تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۵۰۱۵۱

سیدمحمدسعید مدنی

1- پس از سپری شدن سه سال از بعثت آخرین فرستاده خدا، که طی آن دعوت پیامبر اکرم(ص) به شکل غیر علنی و در خفا انجام گرفت و ایشان در این دوران مخاطبان خاص و کسانی که زمینه و آمادگی قبلی و قلبی برای پذیرش آیین تازه داشتند و به نوعی «خویشاوند فکری» آن حضرت محسوب می‌شدند، با نزول آیاتی از سوره شعراء که: «... وانذر عشیرتک الاقربین» و همچنین فرود آمدن آیاتی از سوره حجر «فاصدع بما تؤمر...» دعوت علنی و عمومی ایشان آغاز شد و بلافاصله موج روزافزون گرایش به اسلام به راه افتاد، در میان نخستین گروندگان به اسلام، علاوه بر بردگان و سیلی‌خوردگان و طبقات ستمکش و ستمدیده و... که در جامعه اشرافی مکه سال‌ها و قرن‌ها تحقیر شده و شخصیت انسانی‌شان لگدمال شده بود... «جوانان» نیز حضوری چشمگیر و پرتعداد داشتند. جوانانی که اختصاص به طبقه خاصی نداشتند و در میان آنها جمعی از فرزندان اشراف (مثل رمله دختر ابوسفیان، حذیفه پسر عتبه بن‌ربیعه و مصعب بن‌عمیر اشرافزاده مکه و...) نیز به خاطر فطرت سالم، وجدان‌های بیدار که مثل بزرگترهای خود هنوز آلوده به مادیات و لذایذ دنیوی و... نشده بودند، دیده می‌شوند. جوانانی که در کنار سایر اصحاب و گروندگان به پیامبر(ص) در راه دفاع از اسلام سختی‌ها کشیدند، شکنجه‌ها دیدند، هجرت کردند و در میادین جنگ و جهاد، شهادت‌طلبانه حضور پیدا می‌کردند... نسلی که همواره مورد توجه پیامبر اکرم(ص) قرار داشتند و درباره آنها بسیار توصیه فرموده‌اند و بسیاری از آنها علی‌رغم بعضی مخالفت‌ها و طعنه‌ها که جوان بودن را «جرم» می‌دانستند! از سوی ایشان مسئولیت‌های مهمی را هم عهده‌دار شدند...

