بحران فقر در اسرائیل
جامعه اسرائیل از بحران فقر رنج میبرد. در اسرائیل عوامل گوناگونی زمینهساز و تداوم بخش فقر است. از جمله متغیرهایی که بر موضوع فقر در این رژیم به ویژه در رابطه با جامعه یهودیان اسرائیل تأثیرات جدی دارند، موارد زیر را میتوان نام برد:
نرخ بیکاری بالا در بخشهایی از جامعه و ساختار ناموزون نیروی کار
شکاف طبقاتی درآمدها و توزیع ناعادلانه ثروتهای اجتماعی به همراه دستمزدهای پایین در مشاغل کارگری
الگوی زندگی طفیلی وار به همراه نرخ بالای فرزندزایی در یهودیان حریدی (یهودیان ارتدوکس افراطی)
اتکای به کمک هزینههای دولتی به عنوان فرهنگ حاکم بر ذهنیت فقیران یهودی
علاوه بر این موارد، بخشی از سیاستهای نژادپرستانه اقتصادی رژیم صهیونیستی در قبال اقلیت عرب 1948 میلادی نیز به فقر فزاینده در جامعه عرب کمک کرده است. در ذیل به بخشی از این سیاستها اشاره میشود:
مصادره اراضی و املاک اعراب 48: این امر به کاهش مساحت اراضی کشاورزی و مناطق عربنشین منجر شده است. ضمن این که امروزه اسرائیل با هدف یهودیسازی مناطق عربنشین داخل خط سبز (مناطق اشغالی 1948) به ویژه در منطقه عربنشین الجلیل (شمال) و نقب (در جنوب اسرائیل) به طور گستردهای شروع به مصادره املاک و اراضی ساکنان عرب این مناطق کرده است.
تخصیص نیافتن بودجه برای توسعه زیربنایی مناطق عربی
محرومیت سرمایهگذاران عرب 48 از تسهیلات و امکانات همتایان یهودی خود مانند وام، بخشودگی مالیاتی و کمکهای مالی بلاعوض
بیتوجهی وزارتخانههای علوم و کار به آموزشهای فنی و حرفهای در مناطق عرب نشین.
اسرائیل در رتبهبندیهای اقتصادی و اجتماعی جهانی جزو رژیمهای صنعتی و پیشرفته در بین کشورهای جهان به شمار میآید، اما واقعیت این است که درآمدها عادلانه بین یهودیان توزیع نشده است. علاوه بر آن سیاستهای نژادپرستانه اقتصادی این رژیم به شکاف میان بخشهای عربی و یهودی در اراضی اشغالی 1948 اموری چون مالکیت، درآمد و سطح زندگی انجامیده است.
آمار فقر
براساس تازهترین آمارهای منتشر شده از سوی سازمان تأمین ملی رژیم صهیونیستی، بیش از 4/1 میلیون نفر در این رژیم زیر خط فقر زندگی میکنند.
بر اساس گزارش سازمان تأمین ملی، در سال 2004 تعداد کسانی که زیر خط فقر زندگی میکنند تا 105 هزار نفر نسبت به سال قبل افزایش یافت که از این تعداد، 53 هزار نفر کودک و نوجوان بودند.
در همین حال، وزارت رفاه اسرائیل نیز اعلام کرد که در خلال سال 2004 نزدیک به 2/1 میلیون اسرائیلی فقیر برای دریافت کمک به این وزارتخانه رجوع کردهاند.
بر پایه گزارش این وزارتخانه، همچنین از میان هر 5 فرد کهنسال در رژیم صهیونیستی، 3 نفر در سال گذشته میلادی زیر خط فقر زندگی میکردند و از هر پنج نفر سالخورده، یک نفر از گرسنگی رنج میبرد. گزارش یاد شده میافزاید: تعداد فلسطینیان ساکن در سرزمینهای اشغالی سال 1948 که زیر خط فقر زندگی میکنند به نسبت سایر ساکنان این مناطق به مراتب زیادتر است.
