نصرالله صادقزاده
جان بیلجر تحلیلگر و محقق انگلیسی می گوید طبق محاسباتی که انجام داده دلار امروز ارزش چندانی ندارد.
تأیید این نظریه بیلچر رامی توان به چند دلیل ثابت کرد 1-کسری موازنه تجاری امریکا که سال به سال بیشتر می شود و اینک به بیش از 600میلیارد دلار رسیده 2-قرضه ملی (داخلی) به میزان هشت تریلیون دلار 3-دلارهای نفتی سپرده شده کشورهای نفتی در بانک ها و مؤسسات امریکایی اگر اینها را از مجموع دارائی ها و طلاهای پشتوانه دلار کسر بکنند- دلار و صاحبانش ورشکسته هستند- به این جهت کارگردانان اقتصادی امریکا احساس خطر کرده اند از طرف دیگر بی اعتمادی جهان نسبت به حکومت امریکا که به نفرت جهانی مبدل شده و موجب بی اعتباری این کشور گردیده. دولتی که دلار متزلزل را وسیله تهدید و سیاست زورگویانه قرار داده که حتی صاحبان سپرده های خارجی و دلارهای نفتی را به مصادره تهدید می کند، به این امر اضافه کنید ضعف تولید کالاهای مصرفی صنعتی (بجز نظامی گری و تسلیحات) که مجبور است این کالاها را با قیمت ارزان تر از تولیداتش برای مصرف کنندگان امریکایی از خارج وارد کند عامل- مهم دیگری در تضعیف دلار و تشنج در موازنه پولی است. و یک عامل دیگری که زیاد به چشم نمی خورد ولی حقیقت دارد بی مصرف بودن دلار- در کشورهای فقیر و بعضی کشورهای جهان سوم است که هرقدر دلار در این کشورها به عنوان کمک و وام و غیره ریخته می شود بیشتر به فقر و گرسنگی و بیماری و درگیری های قومی و محلی منجر می شود (مانند قاره آفریقا) .اکنون قواعد بازی معاملاتی هم در جهان بهم خورده است.
بتدریج یورو، یوآن، روبل دارند قد علم می کنند تا در معاملات بین المللی به جای دلار قرار بگیرند- مقاومت یوآن چین با توجه به کسری موازنه 60میلیارد دلاری به نفع چین و افزایش ارزش تدریجی یورو و روبل روسی در مقابل دلار حکایت از پیدا شدن رقبای قدرتمند است براساس (هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد). بحران دلار یعنی بحران اقتصادی. اما راه چاره چیست آنهم در دنیایی که هر ثانیه تغییر می کند. آثار خطرناکی برای رفع بحران دلار یا به عقب انداختن رکود اقتصادی از هم اکنون در جهان مشاهده می شود، ایجاد بحران- جنگ توطئه. خلاصه فروش و به کارگیری تسلیحات جنگی از یک طرف و بازی نفت و انرژی برای مهار کردن اروپا، چین ، هند ازطرف دیگر. اما بد نیست بدانیم که قدرت دلار از چه زمانی شروع شد، دانستن این موضوع چندان مشکل نیست ازجنگ بین المللی دوم، با روی کارآمدن نازیسم و فاشیسم در اروپا، سرمایه داران و ثروتمندان احساس خطر کردند و با شروع جنگ و پیشرفت هیتلر، سرمایه ها و طلاهای اروپا به سوی امریکا سرازیر شد، و این کشور به دور از آتش جنگ آن ثروتها را برای شکوفایی و توسعه صنایع خود به کار انداخت و دلار پشتوانه محکمی برای جذب و جلب سرمایه گردید بخصوص این که نخبگان علم و دانش اروپا هم بتدریج به آن دیار مهاجرت و در خدمت تولید وصنعت آن کشور قرار گرفتند. هیتلر شکست خورد، اروپا به بازسازی مشغول شد، سرمایه ها و طلاها به تدریج به اروپا سرازیر گردید و امریکا برای اینکه اروپای جدید را وابسته به خود بکند طرح مارشال را راه انداخت. اروپا کم کم قد علم کرد تا اینکه امریکا متوجه شد که اروپا دارد رقیب خطرناکی می شود، تا اتحادیه اروپا به وجود آمد-زمانیکه مارک و فرانک و... وجود داشت خطری برای دلار محسوب نمی شدند از زمانی که اروپا واحد پول یورو را پذیرفت بتدریج در تجارت و معاملات جهانی جای خود را بازکرد و در برابر دلار قد علم نمود. امریکا که قبلاً این خطر را احساس کرده بود، برای تقویت پشتوانه دلار با قراردادی که با عربستان بست و بعد کشورهای نفت خیز عربی از او تبعیت کردند پول های نفتی افسانه ای به امریکا سرازیر شد و این دلارها هم در صنعت