«نیکلا سارکوزی» رئیسجمهوری فرانسه در خلال سفر اخیر خود به آفریقا با طرح تجدیدنظر در قراردادهای نظامی پاریس و برخی از کشورهای آفریقایی از سیاست نوین پاریس در قاره سیاه خبر داد. سارکوزی که هفته گذشته در آفریقای جنوبی و در جمع نمایندگان مجلس ملی این کشور سخن میگفت، خاطر نشان کرد: فرانسه در نظر دارد که سیاستهای سنتی خود در آفریقا تجدیدنظر کند. به گفته سارکوزی، پاریس در نظر ندارد نیروهای نظامی خود را در آفریقا به صورت نامحدود حفظ کند. وی در بخش دیگرای از سخنان خود افزود: با تجدیدنظر در قراردادهای نظامی دو جانبه فرانسه و برخی از کشورهای آفریقایی، پاریس امیدوار است از این پس کشورهای عضو اتحادیه آفریقا و اتحادیه اروپا نقش موثرتری در تأمین صلح و امنیت در قاره آفریقا ایفا کنند. به گزارش ایرنا رئیسجمهوری فرانسه همچنین مدعی شد که کشورش قصد ندارد ژاندارم آفریقا باشد و زمان گسست از دوران موسوم به «فرانس آفریک» (فرانسه - آفریقا) فرا رسیده است. آگاهان مسایل آفریقا این عبارت «فرانس آفریک» را یادآور دوران استعمار و حکمرانی پاریس بر بخشهای وسیعی از قاره سیاه میدانند.
بیان مواضع جدید سارکوزی در آفریقای جنوبی و اعلام تجدیدنظر در چگونگی استقرار نظامیان فرانسوی در قاره سیاه، در حقیقت از مدتها پیش از سارکوزی انتظار میرفت. وی در ماه مارس سال 2006 میلادی (فروردین - اردیبهشت 1385) و هنگامی که سودای در دست گرفتن زمام قدرت را در فرانسه داشت، طرح خود را برای گسست از دوران «فرانس آفریک» اعلام کرده بود. سارکوزی در آن سال و در سخنانی که در شهر کوتونو، پایتخت کشور آفریقایی بنین، خطاب به رهبران این قاره ایراد کرده بود، بر این نکته تأکید داشت که در صورت رسیدن به قدرت در سیاستهای سنتی پاریس در آفریقا تجدیدنظر خواهد کرد. با این همه رئیسجمهوری فرانسه ده ماه پس از جلوس بر مسند ریاست جمهوری در کاخ الیزه سرانجام در خصوص سیاستهای نوین پاریس در آفریقا لب به سخن گشود. سخنانی که با بررسی شرایط موجود سیاسی قاره سیاه، روابط پاریس با مستعمرات پیشین آن و همچنین چگونگی استقرار نظامیان فرانسوی در این قاره تضادهای فراوانی را آشکار میسازد. سارکوزی در شرایطی گسست دوران فرانس آفریک را اعلام میکند که نیروهای نظامی مجهز کشورش به پیچیدهترین جنگافزارهای مرگبار در بخش عظیمی از آفریقا حضور دارند و همچنان به شکلی گسترده از توان نقشآفرینی خود در بحرانهای سیاسی و نظامی این قاره استفاده میکنند. آخرین نمایش قدرت فرانسویان در آفریقا به زمانی دور باز نمیگردد. نیروهای نظامی فرانسه مستقر در پایگاههای نظامی این کشور مستقر در چاد در خلال درگیریهای داخلی این کشور که از اوایل ماه فوریه (نیمه بهمن ماه) شدت گرفته بود، به گونهای موثر و گسترده حضور داشتند و در کنار نیروهایدولتی علیه مخالفان سیاسی و نظامی وی وارد عمل شدند. «محمود و مبوج» هماهنگکننده مجمع غیرنظامیان و سازمان غیردولتی «شفافیت بینالملل» مستقر در سنگال در این زمینه خاطر نشان کرده است که بدون مداخله نظامی نیروهای فرانسوی در چاد حکومت «ادریس دبی اینتو» رئیسجمهوری این کشور سرنگون و وی به طور قطع از مسند قدرت سرنگون شده بود.
