تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۵۰۳۶۳

دبیرکل اتحادیه عرب تاکنون بارها بر ضرورت عاری‌سازی خاورمیانه از سلاح‌های کشتار جمعی تاکید کرده است. عمرو موسی، دبیر کل اتحادیه عرب پس از دیدار با فرستاده ویژه برزیل به خاورمیانه بار دیگر بر موضعگیری کشورهای عربی مبنی‌بر عاری‌سازی تمام منطقه از سلاح‌های کشتار جمعی و در عین حال حق ملت‌ها در استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تاکید کرد. البته باید خاطر نشان کرد که این موضع‌گیری مختص شخص عمرو موسی در مقام دبیر کلی اتحادیه عرب نیست، بلکه می‌توان گفت که تمام رهبران و مقامات کشورهای منطقه خاورمیانه که دارای سلاح‌ هسته‌ای نیستند، در مخالفت با وجود این گونه سلاح‌ها در دستان رژیم غاصب صهیونیستی و خطر‌ساز بودن وجود چنین سلاح‌هایی در پاکستان و هند خواستار عاری‌سازی کل منطقه از وجود هرگونه سلاح کشتار جمعی هستند. جمهوری اسلامی ایران نیز بارها بر موضع خود مبنی‌بر عاری‌ سازی منطقه از سلاح‌های کشتار جمعی تاکید کرده است.
منطق نهفته در ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای این است که همبستگی مستقیمی میان پاک‌سازی یک منطقه از سلاح ‌هسته‌ای و صلح وجود دارد.
اکثر کشورها در جهت دستیابی به بازدارندگی موثر، به دنبال سلاح ‌هسته‌ای هستند و بعضی اوقات پیگیری این گونه سلاح‌ها به این خاطر است که آنها نسبت به اینکه آیا کشورهای همسایه‌شان در راستای توسعه این گونه سلاح‌ها گام بر می‌دارندیا نه، تردید دارند.
ایجاد مناطق عاری از سلاح ‌هسته‌ای با هدف رفع این معضل امنیتی به وسیله منع داشتن این گونه سلاح‌ها، آزمایش آنها، حمل‌ونقل آنها و استقرار آنها در مناطق مشخص شده است.
بدون وجود مواد هسته‌ای در یک منطقه، هیچ‌ کشوری احساس عدم امنیت نمی‌کند تا درصدد توسعه چنین سلاح‌های هسته‌ای باشد.
به گزارش دفتر مطالعات بین‌الملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از جمله مفاهیمی که ربط مهم گسترده‌ای با موضوع حفظ صلح و امنیت بین‌المللی دارد، مفهوم خلع سلاح خصوصا خلع سلاح اتمی است. هر چند تلاش‌های گستردهای طی قرن بیستم و خصوصا پس از جنگ جهانی دوم در این راستا صورت گرفته، اما عوامل سیاسی، بین‌المللی، اقتصادی، علمی، فنی، جهانی و نظامی موانع مهمی در مسیر نیل به نتیجه مطلوب در این عرصه بوده‌اند.
برای خلع‌ سلاح تعریف جامع و مانعی وجود ندارد. هانس مورگنتا، از نظریه‌پردازان واقع‌گرای روابط بین‌الملل، در این خصوص معتقد است که خلع سلاح عبارت است از تقلیل یا نابودی میزان معینی یا تمام تسلیحات به منظور پایان دادن به مسابقه تسلیحاتی .
وی سپس خلع سلاح را با شقوق مختلف تعریف می‌کند و می‌گوید:
- خلع سلاح درمعنی مطلق آن تقلیل یا نابودی تسلیحات است؛
- کنترل تسلیحات عبارت ازتنظیم مقررات مربوط به مسابقه تسلیحاتی و تدوین چنین مقرراتی برای ثبات وضع نظامی است؛
- خلع سلاح عمومی وقتی است که تمام کشورها درآن شرکت دارند؛
- در خلع‌ سلاح محلی تعدادی دولت به علت موقعیت محلی شرکت می‌کنند؛
- در خلع سلاح کمی تقلیل و نابودی مقداری از تسلیحات بدون توجه به ماهیت آنها موردنظر است؛
- در خلع‌ سلاح کیفی ملاک، تقلیل و نابودی انواع به خصوصی است.
با توجه به این که ده‌ها هزار بمب هسته‌ای از دوران جنگ سرد باقی مانده است که می‌توانند چندین بار کره خاکی ما را نابود کنند، خلع سلاح هسته‌ای شاید حیاتی‌ترین موضوعی باشد که در دستور کار امنیت جهانی مطرح است.