و تولید سرمایه گذاری می شد و دلار تقویت می گردید و مدتی این وضع ادامه داشت که می شود گفت تا 1978 با انقلاب ایران، زلزله روی داد، بلوکه کردن پول های نفتی ایران زنگ خطر را به گوش دولت های نفتی خاورمیانه به صدا درآورد و بعد از یک تزلزل موقت علاج را در این دید که جنگ راه بیاندازد هم ایران انقلابی را نابود کند هم در عراق پایگاهی بدست آورد و نفتش را هم صاحب شود اما، برنامه کار آن طور که می خواست پیش نرفت. صدام که خود را در تنگنا و فریب خورده دید به کویت حمله کرد- جنگ نفت شروع شد که موقتاً به نفع امریکا تمام شد و دلارهای نفتی این بار هم درست و به طور کامل به امریکا سرازیر شد. بازهم دلار قد علم کرد، اما جهان هم بتدریج عوض می شد، چین بحران فرهنگی مائو را پشت سر گذاشت و به تولید و تجارت جهانی روی آورد، اروپا کم کم در عین وابستگی به سرمایه داری امریکا با تقویت یورو دربرابر دلار قد علم کرد. روسیه بحران دگرگونی حکومتی را پشت سر گذاشت و به تولید روی آورد به خصوص در صدور تسلیحات و وسایل جنگی رقیب خطرناکی برای امریکا شد. در این برهه امریکا به فکر ادامه تجربه قبلی خود افتاد یعنی ایجاد جنگ، در منطقه نفتی، عراق صدام حسین را برای سه منظور انتخاب کرد، اول اینکه معاملات نفتی را با یورو انجام می داد، تصاحب چاه های نفت، حفظ امنیت اسرائیل و با تصرف عراق هم ایران متزلزل می شد و هم سوریه اما، امروز همه می بینیم عملاً همه چیز به هم ریخت، در ضمن چند سالی از چین غافل ماند تا اینکه اژدهای زرد قدعلم کرد و با تولیدات خود تا قلب امریکا پیش برود و برای امریکا و امریکائیها هیچ چاره ای نماند که فعلاً با این اژدها که دارد با معامله و تجارت و تولید خود دنیا را می بلعد کنار بیاید و هرقدر فشار بیاورد و تقاضا می کند که ارزش یوآن را قدری تکان بدهد نمی شود. تضاد سرمایه داری بین اروپا و امریکا هم کم کم دارد جدی می شود، تعرفه های گمرکی یارانه های کشاورزی، رجوع به دادگاه بین المللی، درمورد روسیه هم تا زمانی که این کشور دوره تحول ازساختار کمونیستی به بازار آزاد کنترل شده مشغول بود زمینه هایی را برای جدایی و محاصره این کشور فراهم ساخت. پایگاه اول خود را افغانستان قرار داد، چون از افراط گرایی طالبان چیزی نصیبش نشد، آن را هم مانند صدام که خود آورده بودند بردند و کم کم کشورهای قفقاز را با دلار و وعده، با انقلابات نارنجی، قرمز با کمک اروپا به طرف خود متمایل کردند.
اما تا امروز هیچیک از این اقدامات به کمک (دلار آمریکائی) که به اعتقادم بت و سمبل قدرت امریکای امپریالیسم است نیامد اینک بی اعتمادی مطلق به این کشور یا تغییر قواعد بازی کهنه شدن حقوق بشر، دفاع از آزادی، مبارزه با تروریسم که بدان وسیله کشورهای جهان را تهدید می کرد دارد تغییر می کند. ضعف دلار و احساس سقوط امپراطوری استکبار و عجز او در پیدا کردن راه نجات، امپریالیسم را خطرناک نموده، به نظرم همه کشورهای جهان باید احساس خطر بکنند و البته این هیولای زخم خورده اکنون خطرناک ترشده است، بت دلار دارد فرومی ریزد تنها چیزی که باقی می ماند سلاح های پیشرفته است که مدتی آن را نگاه می دارد، اکنون به دنبال بهانه و شکار دیگر است- و بهترین شکارگاه خاورمیانه است. بحران دلارهای نفتی با عدم امنیت در چاه های نفت دارد آشکار می شود، نتیجه اش بحران اقتصادی است بدتر ازسال .1929 به دنبال آن رکود، بیکاری، فقر، نابسامانی تبعیض نژادی و احتمالاً شورش های موضعی و فساد اخلاقی و این همان چیزی است که اقتصاددانان و حتی مردم جهان در انتظارش هستند تلاش وسیع دیپلماسی اخیر امریکا برای رفع بحران به نظر می رسد چندان مؤثر نیست- به قول معروف پاشنه آشیل امپریالیسم امروز ضعف دلار است و بعد سقوط آن و بدین ترتیب است که امپراطوریها متلاشی می شوند.