تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۵۰۱۱۴

مهدی عامری
از زمان آغاز به کار دولت جدید گر‌چه مدت طولانی سپری نشده است اما در همین مدت کوتاه "شاهد برخی اظهارات و انتقادات غیر‌منصفانه" بوده است که بیشترین آنها را می‌توان به نوعی "تخریب" نامید. تخریب رقیب انتخاباتی در ایام انتخابات را شاید بتوان امری کمابیش مورد انتظار دانست که برخی گروهها به دلیل فقدان شاخصه‌های مثبت اخلاق حرفه‌ای خود بدان روی می‌آورند، اما ادامه روند تخریب کاندیدای پیروز را به ‌خصوص از سوی کسانی که داعیه‌دار احترام به رای مردم و دموکراسی هستند می‌توان بی‌نزاکتی سیاسی ارزیابی نمود.
اخیرا آقای عبدالله رمضان‌زاده، سخنگوی مشارکتی دولت محترم پیشین با گلایه از تاخیر دو ماهه در انتخاب سخنگوی دولت بیان داشته‌اند: "پاسخگویی از ابزار مردمی بودن است و دولت برای کارآمدی و هم سلامت از فساد نیاز به سخنگو دارد."(1) بی‌شک، وجود سخنگو برای دولت، امری ضروری است و نگارنده در این ‌باره با آقای رمضان‌زاده هم‌عقیده است اما جناب رمضان‌زاده که با طعنه به "عدم توانایی دولت در انتخاب سخنگو" اشاره نموده‌اند، باید توجه کنند که تاخیر در معرفی سخنگو، می‌تواند از دقت و موشکافی دولت محترم نشات گرفته باشد نه از عدم توانایی. ایشان در ادامه بیان می‌دارد: "نقدها‌یی که در ابتدای کار دولت جدید به دولت‌های گذشته مطرح می‌شود ناشی از بی‌تجربگی است که به دلیل عدم شناخت از مشکلات و مسایل گذشته صورت می‌گیرد. وقتی‌ که جلوتر بروند و با مکانیزم‌های اجرایی و محدودیت‌های اقتصادی کشور آشنا شوند به این نتیجه خواهند رسید که به دولت‌های قبلی جفا کرده‌اند".
اینکه انتقادهای دولت جدید، به خاطر "کم‌تجربگی ناشی از عدم درک مشکلات کشور" است علتی است که جناب رمضان‌زاده جعل نموده‌اند! برخلاف اظهارات ایشان می‌توان این انتقادها را به خاطر درک صحیح و کامل دولتمردان جدید از مشکلات موجود دانست و گویا آقای رمضان‌زاده بر این عقیده است که در بحبوحه مشکلات موجود کشور، روند اداره کشور باید مانند قبل باشد و هیچ ‌کس را یارای دیگر گونه اندیشیدن و تدبیری جایگزین نیست مگر از روی خام‌اندیشی و بی‌تجربگی! در‌حالی‌ که "دولت اسلامی"، اساسش بر تحول و نوآوری است که به مدد آنها حتی می‌توان محدودیت‌ها و مشکلات مورد اشاره آقای رمضان‌زاده را نیز حل نمود و تجربه‌هایی جدید برای آیندگان به یادگار گذاشت. چنانچه رییس‌جمهور در مدیریت شهرداری تهران نشان داده‌اند با رویکرد‌های انتقادی   می‌توان راههای متفاوت برای اداره جامعه پیمود و هم‌اینک نیز دولت فعلی با پیگیری وعده‌هایی که به مردم داده بود با راهکار‌هایی جدید مانند تشکیل هیات دولت در استان‌های مختلف و دیدارهای مردمی و نیز شجاعت در اظهار‌نظرها اثبات کرده است که این امکان وجود دارد که به طریقی غیر از آنچه دولت‌های قبلی داشته‌اند کشور را اداره نمود و هیچ لزومی ندارد بر تجربه‌های ناکام گذشتگان تکیه کرد. البته این بدان معنا نیست که این دولت را از تجربیات پیشینیان بهره‌ای نمی برد، بلکه دولت اسلامی با نگریستن به سرنوشت اسلاف خود دریافته است که باید خواسته‌های مردم را ارج نهاد و دولت را به مردم نزدیک‌تر کرد و به شعارهای اوایل انقلاب روی آورد. از این‌رو جناب رمضان‌زاده نباید این نگرانی را داشته باشد که "اراده‌ای برای استفاده از تجربیات گذشته وجود ندارد". علاوه بر این، رفتار دوستان آقای رمضان‌زاده، گواه این مطلب است که از آن طرف، تمایلی برای همکاری و انتقال تجربیات به دولت یافت نمی‌شود و بیشتر برای نقد و تخریب برنامه‌های خرد و کلان دولت، وقت و هزینه صرف می‌شود! علاوه بر آنچه گفته شد رویکرد برخی تندروان حزبی وابسته به دولت جناب آقای خاتمی نیز انتقاد از فضای سیاسی و اجتماعی دولت قبلی بود که البته ارزیابی آقای رمضان‌زاده در این‌باره باید شنیدنی باشد، مگر آنکه ایشان بگویند ما بد کردیم، شما مانند ما عمل نکنید.
