گروه سیاسی، احسان صالحی طالقانی: جنبش دانشجویی ایران را گاه با جنبشهای دانشجویی فرانسه (می 1968)، آمریکا (متاثر از جنگ ویتنام) و آلمان مشابه میدانند تشابهی که به جهت مخدوش بودن وجهشبه آن یعنی عدم فراگیری آن جنبشها برقرار نیست.
مایلم بر این نکته تاکید نمایم که جنبش دانشجویی ایران ـ خصوصا تا چند سال قبل ـ اگرچه فراگیر بوده و نقشی مهم در تحولات مدنی ـ حکومتی و اثر واگذاری بر سایر جنبشهای اجتماعی داشته است لیکن هیچگاه این نقش، نقشی محوری و منحصر به فرد نبوده است با این نگاه ابتدا به بازخوانی جریانهای عمده دانشجویی پیش و پس از انقلاب میپردازیم.
دهه 20 مقارن است با ورود تفکر چپ کلاسیک و حزب توده از شوروی قفقاز به سطح کلان دولتی کشور و سپس به جمعهای دانشجویی. بسیاری بر این باورند که حتی افراط و تفریطهای حال حاضر سیاسی به جایمانده از سایههای این تفکر است و خشونت نیز محصول همین تفکر است و نه برگرفته از تفکر انقلابی. مشخصه این جریان عدم برخورداری از چارچوب، ضابطهمندی و سیر مطالعاتی مشخص است و در مجموع در طبقهبندی جریانهای سردرگم جای میگیرد. از این مقطع تا دهه 50 جریانهایی همچون جریان کنفدراسیون اروپا (سال 37 تا 50 متشکل از جریانهای چپ کلاسیک، چپنو، اسلامی و انشعاباتی از اینها)، اتحادیه انجمنهای اسلامی شبهقاره (سال 43)، چپ نو (متاثر از الگوی کوبا و چین) متشکل از سازمان چریکهای فدایی و سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، قابل مطالعه میباشند. دهه 50 اوجگیری فعالیت انجمنهای اسلامی از طریق ارتباطگیری گستردهتر با امام(ره) میباشد. دستورات امام به دانشجویان انجمن اسلامی و در دو محور عمده خودسازی و ارتباط موثر با جامعه دستهبندی میشود.
استیلای تفکر چپ به معنای جهانی آن به پیشگامی شوروی همجوار با ایران، در سالهای پایانی دهه 50 که همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران است ادامه دارد و طبعا دانشگاهها و روشنفکران جامعه ایرانی متاثر از این تفکرند. لذا مشاهده میشود که گفتمان غالب دهه 60، گفتمان چپ است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان بافت سختافرازی تفکر چپ و تجزیه شوروی سبب تغییر گفتمان روشنفکری ایران میشود. این تغییر گفتمان کاملا در دیدگاههای دهه 70 جنبش دانشجویی و روشنفکران مملوس میباشد و گفتمان راست ـ به معنای جهانی آن ـ در طرح دیدگاهها کلید میخورد. الهامگیری از تفکر لیبرال در حوزه سیاست به جامعه مدنی، آزادی، دموکراسی، حقوق شهروندی و در حوزه اقتصاد به سرمایهداری سوق مییابد و شیب این منحنی نیز با رویداد دوم خرداد 76 افزایش قابل توجهی مییابد. انجمنهای اسلامی که اغلب به حمایت از سید محمد خاتمی در خرداد 76 برخاسته بودند استراتژی مدون و مشخصی برای گام بعدی خود ندارند و به عبارت دیگر در تعیین نسبت خود با دولت ناموفق عمل میکنند. همچنین مبهم ماندن مفهومی اساسی چون اصلاحات و سایر مفاهیم وابسته به آن به سردرگمی این جریان میافزاید. همزمان با باز شدن زاویه میان آرمانهای این تشکل با ساختار و عملکرد آن، جریانهای ارزشی دانشجویی همانند بسیج دانشجویی فعالتر از گذشته عمل کرده و با پیش گرفتن سیاست راهبردی نقد دولت عطف به آرمانهای اسلام و انقلاب بدنه فکری و تشکیلاتی خود را عمق میبخشند. پیام 6/8/81 مقام معظم رهبری به جنبش دانشجویی تکلیف مطالبه عدالت را بر دوش جریان ارزشگرا مینهد و از این پس این جریان طرح مساله عدالتخواهی را با هدف غالب ساختن این گفتمان در سه حوزه حاکمان، نخبگان و توده مردم دنبال مینماید. البته آنچه از فراز و نشیب و ملایمات و ناملایمات در این سالها بر این مجموعه رفته است موضوع بحث پیشرو نیست که خود فصلی جداگانه و مبسوط است. 8 سال پس از خرداد 76، گفتمان عدالت محور عرصه اجرایی کشور را عهدهدار میشود یعنی همان گفتمانی که در این سالها به جهت نهادینه شدن و یادآوری آن فریادها زده شد که بلکه از آن سوخته جان خبری بازآید و بالاخره آمد.
اکنون دولت احمدینژاد منادی چیست؟ منادی همانی است که سالها آرزوی آن را در سر میپروراندیم و گاه از سر نومیدی دورش میپنداشتیم. اما اهمیت برداشتن گام بعدی یقینا کمتر از اقدامات صورت پذیرفته نیست و خطا در تعریف آن میتواند بازگشت به نقطه صفر را به همراه داشته باشد. به دیگر سخن جنبش دانشجویی معتقد به آرمانهای انقلاب، امروز باید با باز تعریفی از جایگاه خود به عینی نمودن گفتمان عدالت و سریان آن از ذهن به عین بپردازد. این مهم چگونه محقق میشود و نقادی و پرسشگری جنبش دانشجویی چگونه اقناع میشود؟ آیا کماکان باید دید انتزاعی به مقوله عدالت داشت یا نگاهی واقعگرایانه؟ آیا باز هم باید به شعار عدالت و عدالتخواهی کفایت نمود یا پنجرههایی رو به اجرایی شدن آن گشود؟
ورود تخصصی به مقوله مطالبه و عدالتخواهی شاه کلید پاسخ به پرسشهای فوق، تحرک و جلوگیری از انسداد در این مجموعه است. رویکرد واقعگرایانه با هدف عینیسازی آرمان عدالت در تمامی حوزههای حکومت اسلامی. اگر روز دانشجو را به عنوان نماد آرمانخواهی جنبش دانشجویی در نظر داریم، این روز میتواند شروعی برای تبادلنظر پیرامون این رویکرد جدید و پیگیریهای بعدی آن باشد. در آینده نزدیک در این باب و در خصوص مصداقهای آن بیشتر سخن خواهیم گفت، انشاءالله