عبدالرسول حیدری دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور
* یالثارات: نظر شما پیرامون بحث تصفیه دانشگاهها از عناصر سکولار و لیبرال چیست؟ چه راهکاری برای این منظور بایستی مورد توجه قرار گیرد؟
** حیدری: اساتید غرب زدهای هستند که دانشجویان را به سمت خوشان که همانا غرب و تفکر غربی است سوق میدهند. مسلم است که بایستی بازنگری در رابطه با حضور چنین اساتیدی در دانشگاهها صورت گیرد. اگر ما ادعا کنیم که دانشگاه ما بایستی به سمت اسلامی شدن حرکت کند یکی از مصادیقی که میتواند به ما در این زمینه کمک نماید، اصلاح و نظارت بر عملکرد اساتید دانشگاه است. مسلماً اساتیدی که برخی خلاف جریان اسلامی شدن دانشگاهها فعالیت کرده و دانشجویان – قشر روشنفکر و فرهیخته کشور – را به سمت غرب سوق میدهند بایستی نسبت به ادامه حضورشان بازنگری صورت گیرد. بایستی نسبت به بورسهای دکترای اساتیدی که در زمان دولت قبل صادر شده است تجدید نظر صورت گیرد. به جرأت میتوان گفت برخی اساتیدی که در حال تزریق به فضای دانشگاهها هستند و از دولت قبلی این تزریق صورت گرفت دارای افکار و بینشهای متناسب با جریان اسلامی دانشگاهها نیستند.
دکتر غلامرضا قنبری دبیر هیأت عالی نظارت جامعه اسلامی دانشجویان
*یالثارات: وجود عناصر لیبرال و سکولار و طرح مباحث لیبرالیستی و سکولاریستی در سر کلاسهای درس، چه مضراتی برای پیشبرد جنبش نرمافزاری خواهد داشت؟
** قنبری: اگر به فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون تشکیل دولت اسلامی و حرکت جهانی شدن اسلام، دقت کنید، بحث تحولگرایی با تغییر در ساختارها مطرح میشود. البته نمیتوان گفت که با تغییر و جابهجایی اساتید دانشگاهها میشود به آن نگاه دست یافت. اما بحث مهمتر تغییر در ساختار مورد نظر است.
ما بایستی بدانیم که دانشگاه از لحاظ ساختاری ریشه در فرهنگ و تمدن غرب دارد. اگر با توجه به فرهنگ دینی و مذهبی خودمان بتوانیم این ساختارها را تغییر دهیم، خواهیم توانست به بحث جنبش تولید علم کمک کنیم. به هر مقداری که مسئولین و پژوهشگران ما نسبت به مسایل علمی، پژوهشی، سیاسی و فرهنگی دانشگاهها رویکردی غیر اسلامی داشته باشند، نگاه سکولاریستی در دانشگاه تقویت میشود. پس در گام اول رویکرد مسئولین دانشگاهها بایستی تغییر کند و از نگاه سکولاریستی به فرهنگ دینی و ملی ما تغییر باید و در گام دوم بایستی در ساختار دانشگاهها تغییر ایجاد کنیم. اما معالاسف میتوان گفت که خصوصاً در دانشگاههای آزاد رویکرد مسئولین دانشگاهی رویکردی مبتنی بر نگاه اسلامی و بومی نیست و رویکردی اتخاذ شده از غرب و فرهنگ غربی حاکم است و این رویکرد خود به دنبال جذب اساتید سکولار و لیبرال و طرح این مباحث پیش میرود، که امیدواریم با توجه به گفتمان دولت اسلامی که گفتمان اصلی دولت آقای احمدینژاد و نگاه تحولگرای ایشان و توجه به تغییر ساختارها در این دولت است، اقدامات گذشتگان تکرار نشود. این راه بسیار حساس است و بایستی با حساسیت همه جوانب آن دیده شده و پیگیری شود. از سوی دیگر باید توجه داشت که با توجه به تغییر ساختارها، سیستم و فرآیندی را تعبیه کنیم که گفتمان جنبش نرمافزاری گفتمان غالب در دانشگاهها شود. تأثیرگذاری عناصر لیبرال در سر کلاسها حتماً به تأخیر تحقق جنبش نرمافزاری کمک میکند.