توزیع طبقاتی فقر
با استناد به گزارش سال 1998 سازمان بیمه ملی اسرائیل، به نظر میرسد توزیع طبقاتی فقر به شرح زیر بوده است:
میانگین دستمزد ثروتمندترین قشر 10 درصدی جمعیت (دهک بالا) حدود 12 برابر بیشتر از میانگین دستمزدها در کمدرآمدترین قشر 10 درصدی جمعیت (دهک پایین) بوده است.
7/24 درصد از کل خانوادههای تک سرپرست به ویژه خانوادههایی که سرپرست آنها را زنان تشکیل میدهند زیر خط فقر قرار داشتهاند.
440 هزار کودک زیر خط فقر یا در آستانه فقر زندگی میکنند.
7/18 درصد از خانوارهایی که سرپرست آنها را کهنسالان تشکیل میدهند، زیر خط فقر زندگی میکردهاند.
35 درصد از خانوادههای پرجمعیت یعنی خانوادههای دارای 4 فرزند و بیشتر (عموماً این خانوادهها را یهودیان حریدی و عربهای اسرائیلی تشکیل میدهند) زیر خط فقر قرار دارند. امروزه زندگی فقیرانه و طفیلیوار، یک فرهنگ پذیرفته شده و رایج در بین یهودیان ارتدوکس افراطی است.
گروه دیگری از فقرا که فقر آنان را عوامل درونزا تشکیل میدهد، طبقات کارگری یهودیان شرقیتبار و ساکن در شهرهای در حال توسعهاند.
سیاستهای تبعیضآمیز دولتهای صهیونیستی طی دهههای گذشته بر ضد یهودیان شرقیتبار در بسیاری از زمینهها مانع از آن شد که آنان بتوانند همپای یهودیان اشکنازی و غربیتبار، تحرک اجتماعی صعودی داشته باشند و از لحاظ اقتصادی نیز جایگاه خوبی را در جامعه اسرائیل به دست آورند.
امروزه اسرائیل گر چه یک جامعه صنعتی و پیشرفته تلقی میشود، اما پدیده فقر در تار و پود حیات اجتماعی این رژیم تنیده شده و در سالهای اخیر روندی روزافزون را نشان میدهد. بحران اقتصادی در اسرائیل در دو بعد افزایش میزان تورم و بالا رفتن نرخ بیکاری بیش از سایر بخشها نمود یافته است.
یک مرکز آمار اسرائیلی به نام مرکز دموکراتیک، پژوهشی در خصوص میزان فقر و نابرابری اقتصادی در جامعه اسرائیل انجام داده و اعلام داشته که طی 25 سال اخیر، درصد فقر در اسرائیل حدود 25 درصد افزایش داشته است و در ازای هر یک نفر یهودی، سه شهروند عرب فقیر وجود دارد که 60 درصد از شهروندان اسرائیل را تشکیل میدهند.
وضعیت فقر در اسرائیل به ظاهر پیشرفته و صنعتی، بخشهای مهمی از جمعیت را در چنگال خود گرفتار کرده است. گروههای اجتماعی قابل توجهی گرفتار محرومیت مطلق و فقر مطلق میباشند، زیرا امکان تهیه ضروریات اساسی زندگی برایشان به شدت دشوار شده است. برخی از آمارها و دادههای مراکز پژوهشی از افزایش نرخ رشد فقر در مقایسه با نرخ رشد جمعیت را نشان میدهند.
علاوه بر موارد ذکر شده، انتفاضه و قیام ملت مظلوم فلسطین نیز به شدت به صنعت توریسم و گردشگری این رژیم ضربه وارد ساخته است و درآمد ملی این رژیم را کاهش داده است.
صنعت توریسم یک سوم درآمد ملی اسرائیل را تشکیل میداد. اما با انتفاضه الاقصی و مقاومت ملت فلسطین، این درآمد ملی کاهش یافته است. به عنوان مثال در سال 2000 میلادی قریب به 900 هزار جهانگرد از اسرائیل دیدار نمودند و 5/1 میلیارد بودجه به خزانه رژیم صهیونیستی واریز گردید. اما با شعله ور شدن انتفاضه و تداوم آن، طی شش ماه اول سال 2002، تنها 39 هزار نفر از اسرائیل دیدار کردند.