چاد تنها کشور آفریقایی نیست که زخم مداخله بیگانگان فرانسوی را بر پیکر خود دارد. ساحل عاج دیگر مستعمره پیشین فرانسه در آفریقا از زمان به قدرت رسیدن «لوران گباگو» به عنوان رئیسجمهوری این کشور در نوامبر سال 2004 میلادی روابطی پرتنش را با پاریس تجربه میکند. مخالفان گباگو که از حمایت پاریس برخوردارند تاکنون درگیریهای خونینی را در این کشور موجب شدهاند. نیروهای فرانسوی نیز در این میان با شدت عمل تمام بر ضد نیروهای دولتی وارد عمل شدند و در مواردی نقاط غیرنظامی «ابیجان» پایتخت ساحل عاج و همچنین تظاهرکنندگان هوادار رئیسجمهوری این کشور را از زمین و هوا بمباران کرده و تلفات سنگینی را به غیرنظامیان وارد کردند. با توجه به سنت سیاسی فرانسه در آفریقا که «مداخله نظامی هنگام اقتضای منافع این کشور» از محورهای تغییرناپذیر آن است، مواضع سارکوزی در تجدید - نظر در این سنت را باید با تاملی بیشتر نگریست. این امر با در نظر داشتن سخنان «هروه مورن» وزیر دفاع فرانسه بیشتر جلبنظر میکند. وزیر دفاع فرانسه تنها یک روز پس از ایراد سخنان سارکوزی در خصوص گسست از دوران فرانس آفریک و تجدیدنظر در قراردادهای نظامی پاریس با کشورهای آفریقایی گفت: بدون هیچگونه تردیدی حضور نظامی فرانسه در آفریقا ادامه خواهد یافت. در حقیقت وزیر دفاع فرانسه بخش کمتر بیان شده در سخنان رئیسجمهوری کشورش را توضیح داده است. سیاست نوین آفریقایی فرانسه به معنای پایان حضور نظامی پاریس در آفریقا نیست بلکه این کشور درصدد جست و جوی همپیمانان اروپایی و آفریقایی به منظور پیشبرد سیاستهای خود در قاره سیاه است. در حال حاضر 9 هزار نظامی فرانسه در برخی از مستعمرات پیشین این کشور در آفریقا مستقر هستند. پایگاههای نظامی فرانسه که همانند بخشی از خاک این کشور در قاره سیاه محسوب میشوند، در نقاط راهبردی نظامی و سیاسی آفریقا قرار دارند که امکان نقشآفرینی پاریس را در کوتاهترین زمان ممکن در این قاره فراهم میسازند. برخی از مهمترین پایگاههای نظامی فرانسه در مستعمرات پیشین این کشور در آفریقا عبارتند از:
پایگاه دریایی و هوایی جیبوتی واقع در شاخ آفریقا (شامل 2900 نظامی)، پایگاه نیروی زمینی در چاد (1500 نظامی)، پایگاه هوایی و زمینی در ابیجان پایتخت ساحلعاج (850 نظامی)، پایگاه هوایی و زمینی فرانسه در گابن (900 نظامی، پایگاه هوایی و زمینی در سنگال (1100 نظامی)، پایگاه زمینی مجهز به بالگردهای جنگی در آفریقای مرکزی (200 نظامی). از دیگر نکاتی که در مواضع رئیسجمهوری فرانسه و سیاست نوین آفریقایی این کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است، ماهیت و چگونگی امضای قراردادهای دوجانبه نظامی پاریس و کشورهای آفریقایی است. سارکوزی از برخی اصلاحات در این قراردادها سخن میگوید بیآنکه به ماهیت و چگونگی شرایط تنظیم این قراردادها اشارهای کرده باشد. قراردادهای همکاری دوجانبه نظامی بین فرانسه و مستعمرات پیشین این کشور در دوران استعمارزدایی از آفریقا و در دهه 1960 میلادی هنگامی به امضا رسید که کشورهای تازه به استقلال رسیده قاره سیاه بدون هیچگونه تجربه کشورداری و اداره امور سیاسی و نظامی و اقتصادی متولد شده بودند.
