تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۵۰۳۳۴

گروه سیاسى، حسین رضوى: کانون توحید و حسینیه ارشاد در شب‌هاى محرم امسال نیز شاهد سخنرانى چهره‌هاى فکرى ـ سیاسى جریان اصلاحات بودند. سخنرانى‌هایى که همچون همیشه بر پایه قرائتى دموکراتیک از اسلام، وجوه تفاوت و افتراق جریان‌هاى نواندیش دینى از طیف‌هاى بنیادگرا و سنتگرا را نشان مى‌داد. حسینیه ارشاد از سال‌هاى پیش از انقلاب چنین جایگاهى داشته و کانون توحید هم که وابسته به موسسه امیرالمومنین تحت مدیریت آیت‌الله موسوى اردبیلى است، در سال‌هاى اصلاحات و با سخنرانى‌هایى که جبهه مشارکت در مناسبت‌هاى مذهبى ماه‌هاى محرم و رمضان برپا مى‌کند، هویتى اصلاح‌طلبانه پیدا کرده است.
در کنار برنامه‌هایى که در شب‌هاى اخیر در این دو مکان برگزار شد، جلساتى هم صبح‌ها در منزل «هاشم صباغیان» عضو شوراى مرکزى نهضت آزادى برپا شد تا سخنرانان نواندیش دینى در روزگارى که حاشیه رفتنى دوباره را تجربه مى‌کنند، فعال بودن خویش را نشان داده باشند. خلاصه‌اى از این سخنرانى‌ها را در این صفحه مى‌خوانید. برگزارکننده مراسم کانون توحید جبهه مشارکت منطقه تهران بود. شوراى تهران دفتر تحکیم وحدت به همراه سازمان ادوار دفتر تحکیم برگزارکننده مراسم حسینیه ارشاد بودند و جلسات منزل صباغیان هم از سوى نهضت آزادى برپا شده بود.
«خشونت عشق» از نگاه ملکیان
«مصطفى ملکیان» از چهره‌هاى شاخص جریان نواندیشى دینى از سخنرانان مراسم حسینیه ارشاد بود. این پژوهشگر و استاد دانشگاه که عنوان سخنرانى‌اش را «خشونت عشق» انتخاب کرده بود، در سخنانش وجه تمایز خشونت مبتنى بر عشق و خشونت مبتنى بر نفرت را توضیح داد تا حرفى متناسب با تقویت جریان‌هاى افراطى در جهان اسلام گفته باشد: «خشونت عشق متوجه خود انسان است و خشونت نفرت متوجه دیگران. در اوضاع و احوال کنونى جهان، خشونت عشق جاى خود را به خشونت نفرت سپرده و همه ما با درجات مختلف قربانى خشونت هستیم.»
وى گفته‌اش را به شهادت امام حسین و یارانش در عاشورا پیوند داد و گفت: «شهادت یعنى در راه عقیده کشته شدن و این یعنى اوج خشونت عشق. گذشتن از ثروت، قدرت، جاه، مقام، شهرت و محبوبیت خود براى بهروزى دیگران، اوج خشونت عشق است و اگر من عاشق انسان‌هاى دیگر باشم، زندگى براى من زندگى خشنى خواهد بود.»
وى با اشاره به «تناقض‌هاى معنویت»، با «بیان اینکه این تناقض‌ها براى کسانى که معنوى و عاشق نیستند، تناقض است در حالى که براى انسان‌هاى عاشق تناقض نیست»، اظهار داشت: «یکى از مهمترین این تناقض‌ها صلح با شمشیر است، یعنى انسان معنوى در مرحله‌اى از زندگى احساس مى‌کند آرامش با شمشیر ایجاد مى‌شود. تناقض دیگر این است که تا زندگى را از دست ندهى، آن را به دست نمى‌آورى یعنى زندگى بدون مردن امکان‌پذیر نیست.»
