سیدمحمود حسینی/عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
بزرگان حوزههای علمیه و روحانیون موثر در نظام تصمیمگیری جامعه و افکار عمومی در برخورد با انتخابات مجلس خبرگان از پایگاههای فکری و سیاسی متفاوتی برخوردارند که تبیین و تحلیل آن برای جامعه و به ویژه جوانان ناآشنا به نقش روحانیت و تحولات دوران انقلاب بسیار مفید و آموزنده است و لذا این نوشته به عنوان مقدمهای برای بحثهای علمیتر به این موضوع میپردازد.
در یک تقسیمبندی کلی و در ارتباط با مجلس خبرگان رهبری، بزرگان و فضلای حوزه علمیه در قم و سایر مراکز علمیه و همچنین مناصب مختلف مرتبط با این جماعت، میتوان آنها را به چند گروه تقسیم کرد که شناخت ویژگیها و نحوه برخورد آنها با انتخابات مجلس خبرگان بسیار حائز اهمیت است. این گروهها عبارتند از:
1- روحانیون دارای منصب (روحانیون حکومتی)
این گروه از عالمان و روحانیون کسانی هستند که مسئولیتهای مهمی در نظام پذیرفتهاند و نقشهای مختلفی برعهده دارند، نمایندگان رهبری در نهاد شورای نگهبان، قضات و مقامات قوه قضاییه، امامان جمعه و جماعت، روحانیون فعال در مراکز آموزشی و مراکز علمیه و تبلیغات و...
روشن است که این طیف وسیع از علما و روحانیون علاوه بر تفکر فقهی بر مبنای بینش و شرایط خاص سیاسی در همه انتخابات حضور جدی دارند و نظام یا مسئولان ردهبالای نظام هم با آنها مشکل فکری و سیاسی ندارند، این گروه عمدتا طرفدار نظارت بر صفات رهبری هستند و حاضر به بحث جدی در حوزه نظارت نبوده و نخواهند بود و بنا به تعبیر خودشان نظارت را از نوع استطلاعی میدانند نه استصوابی به نظر میرسد اکثریت قاطع خبرگان رهبری از این طیف هستند.
اما در میان این طیف وسیع افراد و شخصیتهای بسیار متفاوتی وجود دارند که تقسیمبندی مجدد این طیف را الزامی میکند.
الف: شخصیتهای انقلابی و علمی
یک تفاوت ظریف اما بسیار مهم در میان بزرگان این طیف وجود دارد که رایدهندگان باید به طور جدی به آن توجه نمایند، تعداد زیادی از بزرگان روحانی اعتبار و شخصیت خود را از امام(ره) یا انقلاب و یا توانمندیهای علمی خود کسب کردهاند، شخصیتهایی مانند حضرات آیات جوادی عاملی، هاشمی رفسنجانی، مهدوی کنی، شاهرودی، واعظ طبسی، موسوی جزایری، یزدی، مومن و امثالهم که دارای سابقه تاریخی روشن هستند. این افراد اگرچه از نظر فکری و مش سیاسی با هم اختلاف دارند اما همگی از یاران امام بوده و از چهرههای درخشان و مبارز حوزههای علمیه هستند که رنجها و سختیهای زیادی را هم متحمل شدهاند.
البته این بدان معنا نیست که شخصیتهای مذکور همچنان به طور کامل بر مواضع امام(ره) ایستادهاند و از چارچوب فکری و رفتاری ایشان دفاع میکنند بلکه چه بسا به برخی از توصیههای ایشان بهای لازم را نمیدهند والا بر همه این بزرگان روشن است که دیدگاه امام(ره) در مورد جناحهای سیاسی چه بود؟ یاران امام(ره) در روزهای سخت چه کسانی بودند و چگونه امام(ره) اجازه نمیدادند که با استفاده از امکانات عمومی و دخالت نهادهای غیرمسئول در انتخابات و تخریب شخصیتها، فضای سیاسی کشور را تیره و تار کنند و یا از آن مهمتر چگونه امام(ره) اجازه نمیدادند که شورای نگهبان سرنوشت سیاسی مملکت را به جای مردم تعیین کند.