بحران فرهنگی ـ اجتماعی
بحران هویت یهودی، خودکشی، استفاده بیرویه از مواد مخدر و الکل به ویژه در بین جوانان، پدیده مهاجرت معکوس، اختلافات نژادی و زبانی و فرهنگی بین یهودیان که از اقصی نقاط جهان در فلسطین اشغالی گرد هم آمدهاند، وجود تبعیض طبقاتی و... به مشکلات و بحران فزاینده فرهنگی ـ اجتماعی در اسرائیل دامن زده است.
ناکام در کسب هویت
اروپا از چند دهه قبل برای آن که از شر فساد و اقدامات غیراخلاقی یهودیان به ویژه در زمینه اقتصاد خلاص شود به این نتیجه رسید که این جماعت باید یک دولت برای خود داشته باشد و در سرزمینی خارج از اروپا گردهم آیند. از این رو اعلامیه «بالفور» در سال 1917 میلادی با هدف رهایی اروپا از شر یهودیان و خارج کردن آنها از این منطقه جهان صادر و منتشر گردید و در نتیجه همراهی یهودیان و اروپاییها، فلسطین به اشغال یهودیان صهیونیست درآمد.
با انتشار این اعلامیه و با تلاش اروپا به ویژه انگلیس و آژانسهای یهودی در سراسر جهان، گروههای مختلف یهودی از بیش از 90 کشور جهان که به 80 قومیت وابسته بودند و به 70 زبان سخن میگفتند، وارد فلسطین شدند.
به عبارتی اجتماع یهودیان در دولتی صهیونیستی و در فلسطین مبتنی بر قواعد قومی و به دور از جنبههای دینی و همسو با خواست و نظر اروپا صورت گرفت.
یهودیانی که امروز در فلسطین اشغالی گردهم آمدهاند، از اختلافات شدید داخلی در جامعه خود رنج میبرند و این اختلافات در پایگاههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یهودیان انیویی، آلمان، هند، روس، اروپای شرقی و... مشهود است.
علاوه بر آن، اختلافات زیادی نیز بین یهودیان و اسرائیلیها وجود دارد. زیرا هر یهودی اسرائیلی است، اما هر اسرائیلی یهودی نیست.
«یوجین بیتار»، دانشمند سوئیسی، یهودیان معاصر را از یک نژاد و عنصر واحد نمیداند. برخی نیز معتقدند یهودیان اصلاً نمیتوانند یک قوم باشند، زیرا هرگز در سرزمینی مشخص اقامت نداشته، به یک زبان تکلم نمیکنند و هم نژاد نیستند.
ناکامیجامعه اسرائیل در کسب هویت واحد و یهودی در حوزه سیاسی نیز تأثیر داشته است. شارون در فروردین ماه سال جاری در اظهاراتی، به وجود بحران هویت برای اسرائیل اذعان کرده بود.
آریل شارون، نخستوزیر سابق اسرائیل در فروردین ماه امسال تأکید کرد که ضرورتاً اسرائیل باید دولتی یهودی باشد. شورای امنیت ملی اسرائیل نیز به طور همزمان طرحی پیشنهاد کرده است که به موجب آن، کسب تابعیت اسرائیلی برای غیریهودیان محدود خواهد شد.
اظهارات نخستوزیر سابق اسرائیل و طرح شورای امنیت ملی این رژیم نشان از بروز «بحران هویت» برای اسرائیل در سطح داخل و جامعه بینالملل دارد. نخست، اسرائیل میکوشد تا برای جلب حمایت همه یهودیان جهان، به این رژیم ماهیتی یهودی بخشد. دوم، گروههای یهودی ضدصهیونیسم عمدتاً در کشورهای غربی، با توجه به باورهای خود تشکیل دولتی یهودی در هر کجای جهان را رد کرده و اسرائیل را پدیدهای نامشروع میدانند. بر این اساس، برخلاف تبلیغات صهیونیسم، آنها یهودیان را از سفر به سرزمینهای اشغالی پرهیز میدهند که این امر تا حدودی بر روند مهاجرت معکوس در اسرائیل تأثیر گذاشته است.