وى افزود: «ابلهان نوعى فرزانگى دارند، این تناقض دیگرى است که موجب شده بسیارى از فیلسوفان از سادگى ساده‌لوحان و فرزانگى آنها سود جویند، قوت ضعف‌ها نیز تناقض دیگرى است، یعنى بسیارى از ضعف‌هاى انسان قوت اوست و نبودنش یک ضعف است، خشونت عشق نیز تناقضى است که من آن را تنها راه رسیدن به یک انسان کامل و جامعه شادمانه مى‌دانم.» ملکیان ادامه داد: «با رسیدن به مرحله خشونت عشق، انسان آهسته آهسته در دلش فرد دیگرى مى‌شود و جامعه، جامعه شادمان با روان‌هاى آسوده مى‌شود یعنى در درون فرد، انسان جدیدى زایش مى‌کند و انسان به سادگى دوران کودکى خود برمى‌گردد.»
این استاد دانشگاه در پایان سخنانش تصریح کرد: «خشونت نفرت همیشه معطوف به انسان‌هاى دیگر است، در نفرت، خشونت معطوف دیگران مى‌شود تا خود فرد دستخوش خشونت نشود، اینکه من انسان‌ها را مطابق میل و عقیده خود بسازم و مردم باید خادم من باشند، پدیده‌اى رایج از این خشونت است.»
کدیور از اصلاح‌طلبى حسین گفت
کدیور در این شب‌ها سه سخنرانى داشت. وى در کانون توحید با عنوان «بازخوانى اسلام حسینى» سخنرانى کرد. به گزارش خبرنگار آفتاب محسن کدیور در خصوص دلیل انتخاب این عنوان گفت: «آنچه که امروز به عنوان اسلام حسینى مطرح مى‌شود با آنچه که در ۱۴ قرن پیش وجود داشته تفاوت‌هاى فراوانى دارد از این رو ما نیاز به بازخوانى آن داریم همانطور که شریعتى ابعاد فروخفته نهضت کربلا را عیان ساخت و مطهرى با پیش کشیدن تحریف قیام امام حسین لایه‌هاى دیگرى از این قیام را مورد بررسى قرار داد و هر دو آنها نسبت به این مسئله حساس بودند.»
این پژوهشگر دینى معتقد است: «محور کار امام حسین اصلاح‌طلبى توأم با خشونت نبود و وى در زمان خودش همه راه‌ها را آزمود و وقتى به نتیجه نرسید به قیام روى آورد. چرا که در دین حسینى جنگیدن هنر نیست، دفاع کردن وظیفه است. کدیور با تاکید بر اینکه جوهر قیام امام حسین اسلام‌خواهى بود گفت: حسین یک دین‌خواه بود و اساس کار وى احیاى دین بود و از قیام حسین نمى‌توان قرائت سکولار داشت و آنچه که در قیام حسین موضوعیت دارد حضور دین در عرصه عمومى‌ بود و مشکل وى سلب ارزش‌هاى دینى در عرصه عمومى‌ از سوى حکومت جابر بود.» وى با تصریح اینکه درد اول مسلمان حسینى درد دین است گفت: «دین صرفاً عدالت نیست، هویت ما دین ما و هویت حسینى اسلام است.»
کدیور امر به معروف و نهى از منکر را مسئله عمومى‌ دانست و ادامه داد: «اسلام حسینى اسلام سیاسى است و مسلمان حسینى، کسى است که از خود حساسیت نشان دهد و آنکه پیرو حسین است تابع اسلام دیگرى نیست. حسین حق نظارت و ارزیابى حکومت توسط مردم را به رسمیت مى‌شناخت و خود عملاً حکومت را ارزیابى مى‌کرد.» وى بر این اساس گفت: «نخبگان باید پیشتاز جامعه در امر به معروف و نهى از منکر باشند.» کدیور در سخنرانى خود در حسینیه ارشاد نیز در اظهاراتى مشابه گفت: «اگر اهداف حسینى(ع) تشریح شود، بسیارى از کسانى که به عوام‌فریبى دینى مى‌پردازند، محلى از اعراب نخواهند داشت.»