علیرغم خطرات این گونه سلاح‌ها، دولت‌های مختلف همچنان به تکثیر چنین سلاح‌هایی ادامه می‌دهند. هر چند که گام‌های خوبی نیز برداشته شده استف اما خلع سلاح ‌هسته‌ای هنوز گام اول خود را برمی‌دارد.
سنگ بنای رژیم خلع سلاح ‌هسته‌ای معاهده منع تکثیر سلاح‌های هسته‌ای (NPT) در سال‌ 1968 و معاهده منع جامع آزمایش هسته‌ای (CTBT) در سال‌1996 است. یکی از مکانیزم‌های برجسته علاوه بر دو معاهده فوق درامر خلع سلاح ‌هسته‌ای مناطق عاری از سلاح‌های هسته‌ای(NWFZs) است.
یکی ازنتایج حاصل از ماده 7 معاهده NPT، دادن حق ایجاد معاهداتی است که منجر به ایجاد مناطق عاری از سلاح ‌هسته‌ای می‌شود: معاهدات و پیمان‌هایی که امید می‌رود منتهی به خلع سلاح کامل ‌هسته‌ای در آینده شوند.
اولین منطقه عاری از سلاح‌های ‌هسته‌ای در سال 1967 در آمریکای لاتین و حوزه کاراییب و بر اساس معاهده تیلاتلولکو (Tlatelolco) ایجاد شد. همه 33 کشور این منطقه به این معاهده پیوسته‌اند. این معاهده دسترسی به هر گونه ماده اتمی مگر برای مقاصد صلح‌آمیز را ممنوع کرده است.
یک منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای بیشتر حالت نمادین داردتا این که پیشرفتی درامر خلع سلاح ‌هسته‌ای را موجب شده باشد، اما به هرحال می‌توان آن را گامی موثر در راستای خلع سلاح کلی به حساب آورد. در معاهده تیلاتلولکو آمده است که مناطق عاری از سلاح‌های ‌هسته‌ای فی‌نفسه آخرین مرحله نیست، بلکه بیشتر ابزاری برای نیل به یک خلع سلاح کلی و کامل در سطحی بزرگتر است.
پس از موفقیت‌آمیز بودن معاهده تیلاتلولکو، ابتکار عمل منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای در سال 1975 وقتی که سازمان ملل از سلاح ‌هسته‌ای ارائه داد، مورد شناسایی جهانی قرار گرفت. بر اساس قطعنامهb 3472 مجمع عمومی سازمان ملل،این مناط باید علاوه بر تعهدات دیگرش، 1- فقط ناظر بر ملت‌هایی باشد که درمناطقی دقیقا در هر معاهده مشخص شده‌اند، قرار داشته باشند 2-حذف کامل و تام هرگونه سلاح ‌هسته‌ای در آن منطقه معین را تصدیق کند 3-یک سیستم بین‌الملل تایید و کنترل بنیان نهد 4- رسما به وسیله مجمع عمومی مورد شناسایی قرار بگیرد.
تا به امروز چهار منطقه عاری از سلاح دیگر که مشتمل بر 110 کشور هستند، ایجاد شده‌‌اند. اولین آنها پس از منطقه آمریکای لاتین، منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای پاسیفیک جنوبی است. ابتکار عمل آن به وسیله نشست پاسیفیک جنوبی مطرح شد. این معاهده در سال1983 برای امضا مفتوح شد و در سال1985منتهی‌به معاهده را راروتونگا (rarotonga) شد. این منطقه شامل کشورهای استرلیا، جزایر کوک، فیجی، کربیاتی، نائورو، نیوزلند، نی‌ئیو، گینه نو، پایوا، جزایر سولومون ،تونگا، تووالو، وانوواتا و ساموای غربی است.
منطقه عاری از سلاح دیگر براساس معاهده بانکوک که در دسامبر سال 1995 برای امضا مفتوح شد ایجاد شده است. این معاهده منتهی‌به ایجاد منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای در آسیای جنوب شرقی شد. در سال 1996 نیز بر اساس معاهده پلیندابا، منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای آفریقا، ایجاد شد. و پنجمین منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای در منطقه قطب جنوب ایجاد شده است. مکانیزم‌های این معاهدات بیشتر بر این اساس ممنوع کردن دسترسی و پیگیری مواد هسته‌ای است. در کنار منع این گونه مواد، این معاهدات همچنین مشتمل بر پروتکلی هستند که به وسیله دولت با دولت‌های دارنده سلاح ‌هسته‌ای امضاء شده است.