وزارت علوم بایستی در این زمینه نظارت جدی را انجام دهد. مقام معظم رهبری سه گفتمان اصلی را به دانشجویان تأکید کردند: یکی گفتمان جنبش نرمافزاری، دیگری عدالت خواهی و سومی برقراری کرسیهای آزاداندیشی و نقد و نظریهپردازی. بایستی توجه کرد که هر کدام از این سه گفتمان به تنهایی نخواهد توانست به طور کامل پیاده شود و ناکارآمدی را در پی خواهد داشت.
* یالثارات: تکلیف مسئولین دانشگاهها با اساتیدی که عالمانه و از روی قصد به جهت منفعل ساختن دانشجویان و تحت تأثیر قرار دادن آنها و مقابله با اهداف نظام اسلامی به لقاء مطالب خود میپردازند چیست؟
** قنبری: البته اساتیدی که خود را فروختهاند و از بیرون مرزها هم ساپورت میشوند– چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ فکری– نمیتوانند خود را با مسیر انقلاب هماهنگ کنند. و تصفیه آنانی که اینچنین هستند با توجه به مطالبات مردم و انقلاب لازم به نظر میآید. حضور اینان در سر کلاسها به جای سودرسانی، مضرات فراوانی خواهد داشت. متأسفانه در گذشته عدهای از اینان با توجه به برخی روابط توانستند در دانشگاهها جایگاهی پیدا کرده و عضو هیأتهای علمی شوند. بایستی افرادی با چنین خصوصیات را شناخت و تصفیه دانشگاه از لوث وجود چنین عناصری تنها راه موجود میباشد.
امیر جلیلینژاد دبیر اجرایی جنبش عدالتخواه دانشجویی:
* یالثارات: اخیراً بحث تصفیه دانشگاههای کشور از عناصر سکولار مطرح شده است. به نظر شما این قضیه به چه نحو بایستی شکل بگیرد؟
** جلیلینژاد: در حال حاضر دو جریان وجود دارد یکی جریان افراطی دوم خرداد که به یکسری از اساتید سکولار و لیبرال بها داد و در روزنامهها و نشریات و پوشش خبری آن دوره اینگونه افراد مطرح شدند. این افراد البته نباید دچار افراط از لحاظ نگاه به این جریان شوند. اگر این افراط صورت گیرد تفریط خطرناکی هم میتواند باشد. ما بایستی فضای آزاد اندیشی که رهبری آن را تأکید کردند به وجود بیاوریم. البته این آزاد اندیشی نبایست با کج اندیشی دو طرف مواجه شود. در گذشته شاهد بودیم که این کج اندیشیها در روزنامه و مجلات و سخنرانیها و مناظره عناصر لیبرال و سکولار صورت میگرفت و کار به جایی رسید که به بدترین شکل ممکن هیچگونه اخلاق آزادی و آزاد اندیشی مثل مناظره و میزگرد و تبادل نظر و صحبت در رابطه با ایدةها و نظرات مختلف تحمل نشد. آن افراد به هیچ وجه به این بحث توجه نداشتند که اگر تفکرشان در تضاد با تفکر دیگران است این تفکر را به صورت یک منطق مشخص و معقول بیان کرده و پاسخ طرف مقابل خود را هم بشنوند. مشکل ما در دانشگاهها عناصر سکولار و لیبرال و حتی مارکسیستهایی که دوباره خود را نشان میدهند و... نیست بلکه با نظام اشتباهی است که در آن استاد و استاد سالاری آنقدر جایگاه بیش از اندازهای پیدا میکند که این استاد سالاری سبب میشود تفکر سیاسی استادت یا سلیقه استاتد و کمبود اخلاق تحمل، بر روی نمره دانشجو تأثیر گذارد.
از رییس دانشگاه و دانشکده تا رییس گروه و مدیر گروه و استاد مربوطه و... به خودشان اجازه میدهند که به راحتی با کسی که سلیقهاش و تفکرش با سلیقه آنان سازگار نیست برخورد نمایند و او را به نوعی تحت فشار قرار دهند.
