ها که شامل آرد و روغن و زیتون و کندر بود که قدری از آرد و روغن و تمام کندر را بر قربان گاه گذارده، می افروختند.
3- جنباندنی ها نوبر محصولات زمینی بود که در عید «فصح» تقدیم یهوه می‌شد.
4- هدیه افراشتن که از محصولات بعد از درو بود.
5- قربانی سلامتی برای تقدیس خداوند بود که می بایست از حیوانات و محصولات کشاورزی تقدیم می‌شد.
6- قربانی های خطا و گناه، که برای کفاره به عمل می آمد و به جا آوردن آن برای زدودن گناه شخصی یا غیرعمدی، به عهده کاهن بود؛ شخص خطاکاری دست خود را بر سربزی می گذارد، به گناه خود اعتراف می نمود، آن گاه حیوان را به دست کسی داده، آن را در دشت برده، قربانی می‌کرد.
از دیگر تقسیم بندی هایی که برخی از محققان، از قربانی یهودی نموده اند، تقسیم بندی قربانی ها به خونی و غیرخونی است. طبق این تقسیم بندی، قربانی خونی شامل حیوانات اهلی مانند گاو و گوسفند و کبوتر می شد و قربانی غیرخونی از نوبر میوه های فصل و شراب و زیتون و آرد تشکیل می گردید.(14) نزد کنعانیان نیز قربانی انواع گوناگونی داشت.
از آن جا که برخی از اسباط یهود، که به زندگانی کشاورزی و فلاحتی پرداخته بودند. متأثر از قربانی های کنعانی گشتند، از این رو، ذکر آن موارد در این جا مناسبت ندارد. نزد کنعانیان، دو نوع قربانی متداول بوده: یکی عبارت بود از اهدای هدایا مانند نوبر گله ها (15) و نوبر میوه ها؛ و دیگری مراسم «عشاء ربانی»(16) (COMMUNION)
همان گونه که از تقسیم بندی پیشین برمی آید، می توان دریافت که قوم یهود نیز همچون بسیاری از اقوام و ادیان دیگر به پیشکشهای گیاهی، جانوری و انسانی به درگاه یهود عقیده داشتند.
قربانی گاو سرخ: از دیگر قربانی های مهم نزد یهود قربانی گاو به درگاه یهوه بود. پس مراسم قربانی این حیوان از این قرار است که پس از کشتن گاو در محلی بیرون از معبد، کاهن انگشت خود را در خون قربانی فرو می کرد و آن را هفت مرتبه به سوی پیشگاه خیمه اجتماع می پاشید. پس از این مرحله، پوست و گوشت و خون گاو با سرگین او سوزانده می شد.(17) و خاکستر آن توسط شخصی طاهر جمع آوری و با آب مخلوط می گردید و در جایی پاک نگه داری می شد تا جماعت بنی اسرائیل از آن آب به عنوان آب تنزیه برای تطهیر استفاده کنند.
این قربانی زمانی صورت می گرفت که کسی در خیمه گاه یا بیرون از آن می مرد. در این مواقع هر که مرده آدمی را لمس کرده بود به مدت هفت روز نجس می شد و برای تطهیر لازم بود خود را با آب تنزیه بشوید.
قربانی های انسانی: در تاریخ قوم بنی اسرائیل افزون بر قربانی حیوانات و محصولات زمینی از قربانی انسان نیز نشانه هایی در دست است. روایت حضرت ابراهیم(ع) و فرمان قربانی اسحاق از دیدگاه یهودیان نشان دهنده رواج رسم قربانی انسان میان قوم بنی اسرائیل است. داستان از این قرار است که خداوند حضرت ابراهیم را فرمان داد تا فرزندش اسحاق را قربانی کند. حضرت ابراهیم نیز علی رغم علاقه وافر به پسر، به فرمان خداوند سرتسلیم فرود آورد و آماده قربانی شد ولی در آخرین لحظات به هنگام قربانی گوسفندی نزد حضرت ابراهیم(ع) حاضر شد تا جانشین قربانی اسحاق گردد.