این گروه هر چند در بعضی موارد با جناح اصلاحطلبان مخالفند اما با این وجود دارای اصالت بوده و هیچگاه خود را تا حد مامور و معذور تنزل نخواهند داد و حاضر نیستند زیر بار اقدامات نسنجیده و افکار افراطی و ارتجاعی بروند. بنابراین رای دادن به این شخصیتها حداقل مانع بسط دیدگاهها و قدرت گروهها و جریانهای رادیکال میشود و لذا به نظر من در فهرست حزب اعتماد ملی ما شاهد حضور این شخصیتها خواهیم بود هر چند با مهدی کروبی یا حزب اعتماد ملی و اصلاحطلبان مخالف باشند و این از شگفتیهای روزگار است که ایشان برای مخالفان خود هزینه کرده و آنها را تبلیغ و حمایت کنند.
ب: شخصیتهای سیاسی و حکومتی
روحانیون منصبدار در این گروه کسانی هستند که عموما در سالهای اخیر توانستهاند مناصب و مقاماتی را اشغال نمایند، معمولا این افراد پرکار و فعال بوده و از نظر اجرایی هم کارآمد هستند اما نکته مهم این است که رشد آنها با حمایتهای پیدا و پنهان حاکمیت در سطوح مختلف صورت گرفته است و لذا به دلیل فقدان پایگاه تاریخی و حتی علمی قوی از اصالت چندانی برخوردار نیستند، استفاده وسیع این گروه از رسانههای عمومی و حضور در مجامع مختلف سبب گردیده که نامشان بر سر زبانها باشد اما به نظر میرسد که در صورت حضور جدی مردم در صحنه انتخابات شانس این طیف برای انتخاب شدن کم باشد. باید توجه کرد که احتمالآ با حضور آنان در مجلس خبرگان حرکت این مجلس فضای نقد و انتقاد محدودتر خواهد گردید و فاصله حکومت از آرمانهای امام افزایش خواهد یافت.
2- اندیشمندان و بزرگان حوزه علمیه قم
گروه دوم گروه وسیعی از علما و روحانیون هستند که از حضور جدی و حتی رسمی در انتخابات خودداری میکنند که این مختص به ایران هم نیست، جریان وسیعی از اندیشمندان و بزرگان حوزههای علمیه براین باورند. که وظیفه اصلی آنها هدایت و ارشاد جامعه است و حاضر به درگیرشدن در مبارزات سیاسی به دلایل فقهی و عقلی نیستند. اگرچه در ایران بعضات سکوت آنها بار معنایی سیاسی بالایی دارد و حضرت امام(ره) تلاش میکردند که با جلب رضایت آنها و احترام به جایگاهشان حداقل تاییدیه را از آنها همواره برای نظام کسب کنند. بعضی از مراجع و بزرگان حوزههای علمیه در زمره این گروه از روحانیون هستند بنابراین ما در انتخابات شاهد کاندیدا شدن این افراد و یا حمایت آنها از افراد خاص نخواهیم بود.
3- بزرگان و روحانیون اصلاحطلب
این گروه عمومآ از یاران و پیروان سیاسی امام(ره) محسوب میشوند و در نزد ایشان از احترام بالایی برخوردار بودهاند و مناصب و موقعیتهای برجستهای در ساختار تصمیمگیری کشور داشتهاند. اما اکنون به دلایل مختلف علمی و سیاسی از صحنههای سیاسی کنار رفته و یا کنار گذاشته شدهاند و یا اگر هنوز در مناصب حکومتی مانند امام جمعه در معدودی از شهرها هستند از قدرت تأثیرگذاری چندانی بر فرآیند تصمیمگیریهای استراتژیک برخوردار نیستند، مهمترین مساله در این طیف مساله اقتصادی و فکری نیست.
بزرگان روحانی این جناح معتقد به حضور فعال در فعالیتهای سیاسی هستند و خود از پدید آورندگان این انقلاب میباشند، آنان از یاران نزدیک حضرت امام(ره) بوده و در صحنههای سخت دوران رژیم شاهنشاهی آن هیچ کوششی فروگذار نکردهاند اما در شرایط حاضر عموما بر این باورند که حضورشان به صورت جدی و موثر تحمل نمیشود و از آن بدتر با اتهامات مختلف مانند ضد ولایت فقیه بودن و یا عدم التزام به اسلام و قانون اساسی و یا سایر اتهامات و پیشامدها روبه رو خواهند بود و لذا مصلحت را در این میبینند که سکوت کرده و در انتخابات حضور جدی نداشتهباشند.