* یالثارات: دانشگاه محل آزاد اندیشی و تعاطی افکار است. آیا القاء مطلب در سر کلاس و با اهداف مشخص برای تحت تأثیر قرار دادن دانشجویان و سوء استفاده از ابزارهای نمره و... خواهد توانست دانشگاهی آزاد و قانونمند را به وجود آورد؟
** جلیلینژاد: بایستی گفت که در حال حاضر اشتباه گذشته به صورت دیگری از سوی عناصر حزباللهی دنبال میشود. عناصر حزباللهی در دانشگاه اعم از استاد و دانشجو نمیبایست کار را به جایی برسانند که این وضع تکرار شود. البته این یک واقعیت جدی و ملموس است که معالاسف عناصر حزباللهی در دانشگاههای ما خوب عمل نمیکنند؛ چرا که اگر اینان به رسالت خود که ارائه یک تفکر جدی، کامل و جامع از دین و فرهنگ حزباللهی در بین جامعه دانشجو است عمل کنند، شاهد نخواهیم بود که اساساً تفکرات دیگری فضا را برای عرضه خود و جلب توجه دیگران مناسب ببینند. کم کاری عناصر مذهبی در دانشگاهها بالاخص در بحث برگزاری تریبونهای آزاد و کرسیهای آزاد اندیشی که تمامی صاحبان تفکر در آنجا اندیشههای خود را به صورت چالشی با همدیگر مطرح کنند و دانشجویان از بین آنان تفکری را که کاملتر هست– هم این بحث مطرح است و از تفکرات مختلف مثلاً اقتصادی میآیند و تفکر خود را ارائه میدهند. نتیجهگیری آن هم به عهده مخاطب است. ما بایستی به این قسمت پیش برویم. ما اعتقاد داریم که حرفماتن حق است و حرف حزبالله کامل و جامع است. پس نبایستی بترسیم. آیه قرآن هم میفرماید: «فبشر عبادی الذین بیستمعون القول فیتبعون احسنه» ما بایستی زمینه را برای ازاد اندیشی و شنیدن اقوال مختلف فراهم کنیم. بایستی سخنان دیگر را هم بشنویم اما فضای آن بایستی در میزگردها و کرسیها و تربیونهایی خاص در دانشگاهها باشد که هنوز شکل نگرفته است. بچههای حزباللهی بایستی این تریبونها را تشکیل دهند که در آن همه صاحبان افکار حضور پیدا کنند و جواب خود را بگیرند. در ابتدای انقلاب چنین میزگردهایی وجود داشته است. شهید مطهری، آیتالله بهشتی، آیتالله مصباح، آیتالله مفتح و بسیاری دیگر از بزرگان میامدند و تفکرات مختلف را به چالش میکشیدند و دیگر جایی برای حضور مغرورانه صاحبان این تفکرات در سر کلاسها باقی نمیماند و اساساً حرفی برای گفتن نداشتند. از مجاهدین خلق و مارکسیستها گرفته تا عناصر لیبرال و سکولار همگی در فضای علمی که شکل میگرفت حضور مییافتند و پاسخ قاطع دریافت میکردند. عناصر حزباللهی بایستی به جای اینکه به طرد یکسویه و تصفیه حضوری این عناصر فکر کنند این فضاها را برای طرح دیدگاهها در دانشگاهها ایجاد کنند و در این صورت دیدگاههای حزباللهی هم با انسجام و تکامل بیشتری مطرح خواهد شد.
نباید با زور نمره، تفکر را به دانشجو القاء کرد و این اشکالی است که به وضوح شاهد آن هستیم. البته به همان میزان که عناصر مذهبی و حزباللهی در برقراری کرسیهای آزاد اندیشی کاهلی و تنبلی کردند و تریبونهای فکری رذا در دانشگاهها دایر نکردند عماصر سکولارولیبرال از موقعیت سوء استفاده کردند. البته آنان هم به اشتباه خود در مورد تک صدایی کردن فضای دانشگاهها و حتی رسانهها و مطبوعات پیبردهاند اما این اشتباه نباید با اشتباهی دیگر از سوی ما تکرار شود. فضا در حال حاضر فضای مناسبی است که مجموعه وزارت علوم – همچنان که آقای خرمشاد در مصاحبهای بیان کرده بودند که سلایق گوناگون در دانشگاهها بایستی حضور پیدا کنند – به برگزاری این کرسیها اهتمام بورزد و امکان انتخاب احسن را برای دانشجویان مهیا سازد. اگر قدرت انتخاب بین یک انتخاب مطرح باشد این معنی انتخاب را از دست میدهد. اگر چند گزینه وجود داشته باشد انتخاب کاملتری هم به وجود خواهد آمد.