وى یکى از اهداف امام حسین(ع) را «اصلاح دین در زمان خودش و اصلاح امت پیامبر(ص)» عنوان کرد و گفت: «امام حسین(ع) قیامش را به عنوان اصلاح‌طلبى آغاز کرد که مى‌خواهد انحرافات جامعه را که در آن دین در طول زمان گسترش توده‌اى داشته و از عمق آن کاسته شده بود، زائل کند.»کدیور که تحت عنوان «بازخوانى امامت در پرتو نهضت حسینى» سخن مى‌گفت، وى در ادامه سخنان خود تصریح کرد: «دغدغه حسین(ع) دین در عرصه عمومى‌ جامعه بود، ملاک او اصلاح آدمیان در راستاى عشق به خدا بود در حالى که هنوز هم در مواردى شاهد ادامه بى‌عدالتى تحت نام دین به ویژه نسبت به انسان‌هاى معترض و منتقد هستیم. امام على(ع) مى‌گفت، تا زمانى که مخالف من دست به اسلحه نبرده ولو دشنام هم بدهد، آزاد است.»
ارزیابى علوى‌تبار از جدال دو نگاه متفاوت به دین
«علیرضا علوى تبار» نخستین سخنران مراسم ۵ شب کانون توحید بود. این استاد دانشگاه در سخنان خود با عنوان «دین شناسى و امامت» تاکید کرد: «شهادت در کربلا گذار از یک موقعیت ایمانى به یک موقعیت دیگر است که فقط خاصه امامان و بندگان مقرب خداوند است و عاشورا حاصل دو نگاه متفاوت از دین است که این نگاه ظاهرا درگیرى تاریخى است و باید ببینیم که در کجاى این دعواى تاریخى قرار داریم؟» این محقق اظهار داشت: «فهم کامل پیام انبیا و دعوت موفق به دیندارى فقط از کسى بر مى‌آید که از جنس انبیا باشد چرا که مردم فقط با استدلال به دین روى نمى‌آورند و این افراد نیز در اقلیت اند.»
وى معتقد است که امام در اعتقاد شیعه کسى است که عنصرى از توجه ویژه خداوند را به همراه داشته باشد و با این دیدگاه مى‌توان گفت که با عقلانیت مدرن مى‌توان از امامت دفاع کرد. علوى تبار ادامه داد: «وظیفه ما این است که دین را عصرى کنیم و هم عصرمان را دینى کنیم به این معنا که دین را به گونه‌اى‌ بفهمیم که با نگاه علمى ‌و فلسفى این عصر تناسب داشته باشد و از سوى دیگر با گسترش رفتارهاى اصیل دینى زمان خود را دینى کنیم.»
وى تصریح کرد: «وظیفه مومنانى که در مقام امامت نیستند این است که به میزان ایمان شناخت و فهم دین بپردازند و از آنجا که در زمان غیبت امام هیچ فهمى‌از دین کامل نیست نمى‌توان قانونى را براساس فهم مقطعى از دین ابدى دانست و باید براساس شرایط زمان امکان تغییر در قوانین وجود داشته باشد. که البته با مکانیسم‌هاى خاص خود امکان پذیر است.»
شکاف میان عاشوراى حسینى و عاشوراى شیعى به روایت کاملان
آنچه علوى تبار درباره جدال دو نگاه متفاوت به دین گفت، «محمدصادق کاملان در سخنرانى اش با عنوان «از عاشوراى حسینى تا عاشوراى شیعى» به شکلى آشکارتر باز گفت. این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در سخنانش در کانون توحید علت انتخاب عنوان این جلسه را «بررسى تفاوت تفسیر واقعه عاشوراى حسینى در ۱۰ محرم سال ۶۱ هجرى و اینکه امروز این واقعه در میان شیعیان چگونه تعبیر مى‌شود»، ذکر کرد.
وى در مقام توضیح اظهار داشت: «حادثه عاشوراى سال ۶۱ هجرى بعد از ۵۰ سال از وفات رسول اکرم در گوشه‌اى از مملکت اسلامى ‌آن زمان در سرزمینى به نام نینوا رخ داد که پس از آن دشمن سعى در خاموش کردن این واقعه و از بین بردن آثارش از جمله معدوم کردن قبر حسین بن على را داشت.