سوم، براساس آمارهای جدید، میانگین رشد جمعیتی عربهای داخل سرزمینهای اشغالی 1948 رو به افزایش است، تا جایی که پیش بینی میشود تا سال 2020 میلادی نسبت 20 درصدی جمعیت عربها به 40 درصد افزایش یابد و در مقابل نسبت 80 درصدی کنونی یهودیان در همین سال به 60 درصد کاهش یابد؛ امری که موجبات نگرانی رهبران صهیونیسم را فراهم میکند.
چهارم، با توجه به این آمارها و تشکیل 40 درصد از جمعیت اسرائیل توسط اعراب، بدون شک هویت یهودی این رژیم را که سعی در تظاهر به آن دارد، زیر سؤال خواهد برد.
از این رو، اعمال محدودیتهای جدید در خصوص کسب تابعیت اسرائیلی اقدامیاست که ناظران و تحلیلگران آن را تلاش اسرائیل برای مقابله با «بحران هویت» به ویژه در بین یهودیان جهان و چالشهای آتی این رژیم در حوزههای امنیتی و جغرافیایی ارزیابی میکنند.
بحران هویت در جامعه یهودی اسرائیل به مشکلات و بروز ناهنجاریهای اجتماعی نیز در اسرائیل کمک کرده است و امروز این جامعه از انواع بیماریهای اجتماعی چون خودکشی، سرخوردگی، استفاده بیرویه از مواد مخدر، روسپیگری و فساد، بردگی مدرن (تجارت انسان) و. . . رنج میبرد.
به گزارش سازمان صهیونیستی تشخیص قربانیان حوادث اجتماعی (زاکا)، بیش از 92 صهیونیست از ابتدای سال جاری میلادی (2006) تاکنون اقدام به خودکشی کردهاند.
در این گزارش فقر، بیکاری، استفاده فزاینده از مواد مخدر و الکل از دلایل ارتکاب خودکشی در اسرائیل عنوان شده است. بیشترین ناهنجاریهای اجتماعی در میان قشر جوان یهودیانی است که به تازگی به سرزمینهای اشغالی فلسطین توسط سازمانهای صهیونیستی انتقال یافتهاند.
رژیم صهیونیستی و سازمانهای تابعه آن از جمله «آژانس ملی یهود» و «آژانس مهاجرت» با وعده رفاه اجتماعی بیشتر، به جذب یهودیان در سراسر دنیا اقدام میکنند، اما با ورود آنان به سرزمینهای اشغالی، یهودیان مهاجر با مشاهده واقعیتها و بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در این جامعه، تصمیم به خروج از اسرائیل میگیرند و بعضاً نیز با مخالفت و ممانعت روبرو میشوند. در این شرایط برای تأمین معاش خود نیز دست به ارتکاب جرم میزنند و با انواع بحرانهای روحی، عاطفی، سرخوردگی و بحران هویت روبرو میشوند.
بروز ناهنجاریهای اجتماعی با سرعت فزایندهای در درون جامعه اسرائیل سست بنیان، آن را با معضل بزرگی مواجه کرده است. رژیم صهیونیستی هنوز با بحران عدم مشروعیت و مقبولیت در دنیا به ویژه در منطقه خاورمیانه روبرو است و وجود معضلات و مشکلات اقتصادی و اجتماعی در جامعه اسرائیل نیز این رژیم را با سردرگمی بیشتر و بحران مدیریت روبرو ساخته است. رهبران اسرائیل اکنون در برابر معضلات با نوعی سردرگمی همراه با ناتوانی در کنترل آن مواجه اند.
تجارت روسپی در اسرائیل
بنا بر گزارشهای منتشر شده، اسرائیل جزو بزرگترین نقاطی است که تجارت روسپی در آن رونق فراوانی دارد. عمده روسپیهایی که در عشرتکدههای اسرائیل مشغول فعالیت هستند، عمدتاً از کشورهای مشترکالمنافع اتحاد جماهیر شوروی سابق یعنی ازبکستان، اوکراین، روسیه، مولداوی و قزاقستان قاچاق شدهاند.