ما بایستی ساختاری را تعریف کنیم که استاد قدرت آنکه تفکرالت و سلایق سیاسی خود را – از هر طرف که باشد– به نمره دانشجو تعمیم دهد نداشته باشد. این سیستم اگر پایدار بماند حتی اگر به جای عناصر سکولار عناصر حزباللهی هم قرار گیرند همان راه دنبال میشود. ما بایستی سیستمی را طراحی کنیم که همه بدون ترس از نمره و مشکلات حاشیهای، مسایل خود را طرح کرده و پاسخ بگیرند. جامعه علمی ما در دانشگاهها بایستی به سمت ایجاد این تریبونها و کرسیهای علمی و بدون حب و بغضها و سیاستهای متداول حرکت کند و از سوی دیگر بایستی ساختار دانشگاهها از لحاظ استاد سالاری محض اصلاح شود.
* یالثارات: برای پیشبرد جنبش نرمافزاری و تولید علم، از یکسو ما به فضای آزاداندیشی و نقد و مناظره احتیاج داریم و از سوی دیگر نباید فضای دانشگاههای ما مسموم به تفکرات لیبرالیستی و سکولاریستی گردد و دانشگاه بایستی اسلامی باشد آیا این دو با هم در تنافی نیست؟
** جلیلینژاد: اگر آن فرمایش خردمندانه رهبری که خواستار ایجاد محافل و کرسیهای آزاداندیشی در محافل علمی حوزه و دانشگاه بودند به شکل حقیقی و واقعی خود پیاده شود ما شاهد نخواهیم بود که افرادی در پستوی کلاسها حرف خود را به زور نمره مطرح کنند بلکه بایستی در حضور تفکرات دیگر عرض اندام کنند و اگر حرف ضعیفی باشد و خدشه به آن وارد گردد و جواب قانعکننده نداشته باشد آن فضایی به وجود نخواهد آمد که اینان بتوانند دانشگاه را مسموم کنند و حرف خود را عرضه کنند. در گذشته ما شاهد بودیم که بسیاری از این تفکرات با نگاهی تک صدایی و به شدت یک سویه مطرح میشد. این البته آفتی بود که آنها نتیجهاش را هم دیدند که هیچ وقت به نفع آنان تمام نشد. جالب است آنهایی که نگاه تک صدایی به لیبرالیسم و سکولاریسم را مطرح میکردند حتی به مبانی این تفکرات که پلورال است نیز توجه نمیکردند. در آن دوره هم از هرگونه مذاکره و میزگرد و پاسخگویی به تفکرات دیگران طفره میرفتند. این تجربه خوبی است که ما بایستی از آن درس بگیریم و فرموده رهبری را اجرایی کنیم. در دانشگاهها حداقل طی4-3 سال اخیر تمامی میزگردهای دانشجویی میزگردهای سیاسی بوده و نه میزگردهای فکری. این مطلبی است که وزارت علوم فعلی بدون نگاه سیاسی و برخوردی بایستی آن را دنبال کند. در این صورت است که میتوان حقانیت تفکر حزباللهی را ثابت کرد.
از سوی دیگر بایستی توجه داشت که اگر میخواهیم دانشگاه اسلامی داشته باشیم، بایستی مهد کودکهای اسلامی داشته باشیم. همچنین بایستسی گفت که دانشگاه اسلامی منافااتی با ایجاد تریبونهای افکار مختلف ندارد. البته آن آزادی که در دوم خرداد مطرح شد و آزادی بیدر و پیکری بود و ابتذال و بیاخلاقی و هرج و مرج در دانشگاهها بود مورد تأیید هیچگونه تفکر عاقلانه و منطقی نیست و اساساً معنای آزادی این نیست.
آزادی در حیطه افکار مورد نظر ما در فضایی برابر و مساوی و آرام شکل میگیرد، نه در فضای ابتذال و هرج و مرج، در آن همه ما شاهد آزادی به معنای واقعی کلمه نبودیم و بسیاری از مسایل حال حاضر محصول فشارهای آن دوران است.