اما با یارى خداوند دشمن نتوانست نور حسینى را خاموش کند ولى متاسفانه برخى از شیعیان این هنر را داشتند که این حادثه را از واقعیت تهى کنند و حسین به گونه‌اى‌ تفسیر شد که حسین شهادت به حسین مرثیه و سرور آزادگان به نماد مظلومیت تبدیل شد به گونه‌اى‌ که در شهر قم که بزرگترین حوزه جهان تشیع در آن قرار دارد شهردارى این شهر در پلاکاردهاى بزرگى نوشته است «غریب مادر حسین»، که این نشان از این دارد که بعد مظلومیت حسین(ع) بر دیگر ابعاد شخصیت ایشان سبقت گرفته است.»
آقاجرى مقابله دو گفتمان دینى در کربلا را تصویر کرد
«سیدهاشم آقاجرى» اما پرکارترین سخنران این روزها بوده است. این استاد دانشگاه تربیت مدرس در سخنرانى نخستش که در کانون توحید انجام شد، با عنوان «شهادت پارادوکس میان مرگ و زندگى» سخن گفت. آقاجرى که به مدافع شریعتى در میان اعضاى سازمان مجاهدین انقلاب نسبت به دیگران مشهورتر است، در سخنانش نیز از او گفت: «برخى به شریعتى انتقاد مى‌کنند که چرا وى مرگ اندیش است و اینکه چرا شهادت را دعوتى براى همه عصرها و نسل‌ها مى‌داند در حالى که باید در پاسخ به آنها گفت: شریعتى در عبارت «اگر مى‌توانى بمیران و اگر نمى‌توانى بمیر» نوعى از مرگ را تعریف کرده است که در فرهنگ ما شهادت نامیده شده است ولى در عین حال مسئله مرگ بى‌ربط با زندگى نیست چرا که انسان از روز اول در تاریخ اسطوره‌اى با مسئله مرگ و به عبارت دقیق‌تر با مرگ دست به گریبان است.
زندگى آدم به نوعى با راز مرگ و حس جاودانگى او گره خورده است. وى با بیان اینکه «مرگ دو وجهه دارد که یک سوى آن رازى است ناگشودنى»، گفت: «پیامبران و کتاب‌هاى دینى ما تصویرى مجازى از مرگ به ما ارائه دادند و ما نمى‌دانیم آن بعد ناگشودنى مرگ چیست؟ و خداوند در قرآن مى‌فرماید که ما مرگ و حیات را خلق کرده‌ایم تا شما را بیازماییم تا معلوم شود کدامیک از شما بهترین عمل را انجام مى‌دهد؟ در تلقى‌هاى عادى، مرگ و زندگى عین هم هستند اما ادیان الهى خواستند این پارادوکس را براى ما حل کنند و با نادیده گرفتن مرگ این تناقض از بین نمى‌رود.»
وى ادامه داد: «مرگ و زندگى آنگاه به پارادوکس مى‌رسند که دو مفهوم در مقابل هم قرار بگیرند. در روز عاشورا این تناقض ایجاد شد که یک طرف آن زندگى در ذلت و تن به تبعیت اجبارى دادن بود و طرف دیگر مرگ که حسین با شهادت خود آن پارادوکس را حل کرد. حسین وقتى از مدینه حرکت کرد هدفش مرگ نبود هدفش زندگى بود. چرا که شهادت مرگ اندیشى نیست و حسین قبل از اینکه شهید شود آماده بود زندگى را براى مردم بیاورد و زمانى که قرار شد یا زندگى با ذلت را بپذیرد و یا مرگ را گفت «هیهات منا الذله» و شهادت را پذیرفت.»
آقاجرى اما در حسینیه ارشاد سیاسى‌تر سخن گفت. وى در سخنانش گفت: «در زمانه‌اى هستیم که مخالفان و دشمنان که اساساً انگیزه‌هاى سیاسى دارند، مى‌کوشند چهره زشت و کریهى از مقدمات ما ترسیم کنند، هرچند این دو جماعت در مقاصد و اهداف با یکدیگر متفاوتند اما با یک مقدمه یکسان آغاز مى‌کنند.» آقاجرى ادامه داد: «اینکه برخى مطبوعات اروپایى به نام آزادى روزنامه‌نگارى دست به زشت‌ترین اهانت‌ها به پیامبر اسلام(ص) مى‌زنند، به این دلیل است که پیش از آنها کسانى به نام مسلمان و در کسوت رسمى ‌سخنگویان دین کوشیده‌اند ترور، سرکوب را به نام دین تئوریزه کنند.
