تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۵۰۰۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم
کوفی عنان , دبیرکل سازمان ملل , با مشاهده نقشه 70 سال قبل و ابراز این نکته که در این نقشه هیچ نام و اثری از اسرائیل وجود ندارد , دچار خشم نماینده آمریکا در سازمان ملل شد. جان بولتون , به دبیر کل سازمان ملل اعتراض کرد که حق نداشته سخنی از نقشه قدیمی فلسطین به میان بیاورد و این نقشه را به کسی نشان بدهد زیرا این کار به معنای افشای نامشروع بودن رژیم صهیونیستی است و ثابت می کند که مبارزات ضدصهیونیستی ملت فلسطین کاملا برحق است .
نماینده دولت آمریکا در سازمان ملل , علاوه بر این , اعتراض دیگری نیز به دبیرکل سازمان ملل کرد و کوفی عنان را بخاطر شرکت در یک گردهمائی مربوط به فلسطین , به جرم حمایت از ملت فلسطین به باد سرزنش گرفت . وی گفت دبیرکل سازمان ملل حق ندارد از ملتی که در برابر موجودیت یک دولت به رسمیت شناخته شده توسط سازمان متبوع خود مقاومت مینماید , حمایت کند.
با قطع نظر از هویت صهیونیستی جان بولتون و علاوه بر نکات مهمی که درباره چگونگی به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی توسط سازمان ملل وجود دارد , برخورد خشمگینانه و اعتراض آمیز نماینده آمریکا در سازمان ملل با دبیرکل این سازمان پدیده عجیبی است که نمایشگر رفتار غیرقانونی و قیم مآبانه دولت آمریکا حتی با سازمان ملل می باشد. بیان روشن تر این رفتار ضد قانونی را در چند نکته میتوان مطرح کرد.
1 ـ رفتار جان بولتون با دبیرکل سازمان ملل نشان میدهد آمریکا هیچ حقی برای این سازمان بین المللی قائل نیست و معتقد است مسئولان و کارگزاران این مجمع بین المللی باید مهره هائی دردست آمریکا باشند. البته عملکرد متولیان سازمان ملل در دوره های اخیر , از جمله خود کوفی عنان , نیز به چنین نقطه ای ختم میشد و این بزرگترین مجمع بین المللی جهان را به چنین سرنوشتی مبتلا می کرد.
دولت آمریکا برای جنگ افروزی در افغانستان و عراق , از سازمان ملل به عنوان یک ابزار استفاده کرد , بدون آنکه به موافقت یا مخالفت این سازمان اعتنا کند هر وقت خواست حمله نظامی را آغاز کرد , هرقدر خواست به کشتار مردم ادامه داد , تاهر زمان که بخواهد این کشورها را در اشغال نظامی خود نگهمیدارد و هر طور که مایل باشد برای اداره آنها مهره چینی می کند. قبلا نیز در جنگ ویتنام بی اعتنائی شدید دولت آمریکا به نمایش گذاشته شد , ابطال انتخابات الجزایر در دهه گذشته نیز بی اعتباری سازمان ملل را نشان داد و همکاری آمریکا با صهیونیست ها در سرکوب ملت فلسطین و حضور نظامی آمریکا و چند کشور اروپائی در لبنان برای حمایت از شارون به منظور قلع و قمع فلسطینیان پناهنده به لبنان در دهه 60 نیز بی اعتنائی آمریکا و سایر قدرتهای غربی به سازمان ملل و سایر مجامع بین المللی را به اثبات رساند. واقعیت اینست که غربی ها از همه مجامع بین المللی به عنوان ابزارهائی برای پیشبرد اهداف استعماری خود استفاده می کنند و هر جا رفتاری غیر از این مشاهده کنند با آن برخورد مینمایند.
2 ـ در سازمان ملل , علاوه بر دبیرکل , هیچ موجود دیگری نیز که مختصر اراده ای برای دفاع از حقوق ملت ها و مقابله با زورگوئی قدرتهای سلطه گر داشته باشد , وجود ندارد. به همین دلیل , در برابر قلدری نماینده آمریکا در سازمان ملل و اعتراض خشمگینانه او به دبیرکل سازمان ملل , از هیچکس کوچکترین صدای اعتراضی بلند نشد و هیچ حرکتی برای دفاع از کوفی عنان صورت نگرفت . این واقعه نشان داد سازمان ملل , مرده است و دولت های ضعیف , نباید از یک موجود مرده انتظار تحرک داشته باشند.
3 ـ آمریکا و سایر قدرتهای استعماری از تابوت سازمان ملل نیز بهره برداری می کنند و حاضر نیستند از این مرده نیز دست بردارند. گرفتن مصوبه های مورد نیاز برای بستن دهان این و آن و خام کردن افکار عمومی از جمله بهره برداری هائی است که غربی ها از سازمان ملل به عمل میآورند و با وادار کردن سایر دولت ها به سینه زدن در اطراف تابوت این امامزاده بی معجزه , زمینه بهره برداری های بعدی خود از این ابزار مناسب را همچنان حفظ می کنند.
4 ـ اگر سازمان ملل نمرده بود , اصولا نمیبایست در حدود 60 سال قبل به تاسیس دولت جعلی و نامشروع اسرائیل تن در میداد. پذیرفتن رسمیت اسرائیل توسط سازمان ملل که با اعمال نفوذ آمریکا , انگلیس و شوروی سابق صورت گرفت , در همان زمان مرگ سازمان ملل را اعلام کرده بود. البته با توجه به اینکه این سازمان هرگز در عمر خود هیچ اقدام مثبتی برای ملت ها انجام نداده و همواره به مثابه ابزاری برای تحقق اهداف قدرتهای استعمارگر عمل کرده , باید گفت از همان اول , مرده به دنیا آمده بود و تاکنون فقط جنازه آنرا نگهداری کرده اند زیرا از موجود بی زبان و بی تحرک بهتر میتوان سواستفاده کرد.
5 ـ وجود حق وتو برای 5 کشور آمریکا , انگلیس , روسیه , فرانسه و چین , لکه ننگ بزرگ دیگری است که بر دامان سازمان ملل نشسته است . اگر هیچ دلیلی برای بی خاصیت بودن سازمان ملل وجود نداشت , همین ننگ بزرگ کافی بود تا هیچ موجود ذیشعوری باور نکند که این سازمان میتواند جز در خدمت اهداف پلید قدرتهای استعماری بودن , اثر دیگری هم داشته باشد.
بنابر این , رفتار جان بولتون , با واقعیت های سازمان ملل تناسب دارد و هر انتظار دیگری نادرست و نابجاست . چون چنین است , ملت ها باید تکلیف خود را با این مرده بی تحرک روشن کنند. یا باید از آن جدا شوند و یا جانی در آن بدمند که بتواند خود را از متولیان سوداگری که اکنون آنرا در حصار خود دارند جدا کند.