این پروتکل تضمین‌کننده این است که دولت یا دولت‌های دارنده سلاح ‌هسته‌ای در آن منطقه، سلاح‌های هسته‌ای خود را مورد استفاده قرار ندهند یا از آن برای تهدید دیگر کشورهای عضو منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای استفاده نکنند. به علاوه برای تقویت اعتماد میان دولت‌های دارنده سلاح ‌هسته‌ای و دولت‌های بدون سلاح ‌هسته‌ای عضو منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای، معاهداتی برای افزایش شفافیت در میان دولت‌های عضو تصویب می‌شود.
مناطق عاری از سلاح ‌هسته‌ای به آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای اجازه می‌دهند نظارت‌های ویژه موقتی را از فعالیت‌های هسته‌ای منطقه به عمل آورد.
تقویت ابتکار عمل منطقه عاری از سلاح ‌هسته‌ای مبتنی‌بر تعهد آن برای همکاری و اعتماد‌سازی است. آن تصدیق می‌کند که اعتمادسازی مهمترین عنصر سلامت هسته‌ای در جهان است. به ویژه مناطق عاری از سلاح ‌هسته‌ای مدارکی مستند دال‌بر اینکه دولت‌های عضو در حال انجام تعهداتشان طبق ماده 6 معاهده‌NPT هستند، فراهم می‌آورد.
این ماده از دولت‌های فاقد سلاح‌های ‌هسته‌ای می‌خواهد که در پی کسب این گونه سلاح‌ها نباشند و از دولت‌های دارنده سلاح ‌هسته‌ای می‌خواهد که به بهترین روش برای رها کردن برنامه‌های هسته‌ای خود مذاکره و اقدام کنند. مقیاس‌های نظارت قوی‌ای که در مناطق عاری از سلاح ‌هسته‌ای تدوین شده‌اند فراهم کننده مکمل‌های ارزشمندی برای ساختار تائید NPT هستند و مانع از این می‌شوند که دولت‌ها به سلاح‌های هسته‌ای برای برآوردن نیازهای امنیتی خود در آینده متوسل شوند. در دوران پس از جنگ سرد، عواملی چند مانع از تحقق خلع سلاح ‌هسته‌ای شده‌اند. این عوامل عبارتند از: فقدان پیشرفت موثری در معاهده کاهش سلاح‌های استراتژیک (استارت) میان آمریکا و روسیه؛ عدم قطعیت و ابهام در موفقیت‌ معاهدات CTBT و NPT به سیستم‌های دفاع موشکی که پیوستگی و انجام معاهده موشک‌های ضد بالستیک (ABM) را تهدید می‌کند؛ محرک‌های جدید که باعث تقویت تکنولوژی هسته‌ای در دولت‌های دارنده سلاح ‌هسته‌ای می‌شوند.
اگرچه معاهدات ایجاد مناطق عاری از سلاح ‌هسته‌ای موفقیت‌های خوبی را در مناطق تحت شمولشان موجب شده‌اند، اما مع‌هذا موانع کاملا واقعی محسوب نمی‌شوند. به علاوه در خصوص موضوع حمل‌ و نقل مواد هسته‌ای بین اعضای مناطق عاری از سلاح ‌هسته‌ای اختلافاتی وجود دارد.
از جمله چالش‌های دیگری که این مناطق با آنها مواجهند ناشی از نتایج NPT است. به عنوان مثال در ژانویه ‌1992، کره شمالی و جنوبی بیانیه‌ای را به امضاء رساندند که به هرگونه فعالیت هسته‌ای در شبه جزیره خاتمه می‌داد اما تحقیقات صلح‌آمیز هسته‌ای همچنان مجاز شناخته می‌شد، اما با خروج کره شمالی از معاهده NPT در ژانویه 2003 این بیانیه لغو شد و تاکنون نیز هیچگونه پیشرفتی در بحران هسته‌ای کره شمالی حاصل نشده است.
بسیاری از کشورهای فاقد سلاح ‌هسته‌ای احساس می‌کنند که معضل اساسیNPT این است که به بعضی کشورها اجازه داشتن سلاح‌های ‌هسته‌ای را می‌دهد در حالی که دیگران را از داشتن آن منع می‌کند. این معاهده هیچگونه ابزار اجرایی الزام‌آور برای محقق کردن ماده 6 خود نیز ندارد.
تنها راه اساسی نیل به خلع ‌سلاح این است که کشورهای دارنده سلاح اتمی مایل به خلع سلاح باشند.