اکنون به دلیل این حملات ناجوانمردانه و تحریف‌هاى آشکار از درون و برون، ما و نسل جوانمان نیاز بیشترى به شناخت علمى ‌پیامبر(ص) و اسلام و اهل بیت داریم و تنها با چنین معرفتى است که تزویر مزدوران به نام دین و تحریف دشمنان علیه دین کارگر نمى‌افتد و نسل جوان ما مى‌تواند در پشت این پوستین وارونه گوهر اسلام ناب را دریابد.» آقاجرى همچنین طى سخنانى با عنوان «عاشورا ولایت رهایى بخش» در مراسم عاشوراى حسینى در منزل صباغیان گفت: «اگر بخواهیم در جوهره عاشورا راه بیابیم و معنا و مفهوم عاشورا را رمز گشایى کنیم، باید آن را در بستر تاریخى خود قرار دهیم تا این رویداد، واقعیت خود را بر ما مشکوف کند.»
وى ادامه داد: «عاشورا برخورد ناگهانى میان دو نفر یعنى یزید و حسین نبود بلکه نتیجه مواجهه دو گفتمان، دو ایدئولوژى و دو ساختار بود. ایدئولوژى و ساختارى که یکى از نتایج سیاه آن را در ۱۰ محرم سال ۶۱ هجرى دیدیم گفتمان و ساختارى بود که نه فقط فاجعه کربلا را آفرید بلکه هم پیش و هم پس از عاشورا فجایع ننگین دیگرى را در تاریخ به نام خود ثبت کرد.»
مبانى دینى نافرمانى مدنى در نظر یزدى
«ابراهیم یزدى» دبیرکل نهضت آزادى هم در منزل صباغیان به مناسبت تاسوعا سخن گفت. وى در سخنانش از «نافرمانى مدنى» گفت و مبانى دینى آن را برشمرد. یزدى گفت: «اولین اثر نافرمانى مدنى این است که جامعه بى‌تفاوت را از بى‌تفاوتى خارج مى‌کند، چراکه اگر اعتراضات و فریادهاى اپوزیسیون نباشد جامعه نمى‌فهمد کجا مى‌رود و لذا به سمت سقوط پیش خواهد رفت.»
وى در مقام تبیین دینى نافرمانى مدنى «مسرفین، مفسدین، مکذبین، کافران، منافقان و کسانى که از روى هواى نفس گام‌هاى شیطان را پیروى مى‌کنند»، کسانى دانست که براساس فرامین اسلامى‌نباید از آنها اطاعت کرد. وى با بیان اینکه «عمل امام حسین(ع) شلاقى بود بر وجدان‌هاى خفته زمان خود»، گفت: «عمل امام حسین پس از واقعه کربلا نیز تاثیرگذار بود و این همان معناى کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا است.»
هشدار ایازى درباره مسخ هدفدار شیعه
«عاشورا؛ حماسه یا تراژدى» عنوان سخنرانى «محمد على ایازى» در حسینیه ارشاد بود. این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در سخنانش گفت: «عده‌اى مى‌خواهند عاشورا را مسخ کنند تا شیعه را به عنوان یک جریان پویا از کار بیندازند و از این مسئله در جهت تثبیت قدرت و ممانعت از نقد خود بهره گیرند که ما باید مانع آنها شویم.» وى توضیح داد: «جریانى در توصیف حادثه عاشورا و دلایل رخداد کربلا مى‌گوید امام حسین(ع) هدفى نداشته است یا اگر هدفى داشته، ما اطلاعى از آن نداریم. این جریان از آنجا که براى رفتارهاى ائمه یک حقیقت ماورایى توصیف مى‌کند، ائمه را از سطح الگو بودن به درجه‌اى که دست‌نیافتنى است، تنزل مى‌دهند و مى‌گویند ما دلایل قیام را نمى‌دانیم.»
