سیدرضا حسینی
گویا تصمیم برای تجمیع انتخابات خبرگان رهبری با شورای اسلامی شهر و روستا جدی است. اخبار ضد و نقیضی مبنی بر تاریخ برگزاری این انتخابات و تاخیر در برگزاری آن به گوش میرسد اما آنچه مسلم است این که به هر حال این انتخابات در یک زمان برگزار خواهد شد. اگر چه همزمانی برخی از انتخاباتها همانند میان دورهای مجلس با شورای شهر پیش از این نیز تجربه شده اما تجمیع انتخابات که چندی است مورد توجه دست اندرکاران برگزاری انتخابات قرار گرفته اقدامی جدید است که میتواند از زوایای مختلف مورد توجه مسئولان قرار گیرد. زمانی که مجلس ششم لایحه اصلاح قانون انتخابات را بررسی میکرد بحثی در خصوص تجمیع انتخابات مطرح شد اما به دلایلی مسکوت گذاشته شد از آن زمان به بعد همواره این موضوع به دلیل مزایایی که میتواند داشته باشد مورد توجه مسئولان قرار گرفت.
مهمترین دلیل طرفداران تجمیع انتخابات صرفهجویی در هزینهها به طور کلی است اعم از هزینههای مادی، انسانی و زمانی. دلیل عمده دیگری که مسئولان را به این فکر واداشته مشارکت سیاسی مردم است. استدلال این است که چندین انتخابات در فواصل زمانی کوتاه مردم را از آمدن در پای صندوقهای رای خسته میکند و در نتیجه مشارکت سیاسی را کاهش میدهد.
به اعتقاد این این صاحبنظران جامعهشناسی سیاسی که به موضوع انتخابات و مشارکت سیاسی میپردازند این استدلال صحیح است؛ این صاحبنظران در بررسی انتخابات مختلفی که در فواصل زمانی کوتاه در برخی از کشورهای خارجی برگزار شده به این نتیجه رسیدهاند.
از سوی دیگر کاهش هزینهها نیز نیازی به بررسی و اثبات ندارد. مشخصا برگزاری چند انتخابات در یک زمان معین بسیاری از هزینههای مشابه را که در هر انتخابات به طور جداگانه باید صرف شود کاهش میدهد پس به طور کلی تجمیع انتخابات به لحاظ مزایایی که میتواند داشته باشد مورد توجه قرار گیرد و از آنجا که این تجمیع برای اولین بار قرار است در مورد انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا صورت گیرد میتواند اولین گام در برگزاری همزمان تمامی انتخاباتهای نظام جمهوری اسلامی باشد.
این تجربه به این جهت قابل تامل و بررسی است اما در عین حال با تمامی مزایای که میتوان برای برگزاری همزمان انتخابات برشمرد نباید استدلال مخالفان را نادیده انگاشت. مهمترین استدلال مخالفان متفاوت بودن بافت انتخابات خبرگان رهبری با انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا است. این بحثی مهم و اساسی است که در برگزاری همزمان انتخابات اگر نادیده انگاشته شود ممکن است عواقب جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. باتوجه به جوان بودن شوراها و همچنین جایگاهی که در حال حاضر این نهاد در جمهوری اسلامی دارد باید اذعان داشت که سنخیتی میان این نهاد با مجلس خبرگان رهبری که چارچوب نظام مردم سالاری دینی جمهوری اسلامی را شکل میدهد نمیتوان یافت. این موضوع زمانی صورت جدیتری پیدا میکند که به یاد آوریم جمهوری اسلامی حدود بیست بهار از عمر خود را بدون حضور این شوراها متشکل از معتمدان محلی است که به امور مردم رسیدگی و مشکلات شهر و یا روستای خود را حل کنند.
درحالی که مجلس خبرگان رهبری متشکل از خبرگان یا به عبارتی خواص ملت است که وظیفه دارد ضمن انتخاب رهبر در صورت ضرورت، عملکرد ولی فقیه را بررسی کند. بر این اساس خبرگان رهبری چارچوبی است که نظام جمهوری اسلامی بر پایه آن استوار شده است. پس به راحتی نباید جایگاه آن را با برگزاری همزمان انتخابات متزلزل کرد.
اما چگونه باید به این موضوع برخورد کرد؟ به صرف این که انتخابات خبرگان رهبری با انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا از یک سنخ نیستند نباید بحث برگزاری همزمان انتخابات را با همه مزایایی که میتواند برای نظام داشته داشته باشد نادیده انگاشت. باید راه حلی عقلانی برای این مشکل پیدا کرد.
به نظر میرسد با توجه به اینکه به این موضوع اکنون به تصویب رسیده و شکل قانون به خود گرفته به هر حال باید اجرایی شود اما در آینده میتوان با لحاظ نکات یاد شده، انتخاباتی را که مشابهتهای بیشتری با یکدیگر دارند و از سنخیت بیشتری با هم برخوردارند به طور همزمان و انتخاباتی نظیر خبرگان را به دلیل جنس تقریبا متفاوت آن به طور مستقل برگزار کرد.