سخنگوی دولت سابق که نقد بر دولت متبوع خود را بر‌نتافته و با اتهام بی‌تجربگی بر سر آن می‌کوبد، در ادامه گفتارش خواستار رسانه‌ای برای اصلاح‌طلبان شده تا به نقد قدرت بپردازند و می‌گوید: "هر ‌کس از نقد بهراسد، نسبت به کار خود نا‌مطمئن است و یا یقین دارد کارش درست نیست". وجود رسانه‌ای برای تمامی گروه‌های سیاسی پذیرفته شده در داخل کشور برای امکان ارتباط آنها با افکار عمومی، امری مقبول است همچنان که کم و بیش چنین چیزی در کشور وجود دارد اما باید توجه داشت که در انتقادها حق را فدای مصلحت‌های حزبی و جناحی نکنیم و به بهانه آزادی‌ بیان، به "سیاه‌نمایی امور" نپردازیم و مانع خدمات کسانی که شور وصف‌ناپذیر خدمت‌رسانی خالصانه به مردم را در سر دارند نشویم.
آقای رمضان‌زاده در قسمتی دیگر از گفتار خود، بار‌دیگر دولت برآمده از رای مردم را به "بی‌تجربگی" متهم کرده و چنین می‌گوید: "مشکلات عرصه سیاست خارجی در دولت جدید، پیچیده‌تر هم شده است، در حالی که این دولت از ابزارهای قوی‌تر برخوردار است و دلیل استفاده نکردن از ظرفیت‌های کشور و سیاست‌های خارجی، بی‌تجربگی است". این‌چنین ابهام‌گویی و وارد آوردن اتهام را هیچ‌گاه نباید نقد منصفانه نامید. موفقیت عظیم دولت احمدی‌نژاد در قضیه پرونده هسته‌ای که حاصل موضع‌گیری‌های شجاعانه و عزت‌مدارانه است. متاسفانه در میان انتقادات فراوان علیه دولت گم شد و شاید عده‌ای آگاهانه در مورد آن سکوت اختیار کردند. آنچه این موفقیت را برجسته می‌سازد آن است که طبق اذعان آقای رمضان‌زاده، مسایل حتی پیچیده‌تر از قبل هم شده است.
آقای رمضان‌زاده سپس اظهار می‌دارد: "طرف مقابل، علی‌رغم همه ابزارها، توانایی جذب توده‌ها را ندارند، چون برنامه‌ای ندارند بنابراین به تقلید از شیوه‌ها می‌پردازند" و آن‌گاه ادامه می‌دهد: "ما با کمبود امکانات، توانای جذب نیرو را داریم. مرحله اول انتخابات ـ اگر ملاک سنجش نیروها باشدـ در حالی که روزنامه نداشتیم و فقط به شیوه‌های سنتی عمل کردیم کاندیدای انحصاری ما رای بسیار بالایی آورد. در هر رقابتی که به ما اجازه فعالیت آزاد بدهند برنده خواهیم شد".
نگارنده با خواندن عبارت فوق گمانش بر این رفت که جناب رمضان‌زاده در این چند ماه اخیر در ایران تشریف نداشته‌اند و ظاهرا اخبار خلاف واقع به سمعشان رسانده‌اند! نداشتن روزنامه و "رای بسیار بالا" مطالب جالب ‌توجه اما غیر‌مطابق با واقع است. به علاوه، انحصاری بودن کاندیدا که مورد تاکید آقای رمضان‌زاده در عبارت فوق قرار گرفته است علی‌القاعده باعث تمرکز آرا بر یک کاندیدا و طبعا بالا رفتن آرای او می‌شود و دیگر معنا ندارد که گفته شود با اینکه یک کاندیدا بیشتر نداشتیم باز هم رای بالایی آوردیم! همگان به خاطر دارند که برخلاف گفته‌های آقای رمضان‌زاده، روزنامه "اقبال" در بیشتر ایام انتخابات، با هدف اصلی تبلیغات انتخاباتی گروه‌های اصلاح‌طلب به فعالیت می‌پرداخت و روزنامه‌های برنامه روزمره خود را تحت‌الشعاع انتخابات قرار داده، به دفاع همه ‌جانبه از کاندیدای اصلاحاتیان و علیه رییس‌جمهور محترم فعلی و دیگر کاندیداهای اصولگرایان پرداخته بودند. دکتر احمدی‌نژاد، برخلاف نظر آقای رمضان‌زاده نه‌تنها مورد دفاع صریح و مستقیم هیچ روزنامه‌ای به طور تخصصی نبود، تبلیغات انبوه و پر‌زرق و برقی هم نداشت.
همچنین باید به خاطر داشت که بی‌اعتنایی گسترده مردم به اصلاحاتیان در دومین انتخابات شوراها به عنوان "رقابتی آزاد" (به اعتراف اصلاح‌طلبان)، و سپس شکست آنان در انتخابات مجلس هفتم، باطل‌کننده ادعای آقای رمضان‌زاده است مبنی بر اینکه "در هر رقابتی که به ما اجازه فعالیت آزاد بدهند برنده خواهیم شد".
اما پیرامون "تقلید دولت در شیوه‌ها" باید گفت بیان و پیگیری شعار عدالت و شعار اصیل ساده‌زیستی مسوولان، اموری مبارک است و نمی‌توان به هیچ روی، آنها را تقلیدی دانست. اقبال کم‌نظیر مردم به آقای احمدی‌نژاد، خود نشان از این امر دارد که برنامه‌های این دولت جدید، اصلا تقلیدی نیست. به تعبیر مقام معظم رهبری اگر آقای احمدی‌نژاد رای هم نمی‌آورد حداقل این خدمت را به کشور و ملت کرد که شعار عدالت را بار دیگر احیا کرد.
در نهایت، باید گفت برخی تندروان سیاسی در حالی تقاضای ابزار برای نقد قدرت می‌کنند که دولت را در رسانه‌های خویش، به باد تندترین نقدها می‌گیرند و حتی پا را فراتر گذشته و انتقام را جایگزین انتقاد کرده‌اند.