وى ادامه داد: «امروز در سراسر کشورهایى که شیعیان در آن زندگى مى‌کنند شور و احساسات در عزادارى‌ها به وجود مى‌آید اما از این موقعیت در جهت آرمان امام حسین(ع) استفاده نمى‌شود. ما در اوایل انقلاب اسلامى‌شاهد تحولى جدى در مجالس و محافل عزادارى‌ها بودیم که متاسفانه در ۱۵ سال اخیر برخى حرکتى را آغاز کرده‌اند که حتى رگ و ریشه‌هاى قبلى که در آغاز به وجود آمده بود، تغییر پیدا مى‌کنند و امروز اشعارى را که پیام‌هاى کربلا را داشته باشد، کمتر مى‌بینیم و از رسانه‌ها همان فرهنگ هدف‌کشى توصیف و ترسیم مى‌شود.»
صلح‌طلبى امام حسین
«عمادالدین باقى» روزنامه نگار و پژوهشگر هم طى سخنانى در حسینیه ارشاد از اندیشه‌هاى صلح‌طلبانه امام حسین گفت. وى توضیح داد: «عظمت امام حسین(ع) به این نیست که در پیکارى نابرابر به شهادت رسید بلکه عظمت امام حسین به انسان گرایى و عقلانیت حرکت او است.» در حالى که اغلب وجوه نبرد امام سوم شیعیان در عزادارى‌ها برجسته مى‌شود، باقى گفت: مهم‌ترین ویژگى امام حسین، صلح‌طلبى او است.
وى توضیح داد: «امامان ما به طور ذاتى با جنگ مخالفند، خود آغاز گر جنگ نیستند و سعى مى‌کنند با تمام قوا از وقوع جنگ پیشگیرى کنند اما اگر جنگى به آنها تحمیل شد، ذلت را نمى‌پذیرند و شهادت‌طلبانه مى‌رزمند به گونه‌اى‌ که تاریخ را تحت تاثیر خود قرار مى‌دهند. مشکل ما این است که تاریخ را به گونه‌اى‌ که دلمان مى‌خواهد تفسیر و تحریف مى‌کنیم و بعد براساس آن نماد خود ساخته و استراتژى سیاسى ترسیم مى‌کنیم و این گفتمان مبناى تفکر یک جنگ قرار مى‌گیرد در حالى که اصل تفسیر، محل مناقشه است.»
باقى خاطرنشان کرد: «امام حسین(ع) اصل موازنه قوا را به خوبى مى‌فهمید، به آن پایبند بود و براساس آن عمل مى‌کرد لذا در جایى که برابرى قوا وجود ندارد، جنگ را عقلانى، انسانى، الهى و خدا پسندانه نمى‌داند، در جهانى که هیچ موازنه قوایى وجود ندارد، صرف‌نظر از اینکه در این چالش چه کسانى درست مى‌گویند یا غلط، نباید وارد کارزار شد. اینکه در شرایط نابرابر بخواهیم وارد جنگ شویم و جهان را علیه خود بسیج کنیم، با حرکت امامان ما همخوانى ندارد. نمى‌توان انسان را خلیفه خدا بر روى زمین دانست و برایش کرامت ذاتى قائل بود اما به راحتى در جنگ جانش را پایمال کرد.» وى در پایان ابراز امیدوارى کرد که عده‌اى نتوانند از فرهنگ عاشورا براى سیاست‌ها و تدابیر نابخردانه خود استفاده کنند.
فلسفه شهادت در سخنان اشکورى
«حسن یوسفى اشکورى» از روحانیون جریان ملى ـ مذهبى هم طى سخنانى در حسینیه ارشاد با موضوع «نگاهى دوباره به فلسفه شهادت» سخنرانى کرد. وى گفت: «حادثه عاشورا با شهید و شهادت عجین است. این واژه چنان که تاریخ گواهى مى‌دهد بعد از واقعه عاشورا در میان شیعیان اعم از زیدیه، اسماعیلیه و دوازده امامى ‌مطرح مى‌شود و در شاخه‌هاى مختلف تشیع به عنوان یک اندیشه و یک اصل جا مى‌افتد. بعد از مشروطیت و شروع مبارزات آزادى‌خواهانه و عدالت‌طلبانه این واژه به نوعى احیا شد و به شکل سازنده ترى در ذهن و عمل مردم به جریان افتاد.