حدود نیم قرن پیش فرانسویان که ناگزیر به پذیرفتن استقلال مستعمرات پیشین خود شده بودند، قراردادهای نظامی دوجانبه را با این کشورها به گونهای تنظیم کردند که اجازه استقرار واحدهای ارتش خود و مداخله نظامی در کشورهای یاد شده را هر زمان که ضرورت اقتضا کند، داشته باشند. نکته جالب توجه آنکه سارکوزی در تشریح مواضع خود درخصوص سیاست به اصطلاح نوین آفریقایی کشورش هیچگاه از تجدیدنظر در ماهیت قراردادهای نظامی پاریس در آفریقا سخن نگفته است و جالبتر آنکه وزیر دفاع وی با تأکید بر ادامه حضور نظامی کشورش در آفریقا، از خواست پاریس برای برخورداری از مشارکت دیگر کشورهای آفریقایی و اروپایی در این زمینه سخن گفته است. در چنین شرایطی و با توجه به عملکرد ماه گذشته نظامیان فرانسوی در چاد و مشارکت نظامی پاریس در درگیریهای داخلی این کشور که همه در دوران سارکوزی و تنها چند هفته پیش از اعلام سیاست آفریقایی جدید وی صورت گرفته است، میتوان گفت که نباید تحولی اساسی در نگرش سنتی پاریس در قاره سیاه انتظار کشید. بدون تردید هر قراردادی پس از نیم قرن از زمان تدوین آن میتواند با بازنگری و برخی اصلاحات همراه شود بدون آنکه ماهیت آن تغییر کند. وضعیت کنونی فرانسه نیز این مهم را بیش از هر زمانی آشکار میسازد که پاریس دیگر نمیتواند با پرداخت هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی همانند ژاندارم قاره سیاه عمل کند و در عرصه نوین روابط بینالملل مولفههای اقتصادی و همکاریهای متوازن سیاسی باید بیش از پیش مدنظر قرار گیرند.
سفر سارکوزی به آفریقای جنوبی، کشور پیشرفته قاره سیاه و نگاهی به قراردادهای کلان اقتصادی که بین پاریس و کیپتاون در این سفر به امضا رسید میتواند تأییدی بر این مدعا تلقی شود. رئیسجمهوری فرانسه قراردادهای باارزشی را به ویژه در زمینه انرژی و ساخت نیروگاههای تولید برق در کیپتاون با همتای آفریقای خود «تابو امبکی» به امضا رساند و بر ضرورت حضور شرکتهای فرانسوی در آفریقا تأکید کرد. وی طراحی را به منظور فعالیت 2هزار شرکت بازرگانی با مشارکت فرانسه در آفریقا ارائه کرد که توان ایجاد300هزار فرصت شغلی جدید را به همراه داشته باشد. این طرح میتواند با سرمایهگذاری بیش از 10 میلیارد یورو و از سوی فرانسه در پنج سال آینده رقم بخورد. در نگاهی فراتر به همکاریهای اقتصادی پاریس و آفریقا و تاملی دیگر در سیاستهای نوین آفریقایی فرانسه شاید در عبارتی کلی بتوان گفت ابراز حضور در این قاره از نیم قرن پیش تاکنون از محور بودن سیاست ناوچههای توپدار به حضور پررنگتر اقتصادی متمایل گشته است. هر چند تاکنون هیچ سخنی از دوره پایان یافتن زبان زور و استفاده از قدرت نظامی در محرومترین قاره جهان از سوی مرفهترین کشورهای جهان به گوش نرسیده است.