2- در جریان برپایی انقلاب اسلامی و مبارزات مردم ایران علیه رژیم وابسته و منحرف پهلوی، «جوانان» حضوری بسیار پررنگ و نقشی غیرقابل انکار در پیروزی انقلاب داشتند. این در حالی بود که رژیم طاغوت طی سال‌ها حاکمیت خود با همه امکانات و ابزار در اختیار و حمایت و تغذیه قدرت‌های خارجی ایمان و اعتقاد و ارزش‌های این نسل را هدف حملات بی‌رحمانه خود قرار می‌داد و سعی می‌کرد تیپ و تعریف مطلوب خودش را از جوان و نسل جوان ارائه دهد و بر جامعه حاکم نماید و در ارزیابی‌ها و اظهارات رسمی و تبلیغاتی، خود را در راه تحقق این هدف موفق و کامیاب نشان می‌داد. در آن روزگار کسانی هم بودند که بعضا از رژیم طاغوت دلخوشی نداشتند، اما درباره جوانان خواسته و ناخواسته، با آن رژیم «دیدگاه مشترک» داشتند و نومیدانه از نسل جوان سخن می‌گفتند و آنان را نسلی فناشده، ایمان از دست داده، لاابالی و هرهری مسلک و شیفته و تسلیم دربست فرهنگ غرب می‌دانستند و گاه آن را در نوشته‌ها و سخنان خود اعلام می‌کردند. در آن روزگار، اما شخصیت‌های مذهبی و فکری مثل شهید بزرگوار استاد مطهری هم بودند که این «دیدگاه مشترک» را قبول نداشتند و همچنان برای نجات این ملک و ملت از سلطه اجانب و آغاز «نهضت بازگشت به خویشتن»، به جوانان امیدوارانه می‌نگریستند و یکی از مشغله‌های اصلی فکری و دغدغه‌های مهم زندگی و مسئولیت‌های حساس اعتقادی خود را شناخت علمی و واقعی جوانان و جوهره و ذات پنهان این نسل می‌دانستند و برای این کار با امکانات اندک در اختیار، با گذشتن از خیلی جایگاه‌ها و مقامات و با تحمل بسیاری سختی‌ها و خطرات و شنیدن بسیاری انگ‌ها و تهمت‌ها، به میان این نسل رفتند و برای پاسخ دادن به پرسش‌های فکری و نیازهای روحی آنان، تمام بضاعت و توان علمی خود را به کار گرفتند و... و وقتی نخستین جرقه‌های انقلاب اسلامی زده شد و نسل جوان چه دختر، چه پسر، بیش و پیش از هر نسل و قشر دیگری با امام هجرت کرده از وطن احساس همدلی کردند و به دعوت ایشان جانانه لبیک گفتند و وارد صحنه‌های خطر و آتش و خون شدند و در مبارزه با رژیم سفاک بیش از دیگران به استقبال خطر رفتند و بسیاری از آنها جان‌های شیرین خود را فدا کردند و... آن وقت معلوم شد که دیدگاه رژیم طاغوت و حامیان خارجی آنها درباره جوانان این مرز و بوم چقدر اشتباه و از مرحله پرت بوده و ابزار و حربه‌هایش در انحراف نسل جوان و جدا کردن او از ایمان و فرهنگی که در عمق روح و جانش رسوخ و ریشه داشته، چقدر ناکارآمد از کار درآمده و چه «رودستی»! از جوانان خورده‌اند.

3- بدون اغراق نسل جوان یکی از سرمایه‌های کم‌نظیر و ارزشمند این سرزمین انقلابی است. سرزمینی که حدود 70 درصد جمعیت آن را جوانان و متولدین سال‌های پس از پیروزی انقلاب تشکیل می‌دهند و در واقع نعمتی هستند که باید قدر آنها را به درستی و در عمل دانست. جوانانی که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، در همه صحنه‌های خطر و عرصه‌های مردافکن حضور داشته و از ایمان و تمامیت ارضی مردم خویش در خالصانه‌ترین شکل دفاع کرده و در واقع وفاداری و عشق آنان به اسلام و انقلاب یکی از رموز اصلی پایداری این سرزمین در برابر هجوم و توطئه‌های رنگارنگ و بی‌امان دشمن غدار بوده است. و باز بزرگترین افتخارات و پیروزی‌هایی که طی این سال‌ها و به برکت شخصیت معنوی و اعتماد به نفسی که اسلام و انقلاب به آنان داد در عرصه‌های مختلف علمی، هنری، ورزشی و... به وسیله جوانان و استعدادها و هوش سرشار آنها به نام ملت و کشور ما ثبت شده است و درست به همین علت هم هست که لبه تیز تهاجم دشمن به ویژه در عرصه‌های فکری و فرهنگی بیش از هرکس و هر نسل، متوجه جوانان این سرزمین است. دشمنی که از این ملت سیلی خورده است و جانبازی و فداکاری جوانان این ملت که از غیرت و شور ایمانی آنان برمی‌خیزد، هیبت و هیمنه پوشالی وی را در هم کوبیده و در نزد جهانیان آشکار ساخته است. او از ملت ما عصبانی است و از جوانان ما عصبانی‌تر. این است که این نسل بیش از گذشته و بیش از همیشه در معرض تهدید دشمن است.