بعد از سال‌هاى ۴۹ و ۵۱ از سویى به علت مبارزات مسلحانه، زندان‌ها، شکنجه‌ها و شهادت‌هایى که در زندان‌هاى رژیم گذشته پدید آمد و از سوى دیگر به علت بیانات شریعتى در دمیدن روح تازه به این واژه‌ها با اندیشه خلاق و ادبیات پرشور و عمیق، کلمه شهادت مفهوم تازه‌اى یافت و در دهه ۵۰ این اندیشه موتور حرکت مبارزات انقلابیون آزادى‌خواه و عدالت‌طلب شد و در سال ۵۷ و هشت سال جبهه و جنگ به شکل بى‌سابقه‌اى بر ذهن و زبان مردم جارى شد.»
وى افزود: «در سال‌هاى اخیر به دلیل شرایط سیاسى، اجتماعى و فرهنگى این واژه براى عده‌اى موجب سوء استفاده شد، در حالى که در مقابل براى عده‌اى این مفهوم زیر سئوال رفت، به گونه‌اى‌ که آنها بر این مفهوم انتقادهاى سیاسى، معرفتى و اجتماعى را وارد کردند.» این پژوهشگر دینى ادامه داد: «اگر کسى آگاه نباشد که چه مى‌کند و نسبت به انتخابى که مى‌کند، ایمان و معرفت نداشته باشد، جهاد، صدقه و عزادارى‌اش اهمیت ندارد زیرا اساس دین، آگاهى و معرفت است البته اگر خودآگاه باشد اما اگر کس دیگرى برایش انتخاب کرده و او به اکراه آن را انجام دهد، باز ارزشى ندارد.»
وى خاطرنشان کرد: «ما گاهى با اسراف این واژه را در مواردى غیر از موارد لازم به کار مى‌بریم و به هر کس به هر شکلى که کشته شده باشد، لقب شهید مى‌دهیم البته به شرطى که از دسته، فرقه و گروه ما و طرفدار و مبلغ ما باشد.»
رحمانى از نیاز به بازسازى عاشورا گفت
«تقى رحمانى» دیگر فعال ملى ـ مذهبى بود که در حسینیه ارشاد سخنرانى کرد. وى در سخنانش با عنوان «عاشورا، هم اسطوره، هم تاریخ» گفت: «۱۸۰ سال است که ما در شوق رسیدن به آزادى و عدالت تلاش مى‌کنیم اما چندان در این راه کامیاب نشده ایم، چرا که روشنفکران و جریانات مذهبى ما زور و پول کافى براى تحقق آزادى و دموکراسى را ندارند و همچنان در تعارض حرف و عمل قرار گرفته اند.»این فعال ملى ـ مذهبى افزود: «سنتز مطلوب براى عاشورا، ایثار، مسئولیت و شهادت دادن به ترقى، آزادى و عدالت با فرهنگ مذهبى است. بینش عاشورا آگاهى، ایثار، عشق و شهادت است نه انتحار و جهان را به جنگ فراخواندن. دین با شمشیر نمى‌ماند بلکه با عشق مى‌ماند، ما امروز نیاز به سنتز عاشورایى داریم.»
رحمانى گفت: «ما مسیرها را براى رسیدن به آزادى و دموکراسى با کمک عاشورا آمده‌ایم، پس لازم است امروز سنتزى را خلق کنیم که عاشورا باز به کار بیاید و اگر ما این کار را نکنیم، دیگران عاشورا را به کار خواهند گرفت. ما باید عاشورا را براساس آزادى، عدالت و ترقى بازسازى کنیم تا موفق شویم.» وى گفت: «متاسفانه امروز گویى برخى با طالبان براى ترویج اسلام خشونت‌طلب رقابت گذاشته‌اند. کسى که در حکومت است باید تفکر عاشورایى داشته باشد و نه رفتار عاشورایى و به آن وسیله با یک اقلیت ضعیف در جامعه به مقابله برخیزد.»
