تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۵۰۴۴۵

روز گذشته جهان از مرگ کسی با خبر شد که باید او را از خونخوارترین چهره های تاریخ معاصر به حساب آورد. « اسلوبودان میلوشویچ » رئیس جمهور سابق یوگسلاوی و کسی که از شنیدن نام وی لرزه بر اندام مردم بوسنی , کرواسی و سایر اقمار یوگسلاوی سابق وارد می شد , در وضعیت خفت باری در زندان لاهه در هلند جانسپرد. میلوشویچ در یک قلم از اتهاماتش , در قتل هزاران مسلمان در بوسنی دخیل بود. زمانیکه دژخیمان خونخوار تحت فرمان او با سر جدا شده قربانیان در بوسنی بازی فوتبال انجام می دادند و بر سر جنس جنین داخل شکم زنان بوسنی شرط بندی می کردند , میلوشوویچ در کاخ خود در بلگراد قهقهه مستانه سر می داد و خود را قهرمان ملی دفاع از قوم « اسلاو » قلمداد می کرد.
این سرنوشت همه خونخواران و دیکتاتورهایی است که وقتی بر مسند قدرت می نشینند چشم و گوش آنها را پرده ای از قدرت پرستی و جاه طلبی فرا می گیرد و از دیدن و شنیدن فریاد مظلومان تحت سلطه خود باز می مانند و قطعا کسانی که امروز در عراق , فلسطین , افغانستان , چچن و سایر نقاط جهان به کشتار انسانها می پردازند , سرنوشتی بهتر از میلوشویچ نخواهند داشت .
میلوشویچ درحالی در گوشه زندان مرد که جهان با ننگ و زشتی از وی یاد می کند و زمانیکه تصویری از جنایات او و عمال وحشی و ددمنش وی در اذهان مجسم می شود لعن و نفرین بر روح وی نثار می گردد.
اسلوبودان میلوشویچ در سال 1368 و در زمان یوگسلاوی تحت حاکمیت کمونیستها به جای « مارشال تیتو » به ریاست جمهوری یوگسلاوی رسید. آغاز زمامداری میلوشویچ مصادف شد با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی , به عنوان متحد اصلی این کشور اضمحلال شوروی که به تجزیه این کشور به 15 جمهوری منجر شد انعکاس و تاثیر خود را در یوگسلاوی نیز بر جای گذاشت و جمهوری های تشکیل دهنده فدراتیو یوگسلاوی که هر کدام ویژگی فرهنگی و اجتماعی خاص خود را داشتند و با فشار و قدرت کمونیستها به هم پیوسته بودند , درصدد استقلال برآمدند.
در اولین گام , کرواسی از یوگسلاوی جدا شد که با واکنش غضب آلود رهبران بلگراد مواجه گشت و نیروهای یوگسلاوی در جریان سرکوب جدایی طلبی صدها نفر را در کرواسی کشتند. با اینحال عمق جنایاتی که ماموران تحت فرمان میلوشویچ علیه مسلمانان بوسنی , پس از اعلام استقلال این جمهوری در سال 1372 مرتکب شدند بسیار فراتر بود . عمال و عناصر گوش به دستور میلوشویچ از هیچ جنایتی در حق مردم مظلوم و بی دفاع بوسنی فروگذار نکردند و صحنه هایی را از قساوت قلب و جنایت آفریدند که در تاریخ نمونه آن کمتر مشاهده می شود.
جنایات دارودسته میلوشویچ علیه مسلمانان بوسنی درحالی در جریان بود که غربیها رغبتی به دخالت برای جلوگیری از این قتل عام فجیع و غیر انسانی از خود نشان ندادند و در سایه همین سکوت توام با رضایت کشورهای غربی بود که میلوشویچ با فراغ بال هر آنچه خواست بر سر ملت بوسنی آورد.
به نظر می رسد غرب به قتل عام مسلمانان بوسنی برای بهره برداری تبلیغاتی و اقدامات بعدی نیاز داشت . زمانیکه دامنه جنایات میلوشویچ به ایالت خودمختار کوزو گسترش یافت , غرب به رهبری آمریکا زمان را برای وارد شدن در معرکه مناسب دید تا هم خود را قهرمان دفاع از آزادی نشان دهد و هم به اهداف استراتژیک خود در بالکان دست پیدا کند. در جریان تهاجم ناتو سرانجام میلوشویچ از قدرت ساقط شد و صربستان به تسلط گروههای طرفدار غرب درآمد و زمامداران جدید , میلوشویچ را به درخواست غربیها به دادگاه لاهه تحویل دادند.
با اینحال روند دادگاه میلوشویچ نشان داد که غربیها تمایل ندارند این جنایتکار به مجازات برسد بلکه تنها به اهداف سیاسی و اغراض خود می اندیشند. چنین رویه ای را غرب در مورد صدام حسین نیز پیش گرفته است . اصولا غربیها به دلیل اینکه خود به گونه ای در جنایات این دیکتاتورها دخیل هستند , هرگز امکان یک محاکمه عادلانه و کامل را فراهم نمی آورند و تا جایی پیش می روند که پای خود آنها به میان کشیده نشود. در دادگاه میلوشویچ نیز این برخورد سیاسی کاملا مشهود بود و اگر میلوشویچ به مرگی که هنوز علت آن در ابهام قرار دارد , نمی مرد , امیدی برای مجازات عادلانه او نمی رفت .