آنها در پاسخ به این سوال که شما در دوران رژیم گذشته از زندان و شکنجه نمیهراسید پس چرا امروز برای حفظ حیثیت خود انزوا را برگزیدهاید پاسخ میدهند که مساله ما مساله حفظ حیثیت فردی نیست بلکه بحث مصلحت اسلام و نظام است چرا که در دوره رژیم گذشته اتهام ما، مسلمان بودن و مبارزه با رژیم ضد اسلام بود اما در شرایط فعلی برعکس است و مخالفان به ما اتهاماتی زده و تبلیغاتی میکنند که انگار ما در مقابل اسلام و راه امام(ره) ایستادهایم. آنها معتقدند که استراتژی ما در شرایط فعلی استراتژی امام جعفر صادق(ع) است یعنی باید به کار علمی و تبین مواضع اسلام در مسائل گوناگون بپردازیم.
البته تاکید میکنند که تحریم، درگیری و معارضه با نظام جمهوری اسلامی شرعآ حرام است اما این به معنای حضور آنها در صحنه انتخابات نیست؛ سیاست آنها سیاست صبر و انتظار است بنابراین مشکل اصلی این اصلاحطلبان عدم حضور و ثبت نام علما و بزرگان این طیف در انتخابات مجلس خبرگان است و لذا این جناح حتی به تعداد انگشتان دست هم کاندیدای اختصاصی ندارد تا حضوری پررنگ در انتخابات داشته باشد.
امیدواریم که شرایط بگونهای تغییر کند که شخصیتها مانند آیات عظام فاضل لنکرانی، موسوی اردبیلی، صانعی، آیتالله طاهری و آیتالله موسوی خوئینی در صحنه حضور جدیتری پیدا کنند و از آن مهمتر بزرگانی مانند آیات عظام جوادی عاملی و آیتالله ابراهیم امینی صحنه را ترک نکنند که در این انتخابات کاندیدا نگردیدند.
4- مخالفان مشی امام(ره)
این گروه دارای تفکرات افراطی و رادیکال اما در زیر نام امام(ره) و ولایت فقیه هستند، سابقه این افراد در دوران قبل از انقلاب و در زمان امام بر پدید آورندگان انقلاب روشن است. آنان تلاش کردند که با فهرستی از افراد مورد تایید خود وارد صحنه انتخابات شوند اما با امتحان برگزار شده از سوی شوراینگهبان کاندیدهایشان عمدآ تایید صلاحیت نگردیدند و لذا از توان لازم برای ایجاد جریان جدیدی در میان سایر جریانات برخوردار نیستند اما به احتمال زیاد با حمایت از افراد نزدیک به خود سعی خواهند کرد که افراد سرشناس و مخالف خود را حذف کنند و بر روند انتخابات تاثیرگذار باشند.
روشن است که حضور آنها تحت نام و مرام خود بسیار و ارزشمند است اما مساله این است که نظرات خود را به امام(ره) منسوب میکنند و تحت دفاع از امام(ره) و ولی فقیه تبلیغ میکنند. اینان اعتقادی به نقش مردم ندارند و قانون اساسی را فاقد اصالت میدانند و از آن مهمتر باور دارند که اجتهاد جمعی (شورای نگهبان) و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان ارجحیت دارد، تفکیک قوا را امری اصیل ندانسته و حفظ نظم و مدیریت جامعه را برعهده شخص ولی فقیه میدانند در حالی که امام با صراحت قانون اساسی راتایید کردهاند و معتقدند که آنچه در زمان غیبت امام معصوم(ع) با حفظ نظم جامعه سازگارتر میباشد عدم تمرکززدایی و تفکیک قواست بر فتوای خود را در شوون حکومتی به عنوان فقیه و مجتهد حجت نمیدانستند که در مواقع مختلف این اصل را در عمل نشان دادهاند.
منتها این گروه همه اختیارات و قوا را در شخص رهبری متمرکز میدانند و متاسفانه این اندیشهها را هم به امام(ره) و رهبری منتسب میکنند. آن هم شخصیتهایی که نوشتهها و گفتارهای آنان در دسترس همگان است و کاملا مشخص است که برخلاف نظر آنان میباشد.
نتیجه اینکه در انتخابات خبرگان باید با شناخت این جریان عمل کرد و بهترین تصمیم را اتخاذ کرد.