آن چه به نظر می رسد این است که قربانی انسان در میان ادیان و مردمان عصر حضرت ابراهیم رواج داشته است و آن حضرت بدین شیوه قربانی کردن حیوان و ریختن خون آن را به جای کشتن انسان قرار داد تا این رسم غیراخلاقی و ضدانسانی از میان رود. یهودیان نیز رسم جایگزین را پذیرفته و در شریعت خود به کار بستند. آنان به یاد می آورند که حضرت ابراهیم(ع) به فرمان خداوند گوسفندی را جایگزین ذبح انسان نمود.
در روایتی از آن حضرت نقل شده است که فرمود: اگر مردم دیگر نتوانند چنان قربانی هایی بیاورند چه خواهد شد و خداوند به او گفت بگذار تا آنان آن را در برابر من بخوانند آن گاه قربانی به عهده من خواهد بود. اینگونه اظهارات بیانگر جایگزینی دعا و نماز به جای قربانی است. صدقه دادن و روزه گرفتن از دیگر عباداتی است که یهودیان آن را در عوض قربانی انجام می‌دهند.
قربانی در اسلام
در شریعت اسلام، قربانی رسمی متداول است. انگیزه شارع اسلام با انگیزه بسیاری از ادیان و اقوام دیگر متفاوت است. اسلام اعتقاد بسیاری از ادیان و اقوام، به ویژه دین یهود، که غرض از ذبح و سوزاندن را تقدیس خون قربانی و رسیدن بوی حاصل از آن به مشام خدا می داند، را نمی پسندد. قربانی کردن در اسلام قبل از هر چیز به خاطر یاد خدا مورد توجه است.
با ذکر نام خدا که هدف نهایی قربانی و قرب و نزدیکی به اوست، مرز ایمان و شرک مشخص می گردد. در آیه 28 سوره حج از قربانی با کنایه اسم خداوند یاد شده است. «و یذکروا اسم الله فی ایام معلو مت علی مارزقهم من بهیمه الانعم فکلوا منها و اطعموا البابس الفقیر؛ و نام خدا را در ایام معین یاد کنید که ما آن ها را از حیوانات چهار پا روزی داده ایم تا از آن تناول کرده و فقیران بیچاره را نیز خوراک دهند.»
غرض اصلی در آنچه که به وسیله آن تقرب به خدا حاصل می شود ذکر نام خداوند است نه صرف قربانی کردن. خداوند درباره قربانی می فرماید:«و لکل امه جعلنا منسکا لیذ کروا اسم الله علی ما رزقهم من بهیمه الانعم فالهکم اله و حد فله اسلموا و بشر المخبتین؛ ما برای هر امتی منسک و مراسمی قرار دادیم تا به ذکر نام خدا بپردازند که آنها را از جانوران چهار پا روزی داد پس بدانید که خدای شما خدای یکتا است و همه تسلیم فرمان او باشید و ای پیامبر ما تو متواضعان و خاشعان را بشارت ده».
معنای منسک وسیع تر از قربانی است و عبادات دیگر، مخصوصاً مناسک حج را دربرمی گیرد، اما در این آیه به قرینه «لیذکروا اسم الله» معلوم می شود که منظور همان قربانی است. فخر رازی ذیل این آیه می گوید:«معنای آیه این است که برای هر امتی از امت های گذشته، از زمان ابراهیم به بعد، نوعی از قربانی قرار دادیم و سبب آن است که نام خدا را در مناسک ذکر کنند، آن چه که عرب برای بت ذبح می کردند، ذبح و ذبیحه نامیده می شد. (18) در سوره «حج» می خوانیم:«نه گوشت ها و نه خون های آنها، هرگز به خدا نمی رسد، آنچه به او می رسد، تقوا و پرهیزگاری شماست.»
