سید کمال تقوینژاد، نامزد سومین دوره انتخابات شورای شهر تهران
1- مقدمه: مفهوم شهروندی همانند بسیاری از واژهها و اصطلاحات تعاریف و تفاسیر متعددی دارد.
از نظر ارسطو، شهروند کسی است که به طور دائم در اجرای عدالت و حفظ دولت سهیم میشود. (ارسطو 1275-101) آقای تی.اچ.مارشال (T.H.Marshal) در تعریف شهروندی به اصل بهرهوری از مجموعه حقوق سهگانه اشاره میکند که به واسط ایجاد نهادهای مناسب توسعه خواهد یافت.
از دیدگاه برایان ترند و پیتر هامیلتون به مفهوم مجموعهای از حقوق یا وظایف معرف سیاسی-اجتماعی است و نتیجه آن چیزی است که منافع جمعی را به گروههای اجتماعی، خانواده و افراد تخصیص میدهد (نقل از king, 1988, xiv) رالف دارند و رف گفته است: احتمالا هیچ مفهوم یا ایده دیگری به اندازه شهروندی در تاریخ انسان با خواستههای او برای برابری و آزادی ترکیب نمیشود، اما چنین ترکیبهای ایستا نیستند (Dahrendor,1974,244) این صاحبنظر نقش شهروند را درسه عنصر زیر بیان نموده است:
1- مجموعه حقوق برابر برای کسانی که آن را حفظ میکنند.
2- فرمتهای مشارکت در زندگی اجتماعی
3- حقوق مکفی و عمومی مربرط به اعضای یک جامعه با مرزهای مشخص
لذا شهر شهروندمدار باید ویژگیهایی از جمله: آرامش، همدلی، حل مشکلات و پاسخگویی به اعتماد شهروندان را سرلوحه فلسفه وجودی خود نماید.
2- آرامش: شهر شهروندمدار آرامشگستر است. آرامش و قرار بستر شکوفایی استعدادهای انسانی است. آرامش به عنوان یک فرآیند باید در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و کالبدی متبلور گردد.
2-1- آرامش در بعد اجتماعی: تعبیه سازوکارهای آموزش به منظور ارتقای سطح آگاهیهای اجتماعی در جهت ارتقای بینش و توانمندسازی شهروندان و جلب ایشان در فرآیند مشارکتپذیری و حضور در عرصههای تصمیمسازی امورات شهری، تعاملات اجتماعی را تعمیق نموده و مسوولیتپذیری را نهادینه مینماید. و بدینسان شعار شهر ما خانه ماست مصداق مییابد.
2-2- آرامش در بعد فرهنگی: شهر و شهروند در تعامل با یکدیگر هویت میپذیرند. شهر ظرف است و شهروند مظروف. هر دو مکمل هماند و شخصیت مشترک ایشان در باورهای فرهنگی و ارزشهای معنوی شکل میگیرد.
2-3- آرامش در بعد سیاسی: بسترسازی در جهت ایجاد حق انتخاب کردن و تامین امنیت روحی و بهداشت روانی و حرمت به آزادیهای مطرح در قانون اساسی زمینه را جهت حضور و مشارکت جدی شهروند فراهم میسازد.
2-4- آرامش در بعد اقتصادی: ایجاد سازوکارهای لازم و تمهیدات مناسب در جهت فقرزدایی و تعبیه بسترهای رفاهی در جهت فراخ بال نمودن و آسودگی شهروند از دغدغههای صعب تامین معاش و دلمشغولیهای ناشی از عدم تامین اجتماعی آنی، نهایتا بیگانه شدن شهروند با پدیده فقر.
2-5- آرامش در بعد حقوقی: احترام به حقوق همدیگر و رعایت حق تقدم در الزامات اجتماعی و تفکیک حریم عمومی از حریم خصوصی و نهادینه نمودن خدمت در هر دو حریم.
3- همدلی: از همزبانی بهتر است، ضرورت همدلی آگاهی است و این نیازمند شناخت است. شناخت فضا و محیط پیرامون همدلی منجر به افزایش شادابی و نهایتا وفاق گسترده در عرصههای شهرنشینی میگردد. همدلی روحیه تعاون و همکاری و همیاری را در میان آحاد شهروندان نهادینه ساخته و عزم ایشان را در جهت ساخت شهری و بهتر و نگه داشت آن جذب مینمایند.
زیر چتر همدلی تفکیک حریمهای خصوصی و عمومی غنیمتیافته و حریم خصوصی شهروندان رعایت میگردد. حریم خصوصی بنابر نظرهای مرهون آلن ویستین (moorhen alex vestane) عملکردهای اساسی به شرح زیر شامل میشود.
3-1- حریم خصوصی به طور کاملا آشکار به ارتباطات (تعامل) متقابل وابسته است
3-2- حریم خصوصی ارتباط نزدیک با حس کنترل یا فردمختاری ما دارد.
3-3- حریم خصوصی برای حس هویت، مهم است.
3-4- حریم خصوصی اجازه آزادسازی هیجانات را میدهد
4- حل مشکلات: طراحی شهر و مبلمان شهری برای تکتک شهروندان مهم و حیاتی است و عاملی در جهت تنظیم روح و روان آنها است. این طراحی از دو منظر قابل بررسی است:
4-1- طراحی از نظر اکولوژیک: از نظر اکولوژیکی فضاهای پایدار و طراحی شده برای تقویت و پایدار کردن کیفیت محیط زندگی شهروندان بسیار موثر است. طراحی شهری به منظور پیشگیری از مشکلات میتواند با تولید فضاهای مستقل سبب: جلوگیری کردن از آلودگی زمین، حفاظت از منابع آبی، هدایت و کنترل آبهای سطحی، ایجاد و امکان قدم زدن (پیادهروی)، دوچرخهسواری و استفاده از حمل و نقل عمومی در کاهش تکیه بر اتومبیلهای شخصی و آلودگی هوا اثر داشته و در بهبود کیفیت محیط زندگی شهروندان ایفای نقش نماید.
4-2- طراحی از نظر عدالتاجتماعی: طراحی شهری خوب، امکان تغییر و بهبود فضاهای شهری برای پاسخگویی به نیازهای اقشار کم درآمد و توزیع بهرهوریها و امکان دسترسی و کفایت و توانمندسازی شهروندان را محیا میسازد.
5- پاسخگویی به اعتماد مردم: از نظر نایک دواس حکومتها تنها نمیتوانند حکومت کنند، بلکه برای اداره امور خود به دیگران متکیاند. (Nick DEVAS/laaa/18)
اداره مردم شهری Urban dovlnauce بر چهار کنشگر عمده و ارتباط متقابل آنها استوار است. که عبارتند از:
- سطح حکومتی– بنگاههای اقتصادی– سازمانهای غیردولتی- افراد و خانوار
- بدون همکاری هماهنگ این چهار کنشگر اصلی عرصههای شهری، اداره مردمی شهر غیرممکن میگردد
- در این رابطههای هایدن سهدسته شرط را برای اداره مردمی شهر کارا و بهینه پیشنهاد نمود. Hyden 1992,15
5-1- اثرگذاری شهروندان و نظارت آنان (مشارکت)
5-2- رهبری مسوول و پاسخگو (مدیریت)
5-3- ادغام و همبستگی اجتماعی (یکپارچگی/وفاق)
لذا پاسخگویی به اعتماد مردم، تلاشی در جهت تحقق خواستها و مطالبات آنها است. که با توسعه توازن شهر و تعاون در توزیع منطقی تاسیسات شهری به منظور کاهش نابرابریهای ساختاری، پاسخگویی به اعتماد شهروندان است.