فضاحت این وضعیت به حدی رسیده که کالین پاول، وزیر خارجه سابق آمریکا اعتراف کرد: اسرائیل در فهرست سیاه آمریکا از جای بد به جای بدتر سقوط کرده است.
«مناخیم آمیر»، کارشناس جرم شناس اسرائیلی هم تلآویو را از نظر میزان تجارت زنان روسپی در جهان، در مکان سوم قرار داد.
بردگی مدرن تجارت انسان در دوره معاصر
بردگی مدرن داستان تجارت انسان در دوره معاصر است. قاچاق انسان به ویژه زنان و کودکان در دنیای امروز یکی از پردرآمدترین جرایم سازمان یافته پس از مواد مخدر است. زنان و کودکانی که در اثر فقر، گرسنگی و وجود برخی از بحرانهای اجتماعی در کشورهای متبوع آنان، در دام باندهای قاچاق انسان و روسپیگری گرفتار شدند و در کشورها و رژیمهایی مانند اسرائیل مهاجرپذیر و تحت شرایط غیرانسانی و خشونت بار مجبور به ادامه زندگی ذلت بار هستند.
امروز 60 تن از مجرمین بزرگ اسرائیل دارای باندهای بینالمللی هستند. این مجرمین روابط حسنه ای با باندهای مواد مخدر در کلمبیا، هلند، آمریکا و... دارند.
اگر چه درباره میزان روسپیگری و قاچاق زنان و کودکان به اسرائیل هیچگونه آمار و ارقام رسمی وجود ندارد، اما اسرائیلیها معتقدند این پدیده، روز به روز در سالهای اخیر رایجتر و متداولتر شده است.
به گزارش روزنامه نیویورک تایمز، زنانی که از اروپای شرقی به اسرائیل قاچاق میشوند مانند بردههای دوران باستان در ازای 5000 الی 10000 دلار به دلالان تلآویو فروخته میشوند.
در کنار این ناهنجاریها و بحرانها، باید به فساد دستگاه حکومتی، همکاری پلیس اسرائیل با باندهای قاچاق انسان، پولشویی و دموکراسی مبتنی بر فساد در ساختار نهادهای حکومتی رژیم صهیونیستی، بحران جمعیتی و کاهش جمعیت اسرائیل و یهودی در مقایسه با رشد جمعیت فلسطینیان و اعراب 48، غارت اموال یهودیان توسط همکیشان و. . . اشاره کرد.
بر طبق آنچه گذشت، جامعه مهاجرپذیر اسرائیل به شدت از بیماریها و بحرانهای متعدد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی رنج میبرد. اما دولتمردان اسرائیلی سعی دارند تا بر وجود این بحرانها سرپوش بگذارند و جامعه اسرائیل را متمدن، پیشرفته و صنعتی به دنیا معرفی کنند. هر چند اسرائیل در رتبهبندیهای اقتصادی ـ اجتماعی جهانی جزو رژیمهای پیشرفته و صنعتی در بین کشورهای جهان به شمار میآید، اما ناعدالتی اجتماعی، اقتصادی، تبعیض طبقاتی، شکاف و اختلاف سطح درآمد بین یهودیان غربیتبار (اشکنازی) و یهودیان شرقیتبار (سفاردی) و همچنین بین یهودیان و اعراب 48 جدی و گسترده است.
سرانجام این که اسرائیل در کناره بحران سیاسی (بحران مشروعیت و مقبولیت در سطح جهان و در داخل سرزمینهای اشغالی)، با بحرانهای جدی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز روبروست و تا به امروز راهحل کارآمد و گام جدی برای رهایی از این وضعیت برنداشته است. به نظر میرسد حکومتهای صهیونیستی برنامه مشخص و مدونی برای حل این معضلات ندارند یا به دلیل چندپارگی جامعه یهودی و شکاف مشهود بین یهودیان اقصی نقاط جهان که در فلسطین اشغالی گردهم آمدهاند، حکومتهای صهیونیستی در حل این بحرانها ناتوان و سردرگم هستند.