دشمنی که اینک با همه توان به میدان آمده و از همه ابزار و امکانات در اختیار و از خارج به شکل آشکار و در داخل به شکل موذیانه و از طریق عناصر و بلندگوهایی که اجیر او هستند، و از همه راه‌ها و رخنه‌هایی که می‌شناسد، جوانان را و ایمان و آرمان و اعتماد به نفس و شخصیت او را که عامل آگاهی و مقاومت و تسلیم‌ناپذیری اوست، به شکلی ظریف‌تر، دقیق‌تر و در عین حال مزورانه‌تر هدف قرار داده است، تا شاید کاری را که رژیم فاسد پهلوی نتوانست بر انجام آن موفق شود، او انجام دهد. در چنین وضعیتی تکلیف دردمندان و دلسوزان، عالمان و اندیشمندان و مطبوعات و صداوسیما و حوزه و دانشگاه و... بالاخره مسئولان جامعه مشخص است و آنان حداقل در حدی که دشمن در حمله به جوانان ما جدی است، در راه دفاع از این نسل باید جدیت به خرج دهند و هیچ عاملی نباید آنان را از مسئولیتی که در این باره برعهده دارند، غافل کند. در این راه اولین قدم قبل از آنکه نسخه‌پیچی برای اصلاح نسل جوان باشد باید اصلاح دیدگاه درباره این نسل باشد. چرا که متاسفانه در روزگار فعلی بعضاً دیده می‌شود که کسانی علی‌رغم اینکه الزاماً در جبهه دشمن نیستند و چه بسا با آن مخالف هم باشند، اما نگاهشان به جوانان تحت‌تاثیر بعضی ظواهر و ناهنجاری‌ها و مهمتر از آن بر اثر القائات و تبلیغات دشمن، «بدبینانه» و مایوس‌کننده است. آنان نیز نسل جوان را نسلی ضعیف الایمان، آلوده به شهوات و مادیات و بریده از فرهنگ خودی و اسیر و شیفته غرب و... می‌دانند و به شکلی تحقیرآمیز با به رخ کشیدن جوانان نسل انقلاب و جنگ، به سرزنش نسل امروز می‌پردازند. این در حالی است که از زبان رهبری انقلاب بارها (و آخرین بار آن در دیدار هفته گذشته ایشان با دانش‌آموزان) جامعه جوان کشور، «جامعه‌ای با ایمان، پرنشاط، سرشار از امید، با استعداد و دارای اعتماد به نفس و خلاقیت» معرفی شده است. ایشان برخلاف گروه‌ها و احزابی که در جهت رسیدن به منافع خود به جوانان نگاهی ابزاری دارند و با نادیده گرفتن شعور جوانان قصد دارند با فریفتن آنان «رأی» و «شور» جوانان را در خدمت اهداف حزبی و باندی خود در آورند، با دعوت همگان به داشتن نگاهی واقع‌بینانه و عاری از اطراف و تفریط به نسل جوان، از کسانی که درباره این نسل وظیفه دارند و احساس مسئولیت می‌کنند، خواسته‌اند تا این نسل را در وهله اول از هر نظر خوب بشناسند و ظرافت‌ها و پیچیدگی‌ها و بالاخره نیازهای آنها را در ابعاد مادی (تحصیل، شغل، ازدواج و...) درک کنند و آنگاه در جهت پاسخگویی به این نیازها از امکانات در اختیار نهایت استفاده را ببرند و با زبانی «امروزین» و «جوان فهم» برای پاسخگوی پرسش‌ها و رفع ابهامات و شبهات و... مطرح برای آنها، اقدام نمایند. و این یعنی همان کاری و مسائلی که سال‌ها پیش و در اوج غربت و تنهایی و در عین بی‌امکاناتی و شرایط خطر و خفقان، شهید مطهری و همفکران ایشان انجام دادند و توفیقات بزرگی هم در جهت سلامت، هدایت و نجات نسل جوان کسب کردند.

4- بدون تردید امروز که امکانات و شرایط یک کشور غنی و آزاد شده از بند اجانب در اختیار کسانی است که واقعاً قصد خدمت دارند و کسانی که در این باره مسئولیت‌هایی بر عهده دارند. اگر دردمندانه و مدبرانه عمل کنند می‌توانند به موفقیت‌های بسیار بزرگتری درباره نسل جوان حمایت و هدایت و پاسخگویی به نیازهای آنان دست پیدا کنند...