تذکر طالقانى درباره آموزه‌هاى فرهنگى عاشورا
«اعظم طالقانى» دبیرکل جامعه زنان انقلاب اسلامى ‌نیز در حسینیه ارشاد گفت: «هرچه حسین(ع)، یاران و فرد فرد خانواده او در هر شرایطى گفته‌اند مى‌تواند براى ما اسوه قرار گیرد. نسل جوان و به ویژه دانشجویان اگر مى‌خواهند تجربه تاریخى و موضع‌گیرى‌هاى صریح و به موقعى داشته باشند، تاریخ اسلام را مطالعه کنند تا به شناخت عمیق ترى برسند.»
اعظم طالقانى با بیان این که «آموزه‌هاى بسیارى در حرکت فرهنگى عاشورا وجود دارد»، ادامه داد: امام حسین(ع) در این حرکت نشان داد که باید با هر کسى و در هر موقعیتى چطور برخورد کرد، این درس بسیار بزرگى است. ایشان در این حرکت همچنین مشارکت همگانى را به همراه داشت. امام حسین(ع) در ارزیابى از حکومت وقت به این نتیجه مى‌رسد که با شیوه‌هایى که حکومت دارد باید حرکت جدى‌ترى انجام دهد و وقتى براى او پیام مى‌رسد که باید حاکمیت را بپذیرد، با پیشینه‌اى که از روش یزید دارد نمى‌تواند سازش کند، او تربیت شده مکتب اسلام است و دلیلى ندارد که با هرکسى بیعت کند.
پیام زینب براى زنان از نگاه داوودى
«فریبا داوودى مهاجر» دیگر زن سخنران در حسینیه ارشاد بود. دبیرکل انجمن روزنامه‌نگاران جوان در سخنانش گفت: «پیام زینب(س) براى زنان ما مسئولیت اجتماعى و نه پرده‌نشینى و خانه‌نشینى است، باید براى مردان و به خصوص زنانى که پیام مبارزه را به ما رسانده اند اما در صفحات تاریخ از آنها یادى نمى‌شود، درود فرستاد.» وى همچنین گفت: «در دورانى که خلفا به نام دین، اسلام، امیرالمومنان و جانشین خدا در زمین حکومت مى‌کردند و کشته شدگان را وعده بهشت مى‌دادند، حسین(ع) قیام کرد تا یزیدیان در هیچ عصرى نتوانند با پوشش اسلام جاهلیت را زنده کنند.»
ریشه‌هاى جریان افراطى از منظر آرمین
«محسن آرمین» سخنگوى سازمان مجاهدین انقلاب هم از سخنرانان کانون توحید بود. وى در شب پایانى این جلسات با موضوع «ریشه‌هاى رادیکالیسم در تفسیر قرآنى معاصر» سخنرانى کرد و به بیان سیرى از برخوردهاى متفکران اسلام در کشورهاى بزرگ اسلامى‌با جهان غرب و مظاهر آن پرداخت. آرمین در سخنانش گفت که گروه‌هاى افراطى دینى مانند التکفیر و الهجره در مصر و برخى تفکرات رادیکالى و پس از آن شیوع حرکت‌هاى سلفى رادیکال مانند القاعده به نوعى متاثر از سید قطب بوده است. وى از برخى تفکرات رادیکالى معاصر در ایران انتقاد و آنها را نوعى عامیانه و پوپولیستى از رادیکالیسم در جهان اسلام ارزیابى کرد.
آرمین در بخش پرسش و پاسخ درباره تاثیرات تفکرات افراطى در انقلاب ایران گفت: «به رغم این که خشونت ذاتى هر انقلاب است اما انقلاب ما در مقایسه با سایر انقلاب‌ها کمترین میزان خشونت را داشت. یعنى از روش‌هاى مسالمت‌جویانه استفاده کرد و تا جایى که به انقلاب نوار یا انقلاب کلام مشهور شد. البته حرکت‌هاى خشونت‌طلبانه ضد انقلاب نظیر ترور، تجزیه‌طلبى و خشونت را به انقلاب ما تحمیل کردند. البته جنگ و آثار و عوارض آن را نباید از نظر دور داشت که ذهنیتى مناسب براى شکل‌گیرى افراطى‌گرى ایجاد مى‌کند.»