اصولاً خدا نیازی به گوشت قربانی ندارد. او نه جسم است و نه نیازمند؛ او وجودی است کامل و بی انتها از هر جهت. به تعبیر دیگر، هدف آن است که شما با پیمودن مدارج تقوا در مسیر یک انسان کامل قرار گیرید و روز به روز به خدا نزدیک تر شوید، قربانی، ایثار و فداکاری و گذشت و آمادگی برای شهادت در راه خدا و کمک به نیازمندان و مستمندان را به شما می آموزد.(19)
در جاهلیت بعد از قربانی، خون آن را به دیوار کعبه می مالیدند و با این کار می پنداشتند که قربانی شان بهتر مورد قبول قرار می گیرد. خداوند از این گونه اعمال خرافی جلوگیری کرد و علامه طباطبایی در تفسیر آیه 37 سوره حج آورده است: «ممکن است ساده لوحی توهم کند که خدا از این قربانی استفاده می کند و بهره ای از گوشت یا خون آن عایدش می شود، لذا جواب داد که نه، چیزی از این قربانی ها و گوشت و خون آن ها عاید خدا نمی شود؛
چون خدا منزه است از هر حاجتی، تنها تقوای شما به او می رسد، آن هم به این معنا که دارندگان تقوا به او تقریب می جویند... قربانی ها اثر معنوی برای آورنده اش دارد و آن صفات و آثار معنوی است که جا دارد به خدا برسد؛ به این معنا که جا دارد به سوی خدا تعالی صعود کند و صاحبش را به خدا نزدیک کند، آن قدر نزدیک کند که دیگر حجابی بین او و خدا نماند.»(20)
آنچه جاودانه برای فرد باقی می ماند تقواست و این توشه جلب رضایت خدا را به همراه دارد. اگر عمل همراه باتقوا و به خاطر خدا نباشد هرگز مورد قبول واقع نمی شود و فرد را به خدا نزدیک نمی سازد، همان طور که قربانی قابیل مورد پذیرش قرار نگرفت... اگر نظر زایران تنها کشتن گوسفند باشد و اسرار و حکمت های آن را نادیده بگیرند هدف والایی که متوقع است حاصل نمی شود و لذا باید گوسفند را به عنوان فدیه عزیزترین چیزها نظیر فرزند تلقی کرد.
اقسام قربانی در اسلام: در تقسیم بندی قربانی، برخی آن را بر چهار نوع دانسته اند:
1- قربانی «هدی» که در حج تمتع واجب است؛ 2- قربانی «اضحیه» که در روز عید اضحی (10 ذی الحجه) صورت می پذیرد؛ 3- قربانی برای کفاره ارتکاب کاری که حین احرام، ممنوع است؛ 4- قربانی وفای به نذر. (21)
در حج تمتع، «هدی» در منی واجب است. قربانی شتر، سپس گاو و پس از آن، گوسفند بهتر است. (22)
«اضحیه» قربانی است که در روز دهم ذی الحجه انجام می گیرد و آن مستحب است. اما اگر کسی در منی هدی واجب داشته باشد، آن هدی از اضحیه کفایت می کند، اگرچه جمع بین هدی و اضحیه را مستحب دانسته اند. (23)
انگیزه این نوع قربانی، انگیزه ای تاریخی و یادآور سنت قربانی حضرت ابراهیم (ع) است. (24) قربانی روز اضحی تاکنون نیز میان مسلمانان متداول بوده است، تا آن جا که مسلمانان آن روز را «روز قربانی» می‌نامند.
کفاره صید در حال احرام و امور ممنوع دیگر نیز، قربانی حیوانات است و تفصیل آن در کتب حج مذکور گشته است. بعضی گفته اند که قربانی کننده برای کفاره ، نباید از گوشت آن بخورد، بلکه باید تمام آن را صدقه دهد.
قربانی برای نذر شامل نذر برای شکرگزاری یا دفع بلیه یا زجر است. اگر کسی نذر کرد و نذرش برآورده شد، باید آنچه را درنظر گرفته است، قربانی کند. شکرگزاری برای نعمتی است که خداوند عطا می کند؛ از قبیل مال و فرزند. (25)
در میان مسلمانان، قربانی «عقیقه» به عنوان عملی مستحب و به بیان برخی واجب، برای سلامتی نوزاد، در هفته اول تولد صورت می پذیرد. (26) اما نذر «زجر» آن است که کسی نذر کند، اگر فلان کار ناپسند را انجام دهد، فلان قربانی یا صدقه یا غیر آن را بپردازد. (27)